درسنامه آموزشی دانش فنی تخصصی کلاس دوازدهم معماری داخلی
پودمان 1: سبکهای معماری داخلی
واحد یادگیری 1: بررسی سبکهای معماری داخلی در جهان
آیا تا به حال پی بردهاید
- سبکهای اصلی معماری داخلی در جهان کدامند؟
- در سبکشناسی معماری داخلی چه مواردی بررسی میشود؟
- ویژگیهای شاخص معماری داخلی چین و ژاپن کدامند؟
- عناصر اصلی در معماری داخلی سبکهای یونانی، مصری و رمی چیست؟
- در معماری داخلی هند، از چه نمادها و نقشهایی استفاده میشود؟
- معماری اروپا با ظهور مسیحیت چه تغییراتی کرد؟
استاندارد عملکرد
پس از پایان این واحد یادگیری هنرجو قادر خواهد بود:
1- سبکهای اصلی معماری داخلی در جهان را نام ببرد.
2- موارد مهم در شکلگیری یک سبک معماری داخلی را توضیح دهد.
3- ویژگیهای شاخص معماری داخلی چین و ژاپن را بیان کند.
4- عناصر اصلی در معماری داخلی سبکهای یونانی، مصری و رمی را شرح دهد.
5- نمادها و نقشهای معماری داخلی هند را بیان کند.
6- سبکهای معماری که ظهور مسیحیت در سرزمینهای اروپایی ایجاد کرد را نام ببرد.
7- ویژگیهای معماری سرزمینهای اروپایی پس از ظهور مسیحیت را شرح دهد؟
مقدمه
شناخت انواع سبک در معماری داخلی در طول تاریخ بسیارمهم است و به ما کمک میکند تا بتوانیم تصویر روشنتری از سبکهای مختلف به دست بیاوریم. آنچه سبکهای معماری داخلی را از هم متمایز میکند طرزنگرش متفاوت آنها به رنگ، نور، فرم و نوع و مبلمان در فضا و میزان خلوتی و شلوغی فضاهای داخلی است. آشنایی با جزئیات هر سبکی به چگونگی اجرای معماری داخلی کمک میکند. در این واحد یادگیری، شما با انواع سبکها در جهان، از سبک چینی و ژاپنی گرفته تا سبک یونانی، رمی و مصری، آشنا میشوید.
معماری داخلی در چین
سبک معماری داخلی چین، از دیگر سبکهای مهم و تأثیرگذار در حوزۀ معماری است. معماری چین مانند سایر هنرهای آنها از گستردگی و تنوع فراوان برخوردار است. آثار معماری آنها گاه به سبب استفاده از مصالح کم دوام از بین رفتهاند، ولیکن آنچه از این آثار باقی مانده، گویای این حقیقت است که آثار چین در حد معماری مصر و بینالنهرین و ایران باستان است و تأثیر این معماری بر کشورهای مختلف دنیا از جمله ژاپن، کره، سنگاپور، مالزی و حتی به عنوان سبک مطرح در قرن هفدهم و هجدهم اروپا حائز اهمیت است.
در معماری چین پیوند و وحدت با طبیعت وجود دارد. ذهن چینی به کلیات و مجردات بی اعتنا است و کششی ژرف به پدیدههای طبیعی و تصاویر شاعرانه دارد. برای وی، طبیعت عرصۀ شکفتگی همۀ پدیدههای ملموس و مشهود است که ارتباطی مستقیم با عواطف انسان دارد و به دنبال درک راز نهفته در پس چهرۀ ظاهری جهان است. در چین به دلیل شرایط آب و هوایی مرطوب، ساخت بناها با مواد و مصالحی چون سنگ و آجر مورد توجه نبود و چوب مهمترین مصالح معماری به شمار میآمد. چینیها معابد بودایی، کاخها و خانهها را به صورت یک تا چند طبقه و اغلب با چوب و با سقف شیروانی از جنس سفال میساختند که شکل کلی آنها تقریباً مشابه هستند.
تنوع خانهها در چین فراوان است؛ اما از میان چندین الگوی مهم خانه میتوان به این موارد اشاره کرد: در مناطق شمال و شرق چین حیاط در وسط قرار دارد و اتاقها در چهار طرف حیاط واقع شدهاند. بامهای این خانهها شیبدار هستند. این الگوی خانه معمولاً دارای دو بخش عقب و جلو است. بخش جلو مربوط به بخش خدماتی است. دروازۀ اصلی ورود به حیاط در داخل توسط دیواری حفاظت میشود، به طوری که حیاط از داخل خانه از نظر پنهان است. تالار میانی محل انجام تشریفات خانوادگی و پذیرایی از مهمانان عالیقدر است و اتاقهای چهار طرف روبهروی حیاط قرار دارد و به وسیلۀ راهرو به یکدیگر متصل میشود. تالار اصلی زیر یک بام شیبدار با قرنیزهای برآمده ساخته شده است که در آن یک شبکۀ نگهدارنده و ستونهای چوبی، قرارگرفته است. این الگو، با حیاط وسیع چهارگوش، محیط آرام و صمیمی و گلها و درختان قشنگ و منظم، فضای زندگی بسیار ایده آلی محسوب میشود شکل (1-1).
نوع دیگری از خانههای چینی دارای الگوی دایره یا مستطیل شکل بودند که بین قرنهای 12 تا 20 میلادی ساخته شدند. این خانههای گلی 5 طبقه بودند و از استحکام و توانایی تدافعی زیادی برخوردار بودند و ظرفیت خانواری بالایی داشتند. این خانهها در فصل تابستان هوایی خنک و در زمستان هوایی گرم داشتند (شکلهای 2-1 و 3-1)
|
|
برخی از ویژگیهای اصلی سبک معماری داخلی چین
1- رعایت اصول فنگشویی:
اصول فنگشویی یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیداکردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیاء در ساختمانها استفاده میشود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت داشته باشد.
فنگشویی هنر و علم زندگی متعادل و هماهنگ بین انسان و طبیعت پیرامون اوست. عناصر مهم در فنگشویی: آب، آتش، خاک، چوب و فلز هستند. مهمترین اصل فنگشویی پرهیز از انباشتگی و بینظمی و اصل دیگر دقت در رنگ محیط اطراف است. در واقع، دکوراسیون به سبک چینی، دکوراسیونی خلوت و ساده است. در اصول فنگشویی به چوب بسیار بها داده شده است و به عنوان عنصر ثروت از آن یاد میشود. در این سبک تاریکی، بی نظمی، گرد و خاک و رطوبت نیز باعث توقف جریان انرژی میشوند. بر اساس اصول فنگشویی در ساخت خانهها باید از راهروهای باریک و بلند اجتناب شود و اتاقها در خط مستقیم قرار نگیرند و این عقیده وجود دارد که در آپارتمانها و خانههایی که دارای گوشهها و زوایای تیز هستند، جریان انرژی مخدوش میشود.
2- رنگ:
رنگهای اصلی کاربردی در این سبک مشکی، طلایی، زرد و قرمز هستند. در دکوراسیون چینی رنگ قرمز به ویژه برای اتاق نشیمن از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ زیرا رنگ قرمز در فرهنگ چینی نماد خوشبختی و موفقیتهای بزرگ است. رنگهای زرد و سبز نیز از رنگهای مهم و پرکاربرد در فرهنگ چین و به تبع آن در دکوراسیون داخلی به سبک چینی هستند.
3- موتیف و نمادهای مهم در چین:
نماد «یین و یانگ» از نمادهای مهم کشور چین است و نشاندهندۀ قطبهای مختلف و تضادهای جهان و مکمل هم هستند. البته این بدان معنا نیست که یانگ خوب و یین بد است، بلکه «یین و یانگ» برای تعادل هستی لازم هستند. شب و روز یا زمستان و تابستان، بخشی از چرخۀ هستی هستند. وقتی تعادل بین «یین و یانگ» برقرار باشد، تعادل و احساس خوبی به وجود میآید. این دیدگاه باعث ایجاد تعادل در کلیت فضاهای خارجی و داخلی چین شده است و سعی شده در رنگ و عناصر و اجزا این تعادل و وحدت ایجاد شود. از دیگر نمادهای مهم چین میتوان به اژدها، ببر، ماهی، درخت کاج، درخت هلو، درخت خرمالو، بامبو، پل، چتر، بادبزن، فلوت، ناقوس، عود، آینه و غیره اشاره کرد.
|
|
|
4- انواع جداکنندههای چوبی (پارتیشنها و پانلها) در فضاهای داخلی و خارجی:
ساختمانهای چینی در گذشته از پنجره استفاده نمیکردند و در عوض از کاغذ و پارچه در فضای خارجی و از پارتیشنهای حکاکی شده متخلخل در فضای داخلی استفاده میشد که امکان نورگیری و گردش هوا و جابهجایی و انعطافپذیری فضای داخلی برای عملکردهای مختلف را مهیّا میساخت. این پارتیشنها در فضاهای معاصر نیز استفاده میشوند. بعضی از پانلهای چوبی در محوطۀ خارجی و داخلی با طرح قطاعی از دایره یا به شکل نعل اسب هستند.
|
|
|
5- استفاده از صفحات تاشوی نقشدار:
صفحات تاشوی نقشدار به عنوان تقسیمکنندۀ فضای داخلی ایفای نقش میکنند و در عین حال به زیباسازی فضا کمک میکنند. برخی از این صفحات دارای خوشنویسی هستند.
انواع هنرها و تزیینات رایج در معماری داخلی چین
شاید بتوان باشکوهترین هنر چینی را خوشنویسی دانست. آنها با استفاده از قلم مو، روی کاغذ و یا پارچهای ابریشمی مینویسند. بعد از خطاطی، دومین هنر مهم چینیها، نقاشی است. حتی امروز هم در چین، آبرنگ طرفداران بسیاری دارد. بعد از نقاشی میتوان به هنر مجسّمهسازی اشاره کرد. ساخت تندیسهای جانوری و انسانی از جنس گل پخته، چوب، سنگ و فلز همواره مورد توجه هنرمندان چینی بوده است. چینیها در ساخت سفال به ویژه سفالهای لعابدار بسیار توانا هستند. نخستین ظروف سفالی منقوش که دارای نقشهای هندسی هستند، در هزارۀ پنجم پیش از میلاد در دورۀ نوسنگی، ظاهر میشوند. عالیترین ظروف سفالی چین، ظروف موسوم به چینی هستند. در میان آنها چینیهای موسوم به آبی و سفید مشهورند. ساخت اشیای فلزی در چین بسیار پررونق است. هنرمندان بر روی ظروف، منظره، نوشته، اژدها، انواع جانوران و موجودات اساطیری و آیینی را نقاشی میکنند. در سبک چینی به سادگی اهمیت داده میشود؛ ولی در برخی از مبلمان و عناصر داخلی حکاکی و رنگهای بیشتری وجود دارد. در، پنجره، پارتیشنهای داخلی، کابینتها، میز، مبل، صندلیها و… دارای منبتکاری زیبایی بر روی چوب هستند که گاهی در ترکیب با هنر نقاشی هستند.
|
|
|
برخی از عناصر و مبلمان چینی
1- انواع چهارپایه، مبل، صندلی و میز:
هزاران سال است که چینیها از چهارپایه به خصوص در اشکال مربعی و پایههایی به شکل پای اسب استفاده میکنند. از این چهارپایهها به عنوان پلهای در کنار تخت و یا به عنوان صندلی اضافی در اتاق استفاده شده است. استفاده از چهارپایههای کشیدهتر برای نشستن دو یا چند نفر کاربرد دارد. تنوع صندلی و مبل در معماری چین زیاد است. صندلیهای به شکل نعل اسبی و دایرهای یک نوع از این مبلها هستند. صندلی چوبی دیگری نیز وجود دارد که معمولاً در ناحیۀ دستهها، پشت و تاج به شکل منحنی است.
2- تختخواب:
نوعی تخت خواب در چین استفاده میشود که از سه طرف توسط ریلهایی و یا پانلهایی با حکّاکی و نقاشی از موتیفهای چینی احاطه شده است. این تخت چند عملکردی است و در طول روز برای نشستن و مطالعه و در شب برای خوابیدن کاربرد دارد. نوعی از تخت خواب برای والدین نیز به شکل اتاقکی چوبی و با حکّاکی و نقاشیهای پرکار وجود دارد.
3- کمدهای لاکی و کابینتهای آشپزخانه:
کمدهای چوبی لاکی با رنگهای اغلب به رنگ قرمز و مشکی و قهوهای تیره با دستگیرههای طلایی و انواع حکاکی و نقاشی معمولاً در فضاهای نشیمن استفاده میشوند. کابینتهای آشپزخانه معمولاً در طرحهای شبکهای و به رنگ چوب هستند. در گذشته این طرحهای شبکهای به گذاشتن غذا و خروج بخار و امکان جریان هوا از شبکهها کمک میکردند. این کابینتها اغلب دارای حکاکیهای زیبایی همراه با موتیفهای چینی هستند.
|
|
|
|
4- انواع چراغها:
تنوع چراغها در چین بسیار است. چراغها به شکلها و جنسهای مختلف در طرح فانوسهایی از جنس کاغذ و با شبکهها و حکّاکیهای چوبی، فلزی و یا طرحهای پارچهای در رنگهای مختلف هستند که در تر یکب با طرحهای نقاشی و حکاکیهای چوبی سقفی، فضاهای زیبایی خلق میشود.
معماری داخلی در ژاپن
سبک معماری داخلی ژاپنی، از اصلیترین سبکهای تأثیرگذار در حوزۀ معماری داخلی محسوب میشود. این سبک با قدمتی چند هزارساله، دارای هویت تعریف شده و مشخصی از ویژگیهای سبکی، از کلیّت فرم خارجی تا فضای داخلی و مبلمان و عناصر داخلی است.
آنچه که به عنوان خانه و سبک ژاپنی در حوزۀ معماری مطرح است، خانههای چوبی با سقف شیبدار در میان باغ است .در معماری سنتی ژاپنی، معماری بر روی سطح زمین توسعه میابد؛ به همین خاطر، شکل ساختمان از شکل عناصر طبیعی پیرامون خود تأثیر میپذیرد. سلسله مراتب فضایی در خانه ژاپنی به گونهای نرم و سیّال و با حداکثر پیوستگی رخ میدهد و ناظر بدون اینکه جدایی فضا را درک کند، به سمت فضای داخلی هدایت میشود. در معماری ژاپنی، پیوستگی و وحدت از ورودی فضای خارجی آغاز شده و به باغ و مسیرهای هدفمند تعریف شده متصل میشود و سپس به سمت ایوان و راهروی خارجی و در پایان به ورودی فضاهای مختلف داخلی میرسد. در فضای داخلی این تداوم از طریق درهای کشویی بین فضای داخلی و خارجی و درهای کشویی بین فضاهای داخلی برقرار شده است که هویتهای مستقل فضایی را حفظ میکنند و مرزهای نمادینی را تعریف میکنند.
|
|
|
برخی از ویژگیهای اصلی سبک معماری داخلی ژاپن
1- حداقل رنگ و حذف تزیینات اضافی:
کمترین تنوع رنگی، کم کردن جزئیات و توجه به سادگی، ازخصوصیات بارز سبک ژاپنی است. مصالح طبیعی، فرم و ساختار بیرونی، مبلمان، بافت و رنگ و در حالت کلی ماهیت فضای ژاپنی را تعریف میکنند. استفاده از چوبهایی با طیفهای رنگ قهوهای، به کارگیری رنگ سبز و زرد کمرنگ در دیوارها و رنگ سفید در درهای کشویی، چراغها و … سبب استفاده از حداقل رنگهای طبیعی در فضاهای داخلی ژاپنی شده است.
2- موتیف و نمادهای مهم در معماری داخلی ژاپن:
در تفکر شرقی نقش نمادها بسیار پررنگ و حائز اهمیت است و این امر یکی از دلایل تفاوتهای بسیاری از تمدنهای مشرق و مغرب زمین است. نگاه ژاپنیها به طبیعت سرشار از نمادگرایی است و برای طبیعت اهمیت قدسی قائل هستند. این امر در گلآرایی فضای داخلی و در پیوند فضای داخل و خارج و نحوۀ باغسازی آنها اثر گذاشته است. با اینکه معماری ژاپن از حداقل عناصر و اجزا بهره میگیرد، اما هر جزء به ظاهر کوچک میتواند مفاهیمی عمیق و نمادین داشته باشد؛ به گونهای که سنگهای طبیعی تزیینی میتوانند نمادی از کل هستی تلقی شوند. این عقیده وجود دارد که تمام جهان را میتوان در یک سنگ کوچک مشاهده کرد و مهم توجه به جوهره است. از نمادهای مهم ژاپنی میتوان، لوتوس یا گل نیلوفرآبی، شکوفههای گیلاس، طاووس، درنای ژاپنی، عقاب، اژدها، ببر و دیگر موجودات قدسی و اساطیری در آیینهای ژاپنی را نام برد. این نمادها و موتیفها در نقاشیها یا خوشنویسیهای طوماری بر دیوار یا درهای کشویی و یا در قالب اشیای تزیینی و... ظاهر میشوند.
|
|
|
3- هندسۀ شبکههای افقی و عمودی:
سبک ژاپنی با حذف تزیینات اضافی، روی آوردن به فرمها و اشکال خالص هندسی و بهرهگیری از خطوط افقی عمودی، به نوعی سادگی و خلوص دست یافته است. هندسه شبکههای افقی - عمودی، از فرم خالص مکعبی فضای داخلی تا خطوط شبکهای درها، کفسازی، سقفها و... را در برمیگیرد.
4- نبود دیوار با استفاده از درهای کشویی:
یکی از انواع درهای کشویی بین فضای داخلی و خارجی قرار میگیرند و به سبب کاغذی بودن سطح آنها، نور را از خود عبور میدهند. این درها در اغلب ساعات روز باز هستند و به نورگیری بیشتر و تهویه هوا کمک میکنند. درهای کشویی در بین فضاهای داخلی قرار میگیرند و با نقاشیهایی که بر روی آنها به سبک ژاپنی کشیده میشود، به زیباتر شدن فضای داخلی منجر میشوند. این درهای کشویی به انعطافپذیری و گسترش فضای داخلی، چند عملکردی شدن فضاها و وحدت با طبیعت پیرامونی کمک میکنند. در عین حال، با کاهش بار مرده ساختمان، خطرات احتمالی چون آسیبهای ناشی از زلزله را کاهش میدهند.
5- ارتفاع کمفضا و تنوع شکل سقف:
در خانۀ سنتی ژاپنی، ارتفاع فضاها کم است و اغلب با سقفهای شیروانی و مصالح چوبی و کاهگلی هستند. در سبک سنتی ژاپنی انواع سقف وجود دارد. اشکال سقفهای ژاپنی بسته به عملکرد و مرتبه اتاقها متفاوت است. معمولاً در اتاقهای خاصی مانند سالن تشریفات، خانههای مجلّل یا سالن عبادت ممکن است به شکل برجسته و با خطوط شبکهای از مصالحی مانند چوب، نوارهای بامبوی تراشیده شده و دارای نقاشی باشند و معمولاً دیگر اتاقها سقف صاف و ساده دارند.
6- پنجرههای رایج در معماری داخلی ژاپن:
پنجره، عاملی است که از طریق آن با طبیعت و مردم ارتباط برقرار میشود. یکی از انواع پنجره در معماری ژاپن به شکل طاق قوسی یا ناقوسی (زنگوله) است. خاستگاه این نوع پنجره، کشور چین بوده است. نوع دیگری از پنجرهها به شکل دایره هستند که هم جنبۀ عملکردی و هم تزیینی دارند. این پنجرهها اغلب در معابد، خانههای سنتی و چایخانههای ژاپنی ساخته میشوند. این پنجره در فرهنگ ژاپنی به عنوان یک دروازه برای بیداری معنوی و روشنبینی محسوب میشود.
|
|
|
7- انواع گل و گیاه در فضای داخلی:
حضور طبیعت در فضای داخلی ژاپنی، به عنوان عناصری تزیینی نیز رایج است، از آن جمله میتوان به هنر گلآرایی ژاپنی اشاره کرد که با همه ظرافتهایش، به تناسب فصل نیز تغییر میکند. کادو به شیوه گلآرایی در سبک ژاپنی گفته میشود. در سبک گلآرایی ژاپنی، گل و گیاهان، عناصر اصلی را تشکیل میدهند و ممکن است با مصالح دیگری نیز ترکیب شوند. پرورش گیاه به شیوۀ بونسای (پرورش گیاهان در مقیاس کوچک و مینیاتوری) نیز به گونهای بازگوکنندۀ همان ایدههایی است که در پس باغهای ژاپنی وجود دارد. از نمونههای شیوۀ بونسای میتوان به پرورش افرای قرمز و سبز اشاره کرد. بامبوهای گلدانی در فضاسازی داخلی ژاپنی کاربرد بسیار دارند. گیاه بامبو نماد رفاقت و دوستی است و صلح و آرامش را به همراه میآورد و اعتقاد بر این است که تعداد آن باید فرد باشد.
|
|
|
8- کفسازی:
اتاقها کفپوشهای حصیرمانندی به نام تاتامی دارند. تاتامی در تابستان سرد و در زمستان گرم هستند و واحد متراژ خانه است.
برخی از عناصر و مبلمان ژاپن
1- تورفتگیهایی در داخل دیوار برای قرارگیری اشیای هنری ژاپنی؛
2- کفپوشهای حصیرمانند؛
3- اشیای کوچک تزیینی ژاپن؛
4- کمدها یا کابینتهای چوبی متحرک و قابل حمل؛
5- قفسههایی برای قرارگیری و نمایش اشیای کوچک تزیینی و هنری؛
6- کابینتهای کوچک با درهای کشویی؛
7- میز مطالعه چوبی در تورفتگی دیوار با ارتفاع کوتاه و معمولاً در مجاورت پنجرۀ کشویی؛
8- نوعی آویز پارچهای یا کاغذی طومار مانند با طراحی یا خوشنویسی؛
9- کوسنهایی برای نشستن بر روی تاتامی؛
10- صندلیهای ژاپنی که پایۀ صندلی نداشته و فقط پشتی دارد. این صندلیها را اغلب به دور میزهای کوتاه ژاپنی به نام زاتاکو که پایههای کوتاهی دارند، میچینند؛
11- صفحات تاشو که توسط نقاشی و خوشنویسی تزیین میشوند؛
12- رانما، به قابهای چوبی سردر گفته میشود که معمولا در بالای فوسوما در اتاقهای سبک سنتی ژاپنی ساخته میشوند؛
رانماها جنبه تزیینی و عملکردی دارند؛ امکان نورگیری و تهویه هوا را میسر میسازند؛ شامل صحنههایی از مناظر طبیعی، حیوانات، گیاهان، عمارتهای ژاپنی و یا طرحهای کومیکو هستند؛
13- عنصری تزیینی شبکهای که از طریق سوارکردن و اتصالات شبکهای از چوب به صورت الگوهایی پیچیده در کنار هم شکل میگیرد؛
14- درِکشویی میان فضاهای داخلی و خارجی؛
15- درِ کشویی میان فضاهای داخلی.
|
|
|
معماری داخلی در هند
از اصلیترین ویژگیهای این سبک، نگاه رمزگونه و نمادین به هستی است. این جهانبینی و نگرش بر معماری آنها به بهترین شکل تأثیرگذار بوده است. مردمانی که با داشتن تنوع فراوان ادیان و باورها به ساخت بناهای معماری گوناگون با ساختارهای پیچیده، قدسی و در عین حال زیبا و باشکوه نایل گشتهاند. از طرف دیگر، آنچه جذابیت معماری هند را برای ما دو چندان میکند، تأثیر متقابل معماری ایرانی و هندی بر یکدیگر است. بر این اساس، بررسی سبک معماری داخلی هند و آشنایی هر چه بیشتر با آن، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
دو الگوی مهم برای خانههای هندی وجود دارد. یکی از این الگوها برای ساخت خانههای شهری بزرگ و وسیع متعلق به خانوادههای ثروتمندان کاربرد دارد. این نوع خانههای دو یا چند طبقه عموماً گرداگرد یک یا چند حیاط طرحریزی شدهاند و آستانه ورودی آنها در بیشتر موارد پرکارهستند و با راهروی خمیدهای به فضای درونی راه پیدا میکنند. بیشتر خانههای این الگو دیوارهای سنگکاری ضخیم و بامهای مسطح سنگی دارند. بام و حیاط به صورت فضایی برای زندگی استفاده میشوند. تفاوتهایی در مناطق مختلف، به ویژه در روش ساخت و نوع مصالح این خانهها دیده میشود. در این الگو، اتاقهای متعددی از جمله اتاق پذیرایی در طبقه دوم، اتاقهای خواب، آشپزخانه و اتاقی برای حسابداری وجود دارند. آشپزخانه معمولاً در گوشه حیاط است. اتاق آینهکاری شده نیز با تزیینات فراوان در این خانهها وجود دارد. مبلمان و تزیینات زیبا و مجلّل از جمله سقف طلاکاری شده، تختخواب از نقره و حکاکیهای روی چوب و سنگ از ویژگیهای این الگو است.
|
|
|
الگوی دیگر خانهها مربوط به خانه جامعه مسلمانان است. الگوی خانۀ مسلمانان هند متأثر از باورها و اعتقادات آنها شکل گرفته است. و دارای بخش فضاهای خصوصی و بخش نیمه عمومی است. در طبقه همکف و ورودی خانه، ایوانی است که حدود 75 سانتیمتر از سطح خیابان بالاتر قرار دارد و پس از آن، اتاق ورودی با حفاظی به منظور حفظ حریم خصوصی از حیاط داخلی ساخته شده است. اتاق ورودی معمولاً از طریق پلکانی مستقیماً به طبقات بالاتر راه پیدا میکند. مهمانان نیز از این مکان به اتاق پذیرایی رسمی در طبقۀ نخست هدایت میشوند. پس از حیاط، رواق بیرونی قرار دارد که به حیاط باز میشود. این فضا در ادامه به رواق درونی میرسد. پلکانی در حیاط قرار دارد که امکان رفت و آمد مستقل از حیاط به اتاقهای بالا را فراهم میسازد. حیاط روباز این خانهها به تهویه هوای خانه و نوررسانی به همه طبقات کمک میکند.
آشپزخانه و سایر فضاهای خدماتی در اطراف حیاط قرار دارند. بعد از رواق درونی، آخرین اتاق خانه قرارگرفته است. این اتاق معمولا برای پذیرایی از خویشان نزدیک و دوستان خانوادگی بوده و همچنین برای خوابیدن کاربرد دارد.
|
|
|
برخی از ویژگیهای معماری داخلی هند
1- رنگ:
رنگ عنصر شاخص و کلیدی در فرهنگ و آیینهای مردم هند است. در زندگی روزمرۀ مردم هند، استفاده از رنگ در پوشش ظاهری تا لوازم و مبلمان خانگی، مبلمان شهری، کاربرد دارد و از گِلهای رنگارنگ طبیعی، مجسمهها و نقاشیهای رنگین بر روی در و دیوار خانهها و معابد استفاده میکنند. رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و سیاه به صورت نمادین با زندگی آیینی مذهبی مردم هند عجین شده است و در کیفیت فضاهای داخلی مؤثر بوده است.
2- موتیف و نمادهای مهم در هند:
در هند، موتیفها و الگوهای رایج، ناشی از مذهب، عقاید، باورها، فرهنگ و محیط هستند. برخی از الگوهای ایرانی مانند گرهها و اسلیمیها جزء موتیفهای هند هستند. اشکالی همانند گل لوتوس، طرح حلزونی یا اسپیرال، بته جقه، قو، طاووس، طوطی، فیل، ماهی، برخی طرحهای گیاهی و هندسی از الگوها و موتیفهای متداول هستند. این موتیفها، نمادهایی با مضامین اساطیری و آیینی هستند و در بسیاری از عناصر و آثار تزیینی از جمله پارچهها، کاغذ دیواری، مجسمهسازی، نقاشی، سفالگری، قالیبافی و غیره به کار میروند.
3- صفحات تاشوی چوبی جِلی:
صفحات چوبی به شکل منبّتکاری شده، مشبک و یا همراه با نقاشیهای هندی به تقسیمبندی فضاهای داخلی کمک میکنند و امکان ایجاد پلان باز و فضاهای منعطف، عبور نور و ایجاد سایه روشنهای زیبا و تهویۀ هوا را مهیّا میسازند.
|
|
|
4- شکل طاقها:
طاقهای نعل اسبی، اوجی (طاقی نوک تیز)، طاقهای سه حلقه (تری فویل)، طاقهای چند حلقه (مولتی فویل) بیشترین کاربرد را در معماری داخلی هند دارند و به فضا ماهیت هندی میبخشند.
|
|
|
5- تزیینات پرکار:
در معماری داخلی هند، تزیینات پرکاری از انواع حکاکیها، منبتکاریها و نقاشیها بر روی سطوح فضای داخلی از سقف تا دیوار و کف مشاهده میشود. گویی هیچ نقطهای از فضا از هنر هندی نباید بیبهره بماند. انواع مختلفی از پارچههای متنوع رنگی، قالیها و انواع مبلمان بر ازدیاد عناصر و شلوغ شدن فضا میافزایند.
6- انواع هنرها و تزیینات داخلی هند:
در چیدمان به سبک هندی از انواع و اقسام پارچهها استفاده میشود. همانگونه که به سبب تعداد رنگ، استفاده از حکاکیها و منبتکاریهای پرکار در مبلمان و سطوح فضایی کثرت و تنوّع وجود دارد، در استفاده از پارچههای متنوع و طرحهای مختلف نیز این تعدد مشاهده میشود.
از انواع طرحهای پارچهای تزیینی نظیر سرمهدوزی و پولکدوزی در فضاهای داخلی به سبک هندی استفاده میشود. هندیها برای پوشش کف فضاهای داخلی از نوعی کفپوش با طرحهای هندسی و خطوط حاشیهای باریک که با نقوش گیاهی در حاشیه و نقش یک حیوان و یا گل در وسط تزیین میشدند، استفاده کردند.
نقاشی در هند یک هنر کاملاً باستانی محسوب میشود که در تزیین سطوح فضاهای داخلی کاربرد فراوانی دارد. هنر سفالگری از هنرهای مهم هند است. در حالت کلی، ظروف سفالی هند به سه دسته، بدون لعاب، لعابدار و مجسمههای سفالی تقسیمبندی میشوند.
|
|
|
هنر منبتکاری روی چوب از مهمترین و اصیلترین صنایع هنری هند محسوب میشود. منبتکاری یکی از هنرها و صنایع دستی است که در آن نقشها به صورت نقش برجسته روی زمینۀ کار قرار میگیرند. منبتکاری بیشتر به صورت کندهکاری روی چوب اجرا میشود. منبتکاری روی چوب در هند، تجلی عینی پیوندی تفکیکناپذیر میان هنر و مذهب است. نقاشی روی مبلمانهای چوبی مانند کمدها حاوی مضامین سمبولیک و نمادینی چون انواع ماندالاها، لوتوس، گل یاس، تصاویر اساطیری و غیره هستند.
برخی از عناصر و مبلمان هند
1- تابخور سلطنتی:
نوعی صندلی چوبی است که دارای منبتکاریهای زیبا و پرکار است.
2- میزهای مربعیشکل:
میزهای مربع شکل با پایههای کوتاه (حدود 25 تا 30 سانتیمتر) و همراه با نقاشیهای زیبا هستند.
3- تختخوابهای هندی:
تختخوابهای هندی دارای مشخصههای ویژهای ازجمله طاق، پردههای سلطنتی، ستون، منبتکاری و غیره هستند.
4- انواع کتابخانههای هندی:
طرح کتابخانههای هندی با حکاکیهای پرکار و اغلب شامل طاقهای چند حلقه به صورت 1، 2 و یا 3 تایی براساس ابعاد فضای مورد نیاز هستند.
5- صندلیها و مبلهای پایه کوتاه هندی:
این مبلمانها نیز مانند سایر عناصر کاربردی و تزیینی هند، دارای نقش و نگارهای متنوعی میباشند.
6- مَندیر:
محل عبادتی است که در هرجایی از خانه غیر از اتاق خواب میتوان قرار داد. مندیرها بعضی دارای در و برخی بدون در هستند.
7- اشیای تزیینی کوچک:
انواع مختلف جعبههای تزیینی، کاسه، گلدان، کوزه، قاب عکس، آینه، شمعدان، سینی، قلیان، مجسمه حیوانات مقدس مانند فیل، اسب، طاووس وغیره در فضاهای داخلی استفاده میشوند.
|
|
|
8- روشنایی مصنوعی:
در معماری سنتی هندی، شمعها را در طاقچههای سنگی طاقدار قرار میدهند که در فضای داخلی و محوطه خارجی (مانند حیاط)، نقش تزیینی و روشنایی را ایفا میکنند. عود یکی از عناصر مهم تزیینی در خانۀ هندی است. نوعی چراغ نفتی کوچک در خانههای هندی وجود دارد که اغلب با خاک رس ساخته میشود و نوع برنجی آن در خانهها و معابد برای روشنایی در مراسم خاص استفاده میشود. چراغهای برنجی اغلب با طرح پرندههای اساطیری ساخته میشوند. به طور کلی تنوع مصالح در ساخت چراغها بسیار است و نمونههایی از آنها با مرمر، چوب، موزائیک و فلز ساخته میشوند.
|
|
|
|
|
معماری داخلی در یونان
آنچه که به عنوان میراثی از معماری کلاسیک یونان در دوره امپراتوری رم به تکامل رسید و به عنوان یک سبک جهانی در سراسر دنیا مطرح شد؛ در انواع مختلف سبکهای شکل گرفته پس از دوره رنسانس اروپا و سبکهای نئوکلاسیک در دوران معاصر نیز به کار گرفته میشود. بررسی سبک یونانی به عنوان یک سبک تأثیرگذار در حوزه جهانی که ریشهها و بنیانهای برخی از سبکهای مهم جهانی را تشکیل داده است، لازم و ضروری است.
یونانیان به طبیعت احترام میگذاشتند؛ آنها تغییر فصول را جشن میگرفتند و این تغییر را از طریق جشنها و مراسم با زندگی خود در میآمیختند. دریا، امواج، دلفینها، اختاپوسها و صدفهای حلزونی، منبع الهام هنرمندان در تزیینات قصرهای آنها شدند. طرحهای مارپیچی و برخی گلهای وحشی الهامبخش طرح سرستونهای این سبک معماری بودهاند. آب نیز در حوضها، استخرها و یا در ترکیب با انواع مجسمهها و فوارهها، به خصوص در فضاهای گردهمایی حضور داشت. نقش طبیعت به شکل نمادها و قائل شدن روح برای برخی از عناصر طبیعت، نشان از نقش پراهمیت طبیعت، در تفکر و جهانبینی یونانیها دارد. آنها برای عناصر مختلف طبیعت از جمله جنگلها، زمین، آسمان، آب، ماه، رنگینکمان، آتش، دریا، رودها، برکه و غیره، به خدایان و نیمه خدایانی اعتقاد داشتند که در قالب مردان و زنان جوان تجسم مییافتند.
در اغلب خانههای یونانی، دالان ورودی به محوطه روباز حیاط منتهی میشد و گرداگرد حیاط، ایوانی مسقف رو به فضای سبز، حوض و یا مذبح قرار داشت. ستونها، حیاط را زینت میدادند و کف حیاط با موزائیک پوشیده میشد.
جهتگیری خانهها و قرارگیری حوزههای فضایی به دور حیاط مرکزی با توجه به اقلیم منطقه و استفاده بهینه از گرمایش خورشید و کاهش بادهای غالب زمستانی صورت میگرفت. جهتگیری بازشوهای نمای اصلی در حیاط رو به نور مطلوب جنوب، موجب افزایش حداکثر بهرهگیری از نور خورشید در زمستان و ممانعت از ورود بادهای شدید زمستان از شمال میشدند. سقفهای ستوندار (کلوناد) نیز موجب کاهش شدت نور شدید تابستان میشدند و نقش سایبان را ایفا میکردند. حوزههای فضایی و نحوۀ پخش عناصر فضایی معماری خانه یونانی، به گونهای بود که حیاط مرکزی، مهمترین نقش را در پخش و گسترش فضایی، نحوۀ نورگیری و تهویۀ فضاهای داخلی ایفا میکرد. تعداد بازشوها در نمای خارجی اندک بود و بیشترین نورگیری از حیاط میسر میشد. فضاهای مختلفی از جمله نشیمن، اتاق مهمان یا ناهارخوری، انبارها، آشپزخانه به دور این هستۀ مرکزی (حیاط)، شکل میگرفتند. برای رفتن از اتاقی به اتاق دیگر باید از حیاط عبور میکردند. اهل خانه در این محل کار میکردند و بیشتر عمر خود را در آن میگذراندند. در بعضی از خانهها که به شکل دو طبقه ساخته میشدند، اتاقهای خواب در طبقه بالاتر قرار میگرفتند و به نقش سلسله مراتب فضایی از فضای عمومی تا خصوصی توجه میشد. در خانههای اشرافی یونانی بخشهایی به عنوان زنانه و مردانه برای مهمانان زن و مرد اختصاص داده میشد.
|
|
مردم آتن بیشتر عمر خود را در هوای آزاد به سر میبردند و به آرایش خانه چندان توجهی نداشتند و تزیینات خانهها بسیار کم بود؛ ولی در اواخر قرن پنجم میلادی، در خانههای اشراف تالارهای بزرگ ستوندار، دیوارهای مرمرین یا مرمرنما، نقش و نگارهای دیواری، موزائیککاری، نقاشیها و تصاویر خیالانگیز بر سقفها را میتوان یافت.
برخی از ویژگیهای اصلی سبک کلاسیک یونانی
1- رنگ:
در حالت کلی، رنگهایی که در سبک کلاسیک استفاده میشوند (با اقتباس از رنگهایی که در معماری یونانی و رم استفاده میشد)، معمولاً برگرفته از طبیعت هستند. ازجمله این رنگها، سفید، آبی سیر، سیاه، زرد، سبز و تونالیتهای از قهوهای مایل به قرمز هستند.
2- موتیف و الگوی خطوط و نقوش در یونان:
از نمادها و موتیفهای مهم یونانی میتوان از زنجیره یا میاندر یونانی، نقش برگ کنگر، موتیف دندانهای، شیارهای قاشقی یا راهراه، مهره و حلقه، حلزونی یا مارپیچ، نماد شیر و شیر بالدار، اسب بالدار و... نام برد.
|
|
|
فعالیت (صفحه 18 کتاب درسی)
تحقیق کنید و نمونههایی از طرحها و نمادها را معماری داخلی یونانی را در کلاس ارائه دهید.
3- تقارن، تعادل و نقطه کانونی:
اصل مهم در سبک کلاسیک یونان، استفاده از «نقطه کانونی» در محدودهای است که در آن تعادل بصری ایجاد شده است. تقسیم فضا در سبک کلاسیک به این صورت است که یک یا چند جسم در ابعاد بزرگ و به صورت متمرکز و برجسته از محیط انتخاب میشوند و بقیه نمادها به نوعی با آنها هماهنگ میشوند. شومینههای فراخ مرمر، راهپلههای بزرگ و مجلل، آینههایی بزرگ و متقارن و یا میزهای ناهارخوری عظیم، نمونههایی بارز از این حالت هستند.
4- ارتفاع و تناسبات فضایی:
فضای سبک کلاسیک یونانی با ارتفاع زیاد ساخته میشود و در فضای داخلی و حتی نمای خارجی، بر ارتفاع و شکوه فضایی، تأکید میشود. این امر با تأکید بر هندسه عمودی، با استفاده از انواع طاقها، ستونهای بلند، انواع خطوط و حکاکیهای راهراه عمودی، بازشوهای با نسبت زیاد ارتفاع به عرض میسر میشود.
5- طاق:
طاقهای نیمدایره، یکی از اصلیترین ویژگیهای بناهای کلاسیک یونان هستند. این طاقها در تورفتگیهای طاقچهای شکل دیوار نیز به عنوان عناصری تزیینی به کار میروند و اغلب نمادهایی چون مجسمههای یونانی در این طاقها قرار میگیرند.
|
|
6- ستونهای تزیینی و نمادین:
ستونهای یونانی به سه سبک ایونیک یا یونیک (سرستون مارپیچی)، دوریک و کورنتین (سرستون گیاهی از برگ کنگر)، تقسیم میشوند. این ستونها در شیوۀ کلاسیک یونانی به فراوانی استفاده میشوند و به فضا هویت کلاسیک یونانی میبخشند.
7- مصالح عمده:
مصالح عمده بناهای سنتی یونان، آهک و مرمر سفید بودند و در دورههای معاصر، انواع سنگها در طراحی نماها و فضاهای داخلی استفاده شدهاند. اغلب این مصالح نوین، دارای رنگهایی با تونالیتههای طوسی، رنگهای خنثی و کمرنگ هستند. مصالحی که معمولاً در سبک کلاسیک برای کف استفاده میشود، با الگوبرداری از معماری سنتی یونانی، مواد طبیعی چون سنگ و چوب هستند که در سطوح بزرگ و یکدست به چشم میخورند.
8- مجسمهسازی:
استفاده از مجسمهسازی از اصلیترین ویژگیهای معماری یونان است. یکی از مصالح بسیار خوبی که در یونان و کوههای منطقه یافت میشود، مرمر است که در دکوراسیون داخلی و مجسمهسازی استفاده میشود.
9- نقاشیهای سقفی و موزائیککاری:
در خانههای یونانی، از شیوه نقاشی «فِرِسکو»، استفاده میشد. از موزائیک در فضاهای مهمی مثل اتاق ناهارخوری، فضای ورودی (اتاق انتظار) و حوض حیاط استفاده میشد. فضاهایی که موزائیککاری نمیشدند، معمولاً گچکاری و نقاشی میشدند. موزائیککاری نسبت به نقاشی به دلیل ماندگاری، ارجحیّت بیشتری داشت. یونانیان از تکنیک موزائیک برای سنگفرش به طور گستردهای استفاده میکردند و به گونهای نقش فرش را برای آنها ایفا میکرد. طرحهای آنها شامل تصاویری انتزاعی و اساطیری از موجودات قدسی، گیاهان و موتیفهای هندسی بودند. کاشیکاری در سقف، کف و دیوار استفاده میشده است.
10- حوض و استخر آب:
در یونان باستان، از مکان حوضها برای محل گردهمایی، جلسات و حمام استفاده میشد. در فضاهای داخلی معاصر به شیوه کلاسیک نیز از این حوضها و استخرهای آب با کفسازیهای از موتیفهای یونانی مانند میاندر یا زنجیره یونانی استفاده میشود.
|
|
|
برخی از عناصر و مبلمان یونان
1- صندلی:
در یونان باستان از نوعی صندلی که هم پایههای جلو و هم عقب، منحنی به سمت خارج دارند، معمولاً در فضاهای داخلی خانه استفاده میشد و در دوران معاصر نیز در سبک کلاسیک یونان و سبکهای متأثر از کلاسیک یونان استفاده میشود.
2- تخت پادشاهی:
نوعی صندلی یا تخت باشکوه که بر خلاف صندلی مورد استفاده در خانه، تزیینات داشت و نمادی از شکوه و درخشش صاحب تخت بود. برخی از این نوع تختها دارای پایههایی به شکل پای شیر هستند.
3- چهارپایه:
از جمله مبلمان فضای داخلی یونان، چهارپایههایی بودند که در دو نوع با پایههای تاشو (متحرک) و دیگری با پایههای ثابت استفاده میشدند.
4- میز:
متداولترین میزها در یونان، به صورت سهپایه و کوچک بودند. از این رو، به زبان یونانی (سهپایه) خوانده میشوند. در یونان باستان، این میزها را فقط در موقع غذاخوردن به داخل اتاق میآوردند و پس از آن دوباره به بیرون میبردند.
5- تخت چندکاره:
نوعی تخت با ویژگی چند عملکردی براین شستن، ناهارخوردن، گفتوگو، چرت زدن و خوابیدن است. در دوره یونان باستان، میزها به اندازهای کوتاه بودند که میتوانستند از این تختها نیز استفاده کنند.
|
|
|
معماری داخلی در رم
تاریخ رم را معمولاً از 753 قبل از میلاد تا 476 میلادی میدانند. آنچه امروزه ما به عنوان معماری رم میشناسیم، مربوط به همین دوره تاریخی است. رمیها به ساختمانهای بزرگ علاقهمند بودند؛ بنابراین نیاز به مصالح پایدار و محکم داشتند. آنها به سبب داشتن سیمان پوزولان (گونهای خاکستر آتشفشانی ریزدانه است که در ساخت بتن کاربرد دارد)، موفق به ساخت بناهای مطلوب و مقاومی شدند. رمیها ابتدا طاقهای نیمدایرهای (طاق آهنگ) که از نظر سازهای ایستایی زیادی ندارند، را پدید آوردند؛ سپس با روش مبتکرانه به طاق مرکب یا متقاطع که عبارت از دو طاق آهنگ عمود بر یکدیگر است، دست یافتند.
تمدن شهرگرای رمی با ساخت سدها، پلها، جادهها، آبراهها، تئاترها، میدانها، حمامهای همگانی، طاقهای پیروزی و سنگفرش راهها آثار ماندگاری در جهان به وجود آوردند.
خانههای رم، از مهمترین بناهای معماری رم هستند که چند نوع مختلف داشتند که 3 نوع، اصلیترین آنها هستند که در ادامه به بررسی آنها پرداخته میشود.
1- خانههای آپارتمانی:
مردم عادی در خانههایی به شکل بلوکهای آپارتمانی زندگی میکردند. این ساختمانها افرادی از قشر متوسط و فقیر جامعه را سامان میبخشیدند. کیفیت این ساختمانها به عنوان فضای زندگی پایین بود و آب نداشتند.
اتاقها دارای مالک و یا اجارهای بودند. مصالح آنها از چوب، گل، آجر و بعدها با بتنهای اولیه ساخته میشدند. ارتفاع آنها در حدود 20 متر بود. طبقه همکف این خانهها معمولاً مغازه بود و کاربری تجاری داشت.
2- خانههای حیاط دار ثروتمندان:
خانه ثروتمندان و قشر مرفه، بزرگ و باشکوه بود. «آتریوم» یا میان تالار فضای بازی بود که اصلیترین فضای این خانهها را تشکیل میداد. این فضا که در دوران معاصر نیز کاربرد دارد، بیشترین استفاده را به منظور تعبیه نور لازم و تهویۀ داخلی داشت. آتریوم معمولا دارای مبلمان کمی بود تا فضا بزرگتر به نظر برسد. این فضا دارای سقف مربعی در مرکز بود که در طرفین شیب داشت و آب باران را به سمت حوض مرکزی هدایت میکرد. این خانهها دارای فضاهای مختلفی مانند اتاق خوابها، اتاق ناهارخوری، اتاق کار، آشپزخانه، رواق و اتاقهای باز متعدد بود. ورودی خدمهها مجزا بود. کاربری این خانه تنها به عنوان یک خانه نبود بلکه به عنوان یک مکان تجاری نیز کاربرد داشت. خانۀ ثروتمندان دارای تزییناتی مانند نقاشیهای دیواری فرسکو، کفسازی موزائیکی، انواع ظروف تزیینی، مجسمه، گلدان، ستونهایی با سرستونهای یونانی مانند سرستونهای کورنتین بود.
3- خانههای ویلایی:
ویلاهای رم در حومه شهر و روستاها برای ثروتمندان به خصوص برای استفاده در ایام تابستان ساخته میشدند. این ویلاها در اقتصاد رم اهمیت داشتند و به عنوان مراکز استخراج معدن، سفالسازی و تربیت اسب نیز کاربرد داشتند. به دلیل حضور طبیعت در رم باستان، در ویلا باغها اهمیت فراوان داشت. در این دوره، کاشت درختان متقارن و هندسی رایج بود. این باغها شامل مجسمههایی از خدایان و قهرمانان اساطیری رمی، فوارهها و استخرها بوده است. گیاهان در رم به حالت طبیعی پذیرفته نبودند و در شکل گیاه تغییراتی ایجاد میکردند. این سنت بعدها در دیگر شهرهای اروپا ادامه یافت.
|
|
|
|
برخی از ویژگیهای اصلی سبک کلاسیک رم
منشأ عناصر و اجزای داخلی و مبلمانهای رم در معماری یونان است؛ بنابراین بسیاری از ویژگیهای معماری یونانی را دارد. فضاهای داخلی رم در ابتدا ساده بودند و به مرور زمان با جزئیات بیشتر و با مهارت و تکنیکهای دقیقتر ساخته شدند. میتوان گفت که معماری رم در امتداد معماری یونان، آن را تکامل بخشید و باعث گسترش آن در کشورهای مختلف دنیا شد. از این رو، ویژگیهای معماری یونانی از جمله تأکید بر ارتفاع، اهمیت تقارن، تعادل و نقطه کانونی، ستونهای یونانی (سبک ایونیک، دوریک و کورنتین)، انواع ظروف یونانی و نمادهای یونانی در رم باستان به کارگرفته شدند و تا دوران معاصر نیز جزو ویژگیهای سبک کلاسیک رم محسوب میشوند. پلههای مارپیچ نیز به وفور در فضاهای داخلی ساخته میشدند. اصلیترین مصالح رم، سنگ (به خصوص سنگ مرمر)، آجر و بتن هستند.
1- رنگ:
در رنگ نیز معماری رم از معماری یونان تبعیت میکند. از جملۀ این رنگها، سفید، آبی سیر، سیاه، زرد، سبز و تونالیتههای از قهوهای مایل به قرمز هستند. در معماری رم کلیه فضا از سقف تا دیوارها و کف سرشار از رنگ با استفاده از نقاشیهای دیواری فرسکو و یا موزائیککاری است. در فضاهای به شیوه نئوکلاسیک یونانی لزوماً از این رنگها استفاده نمیشود و بیشتر از رنگ سفید و تونالیتههای از رنگهای خاکستری استفاده میشود.
2- نمادهای رم:
موتیف و نمادهای یونان که پیشتر اشاره شدند، در معماری رم نیز به کار میروند. با این حال، شیوۀ گیاه تزیینی یا گیاه آرایشی در رم رایجتر است. استفاده از انواع گیاهان در اشکال و نمادهای تزیینی در سبک رمی رایج است. برخی از این گیاهان عبارتاند از: برگ کنگر، برگ نخل، زیتون، تاج گل، طناب پیچ خورده، روزیت یا طرح دایرهای از برگهای گلها.
|
|
3- برخی از ویژگیهای مبلمان سبک رمی:
مبلمان در معماری رم معمولاً ارتفاع کوتاهی داشتند و اغلب بدون پشتی و با پایههایی از شکل پای حیوانات مقدسی مانند شیر بودند و در دوران معاصر نیز کاربرد دارند. جنس مبلمان اغلب از چوب، برنز و مرمر هستند. تنوع صندلیها نیز زیاد است و صندلیهایی با نمای روبهرویی به شکل X با پایههایی از پای شیر به وفور استفاده میشود. سهپایه و چهارپایههای چوبی و برنزی نیز کاربرد بسیار دارند. در رم نیز نوعی تخت مشابه تختهای یونانی با ویژگی چند عملکردی برای نشستن، ناهارخوردن، گفتوگو، چرت زدن، نوشیدن و خوابیدن وجود دارد. در رم نیز نوعی صندلی وجود داشت که پایههای جلو و عقب آن به صورت منحنی به سمت خارج بود. انواع کوسنهای رنگی بر روی صندلی و مبلها به خصوص بر روی تخت به وفور استفاده میشوند. انواع مجسمههای از سنگ مرمر و برنز نیز کاربرد بسیار دارند. ظروف شیشهای رمی نیز از اشیای کاربردی تزیینی فضاهای داخلی بودند.
|
|
|
معماری داخلی در مصر
یکی از تمدنهای تاریخی، حدود 5000 سال پیش، در اطراف رود نیل شکل گرفت و حدود 2800 سال طول کشید. آثار این دوره تاریخی تا امروز به عنوان میراثی از مصر باستان باقی مانده است.
|
|
|
آثار معماری به جامانده از تمدن مصر باستان با توجه به مصالحی که در ساخت آنها به کار رفته است، به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند؛ دستۀ نخست، بناهایی هستند که مصالح به کار رفته در آنها آجر نپخته بوده است. از این نوع آجر در ساخت خانههای مصری در طول تمدنهای فراعنه تا دورۀ اسلامی استفاده میشده است و امروزه در ساخت خانههای روستایی کاربرد دارد. نوع دوم معماری سنگ است. مصریها قومی ابدیتگرا بودند و هر معماری که مربوط به دنیای دیگر و جهان ابدی باشد، سنگی است و هر معماری که مربوط به این دنیا باشد، خشتی و فانی است.
خانههای گلی مصری سقفهایی تخت داشت. مردم فقیر در کلبههایی کوچک زندگی میکردند؛ در حالی که ثروتمندان در شهرها در ساختمانهایی تا سه طبقه زندگی میکردند. خانهها پنجرههایی کوچک برای محافظت از آفتاب داشتند که به خنک ماندن آنها کمک میکرد. فضای داخلی خانه ثروتمندان شامل سرسرا و اتاقهایی مانند چندین اتاق خواب، معبد خانوادگی، نشیمن، بخش زنانه، انبار، آشپزخانه، سرویس بهداشتی، حوزۀ خدمتکاران، آغل حیوانات، باغ، ایوان سایهباندار و... بود.
برخی از ویژگیهای اصلی سبک مصری
1- رنگ:
بیشتر رنگها در سبک مصری، طیف رنگهای گرم و روشن هستند که با ترکیب این رنگها، فضاهایی شبیه به صحراهای مصر با تلفیقی از شن و خورشید در ذهن تداعی میگردد. رنگهای مرتبط با خدایان مصری مانند قرمز، زرد و آبی و همچنین خطوط مرزی سبز و سیاه و سفید به وفور استفاده میشوند.
2- نمادهای مهم در معماری داخلی مصر:
نمادها در مصر برگرفته از اعتقادات مذهبی و خدایان آنها بوده است. نمادها شامل مجسمههایی از ابوالهول، خدایان اساطیری مصر، تصاویر فراعنه و حیواناتی مانند گربه، مار، پرندگانی مانند عقاب و اردک و... هستند. بر روی سطوح داخلی معمولاً طرحهای راهراه و زیگزاگ به کار میرفتند.
3- اهمیت پیکرتراشی، مجسمهسازی و نقاب در فضای داخلی:
پیکرتراشی و ساخت مجسمههای سنگی یکی از اصلیترین اشکال هنری در مصر باستان است. اهمیت مجسمه و مجسمهسازی در مصر نیز به فرهنگ دینی و اعتقادات مصریان برمیگردد. مجسمههای مصری تصاویری از فراعنه و خدایان بودند. جدای از مجسمههایی که جنبه رسمی و آیینی داشتند، ساخت مجسمههای واقعگرایانه از افراد نیز در بین مصریان رواج داشت. در تزیینات دیوارهای داخلی از نقابهای مصری استفاده میکردند و در اطراف اتاق چندین مجسمه بزرگ نیز گذاشته میشد.
4- نقاشی و انواع کندهکاری بر سطوح داخلی:
پیکرتراشی و ساخت مجسمههای سنگی یکی از اصلیترین اشکال هنری در مصر باستان است. اهمیت مجسمه و مجسمهسازی در مصر نیز به فرهنگ دینی و اعتقادات مصریان برمیگردد. مجسمههای مصری تصاویری از فراعنه و خدایان بودند. جدای از مجسمههایی که جنبه رسمی و آیینی داشتند، ساخت مجسمههای واقعگرایانه از افراد نیز در بین مصریان رواج داشت. در تزیینات دیوارهای داخلی از نقابهای مصری استفاده میکردند و در اطراف اتاق چندین مجسمه بزرگ نیز گذاشته میشد.
5- ساخت ستونهای متعدد با نقاشی و کندهکاری:
ستونهای با قطر زیاد با سرستونهای پاپیروس، لوتوس یا نیلوفر آبی و نخل در فضای داخلی سبک مصری به کار میروند. بدنۀ ستونها دارای نقاشی و حکاکیهایی با مضامین اساطیری مصر هستند.
6- برخی از عناصر و مبلمانهای مصر:
از ویژگیهای مهم فضاهای داخلی مصر، زوایای گرد شده و قوسدار و طاقچههای مختلف (تورفتگی دیوار) است. در فضاهای داخلی از کفپوشهای حصیری استفاده میکردند و همچنین از نقاشی برای تزیین کف بهره میگرفتند.
طلاکوبی در سطوح داخلی و مجسمهها و مبلمان طلایی از عناصر زینتبخش فضاهای داخلی بودند. مبلمان در دکوراسیون مصری از جنس چوب، سنگ و فلز ساخته میشوند. برای چوبها عمدتاً رنگهای مشکی و قرمز تیره را در نظر میگیرند. برای تزیین از لوازم شیشهای، سفالی و فلزات طلاکاری شده استفاده میشد. علاوه بر کندهکاریهای زیبا روی مبلمان، دیوار، اشیای قیمتی و عتیقه از نقاشی استفاده میشد. تکیهگاه و دستههای مبلمان را حکاکی میکنند و اغلب صندلیها و پایههای میز را به شکل پنجه (چنگال) و سم حیوانات و همچنین سر اردک و غیره در میآورند. چهارپایه و صندلیهای تاشو در سبک مصری استفاده میشوند. در سبک مصری به کارگیری پارچههای مخصوص در رنگهای روشن (ترجیحاً سفید یا کرم) و با طرحهای هندسی دقیق (راهراه، زیگزاگ و غیره) رواج دارد. چراغهای بزرگ و ساقههای پاپیروس در گلدانهای سفالی بلند، نقش بهسزایی در زیبایی فضاهای داخلی مصری ایفا میکنند. در این سبک، اتاقها را با صندوقها و جعبههایی برای نگهداری اشیای با ارزش، پارچه، جواهرات و... مجهز میکنند.
|
|
سبکهای معماری داخلی در اروپا
ظهور دین مسیح و رواج تدریجی آن در بخشهایی از خاورمیانه و اروپا سبب شکلگیری سبکهای هنری مختلف شد. هنر مسیحی، هنری مذهبی و مرکز ثقل آن کلیسا است و نمود این هنر بیش از هر چیز در کلیساها و به ویژه در اروپا تجلی یافته است. با رواج این آیین در سرزمینهای یونان و رم، به تدریج یونانیها و رمیها نقش رهبری دیانت مسیح را به عهده گرفتند و هنری را پایهگذاری کردند که در آن سنتهای هنری یونانی، رمی و عناصری از میراثهای شرقی (ایران، سوریه، آناتولی و میانرودان) با هم ادغام شد و در شکل معماری کلیساها و هنرهای وابسته آن به ویژه شمایلنگاری تجلی یافت.
معماری اروپا از صدر مسیحیت تا باروک
هنر صدر مسیحیت به دوره شکلگیری هنر مسیحی در فاصله سدههای سوم تا ششم میلادی در مناطقی که جز قلمرو امپراتوری رم بودند، گفته میشود. از سده سوم میلادی به بعد مقبرههایی به شکل اتاقهایی که توسط مسیحیان در داخل زمین کنده شده، به دست آمده است. در داخل اتاقها، طاقچههایی برای قرار دادن تابوتهای سنگی ایجاد میکردند. این مقبرهها به مقابر دخمهای یا کاتاکومب شهرت دارند. نخستین آثار تصویری مسیحی که بیانگر اعتقادات آنها بود، در همین مقبرهها و نمازخانهها یافت شدهاند. در این نقاشیها، صحنههایی از زندگی حضرت مسیح (ع)، حضرت مریم (س) و نقشهای نمادینی چون چوپان نیکوکار، طاووس، کبوتر و غیره نشان داده میشد. معماری صدر مسیحیت، براساس سه نوع الگو در پلان ساخته میشدند:
1- پلان باسیل کیایی که به عبارتی به کلیسای با پلان طولی نیز معروف است. 2- پلان مدور که به تقلید از پلانهای رمی در ساخت کلیسا رواج یافت. 3- کلیساهایی براساس ترکیب دو پلان محوری و مرکزی ساخته میشدند. کلیسای مزار مقدس در این دوره و با ترکیبی از دو نقشه طولی و مرکزی ساخته شد که نقشه آن دویست سال بعد در کلیسای ایاصوفیه (مسجد ایاصوفیه امروزی) تکرار شد.
معماری بیزانس با تأسیس پایتخت امپراتوری توسط کنستانتینوس اول آغاز شد. این شهر که بعدها به نام کنستانتینوپولیس (قسطنطنیه) و سپس به نام استانبول خوانده شد، مکانی شد برای گردهمایی جمع کثیری از هنرمندان شرق و غرب که حاصل هنرشان را در کلیساها و بناهایی میتوان مشاهده کرد که به نام سبک بیزانس شناخته شدند .هنر بیزانس، هنری مذهبی، رمزگرا و رسمی است که ریشه در شرق دارد. نخستین عصر طلایی هنر بیزانس در زمان ژوستی نین شکل گرفت. در این دوره هنر یونانی رمی با عناصر میراثهای شرقی (ایران و سوریه) به خوبی تلفیق شد که حاصل آن دو کلیسای عظیم ایاصوفیه در (استانبول امروزی) و بناها سن ویتاله در شهر روانای ایتالیا بود. این بناها دارای نقشه متمرکز، گنبددار و دارای ظاهری ساده و درونی پرتجمل هستند. ایاصوفیه دارای صحن مستطیلشکل است و گنبد عظیمی دارد. این بنا به دلیل ابعاد بزرگ آن یکی از شاهکارهای معماری است. در این بنا تزیینات داخلی با موزائیک و ستونهای مرمر و درهای برنزی است. سالن اصلی آن با گنبدی مرکزی با شعاع 24/31 متری پوشیده شده است. به نظر میرسد که این گنبد با یکسری سقفهای متوالی حاوی 40 پنجره کمانی در زیر آن، بدون وزن در فضا قرار گرفته است. وجود این پنجرهها باعث ورود فراوان نور از همه طرف به داخل سالن میگردد. تمام سطوح داخلی با استفاده از سنگ مرمر چند رنگ، سبز و سفید یا سنگ آذرین بنفش و موزائیکهای طلایی پوشیده شده است.
ستونهای مرتفع این بنا با همین نوع روکش، براق به نظر میرسند. در حدود سال 1453 میلادی و با فتح استانبول توسط ترکان عثمانی این بنا به مسجد تغییر کاربری داد. کلیسای سن ویتاله نیز از آثار معماری بیزانسی است که دارای نقشهای هشتضلعی متراکم و گنبددار است. این بنا دارای نمای بیرونی ساده و فضای داخلی پر از تزیینات است. کلیساهای گنبددار به عنوان الگو در قلمرو بیزانس (یونان و اروپای شرقی و غربی) رواج یافت. نقاشیهای موزائیکی این کلیسا، خانواده ژوستی نین و همراهانشان را نشان میدهد. در سدههای هشتم و نهم میلادی، گروهی از مسیحیان با شمایلنگاری به مخالفت برخاستند و تمثالها را یادآور بتپرستی شمرده و باعث رکود و توقف هنر شمایلنگاری شدند. این توقف، زمینه را برای گسترش تزیینات هندسی و گیاهی آماده کرد. اما از اواسط سده نهم میلادی به بعد، مجدداً شمایلنگاری در بیزانس و اروپای غربی شکوفا گردید و دومین عصر طلایی هنر بیزانس شکل گرفت در این دوره، طبیعتگرایی و اسطورهگرایی هنر باستانی یونان (دوره کلاسیک) همراه با جنبههای نمایشی، عاطفی و ایجاد حس رنج و همدردی در تماشاگر در نقاشیهای موزائیک و نقاشیهای دیواری موردتوجه قرار گرفت.
ساخت کلیساهای چلیپایی یونانی (طول و عرض برابر) و استفاده از نقشمایههای هنر دورۀ اسلامی نیز در این زمان رواج یافت.
|
|
|
|
معماری رمانسک، سبک معماری اروپایی است که در نیمۀ سده یازدهم میلادی به وجود آمد و در سدۀ دوازدهم رفته رفته کنار گذاشته شد و مرکز آن ایتالیا بود. این نوع معماری از رم و بیزانس تأثیرات اصلی را در طرح و بنای معماری دریافت کرد و در تزیینات داخلی نیز تأثیرات فراوانی از نگارههای ایرانی و بینالنهرین گرفت. معماری رمانسک بیشترین تأثیر را بر معماری گوتیک گذاشت. این معماری با کیفیت تودهای آن، دیوارهای ضخیمش، برج عظیم چهارگوش، به کارگیری قوسهای نیمدایره رمی، گسترش فضای محراب کلیسا به منظورحضور بیشتر افراد، استفاده کمتر از چوب به دلیل مشکلات آتشسوزی معروف است. پنجرههای بناها در این دوره کوچک هستند و نور فضای داخلی تأمین نمیشود. پیکرتراشی و نقش برجستهسازی که نزدیک به 600 سال متروک و از یاد رفته بود، در دوره رمانسک اوج گرفت و در قالب نقش برجستهسازی روی سنگ در بخشهای مناسب همانند سرستونها، بالای سردرها و حاشیه و قاب بندیهای تزیینی جلوهگر شد. پیکرهتراشی نیز بیشتر جنبه قدیسسازی داشتند تا واقعگرایی و پیکرهها از ظرافت بالایی برخوردار نبودند. از مهمترین کلیساهای این سبک میتوان به کلیسای سن سرنن در پاریس و کلیسای اشپیر در شهر اشپیر آلمان اشاره کرد که از شاهکارهای معماری رمانسک میباشند.
|
|
|
معماری گوتیک، یکی از سبکها و دورههای تاریخی معماری است. این سبک، یک سبک مذهبی است که همواره در خدمت کلیسا بوده است. هنر معماری گوتیک در نیمه سده دوازدهم پا گرفت و تا نیمه قرن پانزدهم میلادی دوام یافت و در همه کشورهای اروپایی متداول شد. از ویژگیهای معماری گوتیک میتوان به قوسهای نوکتیز، پشت بندهای آزاد، پاتاقهای دراز، رنگآمیزی شیشهها و استفاده از پنجرههای بزرگ گلسرخی، تأکید بر ارتفاع و شکوه فضا با استفاده از فریمبندیهای فولادی، مجسمهسازی، نقاشی با آبرنگ بر روی گچ و غیره اشاره کرد. در این کلیساها، با عبور نور از پنجرههای بزرگ رنگین، فضای داخلی رنگارنگ و رویایی میشد. گوتیک شعلهسان، اصطلاحی است که از حدود سال 1350 میلادی به سبک درهم پیچیدهای از معماری گوتیک در فرانسه اطلاق گردید که تا زمان معماری رنسانس یعنی اوایل سده شانزدهم ادامه یافت. شاخصه بنیادین گوتیک شعلهسان، آرایش عناصر فنی و تزیینی بود. در هم پیچیدگی تزیینی فرمها و آرایههای توری شکل با الگوهای منحنیهای دوگانه و خطوط پرپیچ و خم که یادآور شعله هستند، از عناصر بارز این سبک هستند. از مهمترین کلیساهای این دوره میتوان به کلیسای نوتردام پاریس و کلیسای لائون فرانسه اشاره کرد.
|
|
|
معماری رنسانس به معماری اروپا در سدههای پانزدهم و شانزدهم میلادی گفته میشود که از مشخصههای آن، تولد دوباره یا نوزایی عناصر فرهنگی رم و یونان باستان است. رنسانس یا نوزایی، جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد. در واقع، مخالفان سبک گوتیک معتقد بودند که میخواهند بار دیگر به سوی مؤلفههای هنری رم و یونان بازگردند و آن عناصر را احیا کنند. خواستگاه رنسانس، شهر فلورانس بود. در این دوره، معماران از ساخت بنای کلیسا به سوی ساخت ساختمانهای شهر و غیرمذهبی یا کاخها و استفاده از نماسازی و تزیینات در دیوارهای ساختمانها و ساختن خانههای ییلاقی به پیروی از رم باستان، تغییر موضع دادند. معماری و هنر مجسمهسازی در این دوره دیگر در خدمت کلیسا و شکوه فضایی نبود و بیشتر حالت دنیوی و واقعگرایانه به فضاهای معماری و هنرهایی مانند مجسمهسازی داده بود. از ویژگیهای این سبک به ساخت گنبد و تالارهای گنبدی، اهمیت تناسبات انسانی، بهرهگیری از عناصر معماری رم و یونان باستان مانند ستونها و طاقها و اهمیت پرسپکتیو اشاره کرد. از مهمترین بناهای این سبک میتوان از کلیسای فلورانس و ویلای روتوندا نام برد.
|
|
|
معماری باروک از ایتالیا شروع شد و قسمت اعظم اروپا را هم به زیر پوشش خود درآورد. این سبک تقریباً از اوایل قرن هفدهم تا اواسط قرن هجدهم در بسیاری از کشورهای اروپایی گسترش یافت. باروک، نوعی هنر بود که در آن قواعد تناسب رعایت نمیشد و همه چیز بنا به احساس هنرمند نمایانده میشد. این سبک دارای روحی از حرکت و جنبش و نقطه مقابل کلاسیک بود. هنرمندان در باروک، برخلاف دوران کلاسیک، با احساس خود حرکت میکردند و احساس را مقدم بر عقل میدانستند. از ویژگیهای محوری این سبک میتوان به این موارد اشاره کرد: 1- تعبیه فضای کلی در مرکز و منظم کردن سایر فضاها به سمت آن. 2- طراحی با مقیاس بزرگ، در فضایی شکوهمند و ابهتانگیز. 3- به خدمت گرفتن عناصر اصلی پیکرتراشی و نقاشی و سایر هنرهای تزیینی برای ایجاد اثری کامل. 4- بهرهگیری از خطوط مواج و منحنی شکل و تزیینات پیچیده در نماسازی و فضای داخلی. ایجاد یکپارچگی کامل در فضا، هدف نهایی معماری باروک است. از نمونههای بارز این سبک کلیسایی است که به دست برمینی با دیوارهای موجدار خلق شده است. یکی دیگر از نتایج یکپارچگی فضا، ساخته شدن گنبد به عنوان جزئی از فضای داخلی است؛ مانند گنبد سنت ایوودلاساپینزا در رم که حالت مارپیچی دارد و نگاه را به سوی بالا میکشاند.
|
|
|
فعالیت (صفحه 34 کتاب درسی)
یک بنای شاخص مربوط به یکی از سبکهایی که در این واحد یادگیری آموختید، انتخاب کرده و ویژگیهای آن را با آنچه فراگرفتهاید تحلیل نمایید (برای ارائه از تصاویر، ترسیمات و یا فیلم استفاده کنید).
واحد یادگیری 2: بررسی سبکهای معماری داخلی ایران
آیا تا به حال پی بردهاید
- شیوههای شاخص گوناگون معماری ایران چیست؟
- در شیوههای مختلف معماری، از چه روشهایی برای ساخت استفاده میشده است؟
- چه عواملی در شکلگیری شیوههای معماری ایران مؤثر بوده است؟
- هریک از شیوههای معماری دارای چه ویژگیهای خاصی از نظر شکل، سازه و تزئینات بنا بوده است؟
- چه ارتباطی بین شیوههای معماری و خاستگاه آنان وجود دارد؟
استاندارد عملکرد
پس از پایان این واحد یادگیری هنرجو قادر خواهد بود:
1- شیوههای مختلف معماری ایران را تعریف کند.
2- روشهای ساخت بنا در شیوههای مختلف معماری را شرح دهد.
3- عوامل مؤثر در شکلگیری شیوههای معماری را نام ببرد.
4- ویژگیهای معمارانه، سازهای و تزیینات را در بناهای هر سبک تعیین کند.
5- ارتباط میان شیوههای مختلف معماری را با خاستگاه آنها شرح دهد.
مقدمه
آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور هستند. تمدنهای تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته میشوند. ساختمانهایی چون تختجمشید، اهرام ثلاثه مصر، کالاسیوم رم از جمله چنین آثاری محسوب میشوند. آثاری که پیونددهنده مهم خودآگاهیهای اجتماعی بودهاند. شهرها، مذاهب و فرهنگها از طریق همین یادوارهها خود را میشناسانند.
معماری ایران در طول تاریخ از تداوم کمنظیری برخوردار بوده است. این هنر بیانکننده نحوۀ اندیشه، جهانبینی، باورها و اعتقادات مذهبی و سنتهای مردمان این سرزمین است. معماران ایران باتوجه به موقعیت اقلیمی و جغرافیایی این سرزمین پهناور در ابداعات و نوعآوریها راه ترقی را پیمودهاند و در ایجاد انواع طاقها، ایوانها، طاقنماها، محرابها، منارهها، بادگیرها و تزیینات گوناگون بنا در هر عصر و دورهای شاهکارهای فراوانی به وجود آوردهاند. بناهای تاریخی و آثار باستانی که شمار بسیاری از آنها در طول تاریخ در اثر عوامل طبیعی و جنگ از میان رفته است، نتیجۀ سالهای متمادی کار و کوشش استادکاران و معماران بوده است. این آثار ارزشمند معرف فرهنگ و تمدن، دستاورد تلاش هنرمندانی است که با اعتقاد و ابتکار در تکامل و توسعه هر چه بیشتر معماری، به ویژه در دوران اسلامی، مشتاقانه تلاش کردهاند.
معماری ایرانی دارای ویژگیهای منحصربه فردی است. از جمله آنها میتوان به محاسبات بسیاردقیق، فرم درست پوشش، طراحیهای خاص و مناسب، رعایت مسائل فنی و علمی در ساخت سازهها، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و... اشاره کرد. علاوه بر این ویژگیها، خصلتی که در معماری ایرانی بیشتر شایسته پرداختن است و گوهر معماری ایرانی محسوب میشود، منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط ها، گودال باغچهها، هشتیها و… از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است. برای مثال، پیش از ساخت تختجمشید، صدها ایوان و شبستان در سراسر جهان متمدن آن روزگار ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تختجمشید است که ستونها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفتهاند (شکل 107-1) این درحالی است که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلاً مصر) فاصله دو ستون چیزی نظیر قطر آنها بلکه اندکی کمتر است.
طبق بررسیها و کاوشهای باستانشناسی به عمل آمده، هنر معماری ایران حدود 10 هزار سال قدمت دارد. این هنر همواره در طول تاریخ در ارتباط با مسائل گوناگون دچار تغییر و تکامل شده است، به عنوان مهمترین عوامل تأثیرگذار بر هنر معماری ایرانی میتوان به تغییرات مذهبی و جنگهای تاریخی اشاره کرد. حاصل این سیر تحول معماری در این دوران نسبتاً طولانی، پدیدار شدن سبک های گوناگونی است که بر اساس سال ها تجربه و تحقیق و نظریه ارزشمند شادروان استاد محمد کریم پیرنیا میتوان آنها را به شش سبک یا به عقیده ایشان، به شش شیوه تقسیم نمود. از این شش سبک، دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به دوران پیش از اسلام و چهار شیوه خراسانی، رازی، آذری، و اصفهانی متعلق به بعد از اسلام است.
شیوۀ پارسی
قدیمیترین سبک شناخته شده در معماری ایرانی، شیوۀ پارسی است. شیوۀ پارسی در دورۀ تاریخی هخامنشیان سبک غالب معماری ایران بوده است. پاسارگاد، سیَلک، چُغازنبیل و تختجمشید، نمونههایی از این سبک هستند. شیوۀ پارسی نخستین شیوۀ معماری ایران است که روزگار هخامنشی تا حمله اسکندر به ایران، یعنی از سده ششم پیش از میلاد تا سده چهارم را دربر میگیرد. نام این شیوه از تیرۀ پارس برگرفته شده است که در این روزگاران بر کشور پهناور ایران فرمانروایی میکردند. این سبک خود دارای انشعابات و زیرشاخههای فراوان است. از مهمترین زیرشاخههای تشکیلدهنده شیوه معماری پارسی میتوان به شیوۀ پیشپارسی، شیوۀ مادی و شیوۀ هخامنشی اشاره کرد (شکل 108-1).
شیوۀ پیش پارسی:
تا پیش از کوچ آریاییان به ایران، تیرهها و ملتهایی نه چندان شناخته شده در ایران زندگی میکردند که معماری پیشرفتهای داشتند. شیوههای معماری این ملل در مجموع سبکی باعنوان شیوۀ پیشپارسی را رقم زده است که تا سده هشتم پیش از میلاد از آن استفاده میشده است.
تپه زاغه یکی از مراکز اولیه استقرارکشاورزی در ایران است. این مکان دردشت قزوین قرار دارد و آثار مهمی از اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد در آن به دست آمده است. در محوطۀ تاریخی زاغه 21 خانه به دست آمده که بیشتر آنها نقشههای چهارگوش دارند. چند گونه نقشه در خانههای آن شناخته شده است که به طبقات مختلف دامدار، کشاورز و کارگر تعلق داشته و یک معبد غیرهندسی یافت شده است که دارای تزییناتی به رنگ سیاه و سفید بر زمینۀ گِل اخرا بوده است. نکته مهم و قابل توجه، جهت طولی این خانههاست که شمال شرقی به جنوب غربی است. انتخاب این جهت باتوجه به جهت بادهای دائمی منطقه بوده است (شکل 109-1 الی 111-1).
|
|
|
ایلامیان مردمی بودند که نژادشان ناشناخته ماند. آنها تا حدودی از فرهنگ سومریان اثر پذیرفتند. ایلامیان از هزاران سال پیش در دشت خوزستان خانه گزیده بودند و فرمانروایی داشتند. آنها همیشه در معرض حملات ساکنان بینالنهرین به خصوص آشوریان بودند و سرانجام در میانۀ سدۀ هفتم پیش از میلاد به دست آنها برافتادند. مرکز تمدن ایلامیان شهر شوش بود که تاریخی چند هزار ساله داشت و دارای همه عناصر حکومتی مانند ارگ و به ویژه یک نیایشگاه به نام زیگورات بود که شباهت نزدیکی به معماری پیشرفته سومریان دارد. در هفتتپۀ خوزستان بازمانده معماری ایلامی هنوز برجاست و نشاندهنده پیشرفت در فن ساختمان است. ساختمانهای آنها طرحی راست گوشه داشت و سقفها بیشتر دارای طاق ضربی بود و همچنین از تیر و سقف تخت هم بهرهگیری میکردند.
بزرگترین نمونه معماری «ایلام» زیگورات چغازنبیل، در 40 کیلومتری جنوب شرق شوش (در خوزستان) واقع شده که در 1250 پ.م. توسط پادشاه «اونتاش ناپریشا» در مرکز شهر مقدس «دورانتاش» ساخته شده است. طرح اصلی این زیگورات 5 طبقه، چهارگوشی به ابعاد 105 متر است که گوشههای آن درست بر چهار جهت اصلی جغرافیایی قرارگرفته است. بر میانه چهار ضلع آن پلکانها قرار گرفته که هرکدام مربوط به طبقهای از زیگورات و طبقهای از مردم بوده است. نکته جالب توجه این است که طبقات نه بر روی یکدیگر، که هرکدام بر سطح زمین ساخته شدهاند و یکدیگر را حلقهوار دربرگرفتهاند. این ساختمان پلکانی از خشت ساخته شده است. از آجر لعابدار آبی و سفید در نما بهرهگیری شده و روی برخی آجرها خط میخی کنده شده است. از دید سازهای، یکی از کهنترین طاقهای قوسی شکل هنوز در چغازنبیل و آرامگاههای پیرامون آن برجای مانده است. سقف پلههای این بنا طاقی نیمدایرهای شکل و بدون تیزه است (شکل 112-1 الی 114-1).
|
|
در این تصویر ساختمان قوطیوار هر طبقه مشخص شده است |
|
در سدۀ نهم و هشتم پیش از میلاد در شمال غربی ایران و شرق آناتولی، اقوام ارُارتو با فرهنگی پیشرفته زندگی میکردند. آنها بومیانی بودند که پیش از کوچ آریاییها در ایران زندگی میکردند. تمدن آنها از تمدنهای آشوری و بابلی تأثیر گرفته بود. آنها تا اواخر سدۀ هفتم پیش از میلاد که ارمنیها حکومت وان را برانداختند حکومت کردند. روش سازهای ساختمانهای ارارتوها، تیر و ستون با سقف تخت بوده است. ساختمانهای آنها چهارگوش بود و نیایشگاههایی با تالاری ستوندار داشتند که بیشتر بر روی سکو ساخته میشده است. ارارتوها ستونها را با سرستونهای پیچکدار میآراستند و مصالح اصلیشان سنگ و چوب بوده است. آنها گونهای ساختمان به نام «کَلاوه» داشتند که ساختمانهایی دو طبقه بودهاند و به منظور امنیت، فقط در طبقۀ بالا زندگی میکردند و با نردبان به آن دسترسی داشتند و طبقه پایین انبار بودهاست. از نمونه ساختمانهای ارارتویی میتوان تپه حسنلو از سدۀ نهم پیش از میلاد و دژهای پیرامون دریاچه وان را نام برد (شکل 115-1).
سبک معماری مادی:
پس از شیوه پیشپارسی رواج یافت. یکی از ساختمانهای بازمانده از مادها، تپه نوشیجان است. ساختمان مرکزی آن دارای چند تالار بوده که با طاق جناغی پوشیده شدهاند (شکل 116-1).
نمونه دیگر معماری مادها استودانها هستند. استودان (استخواندان) محل نگهداری استخوانهای مردگان بوده است. آثار زیادی از این استودانها که بر دامنه کوه کنده شدهاند، در ایران یافت میشود. از نمونههای استودان مادها میتوان «دکان داوود»، «فخریکا»، «سکاوند»، «دا و دختر» و «شیرین و فرهاد» را نام برد. در نقش رستم نیز چند استودان از داریوش و اردشیر برجای مانده است. شکل (117-1)
معماری هخامنشی یا پارسی:
بعد از سدۀ ششم پیش از میلاد ( 2600 سال پیش) و با به قدرت رسیدن هخامنشیان در ایران پدید آمد. این شیوه معماری تا 2400 سال پیش در ایران رواج داشت و یادگارهای بسیاری از خود به جای گذاشت. از مهمترین شاهکارهای معماری به جامانده از این دوره میتوان از مجموعههای آیینی تختجمشید، کاخهای شوش و هگمتانه را نام برد. این اماکن برای مدیریت کشور و سکونت استفاده میشدند، همچنین معابد و آرامگاههایی برای احترام به پادشاهان ساخته شدند که آرامگاه کوروش در پاسارگاد و آرامگاههای نقش رستم از آن جمله است. سرستونهای کلهگاوی، کلهشیری و کلهعقابی از تزیینات بارز بناهای تختجمشید است (شکل 119-1 و 118-1).
|
|
یکی از ویژگیهای ایرانیان کهن و هنرمندان آن باور به تقلید درست بوده است که آن را بهتر از نوآوری بد میدانستند. آنان به تقلید یا برداشتی که منطق داشته باشد و با شرایط زندگی سازگار باشد، عمل میکردند. این رفتار سبب گردید تا ایرانیان ضمن حفظ فرهنگ خود، نکات مثبت و مفید فرهنگ اقوام دیگر را نیز گرفته و در فرهنگ خود وارد ساخته و هضم نمایند و به این ترتیب خود را تعالی بخشند و تکامل یابند. نمونهای از این الگوبرداری در معماری شیوه پارسی یافت میشود. دو نمونه از آنها، «تالار ستوندار» و «کلاوه» بوده است. نیایشگاه ارارتوها دارای تالاری با سقف تخت چوبی بود. همین روش را آریاییها در شوش پی گرفتند. البته آنها ستونها را از سنگ و دیوارهای گرداگرد تالار را از خشت میساختند که ضخامت برخی دیوارها تا پنج گز میرسید. با به کاربردن خشت و پوشش دو پوسته تلاش میکردند جلوی ورود گرما به درون را بگیرند. بدین گونه از معماری ارارتویی الگوبرداری میشد. کلاوههای ارارتویی هم به گونهای دیگر در معماری پارسی ساخته شد. نمونه آن الگوبرداری ساختمان کعبه زرتشت در نقش رستم است. این ساختمان چهارگوشۀ سنگی دارای درگاهی بلندتر از کف زمین است (شکل 120-1 و 121-1).
|
|
درباره نحوه احداث ساختمانهای این دوره میتوان گفت که در معماری پارسی سقف تخت با تیر وستون اجزای اصلی ساختمانی بوده است. از چوب به سادگی میشد برای پوشش دهانههایی از 2/5 تا 3/5 گز بهرهگیری کرد؛ ولی در معماری تختجمشید دهانۀ میان 2 ستون را تا حدود 6 گز رساندهاند و این بزرگترین دهانۀ چوب پوش در جهان آن روز بود. چنین چوبی که درخور این دهانه باشد در ایران یافت نمیشد. از این رو آنها چوبهای درخت کنار را از جبل عامل لبنان از راه شوش به تختجمشید رساندند و آن را به کار بردهاند. پارسیان نیز اتاقهایی میساختند که دو ستون در میان آن بود و دو تیر چوبی را بر روی هم با کنف میبستند و روی ستونها میگذاشتند. بدین گونه به توانایی باربری تیر میافزودند. در تختجمشید تالار هَدیش خشایارشاه را با بیست ستون ساختهاند. در معماری پارسی نوآوریهای شگفتی در ساخت سقف تخت به کار برده میشد. برای نمونه در تیرریزی سقف برای اینکه تیرچههای موجود در دو دهانه کنار همسنگینی بار خود را بر روی یک تیر باربر نگذارند، راستای چیدن آنها را تغییر میدادند. بدین گونه سر هر تیرچه بالشتکی به پهنای یک تیر باربر پیدا میکرده است؛ و این برای انتقال نیروها و گسترش بار تیرچه بهتر بود (شکل 122-1).
در شیوه پارسی، آرایههای به کار رفته هرکدام منطقی خاص داشته است. تزیین سرستون در معماری ایران ریشه کهنی دارد. در دخمههای مادی سرستونهایی بر دیواره کنده شده که همانند سرستونهای یونیک یونان هستند. گفته میشود که ایرانیان برای سوار کردن و نگه داشتن دو تیر درکنار هم بر بالا و دو سوی یک ستون آنها را با ریسمانی به نام کَبال به هم میبستهاند و سپس تختهای بر روی آنها برای بالشتک میگذاشتند. این چفت و بست و پیچش ریسمان سر تیرها کمکم دگرگون شده و شکلی چون سرستون یونیک پیدا کرده است (شکل 123-1 و 124-1).
|
|
چکیده ویژگیهای شیوۀ پارسی را میتوان چنین بر شمرد:
- ویژگیهای معماری
. بهرهگیری از شیوۀ ارارتو در طرح فضاهای راست گوشه، تالارهای ستوندار و کلاوهها
. ساخت ساختمان بر روی سکو و تختگاه
. نهادن ستونها در حداکثر فاصلۀ ممکن و تا ارتفاع بسیار چشمگیر
. درونگرایی (به ویژه در تختجمشید و شوش)
. پیوند دادن بخشهای جانبی و فرعی همچون آشپزخانه با راههای پنهانی به ساختمان اصلی
. ساخت سایبان و آفتابگیر در جاهای ضروری
. زیباسازی پیرامون ساختمانهای تچرا (کاخ داریوش)، هدیش (کاخ خشایارشاه)، آپادانا (تالار صدستون) با استخر، آبنما و پردیس
- ویژگیهای مصالح و سازه
. ساخت سقفهای تخت چوبی
. به کارگیری دیوارهای جداکننده با خشت
. استفاده از سقف خمیده و طاق در زیرزمینها
. استفاده از سنگ بریده و منظم و پاکتراش و گاه صیقلی از بهترین و مرغوبترین مصالح
. پیسازی با سنگ لاشه و ماسه
. نماسازی بیرونی با سنگتراش و نماسازی درونی با کاشی لعابدار
. پرداخت کف با بهترین مصالح
- تزیینات
. بهرهگیری از پایه ستون و سرستون
. آرایش سرستونها با جزئیاتی متناسب با بارگذاری شاه تیر و تیرچههای چوبی
. آرایش درگاهها و سردرها با بهرهگیری از ستونکها و طاقچهبندیها
. آرایش فضاهای درونی با کاشی لعابدار
. آرایش دستانداز پلکانهای کوتاه و مالرو با نقشهای برجسته و کنگرههای زیبا
شیوۀ پارتی
پس از کمرنگ شدن سبک معماری پارسی در قرن چهارم پیش از میلاد، سبک پارتی در ایران رواج یافت و تا ورود اسلام به ایران ادامه داشت. معبد آناهیتا، ارگ کهن نسا، قلعه دختر، طاق کسری و کاخ سروستان از مشهورترین بناهای این دوره محسوب میشوند. قوم پارت یکی از شعب نژاد آریایی ایرانی است که سرزمین آنها ابتدا شمال خراسان بوده است. شیوۀ پارتی به معماریای گفته میشود که بعد از حمله اسکندر در ایران معمول شده و در دورههای سلوکیان (ستونهای خورهه)، اشکانیان (ارگ کهن نسا)، ساسانیان (قلعه دختر، طاق کسری، بیشاپور، کاخ سروستان) و صدر اسلام و در بعضی نقاط حتی بعد از اسلام تا قرن سوم و چهارم هجری ادامه داشته است. متأسفانه آثار کمی از دوره اولیه آن در ایران به جای مانده است.
بعد از حمله اسکندر، یونانیها سعی داشتند که به نحوی سلیقه و فرهنگ خود را بر ایرانیان تحمیل کنند. اما در عمل میبینیم که این اقدام مطلقاً انجام نگرفت و برخلاف اقوامی که در این شرایط فرهنگ حاکم را میپذیرفتهاند، ایرانیان در غالب موارد تن به این عمل ندادند.
شاید بتوان یکی از دلایل انتخاب نکردن شیوههای یونانی را در نوع مصالح دانست. در یونان و رم معادن سنگ ساختمانی، خوب و بدون رگه موجود بوده است. در ایران نیز معادن بزرگ سنگ یافت میشوند. برای نمونه در فخرآباد یزد معدن بزرگ سنگ موجود است که حتی سنگها به صورت لایهلایه بوده و مشکل بریدن را نیز ندارند، اما به دلیل ناهماهنگی با اقلیم، ساختمانها را از سنگ نمیساختند و بیشتر با خشت کار میکردند. به طور کلی، در ایران متناسب با اقلیم هر ناحیه از مصالح در دسترس استفاده میشده است. این خود یکی از دلایل استفاده نکردن از سنگ در بسیاری از نقاط است.
تنها اثری که از شیوه یونانی در ایران موجود است، مربوط به بنایی در نزدیکی محلات به نام معبد خُورهه است. ستونهای به کار رفته در این معبد از نوع یونیک است (شکل 125-1 و 126-1).
|
|
در مجموع با وجود جاذبههای تمدن یونان، پارتها دنبال آن تمدن نرفتند و حتی از معماری هخامنشی نیز تقلید نکردند. این امر شاید به دلیل عدم سیطره و نداشتن قلمرویی مانند هخامنشیان باشد. پارتها نمیتوانستند مانند دوران هخامنشی مصالح را از راههای دوردست بیاورند. بنابراین ساختمان خود را با بهرهگیری از امکانات موجود، استفاده از مصالح بوم آورد، و ارتقای شیوههای ساخت در دسترس بنا کردند. در این مسیر اختراع بزرگی را در طول تاریخ معماری بشر که همان پوششهای طاقی در دهانههای بزرگ و در سطوح چهارگوش است، شکل دادهاند. البته در معماری دورههای قبل از آن نیز از پوششهای طاقی در ایران استفاده شده است. ولی به نظر میرسد که پارتها، به دلیل ضرورتهای مختلفی که در آن زمان ایجاب میکرد، به معماری و هنر قدیم، خصوصاً معماری زمان مادها و حتی پیش از آن یعنی ایلامیها (چغازنبیل) بازگشتهاند، و با توان بسیار بالایی پوششهایی با دهانه بزرگ را از مصالح موجود پوشاندهاند (شکل 127-1).
از مهمترین خصوصیات شیوۀ پارتی حداکثر استفاده از مصالح محلی (بوم آورد) مثل استفاده از سنگ لاشه، خشت خام یا پخته و استفاده بسیار خوب از تکنیک پیشرفتۀ طاق و گنبد، ایجاد تنوع فوقالعاده در طرحها، و داشتن ارتفاع زیاد است. در رابطه با ویژگی تنوع میتوان گفت برای مثال، در دورۀ ساسانی تقریباً دو بنا را نمیتوان یافت که با هم شباهتی کامل از نظر عملکرد و یا نقشه داشته باشند. هر بنا تنوع خاصی دارد. این نکته از ویژگیهای معماری ایران خصوصاً شیوۀ پارتی است.
یکی از ساختمانهای پارتی کاخ آشور است. کاخ آشور یک بنای چهار ایوانی است. البته چهار ایوان آن در یک زمان ساخته نشده است (شکل 128-1 الی 130-1).
|
|
|
قدیمیترین محل سکونت پارتها که تاکنون یافت شده است در نسا یا پارتانیسا قرار دارد که فاصله چندانی با عشقآباد امروزی (ترکمنستان) ندارد. در داخل ارگ تعداد زیادی بنای عمومی از جمله یک کاخ، موسوم به خانه مربع، و تعدادی معبد کشف شده است. اتاق اصلی کاخ، تالاری ستوندار به مساحت تقریبی 20 مترمربع بود. سقف آن با استفاده از تیرهای بزرگ روی چهار ستون بزرگ چهار ترک (پیلک) که در واقع اتاق را به سه راهرو تقسیم میکرد، پوشانده شده بود. این ویژگی در معماری پارتی نیز بارها تکرار شده است. دیوارها به رنگ قرمز و سفید رنگآمیزی شده بود و به طور افقی توسط نواری از صفحات کوچک سفالی و به طور عمودی با ردیفهایی از نیمستون که روی هر دیوار شش تا از آنها قرار داشت، تقسیمبندی شده بود. تندیسهای عظیم گلی در طاقچههای میان ردیفهای فوقانی ستونها قرار داده شده بود (شکل 131-1).
طاقگرا درسر راه کرمانشاه به قصر شیرین، و کوه خواجه در استان سیستان و بلوچستان و قسمت اصلی معبد آناهیتا (کنگاور) و بسیاری از بناهای دیگر از این دوره هستند. بنای کوه خواجه در نزدیکی زابل و دریاچه هامون ساخته شده است. قسمتی از بناهای آن مربوط به دوره اول شیوه پارتی (اشکانی) و قسمتی نیز مربوط به دورههای بعد از آن و دوره ساسانی است (شکل 132-1)
قرارگرفتن فضاهای مختلف در اطراف حیاط، و پیشبینی فضای ایوان در بناهای شیوۀ پارتی، دو ویژگی شاخص و مهمی است که بعدها نیز در معماری ایرانی استفاده شده و در شکلگیری درونگرایی آن کمک نموده است. ایوان معمولاً پشت به آفتاب و رو به شمال بوده است تا فضای خنک و مطبوعی را در تابستان داشته باشد. اما در مناطق سردسیر ایوانها معمولاً رو به جنوب قرار میگرفتند. ساختمانهای پارتی پیوستگی خویش را با سنن سکونت طبیعی چادرنشینان حفظ کردند. گویی که خیمههای یک طرف باز چادرنشینان به شکل تکامل یافتهتری در ایوانهای یک طرف باز و مرتبط با فضای بیرونی کاخسازی پارتی ظهور کرده است.
در این دوره ساخت طاقهای بلندتر از گذشته با استفاده از ملات گچی که خیلی زودگیر بود، امکانپذیر شد. برای ساخت این طاقها به چوب بستهای گران قیمت نیازی نبود. این موضوع یک موفقیت بزرگ فنی در آن دوران بود. در آتشکده بزرگ فیروزآباد ایوان بزرگ رو به حیاط و گنبد خانهای به دهانۀ حدود 13/5 متر با مصالح بوم آورد ساخته شده بود. تا این زمان بزرگترین بنای سنگ لاشهای است، و برای پوشش فضاهای مختلف آن از طاق آهنگ و گنبد با گوشهسازی ترنبه استفاده شده است (شکل 133-1).
در قلعه دختر فیروزآباد فارس، گنبد با گوشهسازیهای سه کنج کار شده است. در این بنا در گرداگرد گنبد بزرگ حجرههایی قرار داشته و نوک گنبد سرگشاده و رو به آسمان باز بوده است که به آن هورنو میگویند. این بنا یکی از بناهای با عظمت شیوه پارتی است (شکل 134-1).
در برخی از بناهای پارتی گنبد کُمبیزه کار شده است. این گنبدها بر روی پایههای ششضلعی و هشتضلعی ساخته شدهاند. به طور کلی استفاده از انواع و اقسام فنون معماری یکی از ویژگیهای بارز شیوۀ پارتی است. در آتشکده نیاسر کاشان گنبد به شیوۀ ترکین و با استفاده از تویزه گچی ساخته شده است. ترنبههای زیر گنبد به صورت فیلپوش ساده است و در ساخت چهار طاقی آن هر دو روش طاقزنی ایلامی (رمی) و ضربی به کار رفته است (شکل 135-1).
در کاخ بیشابور (241 میلادی) در نزدیکی کازرون، تالاری با فرش کف موزائیک وجود دارد که به آن پیس پیسه میگویند. بر روی زمین، نگارههای گوناگون را با موزائیکهای بزرگی ساختهاند.
ایوان مدائن یا طاق کسری نیز از بناهای مهم شیوۀ پارتی است که دو ویژگی معماری ایران در آن به خوبی آشکار است؛ یکی بهرهگیری از تناسب طلایی ایرانی در ایوان بزرگ میانی و دیگری بهرهگیری ازمصالح معمولی یا خشتی است. نماها با ملات گچ سپید شده و اصطلاحا به آن «اسپید دژ» گفته میشده است. در ایوان کرخه در خوزستان هم برای نخستین بار از پوشش طاق و تویزه بهرهگیری شده و از میان تویزهها نورگیری شده است (شکل 136-1 تا 138-1)
|
|
|
کاخ سروستان در دل باغ بزرگی جای دارد و دارای یک حیاط است. محل نشیمن اتاق چهارگوشهای با پوشش گنبدی است که از سویی به حیاط و از سویی دیگر به باغ پیرامون راه دارد. در سمت راست نشیمن، تالار درازی به نام سفرهخانه هست که در کنار دیوارهای آن ستونهای جفتی کارشده است. پس از آن اتاق برگزاری جشنها و در انتها در بخش شمالی کاخ، آبریزگاه، و انبار جای گرفته است (شکل 139-1 تا 140-1).
|
|
چکیدۀ ویژگیهای شیوه پارتی را میتوان چنین برشمرد:
ویژگیهای معماری
- گوناگونی در طرحها و بهرهگیری از عناصر گوناگون
- تقارنسازی در نیایشگاهها و کاخهای پذیرایی
- نامتقارنسازی در کاخهای مسکونی و خانهها
- درونگرایی با بهرهگیری از حیاط
- شکوه و عظمت دادن به ساختمانها با بلند ساختن آنها
سازه
- بهرهگیری از سقفهای خمیده طاقی و گنبدی (طاق آهنگ، طاق و تویزه و نیمگنبد)
- بهرهگیری از قوسهای مازهدار برای طاقها و گنبدها
- پیسازی با سنگ لاشه
- گوشهسازی چوبی، سهکنج، ترمبه و فیلپوش در زیر گنبدها
- به کارگیری مصالح بومآورد مانند: سنگ لاشه، خشت و آجر، ملات گچ و ساروج
تزیینات
- گچبری با خطوط شکسته و خمیده
- بهرهگیری از کنگرهها و طاقنما در نمای ساختمان.
شیوۀ خراسانی
شیوۀ خراسانی از ابتدای قرن اول تا پایان قرن چهارم هجری قمری و در دورههای حکومتی صفاریان، طاهریان و غزنویان رواج داشت. سبک خراسانی اولین سبک معماری دورۀ اسلامی بوده و چون اولین بناهای آن در خراسان ایجاد شده، لذا به عنوان سبک خراسانی معروف شده است. با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. مساجد ساخته شده در این دوران تحت تأثیر پلان و نقشۀ مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) و با فضای ساده (فاقد تزیینات) احداث شدهاند. برخی شیوۀ خراسانی را ادامه شیوه پارتی دانسته و در مورد مساجد، آن را به نام سبک شبستانی میشناسند.
الگو و طرح مساجد اولیه اسلام تقلیدی از مسجد نبی اکرم (ص) در مدینه است. برای ساختن این مسجد، رسول گرامی (ص) دستور دادند سنگهای لاشه را از نزدیکترین کوه تهیه کرده و آنها را به صورت خشکه چین (بدون ملات) بر روی هم بچینند. ارتفاع دیوارها به اندازه قد بلندترین مرد عرب در حالی که دستهایش را بلند کرده باشد، تعیین میشد. پوشش سقف شبستان آن از عناصری ساده مانند پوست چهارپایان درست شده که همچون سایبانی در برابر نور شدید آفتاب بوده است. از نخلهای خشک و درختان بیبار به عنوان ستون و تیر استفاده شد (شکل 142-1).
مساجد اولیۀ منطقه خراسان با الهام از مسجد مدینه (مدینهالنبی) در یک فضای چهارگوش با شبستانی در جهت قبله به وجود آمده و سقف تنها شبستان آن نیز برای ایجاد سایبان و بعدها جلوگیری از آب باران با مصالح ساده پوشیده شده است.
یکی از اصیلترین ساختمانهای شیوه خراسانی، مسجد جامع فهرج است. این مسجد در 2 کیلومتری یزد در فهرج قرار دارد وتک منارگِلی آن از فاصله دور دیده میشود. بنای مسجد مربوط به قرن اول هجری قمری است و مانند مساجد صدر اسلام دارای طرحی بسیارساده و بیپیرایه میباشد و احتمالا در زمرۀ نخستین مساجدی است که تاکنون در ایران شناخته شده است. سبک و شیوۀ معماری آن را بین شیوۀ پارتی وخراسانی میدانند. بنا تماماً از خشت ساخته شده است و پوشش نمای دیوارها از سیمگل و گل ریگ است. نقشۀ مسجد بسیار ساده و شبستانی سه دهانه دارد. در قسمت شمالی مسجد منارهای از خشت و جدا از بنا ساخته شده است که به مسجد راه دارد (شکل 143-1 و 144-1).
یکی از ویژگیهای جالب این مسجد، آرایههای گچبری شکنجی و پیچکهای آن است که همانند آرایههای کاخ کسری در تیسفون (دوره پیش از اسلام) میباشد. نقش درهای ساسانی که با گچ، برروی دیوار شرقی نگاشته شده است، نیز جای تأمل دارد؛ گویی که معمار مسجد میخواسته یادگاری از درهای زیبای کهن برای آیندگان بر جای گذارد (شکل 145-1).
تاریخانه دامغان هم یکی از مساجد اولیۀ اسلامی (قرن دوم هجری قمری) و با شیوۀ خراسانی است. نقشه ساختمان بر پایه شبستان ستوندار است. یک صحن بزرگ تقریباً چهارگوش دارد که در اطراف آن رواقهایی با طاق ضربی روی پایههای مدور قرار دارد. نقشۀ کلی مسجد ساده و مردموار است وشبیه یک حیاط اندرونی است. طرح کلی ساختمان و مصالح آن و نوع آجرچینی و ابعاد آجرهای قرمز رنگ و ستونها شبیه بناهای ساسانی است. در میان رواقهای اطراف حیاط، دهانه وسط نسبت به دهانههای دیگر ارتفاع بیشتری دارد. قوسهای آن ابتدا بدون تیزه و صاف بودهاند و قوسهای جناغی (تیزهدار) را بعدها زدهاند (شکل 146-1).
مسجد جامع نایین نیز یکی ازمساجد شبستانی است. روی ستونهای این مسجد گچبریهای زیبایی کار شده است. این موضوع، امری است که در شیوۀ خراسانی از آن پرهیز میشده است. به طور کلی پس از اسلام از چهرهنگاری پرهیز میکردهاند، اما در گچبریهای این مسجد، آمیزهای از چهره یافت میشود (شکل 147-1 و 148-1).
طرح اولیۀ مسجد جامع نیریز تنها شامل یک ایوان بوده و مسجد در اصل، شیوه خراسانی داشته است و بعدها ملحقاتی به آن اضافه و دارای شبستان شده است. گروهی از کارشناسان بر این عقیدهاند که این مکان قبلاً آتشکده بوده است (شکل 149-1 تا 151-1)
|
|
|
مسجد جامع اصفهان که مسجد عتیق هم خوانده میشود، گنجینۀ هنر ایران و یکی از افتخارات معماری این سرزمین است. اثری که نشانههای سیزده قرن تحول در فرهنگ اسلامی ایران را در خود گرد آورده است. طرح اصلی و ابتدایی مسجد جامع اصفهان، در سال 156 هجری قمری، شبستان ستوندار بوده است. این مسجد بزرگ، تاریخی کهن دارد و در دورههای مختلف، تغییرات کلی در آن داده شده است.
در سده پنجم و ششم هجری قمری دگرگونیهای بنیادی در مسجد رخ داد و مسجد به مرور زمان به مسجدی چهار ایوانی تبدیل شد. از این پس چهار ایوانی بودن مسجد یکی از ویژگیهای بنیادی مسجدسازی در ایران شد (شکل 152-1 تا 154-1).
|
|
|
ویژگیهای شیوۀ خراسانی به طور کلی عبارتاند از:
- سادگی تا حد امکان
- استفاده از مصالح بومآورد
- پرهیز از بیهودگی
- رعایت تناسبات انسانی و توجه به نیازهای انسان (مردمواری)
شیوۀ رازی
شیوۀ رازی دومین شیوۀ معماری پس از اسلام در ایران است که اوج آن در دورۀ سلجوقی بوده است. به دلیل اینکه اولین بناهای این شیوه در شهر ری (راز) احداث گردیده، به سبک رازی معروف شده است.
تغییرات سبکهای معماری روندی تدریجی و آرام دارد. شیوۀ رازی از زمان آل زیار، شروع شده و تا زمان حملۀ مغول ادامه داشته است. این شیوه تمامی ویژگیهای خوب شیوههای قبلی را به بهترین صورت دارد در این شیوه، نغزکاری شیوۀ پارسی، شکوه شیوه پارتی و دقت و ریزهکاریهای شیوۀ خراسانی دیده میشود. آغاز شیوۀ رازی مربوط به شمال ایران است، اما در ری رواج مییابد و بهترین آثار در آنجا ساخته میشود. از آنجا که هر شیوۀ جدید متأثّر از شیوههای قبلی است، لذا در آغاز، شیوه رازی بعضی از بناها مانند گور امیراسماعیل سامانی در بخارا و مزار و مناره ارسلان جاذب در نزدیکی مشهد (گنبد خانهای دوطبقه دارد) وجه مشترکی بین شیوه خراسانی و رازی دارند (شکل 155-1 تا 157-1)
|
|
در شیوۀ رازی ساختمانهایی با کارکردهای گوناگون پدید آمدند؛ مانند آرامگاههای برجی، میلها، منارهها، مساجد، مدرسهها و کاروانسراها و مواردی دیگر. آرامگاههای برجی در طرحهای هشتگوش، ششگوش، چهارگوش، دایره و گرداگرد آنها پرهدار یا ساده ساخته میشد. مقبرۀ دوازده امام یزد از نمونههای چهارگوش ساده و مقبره سلطان قابوس از نمونههای پرّهدار است (شکل 158-1).
گنبد قابوس در اوایل قرن چهارم هجری قمری، در شهر گنبد کاووس ساخته شده است. این برج مقبره یکی از شاخصترین بناهای سبک رازی است. بدنه برج پرهدار است و ده پشتبند همچون منشور مثلثی شکل گرداگرد استوانۀ آن را فرا گرفتهاند. ارتفاع این دندانهها 37 متر تا زیر گنبد است و با آجر ساده کار شده است. گنبد دو پوسته است. گنبد درونی خالی و نیم تخممرغی و از آجر معمولی، و پوسته بیرونی گنبد مخروطی شکل است (شکل 159-1).
در این شیوه برخی از مسجدهای ستوندار به چهار ایوانی دگرگون شدند. نمونه آن مسجد جامع اصفهان است که در شیوۀ خراسانی به گونه شبستان ستوندار ساخته شده بود و در قرن پنجم و ششم هجری قمری با شکلگیری گنبدخانه و ایوانها به مسجد چهار ایوانی تبدیل شد (شکل 160-1 و 161-1).
|
و ایوان ها در قرن پنجم و ششم هجری قمری |
در شیوه رازی ساخت طاق و گنبد بسیار پیشرفت کرد و گونههای قوس تیزدار برای طاق و گنبد به کار رفت. به جای طاق ساده آهنگ که در شیوه خراسانی رایج بود از طاقهای چهار بخش، کاربندی، طاق کلنبو و طاق چهار ترک بهرهگیری شد (شکل 162-1).
گنبدها نیز به روشهای گوناگون ساخته میشدند.
گنبدهای ایرانی صرف نظر از نوع فن و تکنیکی که در ساخت آنها به کار رفته به دو دسته رک و نار تقسیم میشوند.
گنبدهای رک خود به سه دسته تقسیم میشوند:
1- گنبدهای هرمی
2- گنبد مخروطی
3- گنبد اورچین
گنبد گسسته رک نیز که از ویژگیهای معماری شمال ایران بود، به ری و سپس به مرکز ایران انتقال مییابد. بهترین نمونه آن، گنبد یا میل قابوس است.
|
|
|
|
گنبدهای خاگی که از انواع گنبدهای نار هستند در بناهای مختلف ساخته شدهاند. انواع گنبدهای دو پوستۀ پیوسته در بناهایی مثل مسجد برسیان و مسجد جامع اردستان و مسجد جامع زواره ساخته شدهاند. نمونه کامل گنبد ترکین با تویزه در شیوه رازی ساخته شد. نمونۀ آن گنبد نظامالملک در مسجد جامع اصفهان، گنبد مسجد برسیان و گنبد مسجد جامع اردستان میباشد (شکل 167-1 و 168-1)
|
|
در شیوه رازی به کیفیت مصالح توجه خاصی میشده است. ساختمان از بنیاد و پایبست با مصالح مرغوب احداث میشد و خشتهای پخته (آجر) کوچک و بزرگ و نازک وضخیم نماهای بنا را میآراست. یکی از مصالح مهم در این شیوه آجر پیشبرُ است که به گونه سفال لعابدار یا بیلعاب به کار میرفته است. انواع نقشهای شکسته (نقشهایی که خطوط مستقیم دارند)، به روشهای مختلف در این دوره ایجاد شده است. گرهسازی با آجر و کاشی یا گرهسازی در هم از این دوره آغاز میشود. در این نوع گرهسازی، قطعاتی از کاشی را به صورت نگین و یا ساده در میان قطعات آجری به کار میبردند که خود موجب جلوه و زیبایی میشده است. قدیمیترین نمونه این کار در برج اتابک کرمان است که قطعات کاشی به وسیله گچ دورسازی شده و سپس با گرهسازی آجر، آن را تکمیل کردهاند.
کاروانسرای شرف که به رباط اشرف هم معروف است، یکی از نمونههای شیوۀ رازی است که نزدیک سرخس در محلی که در گذشته نیاز به ساخت یک کاروانسرا حس میشد، قرار گرفته است. طرح و نقشه بنا شامل دو حیاط چهار ایوانی است. بنا تنها یک ورودی دارد که شامل یک سر در زیبا و دو اتاق در طرفین آن و یک ایوان ورودی است که به وسیلۀ دالانهایی به حیاط اول میرسد. به طور کلی، محور اصلی بنا از جنوب شرقی به شمال غربی است و بنا با توجه به جهت قبله ساخته شده است. پوششهای مورد استفاده از نوع طاق آهنگ است. یکی از کارهای بسیار خوبی که در این بنا انجام شده است، تأمین آب برای آن است . این محل، اصلا آب روی گذر ندارد و به دلیل دور افتاده بودن محل و عدم دسترسی به قنات، تأمین آب مشکل بوده است. بنابراین، آب خوردن را از آب باران تأمین میکردند. لذا در این محل، پشتبام را شیب داده و ناودانهای شُرهای را به طرف حیاط قرار میدادند. در زیر ناودانها، لگنچههایی سنگی گذاشتند که مجرای آنها آب باران را به آب انبار کاروانسرا هدایت میکرد. به این ترتیب آب سالیانه مورد نیاز از آب باران پشتبامها تأمین میشد (شکل 169-1 و 170-1).
|
|
به دلیل تنوع زیاد آجرکاری، رباط شرف را میتوان موزه کار با آجر دانست. تنوع آجرهای مختلف در بنا، شکل ویژهای به بنا داده است. در این بنا میتوان انواع آجرهای تراشدار، کتیبۀ خَطی آجری، طرحهای هندسی گرهسازی و.... را مشاهده کرد (شکل 171-1).
در شیوه رازی گونههای گچبری بسیاری نیز به کار رفته است. گچبری «شیر شکری» با برجستگی کم، گچبری «برجسته» با برجستگی بیشتر، گچبری «زِبره» با برجستگی بیشتر بدون ساییدگی گوشهها و گچبری «برهشته» با برجستگی زیاد، نمونههایی از گچبریهای این شیوه است. گونه دیگر گچبری که در شیوههای دیگر کمتر به کار رفته است، گچبری «گچ تراش» است. گچ را با رنگهای گوناگون به هم میآمیختند و سپس گچهای رنگی را به تکههایی با شکل ویژه میبریدند و همچون کاشی معرّق کنار هم میچیدند و نگارهای را پدید میآوردند. نمونۀ این در مشهد اردهال کاشان یافت میشود.
فعالیت (صفحه 60 کتاب درسی)
در مورد یکی از شیوههای گچبری تحقیق کنید و نتایج آن را به همراه تصاویر مناسب، به دوستانتان در کلاس ارائه دهید.
از مهمترین ویژگیهای سبک رازی موارد زیر است:
- پلان مستطیل شکل
- مصالح اولیه آجر
- ساخت ایوان با پلان مربع شکل
- استفاده از طاقهای جناغی (تیزهدار)
- ساخت گنبد و متعلقات آن (گوشواره و فیلپوش) بر پشت ایوان جنوبی
- ساخت زوج مناره بر ایوان جنوبی
- استفاده از تزیینات (گچبری، آجرکاری، گرهسازی، کاشی خشتی).
شیوۀ آذری
پس از حملۀ مغول و ویرانیهای بسیار، معماری ایران دچار رکود و سکون شد و آن همه تنوع و تزیین و هنرنمایی معماران گذشته در احداث گنبدها و ایوانهای گوناگون خاموش شد، تا آنکه ایلخانان (جانشینان چنگیز در ایران) خواستند که ویرانیهای نیاکانشان را بازسازی کنند، یا دست کم نیاز پیدا کردند که بناهایی همچون کاخ و خانه و گرمابه و... را در پایتخت خود داشته باشند. بنابراین معماران را به دربار خود فرا خواندند. به تدریج معماران گریخته و پراکنده که هنوز حیات داشتند جمع شدند و معماری کمکم جان تازهای یافت؛ شیوۀ معماری آذری پدید آمد و تا زمان صفویه ادامه یافت. به دلیل اینکه اولین بناها در تبریز احداث گردید به سبک آذری معروف است. سبک آذری خود به دو دوره قابل تفکیک است، دورۀ اول از زمان هولاکو و با پایتخت شدن مراغه و دورۀ دوم از زمان تیمور و با پایتختی سمرقند همراه است. در دورۀ دوم بود که معماران بزرگی چون قوامالدین شیرازی و پسرانش غیاثالدین و زینالدین شیرازی به کار مشغول شدند و ساختمانهای بزرگی ساختند. دورۀ تیموری اوج معماری سبک آذری است.
ویژگیهای معماری دورۀ اول آذری عبارتاند از:
- ساخت بناهای عظیم
- توجه به تناسبات عمودی بنا
- ساخت ایوان با پلان مستطیل شکل
- تنوع در ایوانسازی
- استفاده از تزییناتی چون گچبری، کاشی زرین فام و کاشی نقش برجسته.
ویژگیهای معماری دورۀ دوم آذری عبارتاند از:
- ساخت ساقه (گلوگاه) بین فضای گنبد و گنبد خانه
- ایجاد سطوح ناصاف در تمامی بنا
- استفاده از تزیینات کاشی معرق (موزائیککاری).
در شیوۀ آذری شرایط و ویژگیهای زمان تأثیر بسیاری داشت. در آن زمان نیاز به ساخت بناهای گوناگونی بود که باید هرچه زودتر آماده میشد؛ از این رو در روند ساختمانسازی شتاب میشد. بنابراین به پیمونبندی و بهرهگیری از عناصر یکسان (مانند کاربندی در سازه و آرایه) روی آوردند. یکی از ویژگیهای مهم معماری در این شیوه بهرهگیری بیشتر از هندسه در طراحی معماری است. در این زمان، انواع نقشه با حیاط های میانی و به صورت چهارایوانی برای مسجدها و مدرسهها به کار رفت. مسجد جامع ورامین یکی ازنمونههای شاخص شیوه آذری است. در این بنای چهارایوانی سازه به دقت رعایت شده است و تزیینات و نماسازی بسیار خوبی دارد (شکل 172-1).
نقشۀ بناهای این دوره از تنوع خاصی برخوردار است. در دوره اول این شیوه، نقشه تعدادی از بناها علاوه بر ویژگیهای محلی، از نظر اندازه و ابعاد نسبت به شیوههای قبلی بزرگتر ساخته شده است. برای مثال در ارگ علیشاه تبریز دهانه ایوان چهارگز از ایوان مدائن بزرگتر است (شکل 173-1).
تعداد زیادی از مقابر شیوۀ آذری همچون گذشته به صورت برونگرا و با نقشههای چهارگوشه و اغلب با گنبدهای دو پوستۀ گسستۀ نار ساخته شدهاند. مجموعۀ شاه زند سمرقند که مزار تعداد زیادی از امیران تیموری در آنجا قرار دارد، از آن جمله است.
مسجد کبود تبریز آواز قوی شیوه آذری و در زمان خود به فیروزه اسلام نامآور بوده است. برخلاف بیشتر مسجدها، حیاط ندارد و به دلیل سردی هوای تبریز، به گونۀ برونگرا ساخته شده است. دارای گنبدخانهای است که گرداگرد آن را شبستانها فرا گرفتهاند. نمای ساختمان با کاشی آجر (معقّلی) و کاشی تراش(معرّق) پوشیده شده است و کتیبهای از شعر فارسی به خط نستعلیق دارد (شکل 175-1 تا 177-1).
|
|
|
ربع رشیدی در خارج از تبریز به وسیله خواجه رشیدالدین فضلالله در اوایل قرن هشتم هجری قمری ساخته شده است. رشیدالدین برای پیشرفت علم و صنعت طرحهای مفصلی در نظر داشت و قبل از آغاز قرن هشتم هجری قمری به ساختمان یک شهر دانشگاهی دست زد. مدارک به جای مانده از ساختمانهای بسیاری چون کاروانسرا، دکان، حمام، آسیاب، انبار، کارگاه رنگرزی، ضرابخانه و سی هزار خانۀ زیبا سخن میگوید. رصدخانه مراغه از بناهایی است که در ابتدای این شیوه ساخته شده و تاریخ ساخت آن قرن هفتم هجری قمری است. در کاوشهایی که اخیراً در ارتباط با این رصدخانه صورت گرفته است، واحدهای مختلفی مشخص شدهاند. این واحدها عبارتاند از: دیوارهای سنگچین نامنظم، دیوار منظم شمالی جنوبی، دیوار سنگچین منظم شرقی غربی، برج مرکزی و اصلی رصدخانه مراغه، واحدهای دایره شکل پنجگانه، تالار سکودار چهارگوش، کارگاه ریختهگری و ساخت وسایل نجومی (شکل 178-1 و 179-1).
|
|
در شیوۀ رازی، آجرکاری نماسازی همراه با سفتکاری انجام میشد و ساختمان پایدارتر و نماسازی آن ماندگارتر در میآمد. اما درشیوه آذری، نخست ساختمان با خشت و یا آجر و سنگ لاشه یا کلنگی، با شتاب و بدون نما سفتکاری میشد، سپس نماسازی به آن افزوده میشد که یا با پوستهای از آجر، گرهسازی آجری و گُلانداز و رگچین بود یا با گچ، اندود و نقاشی روی آن صورت میگرفت. کمکم از کاربرد آجر کاسته شد و جای آن را کاشی (سفال لعابدار) و سفال نگارین با نگاره برجسته (مهری) گرفت (شکل 180-1).
یکی دیگر از گونههای تزیینات شیوه آذری، کاشی تراش یا معرق بود که تا پیش از آن کمتر به کار میرفت، اما در این دوران بسیار پیشرفت کرد. در دوره دوم شیوۀ آذری، بهرهگیری از کاشی هفترنگ و کاشی خشتی در برخی ساختمانها رایج شد. با شکوهترین ساختمان شیوۀ آذری و شاید کل معماری ایران، گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان است (شکل 181-1 و 182-1).
|
|
مدرسه غیاثیه خرگرد، میان خواف و جام در قرن نهم هجری قمری ساخته شده است. این ساختمان زیباترین مدرسۀ ایران است. معمار آن قوامالدین شیرازی و پس از او پسرش غیاثالدین بوده است. ازنظر دقت و تنوع در نقشه و تزیینات بسیار قابل تأمل است. حجرههای آن دو طبقه بوده، کاربندیها، مقرنسها و طاقبندیهای آن شگفتآور است (183-1).
در شیوه آذری دگرگونیهایی در سازۀ ساختمان رخ داد. برخی از بناهای این شیوه با استفاده از قوس پنج و هفت ساخته شد. به مرور زمان در بعضی از آنها ترکهایی ایجاد شده و ضعفهایی در پایداری آنها مشاهده گردید. به همین دلیل شیوۀ ساخت این نوع قوسها به وسیله قوامالدین شیرازی و زینالعابدین شیرازی اصلاح شده و تکامل یافت. در این شیوه از گنبدهای دو پوستۀ گسستۀ ناری بسیار بهره بردند، چون علاوه بر پوشاندن ساختمان، پاسخی به جنبه شکلی و نمادین نیز بود. بسیاری از ساختمانهای خراسان دارای این گنبد است. برای ساخت گنبد دیوارهایی در گرداگرد آن ساخته میشد و گنبد بر روی آن سوار میگردید. این استوانه بلند زیر گنبد و یا اصطلاحاً ساقه و گردن گنبد دو پوسته، «گریو» نام دارد. بلندای گریو گاه به 10 متر میرسید: مانند گنبد بارگاه مطهر حضرت امام رضا (ع) (شکل 184-1).
در شیوۀ آذری از گنبدهای دو پوستۀ پیوسته نیز در برخی ساختمانها بهره بردند. مانند آرامگاه سید رکنالدین و مسجد ازیران در استان اصفهان و برخی دیگر. آرامگاه سید رکنالدین نزدیک مسجد جامع یزد دارای گنبدخانهای چهارگوشه و به صورت دو پوستۀ پیوسته است و در پوسته درونی آن تزیینات زیبایی وجود دارد (شکل 185-1).
تحقیق کنید (صفحه 67 کتاب درسی)
در مورد انواع قوسهای ایرانی تحقیق کنید و پس از جمعآوری نمونههای آنها، نتیجه را در کلاس ارائه دهید.
آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی و ساختمانهای پیرامون آن در قرن هشتم بنیاد نهاده شده است. این مجموعه دارای چهار حیاط است؛ حیاط باغچه (بزرگترین حیاط)، حیاط بزرگ که مجموعه بناهای اصلی دور آن قرار دارد، حیاط کوچک فضایی بین دو حیاط باغچه و حیاط بزرگ، و حیاط جنوبی یا شهیدگاه. برخی از فضاهای مهم این مجموعه عبارتاند از: مقبرۀ شیخ صفی، مسجد جنت سر، چینیخانه، شاهنشین، مقبره شاه اسماعیل و چندین فضای دیگر (شکل 186-1).
تمرین (صفحه 67 کتاب درسی)
در مورد دیگر نمونههای معماری شیوۀ آذری تحقیق کنید و نتایج آن را به همراه تصاویر به دوستانتان در کلاس ارائه دهید.
شیوۀ اصفهانی
در اوایل قرن دهم هجری قمری سبک اصفهانی رونق گرفت و تا اواسط دورۀ قاجار ادامه یافت. این شیوه در دوره حکومتهایی چون صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه، رواج داشت و بناهای معروف فراوانی مانند چهلستون، عالیقاپو و مسجد امام اصفهان را از خود به جای گذاشت.
شیوه اصفهانی نام آخرین شیوۀ معماری سنتی ایرانی، و تزیینیترین سبک آن است. این شیوه کمی پیش از روی کار آمدن صفویان از زمان قره قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد شاه قاجار، دوره نخست آن به پایان میرسد. دورۀ دوم آن زمان پسرفت (انحطاط) این شیوه است که در واقع از زمان افشاریان آغاز گردید و در زمان زندیه دنبال شد. پسرفت کامل این شیوه از زمان محمد شاه قاجار شروع شد و در دگرگونیهای معماری تهران و شهرهای نزدیک به آن آشکار شد. البته در گوشه و کنار ایران در شهرهایی که به دور از این روند بودند، ساختمانهای ارزشمندی ساخته شد؛ به ویژه خانههای زیبایی که زمان قاجار ساخته شده است. ولی از آن پس، دیگر شیوهای جانشین شیوۀ اصفهانی نشد و با اینکه تلاش شد که این رشته پیوسته در ایران پاره نشود، دیگر معماری آن سیر و روند تکاملی پیشین را پینگرفت.
در ابتدای قرن یازدهم هجری قمری شاه عباس صفوی، اصفهان را به پایتختی برگزید. قبل از اصفهان، شهر قزوین پایتخت پادشاهان صفوی بود و شاه طهماسب اول جانشین شاه اسماعیل، کاخ بزرگی در قزوین با پوشش کاشی معرّق ساخت که عالیقاپو نام داشت، اما بر اثر زمین لرزۀ شدید به کلی ویران شد. حکومت صفوی با شاه اسماعیل که مردی جسور و متهوّر بود شروع شد. در عهد او بسیاری از هنرمندان و صنعتگران به دربار او آمدند و بناهای بسیاری ساخته شد که اغلب آنها خراب شدند. در ابتدای حکومت صفوی، شیوه آذری از دوران تیموری دنبال میشد.
لیکن پس از آن که پادشاهان صفوی با کشورهای اروپایی و کشورهایی که در همسایگی و نزدیک ایران بودند مانند هند و ترکیه کنونی ارتباط برقرار کردند، تجمل و زیباپرستی و جلال و شکوه را در بناهای ایرانی به کار بردند، به همین جهت، بر تزیینات بناها از هر لحاظ افزودند.
با ظهور شاه عباس اول، عصر زرین معماری صفوی آغاز شد. به علت علاقه وافر او به هنر و غرور و بلندپروازیهایی که داشت و با کمک ثروتی که فراهم کرده بود، دوران تازهای در معماری ایران آغاز گردید. این دوره ازمعماری گرچه درخشانترین عصر معماری نبود، ولی عصر اعتلای آخرین نمایش معماری دورۀ اسلامی ایران است. شاه عباس بناهای بسیار و گوناگونی به ویژه کاروانسراهای متعددی را در سراسر ایران احداث کرد و چون اصفهان پایتخت بود، در آنجا آبادانی بسیار ایجاد کرد. در زمان او میدان بزرگ مرکزی اصفهان که نقش جهان نام دارد، ساخته شد که یکی ازشاهکارهای معماری ایران و جهان است. این میدان علاوه بر بناهای زیبایی که در اطراف آن ساخته شده محل رژه و نمایشهای گوناگون در اعیاد و روزهای ویژه بوده است.
ویژگیهای مهم معماری شیوۀ اصفهانی عبارتاند از:
- ساده شدن طرحها در بیشتر ساختمانها، (فضاها مربع و یا مستطیل هستند)
- در حجم ساختمانها پیشآمدگی و پسرفتگی کمتر شد، ولی از این شیوه به بعد ساخت گوشههای پخ در ساختمان رایجتر شد.
- پیمونبندی و بهرهگیری از عناصر و اندازههای یکسان در ساختمان دنبال شد.
- به کارگیری مصالح مرغوب و بادوام در ساخت بناها
- استفاده از انواع تزیینات در بناها مانند کاشی خشتی، هفترنگ، مقرنسکاری ،یزدیبندی، کاربندی یا رسمیبندی و... .
یکی از ویژگیهای سازهای که در معماری ایران به آن توجه میشده، نشست کلی ساختمان و اثر آن بر نماسازی بوده است. در شیوۀ اصفهانی نیز به این موضوع توجه میکردند و سعی بر آن بوده است تا نازککاری و سفتکاری ساختمان، با هم چفتوبست شوند.
در این شیوه همه گونههای طاق و گنبد به کار برده شد. گنبدهای گسسته میانتهی در بیشتر ساختمانهای این شیوه به زیبایی دیده میشوند، مانند گنبد مسجد امام اصفهان، گنبد مدرسه چهارباغ، گنبد مدرسۀ آقابزرگ کاشان، و نمونههایی دیگر.
معماران گذشته هر مادهای را به شکل نخست خود به کار میبردند. برای نمونه آجر را بدون تراشیدن به کار میبردند. در شیوه اصفهانی برخی مصالح را نخست دگرگون کرده و سپس به کار میبردند. که این روش، کیفیت ساختمان را پایین میآورد و به فن ساختمان نیز آسیب میزند. برای مثال از آجر آبساب یا آجرتراش استفاده میکردند و چون آجرها را میتراشیدند درز میان آجرها در آجرچینی کم میشد.
در شیوۀ اصفهانی از همه تزئینات پیشین بهرهگیری شد. البته بیشتر از کاشی خشتی هفترنگ به جای کاشی تراش (معرّق) استفاده شد. برای نمونه، در مسجد امام اصفهان، سردر آن کاشی تراش است که شاهکار کاشیکاری است. ولی در نماهای درونی آن چون روند ساخت به درازا کشیده شد، کاشی هفترنگ کار شده است (شکل 187-1).
بیشترین دستاوردهای این دوره را شاید بتوان در شهرسازی پیگیر شد، چرا که این دوره مجموعههای شهری قابل توجهی را برای آیندگان به جا گذاشته است. بهترین و عالیترین مجموعههای شیوه اصفهانی در میدان نقش جهان قرار دارد. در این میدان، مسجد امام، مسجد شیخ لطفالله، عمارت عالیقاپو، سردر و بازار قیصریه قرار دارند. هر کدام از این بناها، خود شامل مجموعههایی در اطراف خود هستند که در عهد صفوی کاربردی مستمر داشتهاند. کاخ عالیقاپو و ملحقات آن شامل ساختمان توحید خانه و کاخ چهلستون و… مجموعهای است بسیار دیدنی که همگی سبک و شیوه اصفهانی دارد. مجموعۀ گنجعلیخان در کرمان هم نمونه دیگری از این شیوه است (شکل 188-1).
از مظاهر بارز این دوره و آثار شکوهمند آن که هنوز هم در سرتاسر ایران نمود دارد، از دو مورد میتوان یاد کرد. یکی شبکه راههایی بود که نقاط مختلف کشور را به هم وصل میکرد، و دیگری ساختن کاروانسراهای بزرگ در فواصل راهها که در آنها همه گونه وسایل آسایش و رفاه مردم فراهم آمده بود. از جمله کاروانسراهای این دوران میتوان موارد زیر را نام برد: کاروانسرای شبلی در راه میان تبریز - میانه، کاروانسرای خانخوره در راه میان شیراز - آباده و کاروانسرای زینالدین در راه بین یزد - کرمان.
کاخها و بستانهای زیبا و خوشمنظر نیز یکی دیگر از نمونههایی است که در این دوران مورد توجه بوده است. از جمله آنها میتوان موارد زیر را برشمرد: کاخ چهلستون در قزوین ، باغ فین کاشان، کاخ هشت بهشت در اصفهان (شکل 190-1 و 191-1)
از دیگر آثار و بناهای سبک اصفهانی میتوان به موارد زیر اشاره داشت: مدرسۀ چهارباغ اصفهان یا مدرسۀ مادرشاه، مدرسه خان شیراز، پل خواجه در اصفهان (شکل 192-1 و 193-1).
|
|
فعالیت (صفحه 72 کتاب درسی)
نمونههای شاخص مدرسه، مسجد ،پل، و سایر بناهای شیوه اصفهانی را پیدا کنید و آنها را در کلاس معرفی نمایید.