درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف
درس 8: امام مهدی (عج)
ولادت پنهانی
نگرانی عباسیان از تولد فرزندی برای امام حسن عسکری موجب شد، تا نظارت شدیدی نسبت به امام، اِعمال شود. به همین علت دوران حمل و تولد امام؛ از مردم پنهان داشته شد و جز افراد اندک، کسی امام مهدی را ندید. این موضوع، زمینهساز تردیدهایی درباره وجود آن حضرت میشد، اما با وجود فضای دشوار آن دوره، گریزی از آن نبود. احمد بنعبدالله خاقان از کارگزاران دستگاه خلافت در گزارشی میگوید: «با انتشار خبر بیماری امام حسن عسکری، خلیفه، فردی را به دنبال پدرم فرستاد. پدرم به تعدادی از کارکنان نزدیک خلیفه، دستور داد تا خانه امام را کنترل کرده و لحظهبهلحظه از اوضاع و احوال حضرت باخبر باشند. آنگاه برخی از طبیبان را فراخواند و دستور داد شبانهروز بر بالین امام، حضور داشته باشند.» این کنترل و مراقبت تا زمان رحلت ایشان ادامه یافت.
پس از شهادت امام حسن عسکری به دستور خلیفه، خانه امام به دقت بازرسی و همه چیز مهر و موم گردید. سپس میراث ایشان، میان مادر و برادرش جعفر تقسیم شد. بدون تردید حساسیت شدید دستگاه خلافت و گماردن جاسوسانی برای امام حسن عسکری بدان علت بود که از چگونگی و تولد فرزند ایشان اطلاع یابند و در صورت نیافتن به مردم چنین وانمود کنند که امام عسکری فرزندی نداشته است. در این شرایط، امام حسن عسکری، موضوع ولادت امام مهدی را از مردم و حتی بیشتر شیعیان پنهان نگاه داشت و تنها در موارد خاصی برخی از اصحاب خاص خود را از این راز آگاه ساخت.
زمینهسازی برای عصر غیبت
از نکات مهم موضوع غیبت نحوه واکنش جامعه در برابر آن است. اگرچه غیبت امام معصوم و عدم ارتباط مستقیم مردم با او، در امتهای گذشته نیز سابقه داشته است، اما غیبت ناگهانی امام برای مردمی که حدود 250 سال شاهد حضور ایشان در میان خود بودند چندان ساده نبود.
مسئله غیبت امام میتوانست باعث حیرت و سرگردانی شگرف شیعیان شود، از اینرو پیشوایان معصوم، میبایست نسبت به آمادهسازی جامعه، برای ورود به عصر غیبت، تمهیدات لازم را فراهم نمایند. این کار از زمان پیامبر اکرم، آغاز شده بود. ایشان با بیان سخنانی در مورد عصر غیبت از جمله چگونگی وقوع این رخداد، مسئولیت سنگین شیعه در این زمان و ابراز نویدها و امیدها به آینده سعی کردند ذهنیت جامعه را برای پذیرش این موضوع حساس و مهم، آمادهسازند. آمادهسازی افکار عمومی در دوران هر یک از امامان شیعه بهصورت پیوسته تداوم یافت. با نزدیک شدن عصر غیبت این روند وضوح بیشتری یافت. این زمینهسازیها موجب شد، هرگونه شک و تردید، نسبت به وجود امام غایب از دل شیعیان زدوده شود و آنها دچار حیرت نشوند و نیز، وظیفه شرعی خود را در برابر حاکمان ظالم بدانند و زمینه بازگشت پیشوای معصوم به میان خویش و تشکیل حکومت حق را فراهم سازند.
اوضاع سیاسی دوران غیبت صغری
در دوران غیبت صغری شش خلیفه عباسی به قدرت رسیدند. این دوره با ضعف دولت مرکزی خلافت و تجزیه بخشهایی از قلمرو خلافت عباسی و شکلگیری چند دولت مستقل و نیمهمستقل توأم بود. این موضوع با افزایش قدرت امرای تُرک از یکسو و بیکفایتی خلفای عباسی از دیگر سو ارتباط داشت. کارگزاران ترک چندان قدرت یافتند که گاه خلیفه را وادار میکردند جانشین خود را عزل کند. چنان که معتمد عباسی مجبور شد پسرش را از ولایتعهدی عزل و برادرزادهاش را جانشین قرار دهد. گاه پا را فراتر گذاشته خلیفه را دستگیر و از خلافت خلع میکردند و پس از شکنجه او را میکشتند. همانطور که مقتدر عباسی به دست سربازان ترک خود کشته شد. یک روز پس از کشته شدن مقتدر آنها، با برادرش القاهربالله بیعت کردند. اما سال بعد او را هم از خلافت خلع کرده و چشمانش را میل کشیدند.
درگیری میان خلیفه و وابستگانش برای کسب قدرت امری عادی بود. در میان وزیران نیز رقابت سختی برای کسب قدرت وجود داشت به طوری که مبالغ سنگین برای دستیابی به مقام وزارت هزینه میشد.
ضعف خلافت عباسی در سده سوم به تشکیل حکومتهای مستقل و نیمهمستقل انجامید که بهطور خلاصه به آنها اشاره میشود:
1- حکومتهای سنیمذهب
2- حکومتهای شیعی
وضعیت شیعه در دوران غیبت صغری
شناخت اوضاع شیعه در دوره غیبت صغری در سه محور به شرح ذیل میباشد:
الف) اختلاف میان شیعیان
در درسهای گذشته خواندیم پس از شهادت هر امام تا شناخته شدن امام بعدی عدهای از شیعیان دچار تردید میشدند و مدتی طول میکشید تا جانشین امامی که از دنیا رفته است، شناخته شود. این مشکل پس از شهادت امام عسکری دو چندان شد: زیرا از یکسو دوران ولادت و کودکی امام کاملاً مخفیانه بود و جز تعداد محدودی از شیعیان کسی از نزدیک فرزند ایشان را ندیده بود. از سوی دیگر غیبت امام مهدی بلافاصله پس از شهادت پدر آغاز شد. عامل دیگری که به این تردیدها دامن میزد تلاشهای برادر امام عسکری یعنی جعفر بود که تلاش میکرد خود را جانشین برادر معرفی نماید و حتی برای رسیدن به هدف خود حاضر شد با دستگاه خلافت همکاری نماید. به گزارش منابع، شیعیان در آغاز غیبت صغری به چند گروه تقسیم شدند:
1- کسانی که شهادت امام عسکری را باور نداشتند و او را به عنوان مهدی آل محمد پذیرفتند که همچنان زنده است. آنها به واقفه ـ کسانی که بر امامت امام عسکری متوقف کردهاند ـ شهرت یافتند.
2- کسانی که امامت جعفر ـ برادر امام عسکری ـ را پذیرفتند، این عده جعفریه نام گرفتند.
3- عدهای که امامت پیشوای یازدهم را نپذیرفتند و به امامت اولین فرزند امام هادی گرویدند و محمدیه نام گرفتند.
4- شماری بر این باور بودند که امام عسکری جانشینی ندارد.
5- گروه دیگر که بیشترین جمعیت را تشکیل میدادند کسانی بودند که به امامت حضرت مهدی قائل شدند. البته به گفته شیخ مفید در اواخر قرن چهارم تنها امامیه بود که موجودیت خود را حفظ کرده بود.
ب) وضعیت سیاسی
در عصر غیبت صغری به لحاظ سیاسی تغییر چندانی در وضعیت شیعه رخ نداد و آنان همچون دورههای قبل در فشار و محدودیتها به سر میبردند. جز در برخی دورهها که وضعیت به نفع شیعیان بود و آنان تا حدودی از آزادی سیاسی و اجتماعی برخوردار میشدند. این شرایط با نفوذ برخی از شیعیان به دستگاه خلافت آغاز شد؛ از جمله افرادی از خاندان شیعه مذهب و برجسته بنیفُرات که بانفوذ در دربار و حضور در مناصب بالای حکومتی، توانستند تا حدودی از فشار برشیعیان بکاهند.
ج) وضعیت علمی و فرهنگی
به جهت علمی و فرهنگی علما و فقهای شیعه تلاشهای چشمگیری در گردآوری، تدوین و تألیف کتاب انجام دادند. این فعالیتها در راستای اقتضائات دوره غیبت صغری بود، زیرا امام معصوم به عنوان منبع و مرجع اصلی پاسخگویی به سؤالات و شبهات، دیگر در میان مردم حضور نداشت. نایبان خاص نیز به جهت محدودیتهای سیاسی اعمال شده از سوی دستگاه خلافت به شدت تقیه میکردند. پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف جهان اسلام و عدم دسترسی به مراکز علمی و فرهنگی بر این مشکلات میافزود. از اینرو علما و اندیشمندان شیعه بر آن شدند تا علوم اهل بیت را جمعآوری کرده بهصورت مدوّن و مکتوب در اختیار مردم قرار دهند تا پاسخگوی مسائل و رفع کننده مشکلات آنها باشد. از جمله مهمترین تألیفات این دوره کتاب «الکافی» کلینی است.
بدین ترتیب فقها و محدثان شیعه حرکت علمی امامان معصوم در زمان غیبت را استمرار بخشیدند و با حفظ و انتقال میراث علمی آن بزرگواران، زمینه شکوفایی علمی و فرهنگی شیعه را در سدههای بعد فراهم نمودند.
امام مهدی (عج) و رهبری شیعیان در دوران غیبت صغری
پس از شهادت امام حسن عسکری به یکباره شیعیان با غیبت امام مهدی مواجه شدند. سؤالی که برای شیعیان مطرح میشد این بود که در این شرایط چگونه میتوانند با امام خود ارتباط برقرار کنند. راهحل این پرسش خیلی زود آشکار شد و چگونگی ارتباط با امام به آگاهی تعدادی از شیعیان رسید. در روایتی راجع به شیعیان قم که طبق معمول برای دیدار با امام حسن عسکری و تقدیم هدیههای مالی و نامهها و سؤالات خود به سامرا رفته بودند آمده است؛ این گروه زمانی به شهر سامرا رسیدند که امام حسن عسکری به شهادت رسیده و جعفر ـ برادر ایشان ـ ادعای امامت کرده بود. جعفر کذاب نتوانست دلیلی بر امامت خود ارائه دهد و شیعیان در حالی که ناامید شده بودند، راه بازگشت را در پیش گرفتند. آنان در بیرون شهر بودند که نماینده امام مهدی را با ایشان دیدار کرد. پس از آن شیعیان قم موفق به دیدار امام شدند. امام در همین ملاقات از آنها خواست که برای انجام امور مربوط به ایشان، به نمایندهشان در بغداد مراجعه نمایند.
سفرای چهارگانه یا نایبان خاص
وظیفه حفظ وحدت و ارتباط میان شیعیان، هدایت آنان در شرایط دشوار، مواجهه با فرقهها و افکار انحرافی، همراه با توانایی بالا در پنهان کاری و تقیه، نیاز به سفیرانی زبده و مورد اطمینانی داشت که قادر به انجام چنین مسئولیت حساس و مهمی باشند. از اینرو انتخاب نایبان خاص بهطور مستقیم از طرف امام مهدی صورت گرفت.
مرکز استقرار نایبان در دوران غیبت صغری، شهر بغداد بود. سفیران از میان کسانی انتخاب شدند که هیچگونه حساسیتی نسبت به آنان از طرف دستگاه خلافت نباشد و از سادات و علویان نیز نبودند، زیرا عباسیان به شدت ایشان را زیر نظر داشتند.
1- عثمان بن سعید عمری
عثمان بن سعید از شیعیان مورد اطمینان بود به طوری که راستی گفتار، تقوا و امانتداری او از طرف امام، مورد تأیید بود. عثمان در پوشش شغل روغنفروشی به دستور امام زمان در شهر بغداد اقامت گزید. او وکیل و خادم امام هادی بود و ریاست سازمان وکالت در زمان امام حسن عسکری را بر عهده داشت. عثمان در جلسه خصوصی امام حسن عسکری برای معرفی جانشین پس از خود، حضور داشت و مراسم غسل و دفن حضرت را نیز انجام داد. موقعیت برجسته عثمان بن سعید در زمان امام دهم و یازدهم باعث شد که وکلا و بزرگان شیعه بدون هیچگونه شکی نیابت او را بپذیرند.
2- محمد بنعثمان بنسعید عمری
محمد بنعثمان پس از درگذشت پدرش از طرف امام مهدی به مقام نیابت رسید. حضرت در توقیعی به وی تسلیت گفت و پس از دعای خیر در حقش امور نیابت را به او واگذار کرد. وی نیز از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت مورد قبول و احترام شیعیان و از یاران مورد اعتماد امام حسن عسکری بود.
محمد بنعثمان طولانیترین دوران نیابت ـ حدود 40 سال ـ را بر عهده داشت. وی در همان شغل پدر به انجام امور مربوط به نیابت میپرداخت. وی توقیعهای زیادی از امام عصر دریافت و به شیعیان میرساند. زمانی که محمد بنعثمان در بستر بیماری افتاد، ابوالقاسم حسین بن روح را به عنوان نفر سوم معرفی کرد.
3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی
محمد بن عثمان وکلای دیگری هم در بغداد داشت که برخی از حسین بن روح به محمد بن عثمان نزدیکتر بودند، اما با این همه، حسین بن روح از طرف امام به این مقام منصوب شد. وی در شرایط سخت و دشوار آن روز، با هوشمندی و زیرکی بینظیر در مواقع مختلف و حساس تشکیلات امامیه را به خوبی هدایت کرد و به جهت انتصاب به خاندان نوبختی در دستگاه خلافت عباسی از احترام برخوردار بود. موقعیت و جایگاه او در میان شیعیان به نحوی بود که نیابت وی خیلی زود مورد پذیرش قرار گرفت.
4- علی بن محمد سَمری
نایب سوم ـ حسین بن روح نوبختی ـ به فرمان امام مهدی علی بن محمد سمری را به عنوان جانشین خود، جهت اداره امور شیعیان معرفی کرد. وی از اصحاب امام حسن عسکری نیز بود. در روزگار نیابت سمری وضعیت دستگاه خلافت و سرزمینهای اسلامی به شدت آشفته شد. هرج و مرج و جنگهای داخلی همهجا را فرا گرفته بود. سمری حدود سه سال نیابت خاص امام را بر عهده داشت و سرانجام چند روز پیش از رحلت نامهای از طرف حضرت به دستش رسید که نزدیکی زمان مرگ وی را اطلاع داده بود. متن توقیع، آغاز غیبت کبری را وعده میداد.
وظایف نایبان
1- اطمینان بخشی نسبت به وجود حضرت
یکی از وظایف مهم نایبان امام بهویژه سفیر اول این بود که به برخی از شیعیان که ممکن بود دچار تردید شوند ثابت کند که امام عسکری فرزندی دارد که اکنون غایب است. البته به جهت تقیهٔ شدید این کار سخت بود.
2- نظارت و سرپرستی شبکه وکالت
پیش از این گفته شد سیاست تعیین وکیل و رهبری امور شیعیان در مناطق مختلف اسلامی، از زمان امام کاظم معمول شد. در دوران غیبت با قطع ارتباط مستقیم شیعیان و همچنین وکلا با امام زمان، آنها از راه نایب امام با حضرت ارتباط داشتند. این وکلا اموال و هدایا و نامههای ارسال شده را به سفیران امام میرساندند و آنها نیز وجوه دریافتی را طبق دستور امام هزینه میکردند. البته بهندرت امکان داشت که یکی از وکلا بتواند امام را ملاقات کند. نایبان هرکدام وکیلانی داشتند؛ به عنوان مثال نایب دوم، ده وکیل در بغداد داشت.
3- پاسخگویی به پرسشهای فقهی و اعتقادی
در دوران حضور ائمه، مرجع علمی و فکری شیعیان، خود امامان معصوم بودند. شیعیان با بروز هرگونه اشکال فکری و یا مواجه شدن با پرسش به حضور امام شتافته و از محضر وی سؤال میکردند. آغاز غیبت صغری و عدم حضور امام که رکن اصلی شیعه در مسائل فکری و اعتقادی بود در میان مردم، میتوانست به بحرانی فکری و اعتقادی در میان شیعیان منجر شود. لذا یکی از وظایف مهم نایبان امام این بود که سؤالها و شبهات شیعیان را به عرض امام برسانند و پس از دریافت پاسخ، آن را به سؤال کننده ابلاغ نمایند. متن توقیعات و نامههای امام موضوعات مختلفی را شامل میشد: برخی پاسخ به سؤالات اعتقادی بود. بخش قابل ملاحظهای از محتوای نامهها پاسخ به سؤالات فقهی همچون نماز، حج، خمس و... میباشد.
4- مقابله با مدعیان دروغین نیابت
یکی از مشکلات اساسی دوران غیبتصغری، ظهور افرادی بود که به دروغ ادعای نیابت و وکالت میکردند. برخی از مدعیان در ابتدا افرادی صالح بوده و در زمره وکلای نایبان امام به شمار میرفتند، اما به جهت ضعف ایمان، طمع بهدست آوردن اموال، کسب شهرت و جاهطلبی راه انحراف را در پیش گرفتند و بدین ترتیب زمینه گمراهی مردم را فراهم ساختند. یکی از این افراد، محمد بن علی شلمغانی نام داشت. وی یکی از افراد صالح و از وکیلان نایب سوم ـ حسین بن روح نوبختی ـ به شمار میرفت شلمغانی پس از مدتی خود را نایب امام عصر معرفی نمود و مطالب دروغی را منتشر ساخت، در حالی که آن مطالب را به حسین بن روح، نسبت میداد. یکی از عقاید کفرآمیز وی، حلول روح پیامبر در محمد بنعثمان عمری و روح امیرالمؤمنین علی در حسین بن روح بود. حسین بن روح تلاش زیادی برای افشای چهره شلمغانی انجام داد و توقیعی نیز از طرف امام زمان مبنی بر لعن و برائت از کارها و سخنان او صادر شد. در نهایت سخنان شلمغانی به گوش خلیفه عباسی رسید. خلیفه هم دستور قتل وی را صادر کرد.
آغاز غیبت کبری
با رحلت چهارمین نایب امام مهدی فصل جدیدی در تاریخ شیعه آغاز شد که غیبتکبری نامیده میشود. در غیبتکبری زمام امور دینی و سیاسی جامعه اسلامی، بر اساس فرموده امام بر عهده فقیهانی نهاده شد که علاوه بر شایستگی علمی، از ویژگی عدالت، تقوا و کاردانی نیز میبایست برخوردار باشند. فقیهانی این چنینی، بر اساس ولایتی که از سوی خداوند و بهواسطه امامان معصوم به آنان واگذار شده، در دوره غیبت حق زعامت سیاسی و دینی جامعه را دارا هستند. آنان در طول تاریخ میراث علمی، فکری و معنوی معصومان را نسل به نسل تا عصر حاضر انتقال دادهاند و امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران میراث دار این تلاش ارزنده است.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 74 کتاب درسی)
1- عکسالعمل دستگاه خلافت پس از شنیدن بیماری امام حسن عسکری چگونه بود؟
2- نقش پیامبر و امامان معصوم در زمینهسازی برای عصر غیبت را توضیح دهید.
3- شیعیان پس از شهادت امام یازدهم چند فرقه شدند؟ کدام فرقه موجودیت خود را حفظ کرد؟
4- نواب اربعه را نام برده و وظایف آنان را ذکر کنید.
| نام | لقب | کنیه | سال ولادت | زادگاه | نام مادر | شهادت |
|---|---|---|---|---|---|---|
| علی بن حسین (ع) | سجاد، زینالعابدین، سیدالساجدین | ابوالحسن، ابومحمد | 38 ق | مدینه | شهربانو | 95 ق |
| محمد بن علی (ع) | باقر، هادی، شاکر | ابوجعفر | 57 ق | مدینه | امعبدالله (دختر امام حسن (ع)) | 114 ق |
| جعفر بن محمد (ع) | صادق، فاضل، طاهر | ابوعبدالله | 83 ق | مدینه | امفروه (دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر) | 148 ق |
| موسی بن جعفر (ع) | کاظم، عبد صالح | ابوالحسن الاول | 128 ق | ابواء (از اطراف مدینه) | حمیده | 183 یا 186 ق |
| علی بن موسی (ع) | رضا، رضی، صدیق | ابوالحسن الثانی | 148 ق | مدینه | نجمه یا تُکتَم | 203 ق |
| محمد بن علی (ع) | جواد، تقی، زکی | ابوجعفر الثانی | 195 ق | مدینه | خیزران | 220 ق |
| علی بن محمد (ع) | هادی، نقی، ناصح | ابوالحسن الثالث | 212 یا 214 ق | صریا (اطراف مدینه) | سمانه | 254 ق |
| حسن بن علی (ع) | عسکری، زکی | ابومحمد | 231 یا 232 ق | مدینه | حدیثه | 260 ق |
| هم نام پیامبر (ص) | بقیة الله، حجة الله، مهدی، قائم | همان کنیه پیامبر (ص) | 255 ق | سامرا | نرجس | زنده و غایب |
