درسنامه آموزشی پیامهای آسمان کلاس هشتم
درس 15: حقالنّاس
ایستگاه آخر
فرشتهٔ مأمور رسیدگی به اعمال، با دقت آخرین صفحههای این فصل پرونده او را هم میبیند و بعد مُهری روی پرونده میزند. چیزی نمانده که قلبش از اضطراب کنده شود. همین که فرشته مُهر را بر میدارد، از خوشحالی فریاد میکشد:
… قبول!
نفس راحتی میکشد. باورش نمیشود که توانسته است از این ایستگاه هم با سلامتی عبور کند. برمیگردد و به پشت سرش نگاه میکند. جمعیت انبوهی را میبیند که در ایستگاههای مختلف متوقف ماندهاند. عدهای که نمازهایشان کامل نبوده در ایستگاه نماز، آنها که روزههایشان کامل نبوده در ایستگاه روزه، کسانی که زکات اموالشان را ندادهاند در ایستگاه زکات، عدهای در ایستگاه حج، عدهای در ایستگاه امر به معروف و… .
یادش میآید که خودش هم به خاطر اینکه بعضی نمازهایش در دنیا درست نبود، مدتی طولانی در ایستگاه نماز معطّل مانده بود و اگر رحمت خداوند شامل حالش نشده بود، معلوم نبود چه سرانجامی در انتظارش باشد.
کمکم از دور دروازههای بهشت نمایان میشود. حالا فقط یک ایستگاه دیگر مانده است و اگر از این یکی هم با مُهر قبول بگذرد، لحظاتی بعد در بهشت خواهد بود؛ ایستگاه حقّ النّاس!
مسئول نظارت پرونده، نگاهی به فصل آخر پروندهاش میکند و دستور میدهد او را بالای مکان بلندی ببرند. از آن بالا همه را میبیند. مردم هم او را می بینند. سپس یکی از مأموران با صدایی بلند او را معرفی میکند و میگوید: هر کس بر گردن این فرد حقی دارد، بیاید و حقّش را بگیرد.
او که تا چند لحظهٔ پیش خودش را در بهشت میدید، ناگهان در بین عدهٔ زیادی از مردم گرفتار میشود. مأموران همه را به صف میکنند تا یکی یکی بیایند و حرفشان را بزنند.
نفر اول جلو میآید: مرا به یاد میآوری؟ ما با هم همسایه بودیم. یادت هست همیشه مرا به خاطر اینکه هنگام صحبت کردن زبانم میگرفت، مسخره میکردی؟ من از تو ناراضیام و نمیگذارم به بهشت بروی.
دومین نفر: ما با هم در یک کلاس درس میخواندیم. تو از من قویتر بودی و چون میدانستی من زورم به تو نمیرسد، به بهانههای مختلف به من زور میگفتی. یادت هست یک بار با من دعوا کردی و سیلی محکمی به صورتم زدی؟ من از تو ناراضیام.
سومین نفر: یادت هست آن روز برای خرید به مغازهٔ من آمدی و پولت کم بود؟ هر چه خواستی برداشتی و گفتی میروم و خیلی زود بقیهٔ پول را می آورم. اما رفتی و دیگر برنگشتی. حالا بقیهٔ پولم را از تو میخواهم!
نفر بعد: یادت هست آن وقت که در مغازهٔ میوه فروشی کار میکردی؟ روزی من برای خرید پیش تو آمدم. تو یک جعبه میوه به من فروختی که میوههای روی آن همه سالم بود، ولی میوههای زیر آن خراب. تو با اینکه میدانستی آن میوهها خراباند، چیزی به من نگفتی و مرا فریب دادی. حالا یا پول مرا پس بده و یا به من میوه سالم بده!
و همین طور نفر بعدی و… .
حسابی گیج شده است. میوهٔ خراب فروختم؟! مسخره کردم؟ کتک زدم؟…
با التماس به مأموران میگوید: آخر من در این وضعیت پول از کجا بیاورم؟ شما یک چیزی بگویید. اما مأموران میگویند: چارهای نیست. باید رضایت آنها را به دست آوری.
مدتی میگذرد. او که به جز کارهای خوب داخل پروندهاش چیز دیگری همراه ندارد، مجبور میشود مقداری از کارهای خوبش را به نفر اول بدهد تا او را از خودش راضی کند. نفر دوم هم مقداری دیگر از ثوابهایش را میگیرد. نفر سوم و…. پس از مدتی همهٔ کارهای خوبش تمام میشود، ولی طلبکاران هنوز تمام نشدهاند. دیگر نمیداند چه کار کند. طلبکار بعدی که میبیند چیز دیگری برای او نمانده، میگوید: چند تا از گناهان مرا بگیر تا از حقّ خودم بگذرم. نفر بعد گناهان دیگر و… .
انگار همه چیز دور سرش میچرخد. اصلاً حالش خوب نیست. هر قدر تلاش میکند، دیگر نمیتواند دروازههای بهشت را ببیند. شعلههای آتش را میبیند که به طرفش میآید. سرش گیج میرود و زیر پایش خالی میشود. فریاد بلندی میکشد و ناگهان… .
حقوق سهگانه
به کارهایی که در طول یک شبانهروز انجام میدهیم، فکر کنیم:
1- غذا میخوریم،
2- برای نماز به مسجد میرویم،
3- برای سوار شدن به اتوبوس در صف میایستیم.
اگر کمی دقت کنیم میبینیم بعضی از کارهایی که ما هر روز و شب انجام میدهیم برای این است که خودمان سالم بمانیم و بتوانیم از هر نظر رشد خوبی داشته باشیم. به این کارها حقّ النّفس گفته میشود. غذا خوردن، استراحت کردن، مسواک زدن و مطالعه کردن از این کارها هستند. توجه به حقّ النّفس یکی از مهمترین وظایفی است که خداوند به عهدهٔ هر یک از ما قرار داده است.
بعضی کارهای دیگر را برای این انجام میدهیم که دستور خداوند را اطاعت کنیم. به این کارها حقّ اللّٰه گفته میشود. نماز خواندن، امر به معروف و دوری از گناهان از این گروهاند.
بخش دیگری از کارها، وظیفههای ما نسبت به دیگران است. ما موظفیم به نیازمندان کمک کنیم، دیگران را آزار ندهیم، حقّ دیگران را رعایت کنیم و به کسی ظلم نکنیم. به این وظایف حق الناّس گفته میشود.
فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 156 کتاب درسی)
1- به نمونهها توجه کنید و جدول زیر را با چند مثال دیگر کامل کنید.
|
بیتوجهی به حقّ اللّه |
1- کسی که بدون دلیل در ماه رمضان روزه نمیگیرد. |
|
2- کسی که بدون دلیل نمازش را سر وقت نمیخواند. |
|
|
3- کسی که گناه میکند. |
|
|
بیتوجهی به حقّ النّاس |
1- کسی که به دیگران تهمت میزند. |
|
2- کسی که به دیگران ستم میکند. |
|
|
3- کسی که دل پدر و مادرش را با آزردن آنها میشکند. |
|
|
بیتوجهی به حقّ النّفس |
1- کسی که عمر و وقتش را بیهوده تلف میکند. |
|
2- کسی که مریضی سختی دارد، ولی پیش پزشک نمیرود. |
|
|
3- کسی که بیش از اندازه از بدن خود کار میکشد. |
2- به نظر شما کوتاهی در انجام کدام یک از این سه نوع وظیفه، جبرانش مشکلتر است ؟ چرا؟ همه آنها در جای خودشان مهم هستند.
همانطور که در درس «آفتهای زبان» دیدیم، دروغ گفتن، غیبت کردن و ناسزا گفتن از گناهانی بود که انسان نسبت به دیگران انجام میدهد و در واقع با این کار به آنها ظلم میکند. با دروغ گفتن سخن غیرواقعی درباره کسی گفته میشود، با غیبت کردن چهرهٔ یک انسان پیش دیگران تخریب میشود، و با فحش دادن شخصیت فردی نزد دیگران تحقیر میشود و همهٔ اینها نمونههای ظلم در حق سایر مردم است؛ بنابراین حقّ النّاس فقط در حقوق مالی مردم نیست؛ بلکه حفظ آبرو، اسرار و شخصیت آنان نیز جزء حقّ النّاس است.
دامنهٔ حقوق دیگران آن قدر گسترده است که گاهی اوقات انسانها با انجام بعضی کارها بدون اینکه خودشان توجه داشته باشند، حقوق عدهٔ زیادی از مردم را از بین میبرند و در روز قیامت ناگهان با جمعیت بسیار زیادی از طلبکاران روبهرو میشوند.
مثلاً کسی را تصور کنید که آتشی را در جنگل روشن میکند و هنگام رفتن، آن را خاموش نمیکند و همین بیتوجهی او باعث آتش گرفتن بخش وسیعی از جنگل میشود. به نظر شما آیا این فرد در برابر تمام کسانی که به خاطر بیتوجهی او از هوای پاک محروم شدهاند، مسئول نیست؟
آیا کسی که با ریختن مواد سمی در رودخانهها آبهای عمومی را آلوده میکند، در برابر مردم مسئول نیست؟
پیامبر اکرم (ص) به این گونه افراد فرمود:
از رحمت خدا دور است کسی که توقفگاهها و استراحتگاههای عمومی را آلوده کند و [همچنین] کسی که راه عبور مردم را سد کند.
همینطور که میبینید چیزهایی وجود دارد که همهٔ مردم حق دارند از آنها بهرهمند شوند؛ جنگلها، رودخانهها، دریاها، فضاهای سبز و کوهها نمونه هایی از این اموال عمومیاند که خداوند مهربان آنها را برای استفادهٔ همهٔ مخلوقات آفریده است.
دین اسلام نه تنها به همهٔ مسلمانان سفارش میکند در حفظ محیط زیست کوشا باشند؛ بلکه کمک به رشد و حفاظت از این نعمتهای الهی را در ردیف عبادات میشمارد.
فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 158 کتاب درسی)
1- اگر کسی با شکستن یک درخت حقّ همۀ مردم را از بین ببرد، چگونه میتواند این حقّ بزرگ را جبران کند؟
باید به جای آن چندین نهال زیبا بکارد.
2- نمونههای دیگری از بیتوجهی به حقّ النّاس که در میان افراد جامعه مشاهده میکنید، بیان نمایید.
1- ریختن زباله در خیابان 2- آلوده کردن محیط زیست 3- آلودگی صوتی 4- آتش زدن جنگل
خودت را امتحان کن (صفحهٔ 158 کتاب درسی)
1- کسی که دوست دارد به بهشت الهی راه یابد، باید حقوق چه کسانی را رعایت کند؟
حق الله - حق الناس - حق النفس
2- اگر همۀ مردم نسبت به حقوق یکدیگر بیتوجهی کنند، چه اتفاقی در جامعه خواهد افتاد؟
1- عدم امنیت 2- ایجاد هرج و مرج 3- کوتاهی در انجام کارها 4- ایجاد محیطی نامناسب و پر از آشوب
3- سه نمونه از حقوقی را که هم کلاسیها بر شما دارند، بیان کنید.
1- احترام گذاشتن 2- خوش رفتاری 3- کمک در یادگیری مفاهیم درس
4- سه نمونه از حقوقی را که افراد خانواده (پدر، مادر، برادر، خواهر و…) بر شما دارند، بیان کنید.
1- احترام گذاشتن 2- نیکی کردن 3- آزار نرساندن 4- گوش دادن به صحبت های من 5- حمایت و کمک به من در وقت نیاز و گرفتاری