قرائت آیات درس را یکبار گوش کن و سعی کن مانند آن جمله به جمله بخوانی.
جلسهی دوم
تمرین قرائت
قرائت آیات درس را گوش کنید و با نشان دادن خط، همراه با آن بخوانید.
خواندن قرآن
آیات 7 و 8 سورهی حَدید را بخوانید و به معنای آنها توجّه کنید. عبارت اول را از حفظ بخوانید.
1- آمِنوا بالله وَ رَسوِلهی ایمان بیاورید به خدا و پیامبر او
2- وَ اَنِْفقوا مِمّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیِه و انفاق کنید از آنچه به شما رسیده است.
3- فَالَّذینَ آمَنوا مِنْکُمْ وَ اَنْفَقوا پس کسانی از شما که ایمان آوردند و انفاق کردند،
4- لَهُمْ اَجْرٌ کَبیرٌ ﴿7﴾ برای آنها پاداش بزرگی است.
5- وَ ما لَکُمْ لا تُؤْمِنونَ باللهِ و چرا شما به خدا ایمان نمیآورید؟!
6- وَ الرَّسولُ یَدْعوکُمْ لتُؤْمِنوا برَِبّکُمْ در حالیکه پیامبر، شما را دعوت میکند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید.
7- وَ قَدْ اَخَذَ میثاقَکُمْ و قطعاً (خداوند) از شما پیمان گرفته است؛
8- اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ ﴿8﴾ اگر مؤمن هستید.
کار در کلاس (صفحهی 64 کتاب درسی)
معنای این کلمات را روبهروی آنها بنویسید.
- نور: نور
- بَشِّر: بشارت ده
- جَنّات: بهشتها
- سَبیل: راه
معنای صحیح را علامت بزنید.
1- ءامَنوا: ایمان آورید / ایمان آوردند
2- اَنْفَقوا: انفاق کردند / انفاق کنید
این عبارات قرآنی را بخوانید و ترجمهی آنها را کامل کنید.
1- وَ اَنِْفقوا فی سَبیلِ الله [سورهی بقره، 195]
و انفاق کنید در راه خدا.
2- وَ اَنْفَقوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلاِنیَةً [سورهی رعد، 22]
و انفاق کردند از آنچه به آنها روزی دادیم آشکارا و نهان.
3- فَآمِنوا بالله وَ رَسوِلهِ وَ النّورِ الَّذی اَنْزَلْنا [سورهی تَغابُن، 8]
پس ایمان بیاورید به خداوند و پیامبر او و نوری که نازل کردیم.
4- وَ بَشِِّر الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّاِلحاتِ اَنَّ لَهُمْ جَنّاتٍ [سورهی بقره، 25]
و بشارت ده به کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند که برای آنها بهشتهایی است.
انس با قرآن در خانه (صفحهی 64 کتاب درسی)
صفحهی اوّل قرآن در تابستان (سورهی مطففین، آیات 1 تا 17) را پیشخوانی کن.
وَ هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَ ما کُنْتُمْ و خدا با شماست هر جا که باشید.
سورهی حدید، آیهی 4
به کمک تصویر با دوستان خود دربارهی این پیام قرآنی و شعر آن گفتوگو کنید. خداوند همیشه و هر لحظه همراه ما است. او هرکجا که باشیم با ما و ناظر بر اعمال ما است. او حتی در خلوتترین جاها نیز حضور دارد و از هرکسی به ما نزدیکتر است. پس همیشه مراقب اعمال و رفتارمان باشیم و همیشه باید از او کمک بخواهیم و به او توکل کنیم.
و خدایی که در این نزدیکی است؛
لای این شببوها،
پای آن کاج بلند،
روی آگاهی آب،
روی قانون گیاه. سهراب سپهری
فعالیت (صفحهی 66 کتاب درسی)
این پیام قرآنی را در آیات درس پیدا، و آن را حفظ کنید.
انس با قرآن در خانه (صفحهی 66 کتاب درسی)
از پدر و مادر خود بخواهید یک خاطره دربارهی پیام قرآنی این درس برای شما تعریف کنند. پدرم تعریف میکرد یک روز که امتحان داشتیم و من درس نخوانده بودم از روی ورق بغل دستیام نگاه کردم ولی همان لحظه معلم متوجه شد و به من گفت: حالا فکر کن من هم متوجه نمیشدم ولی خداوند همیشه بر اعمال و رفتار ما ناظر است و ما را میبیند. اگر درست را خوانده بودی الان خداوند به تو کمک میکرد و مرتکب این عمل بد نمیشدی.
جلسهی چهارم
خواندن از روی قرآن کامل
با راهنمایی آموزگار خود پس از آوردن قرآن کریم از دفتر مدرسه، آنرا بهصورت تصادفی باز کنید و از روی آن بخوانید.
انس با قرآن کریم در استان قم (حرم حضرت معصومه سلام اللّه علیها)
یک نکته از هزاران: تولدی دیگر
سوسوی چراغی از داخل یکی از اتاقها توجّهش را جلب کرد. صاحبخانه هنوز بیدار بود و در دل شب قرآن میخواند. فُضَیل برای گذراندن وقت به گوشهای خزید و پنهان شد تا کسی که قرآن میخواند، بخوابد تا او بتواند قصد خود را عملی کند.
در آن سکوت شب، فقط صوت زیبای قرآن شنیده میشد و بر قلب او نفوذ میکرد. گرچه کارهای زشتش، او را بهتدریج با اسلام بیگانه کرده بود، ولی در دلش به خدا و اسلام ایمان داشت. او با شنیدن آیات قرآن، به فکر عمیقی فرو رفت، گویا روزنهای بهسوی حقیقت برای او باز شده بود، بغض او ترکید و در تنهایی به حال خود گریست، اشک چون باران در گونههای او جاری شد. جذّابیت و معنویت قرآن هر لحظه او را بیشتر تحت تأثیر قرار میداد، در این میان، آیهی 16 سورهی حدید را شنید:
اَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنوا اَنْ تَخْشَعَ قُلوبُهُمْ لِذِکْرِاللهِ [سورهی حدید، آیهی 16] آیا زمان آن نرسیده است که دلهای مؤمنان به یاد خدا، خاشع گردد؟
آری پروردگارا، اکنون زمان آن فرا رسیده، و هنگام خشوع دل من همین الان است. این آیه آن چنان در قلب او اثر گذاشت که تمام زندگیاش را دگرگون ساخت.
آن شب را به کاروانسرایی رفت تا استراحت کند. کاروانیان عازم سفر حج بودند، آنها دربارهی ادامهی سفر گفتوگو میکردند. شخصی گفت: نباید در شب حرکت کنیم، چون راه ناامن است، در این منطقه راهزنی بیرحم و سنگدل وجود دارد که با کمک همدستان خود راه را بر کاروانیان میبندد و دست به دزدی میزند. دوستان آن شخص حرف او را پذیرفتند و هر یک داستانی از راهزنیهای آن مرد بیرحم تعریف کردند.
فُضَیل همه این حرفها را شنید و با خود گفت: خدایا، من چقدر بدبخت و بیچاره هستم که پیوسته خاطر آسودهی مردم را به ترس میاندازم و آنها را نگران میکنم. او با شجاعت از جا برخاست و خود را به کاروانیان معرّفی کرد و گفت: ای مردم، آسوده باشید که دیگر کاروانی از دست فضیل ناراحت نخواهد شد. آن فضیل مرده است و فضیل دیگری متولّد شده است.
بعدها کاروانیان فضیلبن عیاض را دیدند که با حالی دگرگون، برگرد خانهی خدا به طواف مشغول است. از آن به بعد دیگر مردم او را بهجای فضیل سارق، فضیل عارف میشناختند.
انس با قرآن در خانه (صفحهی 68 کتاب درسی)
ادامهی آیات درس را تا آیهی 24 سورهی حدید از روی قرآن، بخوان.
یادآوری 2
فعالیت 1 (صفحهی 69 کتاب درسی)
مفهوم این حدیث پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله با کدام آیه ارتباط دارد.
طَِیّبوا اَفْواهَکُمْ بالسِّواکِ، فَِانَّها طُرُقُ الْقُرْآنِ دهانهای خود را با مسواک پاکیزه کنید؛ زیرا که دهان شما گذرگاه قرآن است.
با اعضای گروه خود، یک گزینه را انتخاب کنید و آیات آن را روی قرآن کامل بخوانید.
1- سورهی ذاریات، آیات 1 تا 11
2- سورهی طور، آیات 1 تا 11
3- سورهی قمر، آیات 1 تا 6
4- سورهی الرّحمٰن، آیات 1 تا 7
5- سورهی واقعه، آیات 1 تا 7
6- سورهی حدید، آیات 1 تا 3
فعالیت 4 (صفحهی 69 کتاب درسی)
به کمک همگروهی خود، آیهی 61 سورهی آل عمران را در قرآن کامل بیابید و بخوانید.
به این آیه «آیهی مباهله» میگویند؛ برای آشنایی با معنای مباهله و داستان آن به متن زیر دقت کنید. چه خوب است که این آیه را حفظ باشیم.
قصهی آیهها: فاتحان بیسپاه
شهر مدینه اوّلین باری است که میهمانانی چنین غریبه را به خود میبیند. گروهی از بزرگان و دانشمندان مسیحی به این شهر آمدهاند تا با پیامبر اسلام ملاقات کنند.
میهمانان مسیحی وارد مسجد میشوند، پیامبر از جای برمیخیزد و به گرمی از آنان استقبال میکند. در میان آنها که همه از دانشمندان مسیحی سرزمین نجران هستند، پیرمردی به چشم میخورد، که پیداست سرپرستی گروه را برعهده دارد. او با پیامبر شروع به سخن گفتن میکند: «چندی پیش، نامهای از شما به دست ما رسید، آمدهایم تا از نزدیک، سخنان شما را بشنویم».
پیامبر میگوید: «آنچه من از شما خواستهام، پرستش خدای یگانه و پذیرش اسلام است.» سپس برای معرّفی اسلام، آیاتی از قرآن کریم را برای ایشان میخواند.
آنها پاسخ میدهند: «اگر منظور از پذیرش اسلام، ایمان به خداست، ما قبلاً به خدا ایمان آوردهایم و به احکام او عمل میکنیم.»
پیامبر میفرماید: «پذیرش اسلام، آثار و علائمی دارد که با آنچه شما معتقدید و انجام میدهید، سازگاری ندارد.» شما حضرت عیسی علیهالسّلام را فرزند خدا میدانید، در حالیکه او یکی از پیامبران الهی است و مانند آنها آفریده و بندهی خداست».
آنها به فکر فرو میروند. هیچیک از دانشمندان مسیحی، پاسخ قانع کنندهای برای این کلام پیامبر پیدا نمیکنند. عاقبت رهبر گروه پس از گفتوگوی طولانی چنین میگوید: «ما با این سخنان قانع نمیشویم و دست از دین خود برنمیداریم».
پیامبر از اینکه دانشمندان مسیحی با این بیان روشن، حقیقت را نمیپذیرند، تعجّب میکند. در این حال، فرشتهی وحی این آیه را بر پیامبر میخواند:
فَمَنْ حاجَّکَ فیِه هر کس دربارهی حضرت مسیح با تو بحث و جدل میکند، مِنْ بَعْدِ ما جائَکَ مِنَ الِْعلْمِ پس از آنکه حقیقت روشن شد، فَقُلْ تَعالَوا به آنها بگو: خوب است نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَکُمْ شما پسرانتان را بیاورید و ما هم پسرانمان را، وَ نسائَنا وَ نسائَکُمْ شما زنانتان را بیاورید و ما هم زنانمان را وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُم شما خودتان بیایید و ما هم خودمان میآییم، ثُمَّ نَبْتَهِلْ سپس با هم مباهله کنیم. فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللِّه عَلَی الْکاِذبین یعنی دعا کنیم و از خدا بخواهیم گروهی که دروغ میگویند مورد نفرین و مجازات خدا قرار گیرند.
سورهی آل عمران، آیهی 6
پیامبر پس از انتقال این پیام الهی به آنان اعلام میکند که من برای «مُباهله» آمادهام. دانشمندان مسیحی به هم نگاه میکنند، پیداست که برخی از این پیشنهاد راضی نیستند، امّا گویا چارهای نیست.
زمان مراسم مباهله، صبح روز بعد و مکان آن صحرای بیرون مدینه تعیین میشود.
***
صبح روز بعد دانشمندان مسیحی در بیرون مدینه به دروازهی شهر چشم دوختهاند تا محمّد صلی الله علیه و اله با لشکری از یاران خود در مراسم مباهله حاضر شود.
تعداد زیادی از مسلمانان نیز در کنار دروازهی شهر و در اطراف مسیحیان و در طول مسیر صف کشیدهاند تا شاهد این مراسم بینظیر و بیسابقه باشند.
لحظات انتظار سپری میشود و پیامبر در حالی که دست «حسن» را در دست «حسین» را در آغوش دارد، از دروازهی مدینه خارج میشود. پشت سر او تنها یک مرد و یک زن دیده میشوند. آن مرد «علی» و آن زن، «فاطمه» است. تعجّب و حیرت، همراه با نگرانی و وحشت بر دل مسیحیان سایه میاندازد.
کسی میگوید: نگاه کن، او فقط دختر، داماد و دو نوهی خردسال خود را به همراه آورده است.
بزرگ مسیحیان در حالی که صدایش میلرزد، میگوید: «همین نشان حقّانیت اوست. به جای اینکه لشکری را برای مباهله بیاورد، فقط عزیزان و نزدیکان خود را آورده است، پیداست به حقّانیت دعوت خود مطمئن است که عزیزترین کسانش را به همراه آورده است».
در این حال، چندین نفر از مسیحیان خود را به او میرسانند و با نگرانی و اضطراب میگویند: «ما به این مباهله تن نمیدهیم. چرا که عذاب خدا را برای خود حتمی میشماریم».
چند نفر دیگر ادامه میدهند: «مباهله مصلحت نیست. چه بسا عذاب، همهی مسیحیان را دربر بگیرد».
کمکم تردید و نگرانی در دل تمام دانشمندان مسیحی میافتد و همه تلاش میکنند که به نحوی رهبرشان را از انجام این مباهله بازدارند. رهبرشان همه را آرام میکند و میگوید: «من معتقدم که مباهله صلاح نیست. این پنج چهرهی نورانی که ما میبینیم، اگر دست به دعا بردارند، نابودی ما حتمی است».
او به سوی پیامبر میرود و با احترام و تواضع میگوید: «ما را از مباهله معاف کنید. هر شرطی که داشته باشید، قبول میکنیم».
پیامبر با بزرگواری و مهربانی، درخواست آنان را میپذیرد و به آنها میگوید: «مسلمانان از جان و مال مردم سرزمین نجران در مقابل دشمنان، محافظت میکنند؛ و در عوض، مردم نَجران هم باید مالیات سالیانه پرداخت کنند».
آنها نیز این قرارداد را میپذیرند و خوشحال به سرزمین خود باز میگردند.
***
این داستان از افتخارات مسلمانان جهان است که پیامبر اسلام بدون آنکه جنگی صورت گرفته باشد، سرزمین نجران و دلهای مردم آن دیار را فتح میکنند. خبر این واقعه، به سرعت در میان مسیحیان نَجران و دیگر مناطق پخش میشود و مسیحیان حقیقتجو را به سوی مدینهی پیامبر و پذیرش اسلام سوق میدهد.
داستان از آقای سیّد مهدی شجاعی (با اندکی تلخیص و تغییر)