درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف
درس 6: امام هادی (ع)
امام هادی (ع) در مدینه
آغاز امامت امام هادی همزمان با خلافت معتصم بود. در این زمان حضرت در شهر مدینه اقامت داشت. معتصم که نمیتوانست امام را به حال خود رها کند، دستور داده بود که هرگونه فعالیت ایشان را گزارش دهند. حضرت با آگاهی از این مطلب بدون برانگیختن حساسیت دستگاه خلافت، فعالیتهای علمی و فرهنگی امامان پیشین را در شهر مدینه ادامه داد. علاقهمندان به کسب علوم دینی از مناطق مختلف نزد امام رفته و از ایشان بهره میگرفتند. 13 سال از امامت امام بدینگونه در شهر مدینه سپری شد. حضرت در کنار فعالیتهای علمی به امور مردم نیز رسیدگی میکرد. ایشان برخلاف حاکمان و والیان آن روز ارتباط زیادی با مردم به خصوص مستمندان و محرومان داشت. نیاز آنان را برآورده میساخت، از بیمارانشان عیادت میکرد و به کوچک و بزرگشان عنایت داشت. بدین ترتیب روزبهروز نفوذ و محبوبیت امام در میان اهالی مدینه بیشتر میشد؛ به طوری که حاکم مدینه نامهای به خلیفه عباسی آن زمان ـ متوکّل ـ فرستاد که چنین نوشته شده بود: «اگر احتیاج به حرمین ـ مکه و مدینه ـ داری میبایست علی بن محمد را از آن جداسازی زیرا او مردم را بهسوی خود فرا میخواند و عده زیادی به او گرویدهاند.»
امام نیز نامهای به متوکل نوشت و در آن از دشمنی کارگزار وی و بدرفتاریهایش گله کرد و دلایلی بر نادرستی تهمتهای او آورد.

فراخواندن امام هادی (ع) به سامرا
متوکل، وجود امام هادی را خطری بزرگ برای حکومت خود میدانست، از اینرو هر گزارشی مبنی بر محبوبیت و علاقه مردم به حضرت میتوانست بهانهای باشد تا همان سیاست نیاکان خود را نسبت به حضرت عملی سازد.
چنان که نامهٔ فرماندار مدینه و برخی از کارگزاران عباسی، به شدت خلیفه را نگران کرد و وی را مصمم کرد تا امام را به سامرا فراخواند و از نزدیک فعالیتهای حضرت را زیر نظر داشته باشد. متوکل نامهای به امام هادی فرستاد و ضمن برکناری حاکم مدینه، خود را مشتاق دیدار امام توصیف کرد. ادعایی که بعدها مشخص شد واقعی نیست و متوکل هدفی جز از میان برداشتن حضرت ندارد.
متوکّل همراه نامه، فردی به نام یحیی بن هَرثمه را به مدینه فرستاد. این فرد به محض ورود، خانهٔ امام را وارسی کرد و چیزی جز قرآن نیافت. سرانجام در سال 233 ق. امام راهی سامرا شد زیرا چارهای جز ترک شهر مدینه نداشت. قبول نکردن دعوت متوکّل میتوانست دلیلی بر درستی ادعای بدگویان باشد. امام به همراه فرزند خردسالش امام حسن عسکری و دیگر اعضای خانواده مدینه را به قصد اقامت اجباری در سامرا ترک کرد. یحیی رفتار محترمانهای با امام داشت. ملاقات نزدیک با امام و کرامتهایی که در طول مسیر از ایشان دید، موجب شد تا وی مجذوب شخصیت حضرت شود.
امام و دیگر همراهان وارد شهر بغداد شدند. مردم استقبال شایستهای از ایشان انجام دادند، بهگونهای که متوکّل دستور داد تا شبانه امام را به سامرا ببرند. پس از ورود به شهر سامرا متوکل نه تنها به استقبال ایشان نرفت بلکه دستور داد تا امام را در مکانی به نام «خانهٔ گدایان» اقامت دهند.
امام هادی (ع) در سامرا
با انتقال امام هادی به مرکز خلافت عباسی، دور جدیدی از برخوردها و سیاستهای متوکل در برابر پیشوای دهم آغاز گشت. متوکّل در رفتار به ظاهر محترمانه تمام تلاش و کوشش خود را به کار گرفت تا مردمیترین و ریشهدارترین رهبر مخالف حکومت خود را شکست دهد. این توطئهها، شکلهای مختلف داشت، برخی از آنها عبارت است از:
1- ایجاد محدودیت برای امام و جلوگیری از هرگونه ارتباط و تماس با مردم و شیعیان.
2- احضار مکرر امام هادی به کاخ سلطنتی که برخی از آنها در نیمههای شب اتفاق میافتاد. متوکّل با دریافت کوچکترین گزارش دستور میداد به منزل امام هجوم برند و ضمن بازرسی خانهٔ حضرت، وی را نزد متوکّل ببرند.
3- مخدوش ساختن چهرۀ معنوی حضرت: در یکی از احضارهای شبانه، امام هادی در حالی وارد کاخ متوکل شد که وی به همراه کارگزارانش در یک بزم شبانه مشغول نوشیدن شراب بودند. متوکّل امام را احترام کرد و نزد خود نشاند و از جام شراب خود به ایشان تعارف کرد. امام فرمود: مرا معافدار که گوشت و خون من هرگز با شراب آمیخته نشده است. سپس متوکّل از ایشان خواست که شعری برای او بخواند. پس از اصرار، حضرت اشعاری را خواند. مضمون اشعار چنان تکان دهنده بود که بزم شبانه آنها را در هم ریخت و حاضران و حتی متوکّل را به شدت متأثر کرد.
4- برگزاری مناظره علمی: متوکّل از یکی از دانشمندان معروف به نام ابن سکیّت خواست تا مسئلهٔ پیچیده و مشکلی طرح کرده از امام سؤال کند و از این راه وسیلهای برای بدنامی امام فراهم آورد. ابن سکیّت فرمان را اجرا کرد و در کاخ خلیفۀ عباسی تمام دانشمندان و فقها جمع شدند و در حضور متوکّل، ابن سِکیت سؤالهای خود را پرسید. امام به تمامی سؤالات پاسخ داد. یحیی بن اکثم نیز سؤالاتی را آماده کرده و پاسخ آنها را از امام درخواست نمود. پاسخ امام به مسائل مشکل که حکایت از جایگاه علمی ایشان داشت چنان یحیی بن اکثم را متعجب ساخت که روبه متوکل کرد و گفت: «ما دوست نداریم که پس از این، چیزی از ایشان (خطاب به امام هادی) بپرسند، زیرا هر چه علم او آشکار میشود باعث قوت گرفتن رافضیها خواهد شد.
5- زندانی کردن امام: متوکل که در برابر امام دچار عجز و ناتوانی شده بود، دستور داد امام هادی را به زندان بیفکنند تا بدینوسیله کینهٔ درونی خود را نسبت به حضرت التیام بخشد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 50 کتاب درسی)
به نظر شما علت برگزاری مناظرههای علمی از سوی خلفا چه بود؟
شبکه وکالت در دوران امام هادی (ع)
سیستم وکالت در دورههای امامان پیشین پایهگذاری شده بود، اما در دوره امام هادی این شبکهٔ گسترده علمی، فکری و سیاسی، از برجستگی و اهمیت خاصی برخوردار شد و در عصر امام حسن عسکری نیز همین رویه استمرار یافت. علت این امر، محدودیت و کنترل شدید امام هادی بود. در واقع محل اقامت حضرت، در یک پادگان نظامی قرار داشت که تحت نظارت دقیق مأموران دستگاه خلافت بود و امکان دسترسی مردم و اصحاب به ایشان و بهره گرفتن از محضر وی به سادگی امکانپذیر نبود. به همین دلیل، ارتباط میان امامان و شیعیان فراتر از ارتباط معمولی و عادی بود و از سازماندهی و پیچیدگی بیشتر برخوردار بود. به طوری که افراد معمولی توانایی انجام چنین مسئولیتی را نداشتند. وکیلان حضرت نقش حساستر، اختیارات بیشتر و مسئولیت سنگینتری پیدا کردند. در این دوره، افراد توانمندی مثل محمد بنداود قمی یا ابو علی بن راشد، مسئولیت وکالت را برعهده داشتند. کارگزاران و نمایندگان محلی تحتنظر این افراد به انجام وظیفه میپرداختند.
منابع تاریخی حاکی از آن است که قلمرو فعالیت وکلای امام به چهار منطقهٔ اصلی و مرکزی تقسیم شده بود:
ناحیۀ نخست: بغداد، مدائن و کوفه
ناحیهٔ دوم: بصره و اهواز
ناحیهٔ سوم: قم و همدان
ناحیهٔ چهارم: حجاز، یمن و مصر
نظارت دقیق بر عملکرد وکلا، تعیین وظایف و حدود و اختیارات و ارائه خطمشیهای کلی از مضمون نامههای امام مشخص میشود.
نمونهای از اینگونه سفارشها در منابع تاریخی موجود است: حضرت در نامهای، ابوعلی راشد را جایگزین وکیلان قبلی مینماید و بر اطاعت از ایشان تأکید میکند، فرمانبری از ابوعلی را همچون فرمانبری از خود اعلام میکند. حضرت در نامهای دیگر، برخی از نکات امنیتی را یادآوری میکند. ایشان خطاب به ایوب بن نوح چنین مینویسد: «ایوب بن نوح، به تو دستور میدهم که از ارتباط و رفتوآمد زیاد با ابوعلی بپرهیز و هر کدام از شما در قلمرو مأموریت خود، مشغول انجام امور محوّله باشید؛ و حتی اگر شما بر اساس دستورالعمل تعیین شده رفتار نمایید از ارتباط (پیوسته) با من نیز بینیاز خواهید بود. ای ابوعلی به تو نیز همان دستوراتی را میدهم که به ایوب دادم و نیز به شما دستور میدهم که از اهالی بغداد و مدائن چیزی که برای شما میآورند نپذیرید و نیز برای دیدار با من به آنان وقت ملاقات ندهید و کسانی که از خارج قلمرو مأموریتی شما برای شما چیزی میآورند به وکیل ناحیه مربوطه راهنمایی کنید».
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 51 کتاب درسی)
نقش شبکهٔ وکالت در آمادهسازی مردم برای غیبت صغری را توضیح دهید.
اوضاع سیاسی دوران امام هادی (ع)
دوران امامت امام هادی آغاز دورهای متفاوت برای حکومت عباسیان به شمار میآید. در این دوره از شکوه و عظمتی که دستگاه خلافت پیشتر از آن برخوردار بوده، خبری نیست، امنیت و آرامش از تمامی نقاط اسلامی رخت بربسته و سلطهٔ خلفای عبّاسی به سستی گراییده بود. علت ضعف و سستی خلافت را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- تسلط ترکها بر حکومت
پیشتر اشاره شد، معتصم بنا به دلایل مختلف از جمله بیاعتمادی به عنصر عرب و ویژگیهای جسمانی و توانمندی نظامی ترکها، تصمیم گرفت ارتش خود را از نیروهای ترک تشکیل دهد. ترکها خیلی زود، مناصب حکومتی را به دست گرفتند درحالی که هیچگونه آشنایی با امور حکومتی و اداری نداشتند و تمام توجهشان به جنگ و کشتار بود. آنها به تدریج چنان بر امور کشورداری مسلط شدند که برای خلیفه هیچ نفوذ و قدرتی باقی نماند. هرگاه میخواستند خلیفه را برکنار کرده و دیگری را بر تخت مینشاندند. یکی از شاعران آن زمان موقعیت یکی از خلفای عباسی به نام «مستعین» را مانند پرندهای در قفس توصیف میکند که هیچ اختیاری از خود ندارد.
رقابت امرای ترک برای بهدست آوردن قدرت و ثروت بیشتر موجب شد تا سرزمینهای اسلامی دچار بحران و آشوب شود. برخی از سرداران ترک، زمانی که قدرت بیش از حد مییافتند، به فکر جدایی از حکومت مرکزی و اعلام استقلال میافتادند، از جمله اینها، احمد بنطولون بود که از سوی خلیفه، حاکم مصر شد و سلسله طولونیان را بنیان نهاد.
2- ظلم و فساد خلیفه و کارگزارانش
دولتمردان عباسی بیشتر زمان خود را به خوشگذرانی و هوس بازی سپری میکردند. در دارالخلافه، بزمهای شبانه برپا میکردند و لباسهای زربافت میپوشیدند. کاخهای زیبا بنا میکردند و بذل و بخششهای بسیار داشتند. در نتیجه از امور کشورداری غافل و نسبت به وضعیت مردم بیتوجه بودند. والیان ناشایست را بر سرزمینهای اسلامی مسلط کرده و امور مسلمانان را به آنان واگذار میکردند. والیان نسبت به مردم ظلم و ستم بسیار روا میداشتند و تمام تلاش خود را برای انباشت ثروت به کار میگرفتند. آنان با پرداخت رشوه مناصب حکومتی را از وزیران میخریدند.
اوج فساد و ظلم در زمان متوکّل عباسی بود. سیاست وی، بر خشونت و بدرفتاری نسبت به علویان و شیعیان قرار داشت. وی به شدت آنان را در تنگنای اقتصادی قرار میداد و اگر کسی به علویان نیکی میکرد، مجازات میشد. وی در راستای ستیز با اهل بیت مبالغ زیادی را به شاعران میداد تا اشعار خود را در نکوهش اهل بیت بسرایند. متوکل مجازات سنگینی برای زائران امام حسین تعیین کرد و در اقدامی دیگر دستور داد قبر امام حسین در کربلا را ویران کنند، زمین آن را شخم زنند و بر آن آب ببندند. این واقعه در سال 236ق. رخ داد.
3- قیامها و شورشها
ضعف دستگاه خلافت، فساد خلیفه و کارگزارانش، ظلم و گسترش بیعدالتی و سیاست کینه جویانه خلفای عباسی نسبت به علویان؛ قلمرو خلافت اسلامی را صحنه درگیریها و قیامها نمود؛ بهطوری که یکی از ویژگیهای بارز در عصر امام هادی، گسترش قیام و جنبشهای مخالف با حکومت است. این جنبشها از حیث انگیزه دینی و غیردینی به دو دسته تقسیم میشود: آشوبهایی که با اهداف قدرتطلبانه به وقوع پیوست و نهضتهایی که از سوی علویان و با انگیزههای عدالتخواهانه انجام میگرفت. نهضتهای علوی اگرچه به پیروزیهای نسبی دست یافتند، ولی بهطور کلی ناکام مانده و شکست خوردند.
اوضاع فکری زمان امام هادی (ع)
رخداد مهم فکری زمان امام هادی حمایت حکومت از اصحاب حدیث بود. پیش از این واثق و معتصم سیاست مأمون را در حمایت از معتزله ادامه داده بودند. با به قدرت رسیدن متوکّل، مشی وی حمایت از اصحاب حدیث و مقابله با اعتزال و تشدید مبارزه با شیعیان و علویان قرار گرفت. متوکّل در مرحله اول اعلام کرد باور به مخلوق بودن قرآن بدعت و باورمندان به آن مرتدند و سخت مجازات خواهند شد. این موضوع بهانهای شد تا بسیاری از بزرگان معتزله سخت تحت تعقیب و آزار قرار گیرند. در مرحله دوم به اکرام و بزرگداشت محدثان اهل سنت پرداخت. عدهای را به سامرا دعوت و جوایزی برای آنان تعیین کرد.
فعالیتهای علمی و فرهنگی امام هادی (ع)
1- تبیین معارف دین
امام هادی، در طول 34 سال امامت خود با وجود سختگیریها و مراقبتهای دستگاه خلافت و ممانعت از ارتباط آزادانه با مردم تمام تلاش خود را برای ارشاد و رهبری جامعه مسلمانان به کار گرفت.
از جمله مسائل جامعه اسلامی انتشار نظریات و آرای کلامی بود که تصورات نادرستی را ایجاد کرده بود. موضوعاتی همچون خلق قرآن، جبر یا تفویض، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا و تحریف قرآن. حضرت در مورد برخی از این موضوعات همچون خلق قرآن ـ که از زمان مأمون در جامعه مطرح شده بود ـ مصلحت را در سکوت دید و شیعیان را نیز از ورود به این بحث و جدالهای بیحاصل منع نمود. اما در مقابل، به سؤالها و ابهامات اساسی آنها به تفصیل پاسخ میداد؛ به عنوان مثال مردم اهواز، نامهای به امام نوشتند و در مورد موضوع جبر و تفویض سؤال کردند. حضرت در پاسخ نامهای مفصل برای آنها نوشت و ضمن یادآوری جایگاه قرآن و اهل بیت، نظر امامیه را به تفصیل بیان فرمود.
یکیدیگر از فعالیتهای امام هادی دفاع از اصالت قرآن در مقابل کسانی بود که میگفتند قرآن تحریف شده است. این ادعا از طرف غالیان مطرح شد و بهانهای شد تا مخالفان شیعه را متهم کنند. امام هادی ضمن رساله مفصلی بر اصالت قرآن تأکید کرده آن را معیاری برای سنجش روایات صحیح از نادرست اعلام نمود.
2- میراث حدیثی امام هادی (ع)
نشر حدیث در زمان امام هادی، همانند امام جواد است. در مُسند امام هادی حدود چهارصد روایت از امام نقل شده است. فزونی روایات امام هادی بیشتر به جهت مدت طولانی امامت ایشان و وجود برخی دوران آسایش در طول این مدت بوده است.
3- امام هادی (ع) و فرهنگ دعا و زیارت
یکی از ویژگیهای شیعه، برخورداری از فرهنگ دعا و زیارت است، به گونهای که هیچیک از فِرَق اسلامی، از این مقدار ذخایر معرفتی بهرهمند نیست. دعا و نیایش جایگاه ویژهای نزد امامان داشت، که در قالب آن بسیاری از معارف دینی و حتی مسائل سیاسی ـ اجتماعی را مطرح میکردند. دعا و زیارت در سیره امام هادی هم مورد توجه بوده است. یکی از آثار ارزشمند حضرت، زیارت جامعهٔ کبیره است که یک دوره امام شناسی میباشد. طرح این زیارت، در دورهای که تبلیغات غالیان تصویر نادرستی از امامان ارائه میداد، ضروری به نظر میرسد. این زیارت از نظر سند صحیحترین و از جهت محتوا یکی از زیارتهای جامع و کامل است که از فصاحت و بلاغت بالایی برخوردار است.
علت صدور این زیارت درخواست یکی از شیعیان است. وی از امام تقاضا میکند زیارتی به او بیاموزد که از جهت بلاغت کامل باشد و عبارات و مضامین آن برای زیارت همه معصومان قابلیت داشته باشد. امام هادی زیارت جامعه را به او میآموزد. امام در این زیارت با تفکیک جایگاه توحید، نبوت و امامت را چنان که شایسته است تبیین میکند.
یکیدیگر از زیارات به جامانده از امام هادی، زیارت غدیر است که حضرت در زیارت جدش ـ امیرالمؤمنین علی ـ میخواند. موضوع زیارت غدیر، فضایل امام علی در قرآن است. آیه ولایت، آیه ابلاغ و سایر آیاتی که در شأن امام علی نازل گردیده از جمله موضوعاتی است که در این زیارت به آن اشاره شده است.
4- روشنگری امام هادی (ع) در برابر فعالیت غُلات
غُلو یکی از موضوعات مشکل آفرین در طول تاریخ تشیع بوده است. غالیان علاوه بر انحراف فکری خود، چهره ناپسندی از مکتب تشیع را نشان میدادند و راه را برای دشمنان جهت ستیز با شیعه هموار میساختند. امام هادی نیز همچون پدران بزرگوار خود، مبارزه با این فرقه را پیگرفت و با روشنگری و بیان مواضع خود، غالبان را بدعتگذارانی خارج از حوزهٔ دین معرفی کرد، به عنوان مثال، یکی از یاران امام، نامهای به حضرت نوشت و عقاید فردی به نام علی بنحسکه را شرح داد. خلاصهٔ نامه چنین است: « علی بنحسکه معتقد است تو ولیّ او و همان خدای قدیم هستی و خود را پیامبری میداند که از جانب شما مأمور هدایت مردم شده است.» امام در پاسخ به نامه، علی بنحسکه را فردی دروغگو معرفی کرد که باید از او به خدا پناه برد. در ادامه، امام از شیعیان خواست که از این افراد دوری نمایند.
5- پرورش شاگردان
امام هادی در ایام سکونت در مدینه و سامرا به رغم محدودیتهای بسیار موفق شد شاگردان برجستهای را پرورش داده و بهوسیله آنان معارف اهل بیت را انتشار دهد. عبدالعظیم بنعبدالله حسنی از شاگردان امام هادی بود. وی در زمان معتز به جهت اذیت و آزار وی به شهر ری رفت و در همان جا اقامت گزید و به ترویج تشیع در آن مناطق پرداخت.
در این دوران قم، یکی از مراکز مهم تجمع شیعیان بود که روابط محکمی با امام هادی داشتند. در میان شیعیان قم، گرایشهای انحرافی و غلوآمیز حاکم نبود و آنان به سختگیری نسبت به غالیان شهرت داشتند.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 56 کتاب درسی)
1- متوکّل عباسی به چه بهانهای امام را به سامرا فراخواند؟
2- اوضاع سیاسی دوران امام هادی را توضیح دهید.
3- برخورد متوکّل عباسی با معتزله چگونه بود؟
4- موضع امام هادی در مورد موضوع خلق قرآن چگونه بود؟
5- فعالیتهای علمی و فرهنگی امام هادی را نام ببرید.