خانه
گاما

درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس نهم

درس 4: هم نشین

بازدید181/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/12/7

دوستی و پیوند با دیگران، یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان است. هنگامی که آدمی با مشکل یا مسئله‌ای رویارو می‌شود که به تنهایی نمی‌تواند آن را از پیش رو بردارد، اگر دوستی، با وی همراهی و همدلی کند، باعث خوشحالی و خرسندی او می‌شود؛ در واقع دوستان در تمام لحظه‌های زندگی، خوشی و ناخوشی، به ما کمک می‌کنند. مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا، همچون وزش نسیم دل‌انگیزی است 1 که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می‌سازد. به این تصویر زیبای سعدی از دیدار دوست، توجّه کنید:

قلمرو زبانی: خرسندی: خشنودی، قناعت / مصاحبت: هم‌نشینی / شکیبا: بردبار، صبور / وزش: وزیدن
قلمرو ادبی: تضاد: خوشی - ناخوشی / تشبیه: مصاحبت با دوست خوب همچون وزش نسیم است. / از پیش رو برداشتن: کنایه از حل کردن مشکل و برطرف کردن گرفتاری‌ها
قلمرو فکری: 1 هم نشینی با یک دوست خوب و بردبار، مانند وزش نسیم دل انگیزی است.

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟

اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

قلمرو زبانی: دانی: می‌دانی / غایب: کسی که حضور نداشته باشد، پنهان / ذوق: سرخوشی، شادی. / دیدار یار غایب: یک گروه اسمی است که «دیدار» هسته و «یار» و «غایب» وابسته هستند.
قلمرو ادبی: تشبیه: مصراع اول (نشاطِ دیدارِ یارِ غایب) به مصراع دوم تشبیه شده است. شاعر، دیدن یار غایب را به ابری مانند کرده است که در بیابان بر انسان تشنه‌ای ببارد و او را سیراب کند. / واج‌آرایی: حرف «الف» / آرایۀ تضمین: (اگر سخن دیگران را درون سخن و نوشتۀ خود بیاوریم، از تضمین بهره برده‌ایم. در اینجا، نویسندگان کتاب فارسی پایۀ نهم، در ضمن مطلب خویش، بیتی از سعدی را آورده‌اند.) / مراعات نظیر: ابر، باریدن، بیابان، تشنه
قلمرو فکری: آیا می‌دانی دیدن دوست گم شده چقدر ذوق و شوق دارد؟ لذت آن، مانند لذت باریدن ابری است که بر بیابان بر موجودات تشنه می‌بارد. همان طوری که بارش باران در بیابان همه موجودات را خوشحال می‌کند، دیدن دوبارۀ یار غایب نیز انسان را خوشحال می‌کند.

در جهان و زندگی کنونی، افرادی که شبکۀ ارتباطی گسترده و دوستان فراوان دارند، در برابر دشواری‌های زندگی موفّق‌ترند و سلامت روانی و جسمانی بهتری دارند؛ بنابراین باید اهمیّت و ارزشِ این‌گونه ارتباط‌ها را بدانیم و در پی ایجاد دوستی‌های خوب و مفید باشیم. انسان بی‌دوست، همواره غمگین است؛ به بیان دیگر تنهایی، یکی از سنگین‌ترین مصائب است. 1 «ذوقی چنان ندارد، بی‌دوست زندگانی.» 2

قلمرو زبانی: شبکه: مجموعه‌ای از افراد و اجزا که کار واحدی انجام می‌دهند، خطوط سیمی یا لوله‌ای که به منظور انتقال اخبار یا مواد نفتی به کار می‌رود. / مفید: باارزش / مصائب: جمع مصیبت، بلاها
قلمرو ادبی: تناسب: روانی- جسمانی
قلمرو فکری: 
1 یکی از سخت‌ترین و دشوارترین مشکلات، بدون دوست بودن است. / 2 زندگی بدون دوست و یار و همدم، لذت بخش و شور انگیز نیست.

آنچه در شناخت افراد به ما یاری می‌رساند، مشورت با پدر و مادر، معلمان دلسوز و مربیانِ با تجربه است که ما را از دام و چاهِ این راه آگاه می‌سازد و آسیب‌های این مسیر را نشان می‌دهد. چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می‌زنند امّا در حقیقت گرگ‌هایی در جامۀ گوسفندان هستند. 1 مولوی چنین گفته است:

قلمرو زبانی: افراد: جمع مکسر (مفرد آن: فرد)، کسان، اشخاص / آسیب: صدمه، زخم / مسیر: راه / لاف: گزاف گفتن، سخن بی‌ارزش، ادعای واهی / جامه: لباس.
قلمرو ادبی: راه و چاه: جناس ناقص اختلافی / چاه: منظور گمراهی است. / گرگ در جامۀ گوسفند: مثل است و کنایه از ظاهر فریبنده داشتن / تشبیه: در عبارت «کسانی که لاف دوستی می‌زنند» به «گرگ‌هایی در جامۀ گوسفندان» تشبیه شده‌اند. / تضاد: گرگ و گوسفند - راه و چاه
قلمرو فکری: 1 انسان‌هایی که ادعای دوستی می‌کنند، فراوانند؛ در حقیقت این گونه افراد، گرگ صفت‌هایی هستند که در لباس دوست ظاهر شده‌اند.

مار بد جانی ستاند از سلیم

یار بد آرد سوی نار مقیم

قلمرو زبانی: جان ستاندن: جان گرفتن یعنی به قتل رساندن /  سلیم: یعنی سالم و سلامت / نار: یعنی آتش / مقیم: یعنی ساکن / بیت: دو جمله
قلمرو ادبی: جناس ناقص: مار و یار و نار / تکرار: کلمه «بد»
قلمرو فکری: مار خطرناک و کشنده، جان انسان سالم را می‌گیرد اما همنشین و دوست بد، انسان را ساکن آتش می‌کند!

تاُثیرگذاری هم‌نشین بر مَنش و کردار انسان چنان مهم و عمیق است که رسول اکرم -صلّی اللّه علیه و آله- می‌فرمایند: «انسان بر دین و آیین دوست و هم نشین خود است».

قلمرو زبانی: منش: خوی، عادت، خصلت / کردار: رفتار / صلی الله علیه و آله: سلام و درود خدا بر او و خاندانش / آیین: روش، دین
قلمرو ادبی: تناسب: منش، کردار - دین، آیین

سنایی غزنوی می‌گوید:

منشین با بدان که صحبت بد

گرچه پاکی، تو را پلید کند

آفتاب ارچه روشن است او را

پاره‌ای ابر، ناپدید کند

قلمرو زبانی: صحبت: همنشینی / پلید: ناپاک / ناپدید: گم، ناپیدا / بدان: متمم / کم نشین: فعل / پاکی: = تو پاک هستی؛ تو: نهاد / پاک: مسند / «ی» در واژۀ «پاکی:» هستی، فعل اسنادی / تو: مفعول / پاره‌ای ابر: نهاد / آفتابی بدین بزرگی: مفعول / ناپدید کند: فعل
قلمرو ادبی: شاعر با آوردن مثالی در بیت دوم، معنای بیت اول را بر ما آسان کرده است. دوست بد را به پاره‌ای ابر مانند کرده است که جلوی نور خورشید را می‌گیرد. در واقع، تشبیهی آفریده که بدین‌گونه است: دوست بد همانند پاره‌ای ابر، جلوی تابش خورشید را می‌گیرد / تضاد: پاک و پلید / مراعات نظیر: آفتاب و ابر / تضمین: آوردن دو بیت از سنایی.
قلمرو فکری: با انسان‌های بد و بد نام هم‌نشینی، نکن، زیرا هم‌نشینی با این گونه انسان‌ها باعث تأثیر رفتارهای ناپسند آنها در تو می‌شود. حتی اگر پاک باشی. آفتاب بزرگ و با عظمت را گاهی تکه‌ای ابر ناپدید می‌کند. (هم‌نشینی با انسان‌های بد هم هرچند که ما پاک باشیم، باعث ناپدید شدن پاکی ما می‌شود.)

سعدی در گلستان آورده است:

«هر که با بدان نشیند، اگر نیز طبیعتِ ایشان در او اثر نکند، به طریقتِ ایشان متّهم گردد».

قلمرو زبانی: طبیعت: سرشت، خصلت / طریقت: راه و روش / متهم: بدنام و تهمت زده شده.
قلمرو فکری: هر کس با انسان‌های بد هم نشین شود، اگر اخلاق ناپسند و رفتارهای زشت این گونه افراد در وی اثر نگذارد، به پیروی از راه و روش آنها و همراهی با آنها متهم می‌شود.

همچنین می‌فرماید:

پسر نوح با بدان بنشست

خاندان نبوّتش گم شد

سگ اصحاب کهف، روزی چند

پی نیکان گرفت و مردم شد!

قلمرو زبانی: خاندان: تبار، اجداد، طایفه / نبوت: پیامبری / اصحاب کهف: یاران غار / پِیِ: دنبال / مردم: انسانیت، انسان بودن / پسر نوح: نهاد / بَدان: متمم / بنشست: فعل / خاندان نبوتش: نهاد / گم: مسند / شد: فعل اسنادی / سگ اصحاب کهف: نهاد / مردم: مسند / شد: فعل اسنادی
قلمرو ادبی: تلمیح (اشاره به داستان‌های پسر نوح و اصحاب کهف) / تضاد: بَدان و نیکان / تضمین: آوردن دو بیت از سعدی. / مردم شد: کنایه از رسیدن به درجات بالا
قلمرو فکری: 
پسر حضرت نوح (ع) به خاطر هم‌نشینی با انسان‌های بی‌دین و بت پرست، اصالت اصلی خود را که از خانوادۀ پیامبران و خدا پرست بود، از دست داد. سگ اصحاب کهف (یاران غار) به دنبال انسان‌های خداشناس و خوب رفت و مانند آنها دارای ویژگی‌های انسانی شد.

یکی از زمینه‌های اجتماعی گمراه شدن، تاُثیرِ هم‌نشین بد است. همان‌گونه که هم‌نشینی با دوست خوب، عامل مهمّ گرایش به کارهای نیک است، به تجربه، ثابت شده است که انسان، تحت تأثیر رفتار و کردار دوست قرار می‌گیرد و رفیق بد، عامل ویرانگری و یار و همدم نیکوخصال، باعث شکل‌گیری و پرورش شخصیّت متعالی انسان است.

قلمرو زبانی: عامل: باعث / گرایش: روی آوردن، میل داشتن / نیکوخصال: کسی که دارای ویژگی‌ها و خصلت‌های نیک است.
قلمرو ادبی: تضاد: بد و خوب / تناسب: رفتار و کردار

خودارزیابی (صفحهٔ 33 کتاب درسی)

 

1- در متن درس، چه کسانی به عنوان مشاوران خوب، معرّفی شده‌اند؟
پدر، مادر، معلمان دلسوز، مربیان با تجربه

2- به نظر شما چرا سعدی، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف، مقایسه کرده است؟
سعدی به تأثیر هم‌نشینی اشاره دارد و اینکه اگر انسان از خانواده مهمی هم باشد، دوست و همنشین بد می‌تواند او را از آن خانواده دور کند. همچنین می‌خواهد تأثیر هم نشین خوب را نیز یادآور شود اگر انسان خانواده و تبار والایی هم نداشته باشد، به واسطه هم نشینی با انسان‌های خوب و ارزشمند، ارزشمند و والا می‌ِشود، چون هم نشینی تأثیر خود را می‌گذارد.

3- چرا باید از معاشرت با هم نشین بد، پرهیز کرد؟
هم نشینی و معاشرت با انسان‌های بد، اگر چه تأثیر مستقیمی بر ما ندارد اما تأثیر غیر مستقیم دارد.

دانش زبانی: صفت برتر و برترین (صفت‌های سنجشی)

به جمله‌های زیر، توجّه کنید.
- حسن، خانه‌ای
بزرگ‌تر از خانهٔ علی خرید.
- زهرا رفتاری
دوستانه‌تر از فرنگیس دارد.

در جملهٔ نخست، خانهٔ حسن با خانهٔ علی، مقایسه شده است، در جملهٔ دوم برتری زهرا در مقایسه با فرنگیس بیان شده است.

هرگاه بخواهیم دو چیز را با هم بسنجیم و یکی را بر دیگری برتری بدهیم، از «صفت برتر» یا «تفضیلی» بهره می‌گیریم، در این نمونه‌ها، خانهٔ حسن از نظر اندازه، بزرگ‌تر از خانهٔ علی و دوستی زهرا بیشتر از فرنگیس، بیان شده است.

نشانهٔ صفت برتر یا تفضیلی، پسوند «تر» است که به آخرِ صفت ساده، افزوده می‌شود؛ مانند: خنک‌تر، قوی‌تر، زیباتر، آسوده‌تر.

صفت برتر، وابستهٔ پسینِ اسم است مانند: تبریز هوایِ خُنک‌تری از یزد دارد.

اکنون به جمله‌های زیر، توجّه کنید:
- آقای حسینی،
مهربان‌ترین معلم مدرسه است.
- نثر گلستان سعدی،
بهترین نثر ادب فارسی است.

در جملهٔ نخست، آقای حسینی با دیگر معلمان مدرسه مقایسه شده و مهربان‌ترین آنها توصیف شده است و در جملهٔ دوم، نثر گلستان سعدی با دیگر نثرهای ادب فارسی مقایسه شده و بر همه برتری داده شده است.

نشانهٔ صفت «برترین» یا «عالی»، پسوند «ترین» است. این نشانه، همواره به آخر صفت ساده، افزوده می‌شود.

در صفت برتر، مقایسه میان دو چیز صورت می‌گیرد، امّا در صفت برترین یک چیز با چیزهای دیگر (یعنی یک نمونه با انواع خود) سنجیده می‌شود. صفت برترین، وابستهٔ پیشینِ اسم است مانند: مهربان‌ترین معلم

صفت ساده صفت برتر صفت برترین
پاک پاک‌تر پاک‌ترین
آرام آرام‌تر آرام‌ترین

گفت‌وگو (صفحهٔ 34 کتاب درسی)

 

1- درباره آیات، روایات و داستان‌ها و اشعار دیگری که درباره دوستی و دوست‌یابی دوره نوجوانی شنیده یا خوانده‌اید، گفت‌وگو کنید.
بزرگان و سخن‌سرایان درباره دوست و دوستی مطالب فراوانی را بیان فرموده‌اند. بزرگان در زمینۀ دوست و دوست‌یابی هم عقیده‌اند. آنها دوست را نعمت و ارزش و احترام دوست را بر خود واجب می‌دانند. توصیه به داشتن دوست خوب می‌کنند و از داشتن دوست بد بر حذر می‌دارند.

بیا تا قدر همدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

چو مؤمن آیینهٔ مؤمن یقین شد

چرا با آیینه ما رو گردانیم؟

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ما هم مردمانیم

غرض‌ها تیره دارد دوستی را

غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

مولوی

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌شمار آرد...

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت، با دشمنان مدارا ...

حافظ

2- درباره بیت زیر، گفت‌وگو کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید.

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟

اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ذوق و شوقی که انسان از آمدن و دیدن یار غایب خود دارد شادابی و خوشحالی خاصی را به ما منتقل می‌کند و مانند ذوق و شوق موجوداتی است که در بیابان زندگی می‌کنند و ابر بارانی بر آنها می‌بارد. لذت دیدن دوست غایب شاید یکی از لذت بخش‌ترین اتفاق‌های دنیا باشد. لذتی که نمی‌توان آن را با هیچ چیز دیگر جایگزین کرد.

فعالیت‌های نوشتاری (صفحهٔ 35 کتاب درسی)

 

1- حرف‌های جدول را به گونه‌ای به هم بپیوندید که واژه‌هایی از متن درس به دست آید.

جدول کلمات

حروف‌های پشت سرهم جدول طریقت، ذوق، مصائب، خصال
حروف‌های جدا از هم جدول: خصلت، سلامت، واقع، خوب و...

2- کلمۀ مناسب را با توجّه به جمله، انتخاب کنید.
الف) تنهایی یکی از سنگین‌ترین مصائب است. (سنگین، سنگین‌تر، سنگین‌ترین)
ب) میهن ما زیباتر از هر کشور دیگر جهان است. (زیبا، زیباتر، زیباترین)

3- دو نمونه پرسش اِنکاری از درس‌های پیشین بیابید و بنویسید.
دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ /  اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
چو بفروختی از که خواهی خرید؟ / متاع جوانی به بازار نیست

4- مفهوم کلّی حکایت زیر را در یک بند بنویسید.
یکی از بزرگان، پارسایی را گفت: «چه گویی در حقِّ فلان عابد که دیگران در حقِّ وی به طعنه، سخن‌ها گفته‌اند».
گفت: «بر ظاهرش، عیب نمی‌بینم و در باطنش، غیب نمی‌دانم». (گلستان سعدی)
درباره دیگران زود قضاوت نکنیم، حرف‌های دیگران را ملاک قضاوت خود قرار ندهیم. روی عیب‌های دیگران تکیه نکنیم و...

فرصتی برای اندیشیدن (صفحهٔ 40 کتاب درسی)

 

1- هلن کلر پس از بیماری به وسیلهٔ کدام یک از حواس پنج گانهٔ خود با جهان خارج ارتباط داشت؟ با حرکات اشاره به وسیله دستش

2- منظور کلر از این جمله‌ها «در این راه بارها به عقب می‌لغزیدم، کمی جلو می‌رفتم سپس امیدوار می‌شدم» چیست؟ یعنی من در این راه با مشکلاتی روبرو می‌شدم و به زمین می‌افتادم، اما دوباره تلاشم را می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم و بعد از آن به خود امیدوار می‌شدم.

3- نویسنده چه چیزهایی را برای خود نور خورشید و بهشت دانسته است؟ کتاب: نور خورشید و ادبیّات: بهشت

درس 4: هم نشین