درسنامه آموزشی دانش فنی پایه امور زراعی کلاس دهم امور زراعی
پودمان 4: اقتصاد کشاورزی
اقتصاد چیست؟
علم اقتصاد، شاخهای از علوم اجتماعی است که به تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات میپردازد.
در این راستا، یک تقسیمبندی اولیه، اقتصاد خرد در برابر اقتصاد کلان است. اقتصاد خرد، رفتار عوامل پایهای اقتصاد، شامل عوامل فردی مانند خانوارها و شرکتها و یا خریداران و فروشندگان را بررسی میکند. در مقابل اقتصاد کلان، کلیت اقتصاد و عوامل مؤثر بر آن شامل بیکاری، تورم، رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی را تحلیل میکند.
تعریف اقتصادکشاورزی
در جهان امروز یکی از مشکلات اساسی بشر تأمین نیازهای غذایی است. به گونهای که امنیت غذایی به عنوان یکی از اهداف مهم، سرلوحه برنامههای دولتها قرار گرفته است. بدون شک به منظور رسیدن به امنیت غذایی علاوهبر اتخاذ سیاستهای مطلوب و برخورداری از منابع کافی باید تولید کشاورزی به گونهای باشد که تمامی نیازهای جامعه را برآورده کند. از سوی دیگر تولید کشاورزی خود نیازمند دو گروه عوامل تولیدی میباشد:
1- عوامل فیزیکی تولید:
از قبیل زمین، بذر، آب، نیروی کار و غیره که وجود آنها از نظر کمّی و کیفی شرط لازم تولید است.
2- عوامل غیرفیزیکی تولید:
که ریشه در مدیریت و اقتصاد کشاورزی دارند. اقتصاد کشاورزی شاخهای از علم اقتصاد است، که تولید و تولیدکننده را بهصورت کاربردی مورد توجه خاص قرار میدهد.
اهمیت علم اقتصاد در کشاورزی
در عرصۀ فعالیتهای کشاورزی، علاوهبر دانش تولید محصولات کشاورزی، اصول علم اقتصاد نیز اهمیت زیادی دارد و با استفاده از تجربیات و دانش در زمینه برنامهریزی و تهیه طرحهای تولیدی میتوان بهطور اقتصادی کشاورزی نمود. اقتصاد کشاورزی، روشهای استفاده بهینه از منابع طبیعی در بخش کشاورزی را مورد مطالعه قرار میدهد. بخش اعظمی از کشاورزی کشور به شیوه سنتی انجام میگیرد، که مشکلات و مسائل مختلفی را برای بخش کشاورزی و نهایتا کل کشور ایجاد نموده است، زیرا در تعیین و کنترل دقیق تمام شرایط مؤثر بر فرایند تولید و عرضه محصولات زراعی با مشکلاتی مواجه است و سبب شده که سود کشاورزی به حداقل ممکن برسد.
نقش کشاورزی در توسعه و رشد اقتصادی:
کشاورزی را به عنوان نیروی محرکه رشد اقتصادی در مراحل اولیه توسعه دانستهاند که باعث تأمین درآمد، ایجاد اشتغال، تأمین غذا، ایجاد بازار و ارزآوری میشوند.
به لحاظ خصوصیات عدم وابستگی بخش کشاورزی به خارج و فراهمبودن امکانات و منبع داخلی، حرکت اولیه رشد اقتصادی میتواند از بخش کشاورزی باشد.
1- تأمین غذا:
از وظایف اصلی کشاورزی در هر کشوری تأمین نیازهای غذایی آن جامعه است. اهمیت تأمین غذا به تنهایی میتواند مبنای برنامههای توسعه اقتصادی باشد.
میزان تولید:
2- سهم کشاورزی در درآمد ملی:
بخش کشاورزی یکی از اجزای تشکیلدهنده درآمد و یا تولید ملی است. همانگونه که نمودار زیر طبق آمار بانک مرکزی ایران نشان میدهد. به استثنای ارزش افزوده گروه کشاورزی، سایر فعالیتهای اقتصادی سال 92 در راستای کاهش نرخ رشد اقتصادی بودهاند.
3- کمک به توسعه سایر بخشها از طریق ایجاد مازاد اقتصادی:
بخش کشاورزی برای اینکه بتواند نقش مهمی در فرایند توسعه ایفا کند باید بیش از مصرف موردنیاز کشاورزان تولید کرده، خصلت تجاری به خود بگیرد تا بتواند پساندازی را برای سرمایهگذاری مجدد در بخش خود و یا در بخش صنعت فراهم کند.
معمولاً بین بخش کشاورزی و صنعت دو نوع ارتباط متقابل برقرار است:
بخش کشاورزی برخی از نهادههای مورد نیاز خود را، مانند ماشینهای کشاورزی، کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات، از بخش صنعت تأمین میکند و از سوی دیگر، بخش صنعت بسیاری از مواد خام و واسطهای موردنیاز خود را از بخش کشاورزی تأمین میکند. به عبارت دیگر، بخش کشاورزی از یک سو برای برخی از تولیدات صنعتی تقاضا ایجاد میکند و از سوی دیگر، مواد خام و واسطهای موردنیاز به بسیاری از صنایع را عرضه میکند. به این ترتیب، توسعه اصولی بخش کشاورزی با توجه به ارتباطهای گفته شده به تکمیل زنجیرههای تولید و رونق فعالیتهای تولیدی مرتبط با کشاورزی در اقتصاد ملی کمک میکند.
4- اشتغال:
بخش کشاورزی یکی از بخشهای اقتصادی مهمی است که برای مقابله با چالش اشتغال در کشور میبایست از آن کمک گرفت. درحال حاضر حدود 20 درصد شاغلین مربوط به این بخش میباشد.
تعاریف و مفاهیم اقتصاد کشاورزی
با توجه به تعاریف ارائهشده در این بخش چند مفهوم کاربردی در اقتصاد کشاورزی مورد بررسی قرار میگیرد:
1- منابع تولید:
برای تولید هر کالایی لازم است یک سری منابع تولیدی (که به آنها عوامل تولید یا نهاده هم میگویند) با هم ترکیب میشوند. بنابراین به محض اینکه کالا را طلب کنیم، در پیش روی ما ظاهر نمیشود بلکه مدتی طول میکشد تا منابع، کالا را تولید کند، به طورکلی اقتصاددانان منابع را به چهار دسته تقسیم میکنند که عبارتاند از: زمین، نیروی کار، سرمایه و سرمایهگذاری.
الف) زمین:
در بخش کشاورزی، مقادیر زیادی زمین مورد استفاده قرار میگیرد. این ویژگی، فعالیتهای کشاورزی را از سایر انواع صنایع متمایز میکند. زمین از بسیاری جنبهها یک نهاده منحصر به فرد است و ویژگیهایی دارد که در سایر منابع کشاورزی یا غیرکشاورزی یافت نمیشود. زمین منبع اصلی تولید کشاورزی است که نقشی اساسی در تولید همه کالاهای کشاورزی دارد. زمین یک منبع دائمی است که اگر حاصلخیزی خاک حفظ شود و روشهای مناسب حفاظت خاک مورد استفاده قرار گیرد، مستهلک و تمام نمیشود. زمین در وضعیت طبیعی خود و بدون انجام فعالیتهای تولیدی از سوی مدیر، دارای بهرهوری است و چوب و علوفههای بومی تولید میکند. اما تلاشهای مدیریتی مالکان، استعداد بهرهوری زمین را بهبود میبخشد. این کار از طریق پاککردن زمین، زهکشی، عملیات خوب حفاظت، آبیاری، استفاده از گونههای جدید و اصلاحشده گیاهان و استفاده از انواع کود انجام میشود.
سطح، فضا و مکان نیز از ویژگیهای زمین هستند و هر واحد کشاورزی دارای یک شرح قانونی است که مکان، اندازه و شکل هندسی آن را مشخص میکند. زمین یک نهاده غیرمتحرک است و نمیتوان مکان آن را برای ترکیب با سایر منابع تغییر داد و سایر نهادهها مانند ماشینها، بذر، کود و آب باید به زمین منتقل شوند تا در تولید محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند.
پستی و بلندی، انواع مختلف خاک، ویژگیهای اقلیمی، وجود سوانح طبیعی مثل سیل، فرسایش ناشی از باد و آب و ظهور چینههای سنگی، سایر عواملی هستند که منجر به تفاوت منبع زمین از یک مزرعه به مزرعه دیگر میشود.
ب) نیروی کار:
از استعدادها و آمادگیهای جسمانی و روانی افراد تشکیل میشود که به تولید محصولات کشاورزی کمک میکند. مثل شخصی که زراعت میکند و از نیروی خود در تولید گندم استفاده میکند.
ج) سرمایه:
شامل عوامل تولید میباشد که میتواند به عنوان نهاده یا عوامل تولید جهت تولید بیشتر و بهتر به کار گرفته شود. ماشینهای کشاورزی، زمین، منابع آب، ساختمانها و غیره نمونههایی از سرمایه به شمار میروند.
د) سرمایهگذاری:
یک قابلیت خاصی است که برخی از افراد برای ایجاد فرصتهای جدید و کارآمد برای به کار انداختن منابع زمینی و نیروی کار و سرمایه در خود سراغ دارند و دنبال راهکارهای تازه میباشند و طرحهایی جدید را ارائه میدهند.
2- کمیابی در اقتصاد:
اگر عوامل تولید (زمین، کار، سرمایه) محدود نبود این مسئله که چه کالاهایی چگونه و برای چه کسانی باید تولید شود مطرح نمیشد. از هر کالایی میتوانستیم مقدار نامحدودی تولید کنیم و همه به کالاهای دلخواهشان به هراندازه که میخواستند دسترسی داشتند. به عبارتی هیچ کالایی کمیاب نبود. اما موضوع این است که هرگز انسان به مرحلهای نمیرسد که همه نیازهایش در زمینه مصرف کالاها مرتفع شود. حتی هر چقدر سطح تولید بالاتر میرود افزایش سطح مصرف را نیز به دنبال میآورد. به این ترتیب مطالعه اقتصاد با مفهوم کمیابی آغاز میشود. کمیابی وضعیتی را توصیف میکند که در آن خواستهای ما بیشتر از منابع دسترسی است که این خواستها را ارضا میکند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هر روز با مشکل کمیابی مواجه میشویم. فکرکردن به دنیای بدون کمیابی لذت بخش است، اما واقعیت غمانگیز این است که چیزهایی که ما میخواهیم کمیاباند چرا که منابعی که برای تولید آنها موردنیاز است کمیاباند. کمیابی مفهوم انتخاب را به وجود میآورد. به این ترتیب وجود منابع محدود در مواجهه با خواستهای نامحدود، ما را در وضعیتی قرار میدهد که باید مدام انتخاب کنیم کدام یک از خواستهایمان را برآورده کنیم. به عنوان مثال چون زمان کمیاب است باید انتخاب کنیم که آیا صبح تا دیروقت بخوابیم و یا به مدرسه، دانشگاه یا سرکار برویم. یا باید انتخاب کنیم که آیا پول توجیبی یا درآمدمان را خرج کنیم و یا آن را پس انداز کنیم. علم مدیریت در این زمان به کمک ما میآید.
مدیریت واحدهای کشاورزی
مدیریت عامل مهمی در موفقیت هر کار اقتصادی از جمله فعالیتهای کشاورزی است. مدیریت مزرعه از دو کلمه مدیریت و مزرعه تشکیل شده است. بررسیها نشان میدهد که اطلاعات در مورد انواع محصولات و مشخصات خاکها و یا نژادهای دام و همچنین آشنایی کشاورز با ماشینها و آفات و بیماریهای کشاورزی در موفقیت یک کشاورز تأثیر دارد اما لازم نیست که کشاورز در کلیه این زمینهها تخصص داشته باشد و موفقیت بیش از هر چیز به مدیریت وی بستگی دارد.
مدیریت واحد کشاورزی به عنوان شاخهای از اقتصاد کشاورزی که سهم منابع محدود را در مزرعه مورد بررسی قرار میدهد، دانش گزینش و تصمیمگیری است.
وظایف مدیریت:
مدیریت برحسب وظایفی که مدیران انجام میدهند شامل برنامهریزی، اجرا و کنترل است که عدهای آنها را سه وظیفۀ اصلی و اولیه مدیریت میدانند.
الف) برنامهریزی:
وظیفۀ برنامهریزی چندین گام را در بر دارد که شامل شناسایی و تعریف مسأله، بهدست آوردن اطلاعات اولیه و شناسایی راه حلهای مختلف میباشد.
ب) اجرا:
وقتی که فرایند برنامهریزی کامل شد. بهترین گزینه باید انتخاب شود و برای اجرای برنامه اقدام شود.
ج) کنترل:
وظیفۀ کنترل (بازرسی)، مشاهده نتایج حاصل از برنامه به اجرا درآمده است تا تعیین شود که هدفها و مقاصد مشخص تا چه حد تأمین شدهاند. ممکن است عوامل زیادی باعث شوند که یک برنامه از مسیر خود خارج شود.
3- هزینه:
هزینه به مقدار پولی گفته میشود که برای کسب درآمد، خرج میشود. به عبارت دیگر اگر مؤسسهای فعالیتاش در جهت ارائه خدمات (تولید و عرضه محصولات کشاورزی) به مؤسسات و یا اشخاص دیگر است، خرجهایی که در راه ارائه خدمات متحمل میشود را هزینه میگویند. در کل هزینه به دو صورت ثابت (هزینه خرید زمین) و هزینه متغیر (هزینه کارگری و کود و سم) تقسیم میشوند.
4- درآمد:
به مقدار پولی که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود بهدست میآورند درآمد گفته میشود. هنگامی که یک مؤسسه یا کشاورزی خدماتی را انجام یا محصولی را به مشتریان تحویل میدهد، پول یا دارایی دیگری از آنان دریافت میکند و یا طلبی برای او ایجاد میشود. ورود پول یا دارایی یا ایجاد طلب بابت ارائه خدمات یا فروش محصول را درآمد میگویند. به طورکلی، درآمد هنگامی شناسایی و در مدارک حسابداری ثبت میشود که کالای فروش رفته به مشتریان تحویل داده شود یا خدماتی برای آنان انجام شود.
5- سود:
قاعدۀ حداکثرکردن سود در عمل به استفاده بهینه از منابع کمیاب و به کار گرفتن حداکثر تواناییهای انسانی در جهت تولید ثروت و رفاه بیشتر منتهی میشود. آنچه پس از کسر هزینه تولید از درآمد باقی میماند سود گفته میشود.
اما این به معنای سود نیست. این درآمد است و باید هزینهها هم از آن کم شود تا سود به دست آید. هدف بنگاه کسب حداکثر سود است، بنگاه تلاش میکند سود خود را تا حد ممکن افزایش دهد. برای درک چگونگی به حداکثر رساندن سود باید نحوه محاسبه درآمد کل و هزینه کل را بررسی کنیم. بررسی درآمد کل آسانتر است: درآمد کل بنگاه برابر است با مقدار تولید بنگاه ضرب در قیمت فروش واحد محصول. برای مثال با تولید 20 تن گندم به ارزش هر تن یک میلیون تومان، درآمد کل 20 میلیون تومان خواهد بود. بررسی هزینه کل به این سادگی نیست.
برنامهریزی کشاورزی
هدف از برنامهریزی در تولید محصولات کشاورزی این است که چگونه از زمین حاصلخیز، نیروی کار و سرمایه استفاده شود تا هزینهها به کمترین و درآمد به بالاترین مقدار برسد تا بیشترین سود از تولیدات به دست آید.
کشاورز میبایستی در مدیریت یک مزرعه به سؤالات زیر پاسخ دهد:
1- چه تولید کنیم؟ چرا؟
2- چگونه و با چه روشی تولید کنیم؟
3- چگونه توزیع کنیم؟
برای پاسخ به این سؤالات ابتدا میبایست:
الف) تجزیه و تحلیل محیطی
1- محیط و شرایط کشت وکار:
- خدمات لازم به منظور پشتیبانی عملیات تولید در منطقه مورد بررسی قرار گیرد (کارخانجات مربوطه مانند: وجود کارخانه قند در خصوص کشت چغندر قند یا کارخانه روغنکشی برای محصولات روغنی، دسترسی به عرضهکنندگان مواد مصرفی و ...).
- سازگاری نوع محصول با شرایط آب و هوایی و انواع تهدیدات محیطی مورد ارزیابی قرار گیرد. در این خصوص باید با کارشناسان و خبرگان منطقه مشورت شود.
2- فرهنگ مصرفکنندگان (اعتقادات مذهبی، فرهنگ مصرف، آداب و رسوم):
- در راهاندازی کشت و کار خود به عواملی از قبیل اعتقادات مذهبی، فرهنگ مصرف، علاقهمندی مشتریان، سطح درآمد آنها و نحوه دسترسیشان به محصولات در نظر گرفته شود.
ب) تجزیه و تحلیل بازار
تجزیه و تحلیل عرضه و تقاضا:
میزان واردات و یا صادرات محصولی را در طی سالهای گذشته بررسی نمایید، عرضهکنندگان را بر حسب پارامترهای مناسب (ظرفیت تولید، حجم فروش، نوع محصول، کیفیت محصول، فاصله جغرافیایی، نوع تولید، میزان تبلیغات و...) تقسیمبندی کنید. روند تقاضا را در گذشته بررسی و تحلیل نمایید. میزان تقاضا را پیشبینی کنید.
ج) تجزیه و تحلیل برنامه عملیاتی و تولید
- تکنولوژی موردنیاز برای تولید محصول خود را مشخص نمایید و روش تولید خود را انتخاب کنید. آیا تکنولوژی و روش تولیدی را که برگزیدهاید با توان مالی، شرایط محیطی، وسایل و تجهیزات، سیاستهای دولت، محیط زیست و شرایط اقتصادی مطابقت دارد؟
برآورد منابع تولید و موردنیاز
در جدولی مانند جدول 3 پس از فهرستکردن منابع، مقدار لازم برای هر محصول را در جدول بنویسید.
| منابع تولید عنوان محصول | مقدار لازم |
|---|---|
| زمین | |
| محوطهسازی | |
| ساختمان | |
| تأسیسات و تجهیزات | |
| ماشینآلات و تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی | |
| وسایل نقلیه و وسایل حملونقل | |
| تجهیزات اداری و کارگاهی | |
| امکانات ارتباطی | |
| انرژی | |
| سایر موارد |
روش و محل تأمین منابع تولید
برای مثال برای اجرای طرح کشت یونجه و تولید علوفه به مساحت 100 هکتار بهصورت زیر ممکن است عمل کنیم:
1- سرمایهگذاری ثابت طرح
زمین محل اجرای طرح
محوطه سازی
ساختمانها
تأسیسات و تجهیزات
ماشینها و تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی
وسایل نقلیه و وسایل حملونقل داخل کارخانه
تجهیزات اداری و کارگاهی
هزینههای قبل از بهرهبرداری
هزینههای ثابت طرح
2- هزینههای جاری طرح
مواد اولیه و بستهبندی
از مزرعه یونجه تا 3 سال میتوان بهصورت اقتصادی بهرهبرداری نمود. در سالهای دوم و سوم هزینه بذر و کود حذف شده است.
حقوق و دستمزد پرسنل غیر تولیدی
حقوق و دستمزد پرسنل تولیدی
هزینه سوخت و انرژی
استهلاک و تعمیر و نگهداری
استهلاک:
عبارت است از کاهش ارزش اقتصادی ماشین در اثر استفاده و گذشت زمان، استهلاک به دلایل زیر اتفاق میافتد:
1- افزایش سن ماشین
2- فرسودگی ماشین
3- منسوخشدن ماشین
یک ماشین زمانی از لحاظ اقتصادی مستهلکشده و از رده خارج میشود که ارزش روز آن ماشین برابر ارزش اسقاطی آن باشد.
روشهای مختلفی برای محاسبه استهلاک به کار برده میشود که در این کتاب به روشی که کاربرد عمومیتر دارد پرداخته میشود.
محاسبه استهلاک به روش خطی:
استهلاک در روش خطی از کمکردن ارزش اسقاطی از قیمت اولیه و تقسیم آن بر عمر مفید ماشین برحسب سال به دست میآید.
هزینههای جاری طرح
جدول هزینههای ثابت و متغیر تولید
برآورد قیمت تمام شدۀ محصول
با توجه به ظرفیت تولید سالیانه که 800 تن است، قیمت تمام شدۀ محصول عبارت است از:
= $\frac{{564110000}}{{800}} = 705137/5$ ریال به ازای هر تن
قیمت فروش محصول
قیمت فروش محصول بر اساس متوسط قیمت کالاهای مشابه در بازار در نظر گرفته میشود. اگر در مثال بالا بر اساس متوسط قیمت هر تن علوفه 1662825 ریال در نظر گرفته شود. فروش کل بهصورت زیر محاسبه میگردد:
فروش کل
${\text{166 2825}} \times 800 = 1330/26$ فروش کل میلیون ریال
ارزش افزوده خالص و ناخالص
میلیون ریال $1330/26 - (553/27) = 776/99$ = ارزش افزوده ناخالص
پژوهش کنید (صفحه 75 کتاب درسی)
میزان هزینهها، تولید و سود ناخالص یکی از محصولات در منطقه خود را از کشاورزان موفق پرسوجو و محاسبه نمایید.