خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم هنرستان‌های فنی و کاردانش

درس 3: قیمَةُ الْعَمَلِ

بازدید160/2 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/17

قیمَةُ الْعَمَلِ
ارزش کار

عِندَما رَجَعَ رَسولُ اللهِ (ص) مِن إحدَی الْغَزَواتِ، اِسْتَقبَلَهُ أَحَدُ أَصحابِهِ بِاسْمِ «سَعدٍ الْأَنصاریِّ»،
هنگامی که رسول خدا (ص) از یکی از جنگ‌ها برگشت، یکی از یارانش به نام «سعد انصاری» به استقبال او رفت،

فَصافَحَهُ النَّبیُّ (ص) وَ وَجَدَ یَدَهُ خَشِنَةً؛ ثُمَّ سَألَهُ: لِماذا یَدُکَ هٰکَذا؟
پس پیامبر با او دست داد و دست او را خشن یافت؛ سپس از او پرسید: چرا دستت این چنین است؟

أُجابَ: یا رَسولَ اللهِ، أُشتَغِلُ فِی الْمَزرَعَةِ مِنَ الصَّباحِ حَتَّی اللَّیلِ لِنَفَقَةِ عِیالی.
پاسخ داد: ای رسول خدا، از صبح تا شب در مزرعه‌ برای خرجی خانواده‌ام کار می‌کنم.

فَقَبَّلَ رَسولُ اللهِ (ص) یَدَهُ وَ قالَ: «هٰذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّهَا النّارُ أَبَداً»
پس رسول خدا (ص) دست او را بوسید و گفت: «این دستی است که آتش هرگز آن را لمس نمی‌کند.»

اَلْمُعْجَم

اِستَقبَلَ: به پیشواز رفت «مضارع: یَستَقبِلُ» حَتّیٰ: تا = إلیٰ
صافَحَ: دست داد «مضارع: یُصافِحُ» غَزَوات: جنگ‌ها «مفرد: غَزْوَة»
قبَّلَ: بوسید «مضارع: یُقَبِّلُ» لا تَمَسُّ: لمس نمی‌کند «ماضی: مَسَّ»

اَلتَّمْرینُ الْْأَوَّلُ (صفحهٔ 24 کتاب درسی)

 

اِنتَخِبِ الصَّحیحَ.

1- مَتَی اسْتَقبَلَ الصَّحابیُّ رَسولَ اللّهِ (ص)؟
صحابه چه زمانی رسول خدا (ص) را ملاقات کرد؟
- عِندَ رُجوعِهِ من إِحْدَی الغَزَواتِ.
هنگام بازگشت پیامبر از یکی از غزوه‌ها.
- حینَ بِدایةِ غَزْوِهِ.
در آغاز جنگ.
- عِندَ دُخولِهِ فی الْمَزرَعَةِ.
هنگامی‌که پیامبر وارد مزرعه شد.
پاسخ صحیح: عِندَ رُجوعِهِ من إِحْدَی الغَزَواتِ.

2- لِماذا کانَ الصَّحابِیُّ یَشْتَغِلُ حَتّی اللَّیْلِ؟
چرا آن صحابی تا شب کار می‌کرد؟
- لِحِرْصِهِ عَلَی الْمالِ.
به خاطر علاقه‌ی زیاد به پول.
- لِنَفَقَةِ عِیالِهِ.
برای تأمین خرج خانواده‌اش.
- لِأَنَّهُ کانَ کَثیرَ العَمَلِ.
چون زیاد کار می‌کرد.
پاسخ صحیح: لِنَفَقَةِ عِیالِهِ.

3- کَیْفَ کانَ ظاهِرُ یَدِ الصَّحابِیِّ؟
ظاهر دست‌های صحابی چگونه بود؟
- کانَتْ یَدُهُ مَکْسورَةً.
دستش شکسته بود.
- کانَتْ یَدُهُ نَظِیفَةً.
دستش تمیز بود.
- کانَتْ یَدُهُ خَشِنَةً.
دستش زبر و پینه‌بسته بود.
پاسخ صحیح: کانَتْ یَدُهُ خَشِنَةً.

4- مَنْ سَأَلَ: «لِماذا یَدُکَ هکَذا»؟
چه کسی پرسید «چرا دستت این‌گونه است؟»
- سَأَلَهُ «سَعْدٌ الأَنْصارِیُّ».
سعد انصاری از او پرسید.
- سَأَلَهُ صَحابِیٌّ.
یکی از صحابه پرسید.
- سَأَلَهُ النَّبِیُّ.
پیامبر پرسید.
پاسخ صحیح: سَأَلَهُ النَّبِیُّ.

5- ما اسْمُ الصَّحابِیِّ فی القِصَّةِ؟
نام صحابی در داستان چیست؟
- اِسْمُهُ مَیثَمُ التَّمّارُ.
نامش میثم تمّار است.
- اِسْمُهُ سَعْدٌ الْأَنصارِیُّ.
نامش سعد انصاری است.
- اِسْمُهُ سَلْمانُ الْفارِسِیُّ.
نامش سلمان فارسی است.
پاسخ صحیح: اِسْمُهُ سَعْدٌ الْأَنصارِیُّ.

6- أَیْنَ کانَ الصَّحابِیُّ یَشْتَغِلُ؟
صحابی کجا کار می‌کرد؟
- کانَ یَشْتَغِلُ فی الْمَزرَعَةِ.
در مزرعه کار می‌کرد.
- کانَ یَشْتَغِلُ فی الْجَیْشِ.
در لشکر کار می‌کرد.
- کانَ یَشْتَغِلُ فی بَیْتِ رَسُولِ الله.
در خانه رسول خدا کار می‌کرد.
پاسخ صحیح: کانَ یَشْتَغِلُ فی الْمَزرَعَةِ.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 24 کتاب درسی)

 

أ) تَرجِمِ الْحَدیِثَ.

قَبَّلَ رَسولُ اللّٰهِ (ص) یَدَ الْفَلّاحِ وَ قالَ: هٰذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّهَا النّارُ أبَداً.
پیامبر خدا (ص) دستِ کشاورز را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش (جهنم) هرگز به آن نمی‌رسد.»

ب) اِشرَحْ رِسالَةَ هٰذِهِ الرِّوایَةِ بِاختِصارٍ.

این روایت به ما می‌گوید که کار کردن و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال بسیار ارزشمند است. کسی که با زحمتِ خود نان می‌خورد و سربار دیگران نیست، نزد خداوند محبوب است. دستِ کارگر و کشاورز نشانه‌ی عزت، ایمان و پاکی است.

اِعلَموا (الْماضی وَ الْمُضارِعُ وَ الْمَصدَرُ (1))

بیشترِ فعل‌های «ماضی سوم شخص مفرد» که با آن آشنا شدید از سه حرف اصلی تشکیل می‌‌شدند؛ مانند خَرَجَ، عَرَفَ، قَطَعَ و شَکَرَ.

«ماضی سوم شخص مفرد» برخی فعل‌ها نیز بیشتر از سه حرف است؛ مانند اِسْتَخْرَجَ، اِعْتَرَفَ، اِنْقَطَعَ و تَشَکَّرَ

اکنون با فعل‌هایی آشنا می‌شوید که «ماضی سوم شخص مفرد» آنها علاوه بر سه حرف اصلی، حرف یا حروف بیشتری دارد.

وزن فعل‌ها و مصدرهای جدول زیر را حفظ کنید.
ماضی مضارع مصدر
اِسْتَفْعَلَ یَسْتَفْعِلُ اِسْتِفْعال
اِفْتَعَلَ یَفْتَعِلُ اِفْتِعال
اِنْفَعَلَ یَنْفَعِلُ اِنْفِعال
تَفَعَّلَ یَتَفَعَّلُ تَفَعُّل

مثال:

ماضی

مضارع

مصدر

اِسْتَرْجَعَ: پس گرفت

یَسْتَرْجِعُ: پس می‌گیرد

اِسْتِرْجاع: پس گرفتن

اِشْتَغَلَ: کار کرد

یَشْتَغِلُ: کار می‌کند

اِشْتِغال: کار کردن

اِنفَتَحَ: باز شد

یَنفَتِحُ: باز می‌شود

اِنفِتاح: باز شدن

تَخَرَّجَ: دانش آموخته شد

یَتَخَرَّجُ: دانش آموخته می‌شود

تَخَرُّج: دانش آموخته شدن

آنچه در یادگیری فعل‌ها مهم است شناسه‌ها هستند که در سه سال گذشته با آنها آشنا شده‌اید. یادآوری فعل ماضی که در پایۀ هفتم خواندید:

«تُ» در «فَعَلْتُ» (انجام دادم) مانند:

اِسْتَخْرَجْتُ اِکْتَسَبْتُ اِنْسَحَبْتُ تَعَلَّمْتُ

«تَ» در «فَعَلْتَ» (انجام دادی) مانند:

اِسْتَخْرَجْتَ اِکْتَسَبْتَ اِنْسَحَبْتَ تَعَلَّمْتَ

«تُ» در «فَعَلْتُ» (انجام دادم) مانند:

اِسْتَخْرَجْتُ اِکْتَسَبْتُ اِنْسَحَبْتُ تَعَلَّمْتُ

«-» «فَعَلَ» (انجام داد) مانند:

اِسْتَخْرَجْتُ اِکْتَسَبْتُ اِنْسَحَبْتُ تَعَلَّمَ

«نا» در «فَعَلْنا» (انجام دادیم) مانند:

اِسْتَخْرَجْنا اِکْتَسَبْنا اِنْسَحَبْنا تَعَلَّمْنا

«تُمْ» در «فَعَلْتُم» (انجام دادید) مانند:

اِسْتَخْرَجْتُم اِکْتَسَبْتُم اِنْسَحَبْتُم تَعَلَّمْتُم

«وا» در «فَعَلوا» (انجام دادند) مانند:

اِسْتَخْرَجوا اِکْتَسَبوا اِنْسَحَبوا تَعَلَّموا

اکنون با توجّه به شناسه ترجمه کنید.

اِشْتَغَلَ: کار کرد اِشْتَغَلوا: کار کردند
تَعَلَّمَ: یاد گرفت تَعَلَّمْتُم: یاد گرفتید
اِنْقَطَعَ: بریده شد اِنْقَطَعَتْ: بریده شد
اِستَغفَرَ: آمرزش خواست اِستَغفَرْنا: آمرزش خواستیم

یادآوریِ فعل مضارع که در پایۀ هشتم خواندید:

«أَ» در «أَفْعَلُ» (انجام می‌دهم) مانند: 

أَسْتَخْرِجُ أَکْتَسِبُ أَنْسَحِبُ أَتَعَلَّمُ

«تَـ» در «تَفْعَلُ» (انجام می‌دهی) مانند:

تَسْتَخْرِجُ تَکْتَسِبُ تَنْسَحِبُ تَتَعَلَّمُ

«یَـ» در «یَفْعَلُ» (انجام می‌دهد) مانند: 

یَسْتَخْرِجُ یَکْتَسِبُ یَنْسَحِبُ یَتَعَلَّمُ

«نَـ» در «نَفْعَلُ» (انجام می‌دهیم) مانند:

نَسْتَخْرِجُ نَکْتَسِبُ نَنْسَحِبُ نَتَعَلَّمُ

«تَـ» + «ریشه» + «ونَ» در «تَفْعَلونَ» (انجام می‌دهید) مانند:

تَسْتَخْرِجونَ تَکْتَسِبونَ تَنْسَحِبونَ تَتَعَلَّمونَ

«یَـ» + «ریشه» + «ونَ» در «یَفْعَلونَ» (انجام می‌دهند) مانند:

یَسْتَخْرِجونَ یَکْتَسِبونَ یَنْسَحِبونَ یَتَعَلَّمونَ

اکنون با توجّه به شناسه ترجمه کنید.

یَبْتَسِمُ: لبخند می‌زند یَبْتَسِمونَ: لبخند می‌زنند
یَتَکَلَّمُ: سخن می‌گوید نَتَکَلَّمُ: سخن می‌گوییم
یَنْسَحِبُ: عقب نشینی می‌کند تَنْسَحِبونَ: عقب‌نشینی می‌کنید
یَتَعَلَّمُ: یاد می‌گیرد أَتَعَلَّمُ: یاد می‌گیرم

اَلتَّمرینُ الأَوَّلُ (صفحهٔ 27 کتاب درسی)

 

تَرجِمِ الْأَفعالَ التّالیَةَ.

ماضی مضارع مصدر
اِسْتَغفَرَ: آمرزش خواست یَسْتَغفِرُ: آمرزش می‌خواهد اِسْتِغْفار: آمرزش خواستن
اِعْتَذَرَ: پوزش خواست یَعْتَذِرُ: پوزش می‌خواهد اِعْتِذار: پوزش خواستن
اِنْسَحَبَ: عقب‌نشینی کرد یَنْسَحِبُ: عقب‌نشینی می‌کند اِنْسِحاب: عقب نشینی کردن
تَکَلَّمَ: سخن گفت یَتَکَلَّمُ: سخن می‌گوید تَکَلُّم: سخن گفتن

اَلتَّمرینُ الثّانی (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

اِقْرَأِ الْأَفعالَ وَ الْمَصادِرَ قِراءَةً صَحیحَةً، وَ ضَعِ الْعَلاماتِ.

ماضی مضارع مصدر
استکبر یستکبر استکبار
افتخر یفتخر افتخار
انهدم ینهدم انهدام
تصور یتصور تصور
استضعف یستضعف استضعاف
اعترف یعترف اعتراف
انصرف ینصرف انصراف
تعمد یتعمد تعمد

حِوارٌ (فی قِسْمِ الْجَوازاتِ)

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

شُرطیُّ إدارةِ الْجَوازاتِ
پلیس اداره گذرنامه
اَلْمُسافِرُ
مسافر
أَهلاً وَ سَهلاً بِکُم. مِن أَیِّ بَلَدٍ أَنتُ؟
خوش آمدید. شما اهل کدام کشور هستید؟
نَحنُ مِن إیران.
ما از ایران هستیم.
مَرحَباً بِکَ. شَرَّفَتنا.
خوش آمدی. ما را مشرف کردی.
أَشکُرُکَ.
از تو تشکر می‌کنم!
تَتَکَلَّمُ بِالْعَرَبیَّةِ جَیِّداً!
به خوبی عربی صحبت می‌کنی!
أُحِبُّ هٰذِهِ اللُّغَةَ. 
این زبان را دوست دارم.
مِن فَضلِکَ، بِطاقَةُ الدُّخولِ
لطفاً، بلیتِ ورود را بدهید
عَلَی عَینی.
بر روی چشم.
رَجاءً؛ اِجعَلوا جَوازاتِکُم فی أَیدیکُم.
لطفا، گذرنامه‌هایتان را در دستتان بگیرید.
نَحنُ جاهِزونَ.
ما آماده‌ایم.

اَلتَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

عَیِّنِ الْجُملَةَ الصَّحیحَةَ وَ غَیرَ الصَّحیحَةِ حَسَبَ الْحَقیقةِ وَ الْواقِعِ.

1- «اَلْبِطاقَةُ» وَرَقَةٌ صَغیرَةٌ عَلَیها مَعلوماتٌ، أَوْ وَرَقَةٌ قَیِّمَةٌ. درست
«بلیت» برگه‌ای کوچک است که روی آن اطلاعاتی نوشته شده، یا برگه‌ای با ارزش است.

2- شُرطیُّ إدارَةِ الْجَوازاتِ یُشاهِدُ بِطاقاتِ الدُّخولِ. درست
مأمور اداره گذرنامه بلیت‌ها را بررسی می‌کند.

3- جَمیعُ بِطاقاتِ الدُّخولِ فی یَدِ مُدیرِ الْقافِلَةِ. نادرست
همه بلیت‌ها در دست رئیس کاروان است.

4- عِنْدَ مُشاهَدَةِ السُّیّاحِ نُرَحِّبُ بِهِم. درست
وقتی گردشگران را می‌بینیم به آن‌ها خوش‌آمد می‌گوییم.

5- لَیسَتْ فِی الْمَطارِ إدارَةُ الْجَوازاتِ. نادرست
در فرودگاه اداره گذرنامه وجود ندارد.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحه 30 کتاب درسی)

 

أَجرِ الْحِوارَ مَعَ زَمیلِکَ فِی الصَّفِّ.

اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحه 30 کتاب درسی)

 

اُکْتُبْ مُفرَدَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ.

أَصدِقاء: صَدیق
عَلامات: عَلامَة
أسماک: سَمَکَة
بِطاقات: بِطاقة
غَزَوات: غَزوَة
شُهور: شَهر
سُیّاح: سائح
أَصحاب: صاحب

اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

اِنتَخِبْ کَلِمَةً مُناسِبَةً لِلتَّوضیحاتِ التّالیَةِ.

1- أَوراقٌ تُعطیهَا الْحُکومَةُ لِإثباتِ الْهُویَّةِ عِندَ السَّفَرِ إلَی الْخارِجِ. اَلنُّقود / اَلصُّوَر / اَلْجَواز
مدارکی که دولت هنگام سفر به خارج برای اثبات هویت می‌دهد. پول / عکس‌ها / گذرنامه

2- رُجوعُ الْجَیشِ عَنْ مَوقِعِهِ إلَی الْوَراءِ فِی الْحَربِ: اَلِانسِحاب / اَلْکَسَل / اَلْحَزَن.
برگشتن ارتش در جنگ به عقب. عقب‌نشینی / تنبلی / غم

3- اَلَّذی یَکونُ مَعَکَ فی طَریقٍ أَوْ سَفْرَةٍ: اَلْجاهِز / اَلْمُرافِق / اَلشُّرطیّ
کسی که در راه یا سفر همراه تو باشد. آماده / همراه / پلیس

5- حَیَواناتٌ أَهلیَّةٌ کَالْبَقَرِ وَ الْفَرَسِ:  اَلطُّیور / اَلْبَهائِم / اَلْأَسَماک
حیوانات اهلی مانند گاو و اسب. پرندگان / چهارپایان / ماهی‌ها

6- قِطعَةٌ مِنَ الْأَرضِ: النَّفَقَة / اَلْغَزوَة / اَلْبُقعَة
قطعه‌ای از زمین. هزینه / جنگ / قطعه زمین

اَلتَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 31 کتاب درسی)

 

اُکتُبْ فِی الفْرَاغ کَلِمَةً مُناسِبَةً.

ماضی مضارع مصدر
اِبْتَسَمَ: لبخند زد یَبتَسِمُ: لبخند می‌زند إبتِسام: لبخند زدن
اِنقَطَعَ: بریده شد یَنْقَطِعُ: بریده می‌شود اِنْقِطاع: بریده شدن
اِسْتَخرَجَ: خارج کرد یَستَخرِجُ: خارج می‌کند اِسْتِخْراج: خارج کردن
تَکَلَّم: سخن گفت یَتَکَلَّمُ: سخن می‌گوید تَکَلّم: سخن گفتن
اِخْتَفَلَ: جشن گرفت یَحْتَفِلُ: جشن می‌گیرد احْتِفال: جشن گرفتن
اِنْکَسَرَ: شکسته شد یَنْکَسِرُ: شکسته می‌شود انکِسار: شکسته شدن
اِسْتَخْدَمَ: به کار گرفت یَسْتَخْدِمُ: به کار می‌گیرد اسْتِخْدامْ: به کار گرفتن
تَخَرَّجَ: دانش آموخته شد یَتَخَرَّجُ: دانش آموخته می‌شود تَخَرُّج: دانش آموخته شدن

اَلْبَحثُ الْعِلمیُّ

اِبحَثْ عَن أَسماءِ هٰذِهِ الْمِهَنِ بِاللُّغَةِ الْعَرَبیَّةِ فی مُعجَمٍ فارِسیٍّ - عَرَبیٍّ.

www.almaany.com/ar/dict/fa-ar

درس 3: قیمَةُ الْعَمَلِ