درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف
درس 7: امام حسن عسکری (ع)
آغاز امامت امام حسن عسکری (ع)
شرایط دشوار زندگانی امام هادی، مانع از معرفی صریح جانشینی فرزندش ـ امام حسن عسکری ـ شد. امام هادی تنها در ماههای آخر عمر خود، جانشین خود را به اصحاب نزدیکش معرفی کرد. پس از شهادت امام هادی، بیشتر اصحاب ایشان، امامت فرزند بزرگش، ـ حسن ـ را پذیرفتند. تنها برخی از شیعیان به امامت پسر دیگر امام هادی به نام محمد، که در زمان پدر، بدرود حیات گفته بود، معتقد شدند و او را مهدی موعود دانستند.
رخداد دیگری که پس از شهادت امام هادی رخ داد، ادعای امامت جعفر، برادر دیگر امام حسن عسکری بود که به جعفر کذّاب شهرت یافت. جعفر با طرح ادعای امامت، تنشهایی را میان شیعیان ایجاد کرد و آنها را به دور خود جمع کرد. البته امام حسن عسکری فرصت هیچگونه خودنمایی به او نداد.
موقعیت اجتماعی امام حسن عسکری (ع)
امام حسن عسکری در حالی به امامت رسید که بسیار جوان بود. ویژگیهای علمی، اخلاقی و حسن رفتار ایشان خیلی زود مورد توجه مردم و حتی مخالفانش قرار گرفت. روایتهای زیادی در منابع معتبر نقل شده است که از موقعیت و نفوذ امام حکایت دارد. مسیرهای منتهی به دارالخلافه در روزهایی که امام باید به آنجا میرفت؛ مملو از جمعیتی میشد که برای دیدار ایشان آمده بودند. هنگامی که امام وارد مسیر میشد، هیاهوی مردم خاموش میگردید. زمانی که امام زندانی شد، زندانبانانِ سختگیری همچون صالح بن وُصیف برای کنترل و نظارت امام تعیین شدند.
دیدن مکارم اخلاقی و عبادتهای خالصانه ایشان در زندان، نگهبانان را از رفتار خود پشیمان میکرد. یکبار برخی از بزرگان عباسی از صالح خواستند بر امام سخت بگیرد، صالح در پاسخ گفت: «دو تن را که از بدترین مردم میدانستم، بر او مأمور کردم ولی آنان چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که در عبادت به حد والایی رسیدند».

اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران امام حسن عسکری (ع)
شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر زمان امام حسن عسکری مشترکات زیادی با دوره امامت پدرش ـ امام هادی ـ داشت. چیرگی امیران ترک بر امور حکومتی، روزبهروز بیشتر میشد آنان خلیفه عباسی ـ معتز ـ را از سلطنت خلع کردند و پس از آزار و شکنجههای فراوان، او را در سردابی انداختند تا خلیفهٔ مخلوع زندهبهگور شود. ناکارآمدی عباسیان در امور حکومتداری و لذتطلبیهای آنان موجب رواج فساد گسترده میان کارگزاران حکومتی شده بود. بیتوجهی به امور مردم، گسترش بیعدالتی و ناامنی، نارضایتی و خشم مردم را برانگیخت و زمینهساز قیامهای مختلفی در گوشه و کنار سرزمینهای اسلامی شد از جمله این قیامها جنبش یعقوب بنلیث صفاری بود که از سیستان آغاز شد و به سایر مناطق هم سرایت کرد. یعقوب از اطاعت خلیفه سرباز زد و به قصد تسخیر بغداد به عراق لشکرکشی کرد اما شکست خورد. در بصره مردی به نام علی بن محمد، مشهور به صاحبالزنج، تعداد زیادی از غلامان و بردگان را که از شرایط دشوار اجتماعی به ستوه آمده بودند با خود همراه ساخت. قیام او بسیار گسترده شد و در چند جنگ بر سپاهیان عباسی پیروز شد. او حدود 14 سال در بصره و نواحی اطراف آن حکومت کرد.
سیاست عباسیان نسبت به علویان و دوستداران اهل بیت نیز بسیار خشونتآمیز بود؛ به عنوان مثال، موسی بن یحیی که مردی ستمکار و پلید بود، به ولایت قم گماشته شد تا اهالی آنجا را که دوستی خالصانه نسبت به ائمه داشتند، در تنگنا قرار دهد. مردم وضعیت خود را به امام حسن عسکری نوشته و از آن حضرت درخواست دعا نمودند. امام در پاسخ دعایی طولانی برای آنها مرقوم کرد تا در نماز خود بخوانند.
نحوهٔ مواجهه خلفای عبّاسی با امام حسن عسکری (ع)
خلفای عباسی هم عصر با امام حسن عسکری، سیاست اجداد خود را نسبت به ایشان ادامه دادند و حضرت را ناگزیر ساختند در شهر سامرا بماند. بدین ترتیب، آمد و شدهای امام با یارانش به دقت تحت مراقبت قرار میگرفت و ارتباطات عادی و روزمره حضرت با مردم و دوستدارانش به راحتی امکانپذیر نبود.
عباسیان از وجود تشکیلات منظم و منسجم وکالت که از مدتها قبل ایجاد شده بود، تا حدودی اطلاع داشتند و این موضوع، بر نگرانی و وحشت آنان میافزود. به همین دلیل از امام خواسته بودند پیوسته حضور خود را در سامرا، به آگاهی حکومت برساند از اینرو امام هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضر میشد.
خلیفه عباسی به این مقدار نیز اکتفا نکرد، بلکه بارها حضرت را زندانی کرد. در زندان نیز، جاسوسانی گمارده شدند تا سخنان امام را گزارش دهند.
بررسی منابع شیعه نشان میدهد، فشارها و محدودیتهای واردشده بر امام حسن عسکری به دو دلیل، نسبت به امامان گذشته بیشتر بود. آن دو دلیل عبارتاند از:
1- اقتدار شیعیان
در زمان امام حسن عسکری، جمعیت شیعیان بهطور چشمگیری افزایش یافته بود. آنان در سرزمینهای پهناور اسلامی میزیستند. علت این پراکندگی، سیاستهای سختگیرانهٔ خلفای اموی و عباسی، نسبت به پیروان اهل بیت و علویان بود که موجب شد آنها به مناطق امن دور از دسترس حکومت مهاجرت نمایند. از جمله مناطقی که شیعیان فراوانی را در خود جای داده بود و با امام نیز ارتباط داشتند، شرق ایران از جمله خراسان بود. گرایشهای شیعی از گذشته در خراسان وجود داشت، به عنوان مثال در زمان امام صادق جمعی از اهالی خراسان به دیدار امام صادق رفته بودند. حضور امام رضا در شهر نیشابور نقطه عطفی در گرایش مردم به تشیع محسوب میشد. از شخصیتهای برجسته شیعی میتوان به فضل بن شاذان نیشابوری اشاره کرد. وی شاگرد امام هادی و امام حسن عسکری بوده است. سبزوار از شهرهای بزرگ بیهق تحت تأثیر مهاجرت علویان به گرایشهای شیعی روی آورد.
سابقه تشیع در قم به زمان ورود گروهی از اهالی کوفه به این شهر میرسد. آنها پس از سکونت در قم به نشر روایات اهل بیت همت گماشتند. منابع به تمایلات شیعی در شهر ری هم اشاره کردهاند. در بین اصحاب امام رضا و امام هادی افرادی با لقب رازی وجود دارد که از این شهر برخاستند.
پراکندگی پیروان اهل بیت، به لحاظ جغرافیایی، تنها از راه یک شبکه ارتباطی منسجم، میتوانست پیوند شیعیان با حوزه امامت از یکسو و ارتباط آنان با همدیگر را از سوی دیگر برقرار سازد. از اینرو امام حسن عسکری نظام وکلا را تقویت کرد و افرادی را که به لحاظ علمی و معنوی سابقه درخشانی داشتند به عنوان وکیل خود انتخاب نمود و تشکیلات شبکه وکالت را منسجمتر و منظمتر ساخت و افراد فاقد صلاحیت را کنار نهاد.
2- ولادت امام زمان (عج)
عامل مهم دیگری که حساسیت و مراقبت دقیق دستگاه خلافت حاکمِ عباسی را نسبت به امام عسکری موجب شد، موضوع تولد حضرت امام زمان را به عنوان آخرین حجت خدا بود. مسئله مهدویت از زمان پیامبر در میان مسلمانان به طور جدی مطرح بود و احادیث فراوانی در اینباره وجود داشت. توجه به این زمینهها بود که فرقههای گوناگون پیش از این، خود را مهدی معرفی کرده و افرادی را به دور خود جمع میکردند. بنیعباس و پیروان آنان هم اخبار تولد فرزندی از پیشوای یازدهم را میدانستند، کسی که نابودگر حکومتهای خودکامه است، از اینرو آنها به گمان خود میخواستند با کشتن حضرت، نسلش را نابود کرده و مانع ظهور امام زمان گردند.
تدابیر امام حسن عسکری (ع) برای ارتباط با شیعیان
حضور امام حسن عسکری در منطقه نظامی در حالی که به شدت تحتنظر قرار داشت، دسترسی شیعیان به ایشان را دشوار کرده بود. یکی از شیعیان به نام حلبی چنین نقل میکند؛ در یکی از روزها که قرار بود امام عسکری به دارالخلافه برود، ما در عسکر (محل سکونت امام) به انتظار دیدارش جمع شدیم، در این حال، از سوی آن حضرت نامهای به این مضمون رسید که «کسی بر من سلام ندهد و به سویم اشاره نیز نکند؛ زیرا که در امان نیستید». این روایت به خوبی گویای آن است که امام و شیعیانش تا چه حد از سوی دستگاه خلافت تحتنظر بودند.
در چنین اوضاعی حضرت با برنامهریزی دقیق و سنجیده، ارتباط خود را با اصحاب خاص خود، حفظ کرد زیرا تنها اندکی از آنها میتوانستند به خدمت حضرت برسند و رهنمودهای لازم را دریافت نمایند.
افزون بر شبکه ارتباطی وکلا، امام پیکها و نمایندگانی داشت که بهوسیله آنها، با پیروان خود ارتباط برقرار میساخت، یکی از این افراد، ابوالادیان نام داشت. او نامهها و پیامهای امام را به یاران ایشان میرساند و سؤالات ارسالی شیعیان را به نزد امام میبرد.
نگارشنامه و مکاتبه با شیعیان هم یکی از راههای ارتباطی بود که بهطور گسترده، از طرف امام مورد استفاده قرار میگرفت. اگرچه بیشتر این نامهها از میان رفته است، اما مقداری که باقیمانده، نشان میدهد که نامههای زیادی میان حضرت و شیعیان، تبادل شده است. استفاده از چنین سیستم ارتباطی دقیق، موجب گسترش و انتقال آموزههای شیعی به تمام مناطق دور و نزدیک شیعهنشین میشده است.
ابنبابویه قمی از بزرگان فقه و حدیث شیعه یکی از کسانی بود که امام به ایشان نامه مینویسد و ضمن ستایش از این فقیه، مطالبی را به عنوان توصیه و اندرز به او میفرماید.
نامهای نیز از طرف امام به اهالی قم و آبه نگاشته شد. برخی از نامههای امام برای معرفی وکیل و حدود و وظایف آنها بوده است، مانند نامهای که حضرت برای معرفی ابراهیم بن عبده به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری نگاشته است.
فعالیتهای امام حسن عسکری (ع)
1- فعالیتهای علمی و فرهنگی
امام حسن عسکری در طول دوران زندگی خود روایات زیادی را در موضوعات مختلف فقهی، تفسیری، اعتقادی و کلامی بیان فرمود که در منابع حدیثی شیعه موجود است. عصر امام به جهت تدوین و نگارش آثار علمی و مذهبی شیعه نیز اهمیت داشت، زیرا دوره حدود دویست و شصتسالهای که ائمه اطهار خود مسئولیت انتقال تعالیم دینی به مردم را برعهده داشتند، رو به پایان بود. از یک طرف لازم بود این معارف و مطالب به نسلهای بعد انتقال یابد، همچنین عالمانی باید تربیت شوند تا بتوانند پس از رحلت حضرت، از عهده این مسئولیت برآیند. در مورد اول، شاگردان امام نگاشتههای ارزشمندی را تألیف نمودند، این کتابها، پایههای اصلی جوامع حدیثی همچون کافی، من لایحضره الفقیه و دیگر آثار حدیثی شیخ صدوق و شیخ طوسی گردید. احمد بنمحمد بنخالد برقی، شاگرد امام هادی و امام عسکری، کتاب «المحاسن» را نگاشت که دایرهٔالمعارفی است مشتمل بر احادیث امامان در تمامی زمینههای مختلف دینی. برخی از اصحاب کتاب خود را به امام عرضه میکردند و نظر حضرت را جویا میشدند. کتاب یوم و لیله از جمله این تألیفات بود.
از شاگردان امام میتوان به عثمان بنسعید، هارون بنمسلم و بسیاری از بزرگان دیگر که در کتابهای رجالی نام آنها ضبط شده است؛ اشاره نمود. این بزرگان ضمن حفظ میراث اهل بیت در دوران غیبت، آن را به دست عالمان پس از خود رساندند.
2- حمایتهای مالی از شیعیان
سیاست خلفا ایجاد شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی برای شیعیان بود. آنها علویان و دوستداران خاندان پیامبر را در تنگناهای اقتصادی کشنده قرار میدادند. مردم نیز از بیم مجازات، جرأت کمکرسانی به آنان را نداشتند. از اینرو یکی از برنامههای امام، کمک مالی به شیعیان و برطرف کردن نیازهای اقتصادی آنان بود.
3- آمادهسازی شیعیان برای مسئله غیبت
امام حسن عسکری علاوه بر امور مهم و مسئولیتهای عمومی امامت، نقش مشخص و دشواری بر عهده داشت و آن آمادهسازی عملی مردم برای پذیرش رویداد تازهای به نام غیبت بود. برخی از اقدامات امام به شرح ذیل است:
الف) پنهان کردن ولادت امام زمان: امام عسکری از بیم دشمنان ولادت فرزندش را مخفی کرد. بهطوری که دوران بارداری مادر امام زمان را برای کسی آشکار نبود و دختر امام جواد ـ حکیمه ـ تنها هنگام فرا رسیدن زمان ولادت حضرت حجت از این موضوع اطلاع یافت.
ب) مژده ولادت امام زمان و به اصحاب خاص: امام حسن عسکری در ضمن نامهای به برخی از یاران نزدیک خود ولادت حضرت حجت را به آنان بشارت داد. از جمله نامهای که حضرت به احمدبن اسحاق نوشت و در آن به تولد فرزند خود اشاره کرد و در ضمن به او فرمان میدهد که این مطلب را پوشیده نگاه دارد.
ج) معرفی حضرت حجت به شیعیان نزدیک: امام حسن عسکری در روزهای ابتدای ولادت امام زمان، ایشان را به اصحاب نزدیک خود از جمله حسین بنایوب بن نوح نشان داد و از آنان پیمان گرفت راز این فرزند را پنهان دارد.
د) دیدار تعدادی از یاران امام با فرزندش: به نوشتهٔ شیخ طوسی: «گروهی از شیعیان نزد امام عسکری رفتند تا از او در مورد جانشین پس از خود سؤال کنند. آنها در حالی که نشسته بودند کودکی را دیدند که شبیهترین افراد به امام عسکری بود. حضرت در آنجا فرمود پس از من او پیشوا و جانشین من بر شما است. بدانید از امروز او را نخواهید دید تا روزگاری بگذرد».
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 64 کتاب درسی)
1- جعفر کذاب که بود؟ چه ادعایی داشت؟
2- برخی از ویژگیهای زمانه امام عسکری را بنویسید.
3- وضعیت شیعیان در عصر امام عسکری چگونه بود؟
4- نحوه ارتباط حضرت با شیعیان را بنویسید.