درسنامه آموزشی علوم تجربی کلاس اول
درس 1: زنگ علوم
درس در يک نگاه
بازیها و فعاليتهای يادگيری اين درس فرصتهايی هستند که دانشآموزان در ضمن انجام آنها تحريک شده و اولين گامها -پرسشگری- را در جهت به کارگيری روش کار دانشمندان برای سردرآوردن از رازهای نهفته در پديدههای محيط اطراف برمیدارند. فعاليتهای درس سه نوع ظاهراً متفاوت هستند، اما در باطن همسو بوده و فرصتی برای شروع يک کار علمی هستند.
اهداف/ پيامدها
در پايان اين درس انتظار میرود دانشآموزان بتوانند:
سطح 1- در برخورد با پديدههای آشنا در محيط اطراف پرسشهای مرتبطی را مطرح کنند اما به دنبال پاسخ پرسشها نباشند.
سطح 2- در برخورد با پديدههای آشنا و ناآشنای محيط اطراف خود پرسشهای مرتبطی را مطرح کرده و در پاسخ به آنها جوابهای احتمالی در قالب: شايد / فکر میکنم و… ارائه دهند.
سطح ٣- در برخورد با پديدههای آشنا و ناآشنای محيط اطراف خود پرسشهايی را مطرح کرده و برای يافتن پاسخ فعاليتهای مرتبطی را پيشنهاد دهد.
مواد و وسايل لازم
گچ - گوجه فرنگی - تشت آب - قوطی خالی - سنگ ريزه و موادی که در آب شناور يا غوطهور شوند.
بچّهها برویم حیاط!
«نقّاشی سایهها»

دو ساعت بعد

خوب نگاه کن!

حالا که با دقّت نگاه کردید… نوش جان کنید!
زیر آب یا روی آب؟!

دانستنیهای معلم
آن چه در اين درس به عنوان دانستنیهای معلم آمده است به واقع نکات مهمی است که معلم آنها را در فرايند آموزش در تمام موضوعات درسی رعايت میکند به اين دليل بر توجه به اين مطالب تأکيد میشود.
همه میدانيم که کودکان طبيعتی کنجکاو دارند. اين استعداد خدادادی در آنها بايد فعال شود تا آنان بتوانند جهان پيرامون خود را درونی کنند.
معنای ديگر اين سخن آن است که تحريک کنجکاوی کودکان اولين گام در جهت برانگيختن آنها برای شناخت جهان پيرامون خود است.
کنجکاو شدن يعنی قرار گرفتن در موقعيت پرسشگری «ها؟!». «ها؟!» همان حالت لحظهی شگفتزدگی از مشاهدهاي است که تا آن لحظه تجربه نشده، و يا تکرار يکی از مشاهدات - جالب، جاذب و شگفتانگيز قبلی است. چنين موقعيتهايی، مناسبترين شرايط برای توليد يک «پرسش جدی» دربارهی موضوع از سوی يادگيرنده است.
پرسشهايی اين چنين ريشه در درون يادگيرنده دارند و در جريان يک درگيری جدی با موضوع توليد میشوند. طرح چنين پرسشهايی از سوی يادگيرنده نشان آن است که او جداً با موضوع درگير شده است. در چنين موقعيتهايی است که موتور يادگيری در درون يادگيرنده روشن شده و انگيزهای درونی برای کار - يادگيری - به وجود میآيد. لذا شايد يکی از سادهترين تعريفها برای «فرآیند یادگیری» تعريف آن به صورت: فرايند گذر از موقعيت «ها؟!» به موقعیت «آها!» همان صدای برخاسته از درون يادگيرنده در هنگام کشف و يا ساختن است.
برای اين که حاصل کنجکاویهای کودکان وارد کلاس درس و مدرسه شود بايد دانشآموزان کلاس احساس کنند که فعاليتهای يادگيری آنها در امتداد کارها، بازیها و سرگرمیهای خانه، کوچه و… قرار دارد. و برای اين که چنين احساسی در دانش آموزان به وجود آيد لازم است که معلمان قواعد بازی کودکان در خانه، کوچه، خيابان و… را شناخته و در کلاس به کار گيرند.
آشکارترين قاعدهی اين بازیها آزادی و مشارکت جدی است.
اگر موضوعات درس با زندگی کودکان ارتباط داشته باشند در اين صورت کودکان هم دربارهی آنها حرفها و تجربهها دارند. و برعکس اگر درس از چنين فرايندی فاصله بگيرد برای کودک نا آشنا و شايد هم ترساننده و يا به عبارتی، پا در هوا است.
وقتی که پای تجربههای کودکان به کلاسهای درس باز میشود میتوان در فرايندهای يادگيری انتظار ارزش افزوده داشت و هر اندازه که فرايند به اين سمت حرکت کند توليد پرسشهای جدی دربارهی موضوعات يادگيری بيشتر میشود.
بديهی است که در ذهن فعال دانشآموزان به هنگام برخورد با رخدادهايی مشابه فعاليتهای اين درس (اتفاقهايی که عامل يا شاهد آن هستند) متناسب با سواد خود - تجربههای علمی- پاسخهايی (فرضيهها) پيدا میشود. در اين مرحله از کار و پايهی تحصيلی روش مناسب برخورد با اين پاسخها گوش دادن به آنها و استقبال از نکات مثبتی است که میتوان در آنها يافت. به عبارت روشن در هيچکدام از فعاليتهای يادگيری فرايند کار به سوی چگونگی آزمون فرضيهها کشيده نمیشود.
نکتهی مهم در فعاليتهای يادگيری درس آن است که همگی آشنا به فکر و زندگی دانش آموزان بوده و در همه جا قابل انجام هستند.
در اين جا لازم است به نکاتی چند در باب پرورش مهارت در پرسشگری اشاره کنيم.
1- تا جايی که میتوانيد دانش آموزان را در موقعيتهايی که سؤال برانگيز و تحريک کننده هستند قرار دهيد.
2- به هيچ وجه به دنبال پاسخ صريح دادن به کودکان نباشيد، بلکه با آنان همراه شويد تا پرسش را بشکافيد و مطمئن شويد که آنان پرسش را درک کردهاند و آنان را روانه يافتن پاسخ يا کندوکاو بيشتر کنيد و نگران اين هم نباشيد که شما پاسخ را نمیدانيد. دانستن روش برخورد با پرسشها و هدايت برای يافتن يا کاوش بيشتر کردن بسيار مهمتر از پاسخ است. همه میدانيم که برای خيلی از پرسشهای کودکانه، ما بزرگان پاسخی نداريم. برای پاسخ به پرسشی مثل «چرا اين برگ سوراخ سوراخ شده اما بقيه سالمند؟» پاسخی نداریم اما با عکس العمل مناسب مثل اين که بگوييم: «عجيب است! برويم ببينيم برگ ديگری هم میتوان پيدا کرد که با بقيه فرق داشته باشد» شوق کودک را برای جستجوگری تحريک میکنيم و اين آغاز کشف دنيای اطراف است.
3- پرسشهای واگرا يعنی پرسشهايی طرح کنيد که میتوانند جوابهای متفاوت داشته باشند و از طرح آن توسط دانش آموزان هم استقبال کنيد. نگران پاسخ پرسشها نباشيد کافی است عکس العمل مناسبی نشان دهيد تا شوق پرسشگری و جستجوگری را در کودکان افزايش دهيد.
4- کودکان را تشويق کنيد تا نظر خودشان را در پاسخ به پرسشها بدون واهمه ابراز کنند، يا دريافت جوابهای متعدد برای يک سؤال را تشويق کنيد. (در را با يک جواب نبنديد)
5- از پرسشهايی که جواب آنها (بلی) یا (خیر) است پرهيز کنيد. {اگر در کلاس شما پرسشی مطرح شد که پاسخ آن بلی، خير بود به دنبال جواب سؤال عبارتهايی مانند: از کجا میدانيد، از کجا فهميديد، چگونه بفهميم، ... طرح کنيد تا باز شوند}
6- پرسشها را در موقعيتهای مناسب (زمان و مکان) طرح کنيد.
حتماً به دانشآموزان فرصت فکر کردن دربارهی پرسشها بدهيد، قاعده کلاس را اين طور بگذاريد که شما تعيين کنيد چه کسی پاسخ دهد. پاسخ میتواند حتی به صورت "نمیدانم" باشد اما همه بايد هميشه احساس کنند که ممکن است مخاطب پرسش واقع شوند اگر چنين کنيد:
- بر تعداد جوابها افزوده خواهد شد.
- گوناگونی جوابها زياد خواهد شد.
- اعتماد به نفس دانش آموزان زياد میشود.
- بر تعداد پرسشها -که در ذهن دانش آموزان ساخته میشود- افزوده خواهد شد.
- دانش آموزان ديرآموز هم فرصت اظهار نظر پيدا خواهند کرد.
- دانش آموزان احساس خواهند کرد که خودشان در فرايند يادگيری نقش دارند و معلم مسئول ياد دادن نيست.
7- پرسشها را با توجه به توان و تجربهی دانش آموزان طرح کنيد.
8- پرسشهای واضح و کوتاه طرح کنيد.
9- گاهی پرسشهايی را مطرح کنيد که بايد دانش آموزان در خارج از مدرسه بررسی کرده و جواب دهند.
نکات آموزشی
اين درس (زنگ علوم) چهار فعاليت دارد. فعاليت اول و دوم به صورت يک کار دو مرحلهای و مرتبط به هم هستند. تصاوير کتاب درسی دانشآموز راهنمای عمل هستند.
انجام فعاليتها نيازمند فضای مناسب در حياط مدرسه و يا جای دسترس ديگری هستند.
نکاتی که به نظر میرسد توجه به آنها برای انجام مناسب فعاليتها توصيه میشود به آن توجه شود به شرح زير است:
- هماهنگی قبلی با مدير و معاون مدرسه برای جلب همکاری آنها [مخصوصاً در اتخاذ تدابير لازم برای حفظ خطوط دور سايهها]
- اجرای دو فعاليت حدود ۲ جلسه ۴۵ دقيقهای وقت لازم دارد که بايد بين جلسهی اول و دوم حدود يک ساعت فاصله باشد [فرصتی برای تغيير محل قرار داشتن خورشيد در آسمان] مثلاً جلسهی اول در زنگ اول و جلسهی دوم در زنگ سوم و يا ...
- فعاليت بايد در روزی اجرا شود که هوا آفتابی است [فرقی ندارد که قبل يا بعد از ظهر باشد]
- اجرای فعاليت نيازمند تشکيل گروههای دو نفره است با توجه به اين که بيشتر دانشآموزان در اين زمان -اول سال تحصيلی- هنوز با هم زياد آشنا نشدهاند بايد تدابير لازم برای جلب نظر همکاری دانشآموزان با هم اتخاذ شود.
- نبايد توجه دانشآموزان به مسألهی رابطهی آفتاب و سايه و… جلب شود. اين نکته کاری است که طبيعت کنجکاوی دانشآموزان حتماً انجام خواهد داد.
- نبايد مانع گفتوگوهای ضمن کار دانشآموزان شد، صحبتهای آنها حتماً دربارهی چگونگی انجام اين کار و يا حاشيههای مرتبط با آن است.
- نبايد دربارهی نتيجهی بازی سخنی به زبان آورد ولو اين که تعدادی از دانشآموزان آن را دريافته و عنوان کنند. معلم بايد در اين موارد سکوت اختيار کند. اين سخن اصلاً به معنای ممانعت از گفتوگوها، فرضيه سازیها و پيشبينیهای دانشآموزان نيست.
- دانش آموزان را گروه بندی کنيد، يک قطعه گچ در اختيار هر گروه بگذاريد و با قول و قرار دوستی و نظم آنها را به محلی که برای اجرای برنامه در نظر گرفتهايد ببريد.
- بگوييد که بازی امروز اسمش هست «بازی با سایهها»! و بعد بپرسيد: به نظر شما بازی را چگونه انجام خواهيم داد؟
به احتمال زياد تعدادی از آنها با توجه به نشانههای موجود در فرايند کار موضوع را تا آخر دريافتهاند. به هر حال فرصت دهيد تا آنها پيشبينیهای خود را بگويند. سپس از گروهها بخواهيد که يک نفرشان پشت به آفتاب بدون حرکت بايستد و ديگری با گچ دور سايهی او خط بکشد. اگر احساس کرديد که دانشآموزان برای انجام کار به ديدن يک نمونه احتياج دارند. دو نفر را انتخاب کنيد که در محل مناسب [در معرض ديد دانش آموزان] اين کار را انجام دهند.
فرصت دهيد تا گروهها شبيه اين کار را با دقت برای خود انجام دهند. و در پايان بگوييد که «سايهها همين جا باشند و ما میرويم و يک ساعت بعد میآييم» قبل از ترک محل از آنها بپرسيد که: «وقتی برگشتيم چگونه میتوانيد جای سايهی خود را پيدا کنيد؟» ....
سعی کنيد راه حل را از خود آنها بگيريد و سپس از هر گروه بخواهيد که در کنار سايهی خود علامت بگذارد تا برويم و يک ساعت بعد بياييم.
توجه! پس از گفتن اين نکته از دانشآموزان بپرسيد که:
«به نظر شما اگر يک ساعت بعد، بياييم چه خواهيم ديد؟» پس از شنيدن جوابها [پيشبينیها] صحنه را ترک کنيد و يک ساعت بعد بياييد.
يک ساعت بعد:
دوباره به آن جا برگرديد. بديهی است که دانش آموزان پس از انجام فعاليت ساعت قبل فکرشان درگير مسألهی «سایه» و احتمالاً «نور» بوده است. شايد بيشتر دانشآموزان قبل از ورود به صحنهی بازی و ديدن تصاوير پيشبينیهايی دربارهی تصوير سايهها داشتهاند، لذا میتوان گفت که آنها به محض ورود به صحنه و مشاهدهی تصاوير سايهها در پی ارزيابی از پيشبينیهای خود دربارهی شکل و اندازهی سايهها خواهند بود. دانشآموزان در اين بخش از فعاليت نيازمند فرصت کافی برای مشاهده -مقايسه و ارزيابی از پيشبينیهای خود- و گفتوگو با همديگر دربارهی فرضيههايی که در ذهن آنها در پاسخ به پرسشهای ايجاد شده شکل گرفتهاند خواهند بود. آموزگاران- اولیا- نباید روی دانش اندوزی تمرکز کرده و آنها را از خودآموزی و دانش آموزی باز دارند. آنها از همين راهها [مشاهده، مقايسه، پيش بينی، فرضيه سازی] برای پاسخ گويی به پرسشهايی که در ذهن ساخته مطرح شده شخصاً به دانش دست يابند، زيرا که صفحه واقعی کتاب درسی پيش چشمان آنها و جلو پايشان باز است!؟ فرصت دهيد تا آن را بخوانند. در کنار آنها… باشند تا احساس تنهايی نکنند.
هشدار!: نه خودتان و نه دانش آموزان هرگز مستقيماً به خورشيد نگاه نکنيد بهترين راه جلب توجه دانش آموزان به اين نکته رفتار و عمل خود شما در برابر خورشيد است!
نکته ۱: اگر در پايان بازی دانشآموزان سؤالهايی دربارهی چگونگی تشکيل سايه و… داشتند يکی از راههای مناسب آن است که آنها را به انجام فعاليت در خارج از مدرسه (همراه پدر و مادر) تشويق و راهنمايی کنيد، شايد خودشان به جوابهايی دست يابند.
نکته 2: ممکن است بچهها در مشاهدهی تغيير طول سايه دربارهی تغيير جهت سايه نيز چيزهايی متوجه شوند، شما ضمن استقبال از دقت خوب آنها در مشاهده اصلاً دربارهی چگونگی و چرايی اين پديدهها بحث نکنيد.
در فعاليت صفحه 12 میخواهيم توجه دانش آموزان به اين نکته جلب شود که «در آن چه که هر روز با آن سروکار داريم و بیتوجه از کنارش میگذريم و حتی میخوريمش! اگر کنجکاوی کرده و با دقت نگاهش کنيم دنيايی از شگفتیها است»
شروع کنيد: يک گوجه برداريد، نشان دهيد و بپرسيد کی گوجه فرنگی خورده -احتمالاً همگی جواب خواهند داد، من- بعد بپرسيد داخل آن چه خبره؟ چی هست؟ چه شکلی است؟ بعد از شنيدن جوابها گوجهها را يکی يکی برداريد برش طولی دهيد داخل آنها را خودتان با دقت مشاهده کنيد [رفتار شما در مشاهده مهم و الگو است] و بعد يکی ديگر را برداريد برش دهيد (عرضی) با دقت مشاهده کنيد. دو نيمه را مقايسه کنيد و…
پس از اين که هر دو نيمهی گوجه (برش طولی و عرضی) در اختيار همه قرار گرفت. آنها را پس از مشاهده و مقايسه نوش جان کنيد!
بعد از اين بازی علمی انتظار میرود که دانشآموزان به ميوهها و ساير اشياء وسايلی که روزانه از آنها استفاده میکنند نگاهی پرسشگر داشتم و پیگير پرسشهايشان شوند.
فعالیت صفحه 13
هدف بازی تحريک کنجکاوی کودکان نسبت به برخی پديدهها و اتفاقاتی که هر روز در اطراف آنها -و شايد به دست خودشان- رخ میدهد و آنها به آسانی از کنار آنها میگذرند.
- وسايل لازم برای اجرای فعاليت همان طور که از تصوير کتاب درسی پيدا است:
يک تشت آب -که حدوداً تا نيمه پرباشد و اشياء و وسايلی دم دست روزمره بچهها که برخی در آب فرو میروند و برخی شناور میمانند.
- موقعيت بازی ترتيبی دهيد که تشت آب در جايی قرار گيرد که همه بتوانند داخل آن را خوب مشاهده کنند. اگر در کلاس چنين فضايی نبود حتماً بازی را در حياط يا جای مناسب ديگر انجام دهيد.
- شروع بازی:
بگوييد که: بازی امروز شنا در (استخر / حوض) است!
دو تا از وسايل بازی را برداريد -که يکی در آب فرو میرود و ديگری نه- خوب نشان دهيد و بپرسيد: «اگر اين... را در آب رها بيندازيم چه خواهد شد؟»
جوابهای تک تک بچهها را بشنويد. فرصت دهيد که پيش بينی کنند. و به احتمال زياد کلمههای مورد نياز شما را بر زبان خواهند آورد [ته آب میرود/ روی آب میماند/ غرق میشود/ شناور میماند و ...]
پس از گوش کردن به نظرات و پيش بينیهای آنها شيئی مورد نظر را در اختيار يکی از دانشآموزان قرار دهيد تا اين کار را انجام دهد. حوصله کنيد تا آنها مشاهده کنند. گفتوگو کنند و شما هيچ! فقط ناظری مهربان و شادمان!
به همين روال بازی را با شيئی دوم و دانشآموز ديگر ادامه دهيد ...
- تمام!
- هيچ گونه جمع بندی يا نتيجه گيری يا توصيه يا ... نداشته باشيد.
حدود يک ربع آخر وقت همه در جای خود ساکت بنشينند و شما بپرسيد:
«از روز اولی که آمديم چهار «زنگ علوم» داشتيم [بازی با سايه] دو زنگ ميوه خوری يک زنگ بازی با آب و شنا در استخر آب امروز.»
حالا اگر مامان، بابا يا هر کسی از شما بپرسند «درس علوم درس چيه!» چه جواب میدهيد؟
وقتی مطمئن شديد که سؤال را فهميدهاند حوصله کنيد. همهی جوابها را گوش کنيد و سعی کنيد هر کدام را -حتی جوابهای ظاهراً پرت و بیربط را- با نگاهی مثبت و زبانی مناسب فهم مخاطب به علوم مرتبط کنيد.
درس اول تمام شد اگر میخواهيد از محصول کار خود -يادگيری دانشآموزان- باخبر شويد، فرصت مشاهدهی صحنهای جالب و سؤال برانگيز و مناسب فکر و توان ذهنی دانش آموزان را فراهم کنيد تا معلوم شود که تا چه اندازه نسبت به «در برخورد با پديدههای آشنا و ناآشنای محيط اطراف کنجکاوی کرده و پرسشهايی را طرح میکند و خودشان نيز در پاسخ به آنها جوابهايی احتمالی ارائه میدهند».
کودکان امروز کلاس شما دانشمندان فردايند!
سخن آخر آن چه که گفتيم نظر و پيشنهاد ما برای انجام کارهايی در جهت دست يابی به هدف درس بودند هرجا که احساس کنيد راه و روشی بهتر و مناسبتر میتوان انجام داد معطل نکنيد و نظر خود را دخالت بدهيد. کافی است که به هدف درس آگاهانه وفادار باشيد.
روش و ابزار ارزشيابی
1- با روش ايستگاهی دانشآموزان را ارزشيابی کنيد. ايستگاهها میتوانند به صورت زير باشند:
يک ميز که بر روی آن چند ماده آشنا و نا آشنا گذاشتهايد و از دانشآموزان بخواهيد در مورد هر کدام يک پرسش طرح کنند. مواد میتوانند از گچ تخته، ميوه نا آشنا مثل ميوه مخروطی شکل يک درخت، يک چراغ قوه و يا کمی از پشم يک گوسفند… باشد و از دانشآموزان بخواهيد يکی از مواد را انتخاب کرده و در مورد آن يک پرسش طرح کند. بديهی است اين شيوه کار بايد بارها در جريان عادی کلاس اتفاق افتاده باشد.
2- در ايستگاه ديگر شما چند پرسش ساده طرح کنيد و از دانش آموز بخواهيد روشی برای پاسخيابی آن پيشنهاد کند. مثلاً: «به نظر تو اين شمع چه مدت می تواند روشن بماند». «به نظر تو کدام پاسخ صحيح نيست يکی از اين دو اسفنج آب بيشتری به خودش میگيرد؟»
مهم نحوهی برخورد دانش آموز با پرسش و ارايه پيشنهاد است (آيا تأملی میکند؟ آيا اگر مطلبی را نمیداند بيان می کند که نمیدانم يا از کلمهی احتمالاً و شايد و… استفاده میکند؟)
جدول ارزشيابی ملاکها و سطوح عملکرد
| ملاکها | سطح 1 | سطح 2 | سطح 3 |
| پرسشگری | در مواجهه با پديدههای آشنای محيط اطراف پرسشهايی را طرح میکنند اما اين پرسشها نشانههای مشخصی از توجه و درک او از پديدههای مورد مشاهده و روابط بين آنها ندارند. | در مواجهه و مشاهدهی پديدههای آشنای محيط اطراف کنجکاوی کرده، پرسشهايی را طرح میکند که حاکی از توجه او به ويژگیها و روابط آشکار بين پديدههای صحنهی مشاهده و ميل به يادگيری است. | در مواجهه و مشاهدهی پديدههای آشنا و ناآشنای محيط اطراف درنگ کرده و با کنجکاوی و علاقهمندی پرسشهايی را طرح میکند که حاکی از دقت و توجه او به ويژگیها و روابط پنهان و آشکار بين پديدههای صحنهی مشاهده و ميل به يادگيری بيشتر است. |
| ارائه فرضيه در پاسخ پرسشها | در برخورد با صحنهی مشاهده برای سؤالهای محدودی که در ذهن او طرح شده پاسخهايی ارائه میدهد اما نمیتواند ارتباط سؤال و جواب را روشن کند. | با استفاده از نشانههای آشکار و پنهان مرتبط با موضوع در صحنهی مشاهده و محيط اطراف به پرسشهای طرح شده پاسخهايی به صورت [شايد/ فکر میکنم و ...] ارائه میدهد. پاسخهای او (فرضيهها) نشان دهندهی توجه او به مشاهدات است. | با استفاده از نشانههای آشکار و پنهان مرتبط با موضوع در صحنهی مشاهده و محيط اطراف به پرسشهای طرح شده پاسخهايی به صورت [شايد/ فکر میکنم و ...] ارائه میدهد. پاسخها (فرضيهها)ی او نشان میدهند که وی به جزئيات پديدههای مورد مشاهده توجه دارد و احتمالاً فعاليتهايی برای بررسی پاسخ خود انجام میدهد. |