خانه
گاما

درسنامه آموزشی پیام های آسمان هفتم

درس ششم: اسوه فداکاری و عدالت

بازدید69/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/16

فرشتهٔ وحی، پیامبر اعظم صلّی‌اللّٰه‌علیه‌وآله را از نقشهٔ خطرناک مشرکان با خبر می‌سازد. او باید همین امشب مکّه را ترک کند، و گرنه کشته می‌شود و رسالتش نیمه‌کاره می‌ماند. اما چگونه؟کافران رفت و آمد رسول خدا را به شدّت زیر نظر گرفته‌اند.
- علی جان؛ آیا می‌توانی مرا در اجرای امر الهی یاری کنی؟
- یا رسول اللّٰه؛ چگونه شما را یاری کنم؟
- مشرکان می‌خواهند مرا شبانه در بسترم بکشند. خداوند مرا از تصمیم آنها آگاه ساخته و به من فرمان هجرت داده است. اگر بسترم در این شب خالی بماند، آنان متوجّه خواهند شد و مرا تعقیب خواهند کرد. پس باید کسی در بسترم بخوابد تا فرصت کافی برای دور شدن از مکّه داشته باشم. کار خطرناکی است، ممکن است کشته شوی.
- در این صورت آیا شما به سلامت خواهید بود؟

هنوز پاسی از شب نگذشته است که مشرکان خانهٔ پیامبر خدا را محاصره می‌کنند. آنها مطمئن‌اند پیامبر در خانه است و امشب می‌توانند نقشهٔ خود را اجرا کنند. پس با قلب‌هایی سرشار از کینه به انتظار می‌نشینند... و ناگهان در نیمه‌های شب، با شمشیرهای کشیده از هر سو به اتاق پیامبر هجوم می‌برند. در این هنگام علی علیه‌السّلام یک‌باره از جا برخاسته و فریاد می‌کشد:«اینجا چه می‌کنید؟». مشرکان از تعجّب برجایشان میخکوب می‌شوند. این علی است، پسر ابوطالب! با حیرت از یکدیگر می‌پرسیدند: پس محمّد کجاست؟ مشرکان کاملًا گیج شده‌اند. آنها که درمی‌یابند همه مراقبت‌ها و نقشه‌هایشان هدر رفته و حضرت محمّد صلّی‌اللهّ ٰ‌علیه‌وآله از دستشان گریخته است، با خشم فراوان به علی حمله می‌برند اما ایشان کلامی بر زبان نمی‌آورد. وقتی از او ناامید می‌شوند از خانه بیرون می‌روند و جستجو را برای یافتن آن حضرت آغاز می‌کنند.
فرشتهٔ وحی بر رسول خدا نازل می‌شود و در ستایش فداکاری بی‌نظیر علی علیه‌السّلام از طرف خداوند این آیه را نازل می‌کند:

فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 70 کتاب درسی)

 

به نظر شما براساس آیۀ فوق، چرا امیرمؤمنان بدون هیچ ترس و نگرانی خوابیدن در بستر پیامبر اکرم را پذیرفت؟
زیرا می‌خواستند اوامر الهی اجرا گردد و خشنودی خدا را به دست آورند.

فداکار کسی است که برای خدمت به دین و جامعهٔ خود، از مال، سلامتی، خانواده و حتی از جان خود می‌گذرد و آنها را در راه هدف پاک و بزرگ خود فدا می‌کند. دین اسلام افراد فداکار را ستایش کرده و به آنان وعدهٔ پاداش الهی داده است.
ماجرای از خودگذشتگی حضرت علی علیه السّلام در شب هجرت پیامبر اکرم  که به لیلة المبیت مشهور است  یکی از کامل‌ترین نمونه‌های فداکاری در راه خداست.
زندگی این الگوی درخشان الهی لبریز از فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌هاست:

* وقتی عمرو بن عبدِوُدّ (جنگجوی نامدار عرب) در میدان جنگ خندق فریاد می‌کشید و مبارز می‌خواست، تنها کسی که برای نبرد تن به تن با او داوطلب شد و او را از میان برداشت، علی بود.
* وقتی در جنگ اُحُد بسیاری از مؤمنان به شهادت رسیدند و به جز چند نفر انگشت شمار، بقیه از میدان جنگ گریختند و پیامبر خدا را در میان انبوهی از سپاهیان مشرک رها کردند، کسی که در کنار رسول خدا با شجاعت می‌جنگید، علی بود.
* در جنگ خیبر که مسلمانان بارها به قلعه‌های بزرگ دشمنان یهودی حمله کرده و نتوانسته بودند پیروز شوند، کسی که جنگجوی خیبر را کشت و درِ قلعه را از جا کند و یهودیان را شکست داد، علی بود.
* وقتی خداوند آیات مهمِّ سورهٔ توبه را نازل کرد و قرار شد یکی از مؤمنان به مکّه برود و این آیات را در میان مشرکان بی‌رحم مکه با صدای بلند بخواند، کسی که این مسئولیت خطرناک را عهده‌دار شد، علی بود.

عدالت‌طلبی و مساوات‌خواهی، ویژگی بارز دیگری از شخصیت امیرالمؤمنین است. حضرت علی علیه‌السّلام در شرایطی از سوی مردم برای ادارهٔ حکومت و خلافت انتخاب شد که مشکلات بسیاری جامعهٔ اسلامی را فراگرفته بود. ایشان دلیل پذیرفتن حکومت را این گونه بیان می کند:

«اگر خداوند از آگاهان عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر زیاده‌خواهی ستمگران، و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند [و حق مظلوم را از ظالم بستانند و به او بازگردانند]، حکومت بر شما را رها می‌کردم و آنگاه می‌دیدید که [مقام‌های] دنیایی شما نزد من از عطسۀ بُز بی ارزش تر است».

امیرالمؤمنین حکومت را برای ایجاد عدالت بین مردم پذیرفت و در رعایت عدالت و مساوات بین مسلمانان، هیچ کس را بر دیگری برتری نداد. در حقوق عمومی و مسائل اجتماعی، با خانواده و نزدیکان خود نیز مانند مسلمانان دیگر رفتار می‌کرد. در هنگام تقسیم بیت المال همه چیز را به دقتّ و به صورت مساوی میان تمامی مسلمانان تقسیم می‌کرد و وقتی همه اموال به دست صاحبانش می‌رسید، در همان محل بیت‌المال به نماز می‌ایستاد.

فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 75 کتاب درسی)

 

به نظر شما چه ارتباطی میان تقسیم بیت‌المال و نماز خواندن امیرالمؤمنین در همان مکان وجود دارد؟
ارتباطش در این است که از دیدگاه امیرالمومنین میان حق الناس (حقوق عموم مردم) و حق الله (همانند نماز) ارتباط برقرار است و زمانی حق الله قبول است که حق الناس رعایت شود.

مرد مسیحی و زره حضرت علی (علیه السلام)

امروز نیز چون روزهای گذشته در حال عبور از بازار کوفه است.
هر روز سری به بازار می‌زند و از نزدیک اوضاع را می‌بیند تا کسی گران نفروشد و در حق کسی ظلم نشود.
در میانهٔ بازار توجّهش به دست‌فروشی جلب می‌شود. از لباس‌های دست فروش معلوم است مسیحی است. زرهی برای فروش آورده است. نزدیک می‌رود. زره را در دست می‌گیرد و با دقّت نگاه می‌کند. زره خودش است! رو به آن مرد می‌گوید:
- ای مرد! این زره من است که چندی پیش آن را گم کرده بودم!
- نخیر، این زره از آن خودم است.
- اما من یقین دارم که این زره من است.
مرد مسیحی به تندی زره را می‌گیرد.
مردم که شاهد گفت‌وگوی خلیفه مسلمین با مرد مسیحی هستند، هجوم می‌آورند تا با زور زره را از آن مرد بگیرند.
اما ایشان اجازه نمی‌دهد و می‌فرماید: به دادگاه می‌رویم تا قاضی میان ما حکم کند. من تسلیم رأی دادگاهم.
قاضی که از دیدن خلیفهٔ مسلمین متعجّب می‌شود از جا برمی‌خیزد، دست بر سینه می‌گذارد و ادای احترام می‌کند.
ناراحتی در چهرهٔ امام پدیدار می‌شود. رو به قاضی می‌فرماید:
قاضی باید با هر دو طرف دعوا برخورد یکسانی داشته باشد، حتی در نوع نگاه کردن و احترام گذاشتن.
قاضی که متوجّه اشتباهش می‌شود رو به مرد مسیحی می‌کند و محترمانه به او سلام می‌کند. آنگاه می‌گوید: اختلاف شما در چیست؟
- زرهی که این مرد قصد فروش آن را دارد، همان زرهی است که من چندی پیش آن را گم کرده بودم.
- نه جناب قاضی! من سال‌هاست که این زره را دارم.
قاضی از حضرت علی علیه السّلام می‌پرسد: آیا شاهدی داری که تأیید کند این زره از آن شماست؟
- امام با تبسّمی می‌فرماید: نه شاهدی ندارم.
- بنابراین، ادعای شما ثابت نمی‌شود و زره باید در دست این مرد بماند.
مرد مسیحی با ناباوری به قاضی نگاه می‌کند. باورش نمی‌شود که قاضی‌ای که خلیفه، خود او را به این سِمَت گماشته است، حکمی به زیان خلیفه بدهد.
با شنیدن رأی قاضی، حاضران شروع به خارج شدن از دادگاه می‌کنند که ناگهان...
- اندکی صبر کنید. می‌خواهم سخنی بگویم. ... من ... من هنوز نمی‌توانم باور کنم که در دادگاهی حاضر شده‌ام که یک فرد مسیحی را با پیشوا و رهبر شما برابر می‌داند و حکم به سود من و به زیان او می‌دهد.
رهبر شما در دادگاه حاضر می‌شود اما از موقعیت خود استفاده نمی‌کند. این‌گونه داوری را فقط در دین و مکتب پیامبران می‌توان دید. این دادگاه و داوری نشانه حقانیت دین شماست.
حرف‌های مرد به اینجا که می‌رسد اشک از چشمانش سرازیر می‌شود. دیگر پاهایش تحمّل ایستادن ندارد. بر زمین می‌نشیند و با صدایی گریان می‌گوید: اَشهَدُ اَن لٰا الٰه الّا اللّٰهُ وَ اَشهدُ اَنَّ مُحمداً رَسولُ اللِّٰه آنگاه رو به امیرمؤمنان می‌گوید: قسم به خدا این زره از آن توست. وقتی به جنگ صفین می‌رفتی، این زره از روی بار بر زمین افتاد و من آن را برداشتم. ای بزرگوار، مرا ببخش.
امیرالمؤمنین دستان مرد را می‌گیرد، او را از زمین بلند می‌کند و می‌فرماید: به احترام اسلام آوردنت زره را به تو بخشیدم. اسب من نیز از آن تو باشد.

خودت را امتحان کن (صفحهٔ 78 کتاب درسی)

 

1) سه نمونه از فداکاری‌های حضرت علی علیه السّلام را به صورت خلاصه بیان کنید.
1) نبرد با عمر بن عبدود (پهلوان نامدار عرب) در جنگ خندق
2) دفاع از جان پیامبر (ص) در جنگ احد
3) خواندن آیات مهم سوره توبه در میان مشرکان بی‌رحم مکه با صدایی بلند

2) بنابر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام خداوند از آگاهان در برابر شکم بارگی ستمگران چه عهد و پیمانی گرفته است؟
می‌فرمایید: (اگر خداوند از آگاهان عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند {و حق مظلوم را از ظالم بستانند و به او بازگردانند}، حکومت بر شما را رها می‌کردم و آنگاه می‌دیدید که {مقام های} دنیای شما نزد من از عطسه بزی بی‌ارزش تر است).
3) مرد مسیحی چگونه به حقانیت دین اسلام پی برد و مسلمان شد؟
مرد مسیحی باورش نمی‌شد که قاضی ای که خلیفه، خود او را به این سمت گذاشته است، حکمی به زیان خلیفه بدهد و در عین حال رهبر جامعه در دادگاه حاضر می‌شود، اما از موقعیت خود استفاده نمی‌کند. این گونه داوری را فقط در دین و مکتب پیامبران می‌توان دید. لذا این دادگاه و داوری را نشانه حقانیت دین دانست و مسلمان شد.

پیشنهاد (صفحهٔ 78 کتاب درسی)

 

به کمک پدر و مادر خود داستانی از رشادت‌های امیرالمؤمنین در میدان نبرد و یا رفتار اخلاقی و اجتماعی ایشان پیدا کنید و در کلاس برای دوستانتان بخوانید.

درس 6: اسوه فداکاری و عدالت