خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم هنرستان‌های فنی و کاردانش

درس 2: یَدُ الْفَلّاحِ

بازدید206/8 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/15

یَدُ الْفَلّاحِ
دست کشاورز

توجَدُ قِصَصٌ کَثیرَةٌ فی تاریخِ الْإسلامِ تُبَیِّنُ لَنا قیمَةَ الْعَمَلِ؛ مِنها:
قصه‌های زیادی در تاریخ اسلام وجود دارد که برای ما ارزش کار را آشکار می‌کند؛ از جمله:

کانَ النَّبیُّ (ص) جالِساً مَعَ خَمسَةٍ مِن أَصحابِهِ تَحتَ شَجَرَةٍ؛
پیامبر (ص) با پنج تن از یارانش زیر درختی نشسته بودند؛

فَدَخَلَ عَلَیهِم رَجُلٌ ذو وَجْهٍ أَسمَر وَ یَدَینِ خَشِنَتَینِ؛
پس مردی دارای چهره‌ای گندمگون و دو دست زبر بر آنها وارد شد؛

فَهِمَ الْحاضِرونَ مِن ظاهِرِهِ أَنَّهُ فَلّاحٌ وَ مِهنَتُهُ الزِّراعَةُ.
حاضران از ظاهرش فهمیدند که او کشاورز است و شغلش کشاورزی است.

عِندَئِذٍ ضَحِکَ واحِدٌ مِنَ الْحاضِرینَ وَ أَرادَ أَنْ یسَتَهزِئَ بِهِ؛
در این هنگام یکی از حاضران خندید و خواست که او را ریشخند کند؛

لٰکِنَّ النَّبیَّ (ص) عِندَما شاهَدَهُ رَحَّبَ بِهِ وَ أَجْلَسَهُ إلیٰ جانِبِهِ.
ولی پیامبر (ص) وقتی او را دید، به او خوشامد گفت و او را کنار خود نشاند.

فَتَعَجَّبَ ثَلاثَةٌ مِنَ الْحاضِرینَ مِنْ هٰذَا الْعَمَلِ؛
پس سه تن از حاضران از این کار تعجب کردند؛

ثُمَّ تَعَجَّبوا کَثیراً حینَما أَخَذَ رَسولُ اللهِ (ص) یَدَ الْفَلّاحِ بِیَدِهِ وَ قالَ:
سپس بسیار تعجب کردند (تعجبشان زیاد شد) وقتی که رسول خدا (ص) دست کشاورز را در دست خود گرفت و گفت:

«إنَّها یَدٌ یُحِبُّهَا اللهُ وَ رَسولُهُ»
بی‌گمان این دستی است که خدا و رسولش آن را دوست دارد.

سَأَلَ رَجُلٌ رَسولَ اللهِ (ص): أَیُّ الْمالِ خَیرٌ؟ قالَ: زَرعٌ زَرَعَهُ صاحِبُهُ.
مردی از رسول خدا (ص) پرسید: کدام مال بهتر است؟ گفت: کشت و زراعتی که صاحبش آن را بکارد.

رَحِمَ اللهُ امْرَأُ عَمِلَ عَمَلاً، فَأَتْقَنَهُ. رَسولُ الله (ص)
خدا آدمی را که کاری انجام دهد، پس آن را درست و استوار انجام دهد، رحمت کند.

آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
آفت موفقیت، تنبلی است.

اَلْمُعْجَم

أَتْقَنَ عَمَلاً: کاری را درست و استوار انجام داد «مضارع: یُتْقِنُ» أَجْلَسَ: نشانید «مضارع: یُجْلِسُ»
أَحَلّ: حلال‌تر أسْمَر: گندمگون
أَطیَب: خوب‌تر اِغْرِسوا: نهال بکارید «ماضی: غَرَسَ/ مضارع: یَغْرِسُ»
تُبَیِّنُ: آشکار می‌کند «ماضی: بَیَّنَ» ذو: دارای
ذو وَجْهٍ أَسْمَر: دارای چهره‌ای گندمگون رَحَّبَ بِهِ: به او خوشامد گفت «مضارع: یُرَحِّبُ»
رَحِمَ اللّهُ: خدا رحمت کند! عِندَئِذٍ: در این هنگام
کَسَل: تنبلی ≠ نَشاط مِهنَة: شغل = حِرفَة، شُغل «جمع: مِهَن»
نُجْح: موفقیّت = نَجاح یَدَینِ خَشِنَتَینِ: دو دست زبر «خَشِنَة: زبر»
یَسْتَهْزِئُ بِهِ: او را ریشخند می‌کند «ماضی: اِسْتَهزَأَ بِـ»  

أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ التّالیَةِ إجاباتٍ قَصیرَةً.

1- ما کانَتْ مِهنَةُ الرَّجُلِ الَّذی دَخَلَ عَلَی النَّبیِّ (ص)؟ زِراعةً
شغل مردی که بر پیامبر (ص) وارد شد چه بود؟

2- ماذا أَرادَ أَنْ یَفعَلَ الرَّجُلُ الَّذی ضَحِکَ عَلَی الْفَلّاحِ؟ أَرادَ أَنْ یسَتَهزِئَ بِه
مردی که به کشاورز خندید چه چیزی خواست انجام دهد؟

3- کَیفَ کانَ ظاهِرُ الرَّجُلِ الَّذی دَخَلَ فِی الْمَجلِسِ؟ ذو وَجْهٍ أَسمَر وَ یَدَینِ خَشِنَتَینِ
ظاهر مردی که وارد مجلس شد چگونه بود؟

4- کَمْ صَحابیّاً کانَ جالِساً مَعَ النَّبیِّ؟ خَمسَةٍ 
چند صحابی همراه پیامبر (ص) بود؟

5- مَنْ رَحَّبَ بِالرَّجُلِ الَّذی دَخَلَ الْحاضِرینَ؟ النَّبیُّ (ص)
چه کسی به مردی که بر حاضران وارد شد، خوشامد گفت؟

6- أَینَ کانَ رَسولُ اللّهِ (ص) جالِساً؟ تَحتَ شَجَرَةٍ
پیامبر خدا (ص) کجا نشسته بود؟

7- أَیُّ یَدٍ مَحبوبَةٌ عِندَ اللّٰهِ وَ رَسولِهِ؟ یَدَ الْفَلّاحِ
کدام دست نزد خدا و پیامبرش محبوب است؟

اِعلَموا (اَلْأَعْدادُ مِنْ واحِدٍ إلَی مِئَةٍ)

اَلْأَعدادُ الْأَصلیَّةُ (واحِدٌ إلَی مِئَة) اَلْأَعدادُ التَّرتیبیَّةُ (اَلْأَوَّلُ إلَی الْعِشرینَ)
واحِد 1 أَحَدَعَشَرَ 11 عَشَرَة 10 اَلْأَوَّلُ 1م اَلْحادیَ عَشَرَ 11م
اِثْنانِ 2 اِثْنا عَشَرَ 12 عِشْرونَ 20 اَلثّانی 2م اَلثّانیَ عَشَرَ 12م
ثلَاثَة 3 ثلَاثَةَ عَشَرَ 13 ثَلاثونَ 30 اَلثّالِثُ 3م اَلثّالِثَ 13م
أَرْبَعَة 4 أَرْبَعَة عَشَرَ 14 أَرْبَعونَ 40 اَلرّابِعُ 4م اَلرّابِعَ عَشَرَ 14م
خَمْسَة 5 خَمْسَة عَشَرَ 15 خَمْسونَ 50 اَلْخامِسُ 5م اَلْخامِسُ عَشَرَ 15م
سِتَّة 6 سِتَّةَ عَشَرَ 16 سِتّونَ 60 اَلسّادِسُ 6م اَلسّادِسَ عَشَرَ 16م
سَبْعَة 7 سَبْعَةَ عَشَرَ 17 سَبعْونَ 70 اَلسّابِعُ 7م اَلسّابِعَ عَشَرَ 17م
ثَمانیَة 8 ثَمانیَةَ عَشَرَ 18 ثَمانونَ 80 اَلثّامِنُ 8م اَلثّامِنَ عَشَرَ 18م
تِسْعَة 9 تِسْعَةَ عَشَرَ 19 تِسْعونَ 90 اَلتّاسِعُ 9م اَلتّاسِعَ عَشَرَ 19 م
عَشَرَة 10 عِشْرونَ 20 مِئَة 100 اَلْعاشِرُ 10 م الَعِشْرونَ 20 م

1- عددهای اصلی ثلَاثةَ تا عَشَرَة به دو شکل با «ة» و بدون «ة» می‌آیند؛ مثال: أرْبَعَة و أرْبَع.
2- عددهای 20، 30، 40، 50، 60، 70، 80، 90 با «ونَ» و «ینَ» می‌آید؛ مثال: أَرْبَعونَ و أَرْبَعینَ.
3- «مِئَة» به صورت «مِائَة» نیز نوشته می‌شود.
4- در زبان عربی، یکان پیش از دهگان می‌آید؛ مثال: «أَربَعَة وَ خَمسونَ» یعنی «پنجاه و چهار».

حِوارٌ (بَینَ سائِحَینِ)

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

هاشِم، سائِحٌ مِنْ إیران
گردشگری از ایران

 

عَمّار، سائِحٌ مِنَ الْعِراقِ
گردشگری از عراق

مَساءَ الْخَیرِ.
عصر بخیر

 

مَساءَ النّورِ.
عصر بخیر.

هَلْ حَضرَتُکَ مِنَ الْکُوَیتِ؟
آیا جنابعالی از کویت هستی؟

 

لا؛ أَنَا مِنَ الْعِراقِ. أَ أَنتَ مِن باکِستان؟
نه؛ من از عراق هستم. آیا تو از پاکستان هستی؟

لا؛ أَنا إیرانیٌّ.
نه؛ من ایرانی هستم.

 

کَمْ مَرَّةً جِئتَ لِلزّیارةِ؟
چند بار به زیارت آمدی؟

أَنا جِئتُ لِلْمَرَّةِ الثّانیَةِ.
من برای دومین بار آمدم.

 

أَهلاً بِکَ، کَمْ عُمرُکَ؟
خوش آمدی، چند سالت است؟

عُمری سِتَّةَ عَشَرَ عاماً.
من شانزده سال دارم.

 

ماشاءَ اللهُ
خداروشکر

هَل سافَرتَ إلیٰ إیران حَتَّی الْآنَ؟
آیا تاکنون به ایران سفر کردی؟

 

نَعَم؛ ذَهَبتُ لِزیارَةِ الْإمامِ الثّامِنِ (ع). مُنذُ سَنواتٍ.
بله؛ به زیارت امام هشتم (ع) رفتم. سال‌ها پیش.

کَیفَ وَجَدْتَ إیرانَ؟
ایران را چگونه یافتی؟

 

إنَّ إیرانَ بِلادٌ جَمیلةٌ جِدّاً.
قطعاً ایران سرزمین بسیار زیبایی است.
یَتَمَتَّعُ الشَّعبُ الإیرانیُّ بثِقَافَةٍ غَنیَّةٍ وَ هُم یُحِبّونَ أهَلَ الْبَیتِ.
مردم ایران از فرهنگی غنی برخوردارند و آنان اهل‌بیت را دوست دارند.

کَذٰلِکَ الشَّعبُ الْعِراقیُّ هُوَ الشَّعبُ الْمَشهورُ بِالْکَرَمِ وَ السَّخاءِ فیِ الْعْالَمِ وَ هُم خُدّامُ أَهلِ الْبَیتِ.
همچنین مردم عراق در جهان به سخاوت و بخشندگی مشهور هستند و آنان خدمت‌گزاران اهل‌بیت می‌باشند.
   

التَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 14 کتاب درسی)

 

أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ الْآتیَةِ.

1- کَم مَرَّةً تَشَرَّفَ هاشِمٌ لِلزّیارَةِ؟
هاشم چند بار برای زیارت آمده است؟
مَرَّةً واحِدَةً / مَرَّتَینِ / ثَلاث مَرّاتٍ
یک بار / دو بار / سه بار
پاسخ صحیح: مَرَّتَینِ

2- کَیفَ وَجَدَ عَمّارٌ إیرانَ عِندَما جاءَ لِلزّیارةِ؟
عمار وقتی برای زیارت به ایران آمد، ایران را چگونه دید؟
وَجَدَها جَمیلةً. / وَجَدَها واسِعَةً جِدّاً. / وَجَدَها بَلَداً بارِداً.
آن را زیبا یافت. / آن را بسیار پهناور یافت. آن را کشوری سرد یافت.
پاسخ صحیح: وَجَدَها جَمیلةً.

3- ما رَأیُ عَمّار فِی الشَّعبِ الْْإیرانیّ؟
نظر عمار دربارهٔ مردم ایران چیست؟
- هُوَ الشَّعبُ الْمَشهورُ بِالْکَرَمِ وَ السَّخاءِ فِی الْعالَمِ.
آن‌ها مردمی مشهور به بخشندگی و سخاوت در جهان هستند.
- یَتَمَتَّعُ بِثَقافةٍ غَنیَّةٍ.
آن‌ها دارای فرهنگی غنی هستند.
- وَجَدَهُم شَعباً کَثیرَ الْعَمَل.
آن‌ها را مردمی پرکار یافت.
پاسخ صحیح: یَتَمَتَّعُ بِثَقافةٍ غَنیَّةٍ.

4- ما رَأیُ هاشِم فِی الشَّعبِ الْعِراقیّ؟
نظر هاشم دربارهٔ مردم عراق چیست؟
- اَلشَّعبُ الْعِراقیُّ یَتَمَیَّزُ بِتاریخٍ عَریقٍ.
مردم عراق دارای تاریخی ریشه‌دار هستند.
- اَلشَّعبُ العِراقِیُّ مُمَیَّزٌ فِی الْْأَطعِمَةِ وَ الْْأَشرِبَةِ.
مردم عراق در غذا و نوشیدنی‌ها معروف‌اند.
- شَعبُ الْعِراق مَشهورٌ بِالْکَرَمِ وَ السَّخاءِ فِی الْعالَمِ.
مردم عراق به سخاوت و بخشندگی در جهان مشهورند.
پاسخ صحیح: شَعبُ العِراقِ مَشهورٌ بِالکَرَمِ وَ السَّخاءِ فِی العالَمِ.

5- أَینَ تَحَدَّثَ هاشِمٌ وَ عَمّارٌ مَعَ بَعْض؟
هاشم و عمار با یکدیگر کجا صحبت کردند؟
فِی العِراق / فی إیران / فی باکِستان
در عراق / در ایران / در پاکستان
پاسخ صحیح: فِی العِراق.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

أَجرِ الْحِوارَ مَعَ زَمیلِکَ فِی الصَّفِّ.

اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

أَکمِلِ الْفَراغَ ثُمَّ أَجرِ الْحِوارَ مَعَ زَمیلِکَ.

1- کَیْفَ وَجَدْتَ مَشهَدَ الرِّضا (ع) فی زِیارَتِکَ الأَخِیرَةِ؟ وَجَدْتُهُ جَمیلاً جِدّاً وَ مُریحاً.
مشهد الرضا (ع) را در زیارت اخیرت چگونه دیدی؟ آن را بسیار زیبا و آرام‌بخش یافتم.

2- إِلَی أَیِّ مَدینَةٍ تُحِبُّ أَنْ تُسَافِرَ؟ أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ إِلَی مَکّة.
دوست داری به کدام شهر سفر کنی؟ دوست دارم به مکه سفر کنم.

3- کَمْ مَرَّةً تَشَرَّفتَ إِلَی کَرْبَلاء؟ تَشَرَّفتُ مَرَّتَینِ.
چند بار به کربلا مشرف شده‌ای؟ دو بار مشرف شده‌ام.

4- هَلْ أَنْتَ سَافَرْتَ إِلَی قُم؟ نَعَم، سافَرْتُ مَرَّةً واحِدَةً.
آیا به قم سفر کرده‌ای؟ بله، یک بار سفر کرده‌ام.

5- مَعَ مَنْ تُحِبُّ أَنْ تُسَافِرَ؟ أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ مَعَ أُسْرَتی.
با چه کسی دوست داری سفر کنی؟ دوست دارم با خانواده‌ام سفر کنم.

6- لِماذا تُسافِرُ إِلَی کِرمان؟ لِزِیارَةِ أَقْرِبَتی.
چرا به کرمان سفر می‌کنی؟ برای دیدار خویشاوندانم.

7- مَتَی تُسَافِرُ إِلَی طَبَس؟ أُسافِرُ فی الصَّیفِ إن شاءَ الله.
کی به طبس سفر می‌کنی؟ در تابستان سفر می‌کنم، اگر خدا بخواهد.

8- أَ أَنْتَ مِنْ زَاهِدان؟ لا، أَنا لَسْتُ مِن زاهِدان.
آیا اهل زاهدان هستی؟ نه، من اهل زاهدان نیستم.

9- أَیْنَ تَسْکُنُ؟ أَسْکُنُ فی مَدینَةِ مَشهَد.
کجا زندگی می‌کنی؟ در شهر مشهد زندگی می‌کنم.

10- کَمْ عُمرُکَ؟ عُمری سَبْعَةَ عَشَرَ عاماً.
چند سال داری؟ من سیزده ساله هستم.

اَلتَّمْرینُ الرّابِعْ (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ.

1- کَمْ یَوْماً فی الأُسْبُوعِ؟ فیهِ سَبْعَةُ أَیّامٍ.
یک هفته چند روز است؟ یک هفته هفت روز دارد.

2- کَمْ أَخًا وَ أُخْتاً عِندَکَ؟ عِندی أَخٌ واحِدٌ وَ أُخْتٌ واحِدَةٌ.
چند برادر و خواهر داری؟ من یک برادر و یک خواهر دارم.
* (اگر تعدادت فرق دارد، فقط عدد را عوض کن.)

3- کَمْ فَصْلًا فی السَّنَةِ؟ فی السَّنَةِ أَرْبَعَةُ فُصولٍ.
در یک سال چند فصل وجود دارد؟ در سال چهار فصل وجود دارد.

4- کَمْ عَدَدَ الشُّهُورِ؟ عَدَدُ الشُّهُورِ اِثْنا عَشَرَ شَهْرًا.
تعداد ماه‌ها (در سال) چقدر است؟ تعداد ماه‌ها دوازده ماه است.

5- کَمْ عَدَدَ أَلْعَابِ الرِّیَاضَةِ الَّتِی تَعْرِفُهَا؟ أَعْرِفُ خَمْسَ رِیاضاتٍ.
چند ورزش را می‌شناسی؟ من پنج ورزش می‌شناسم. 
* (عدد را می‌توانی عوض کنی)

6- کَمْ کِتَابًا دِرَاسِیّاً تَدْرُسُ؟ أَدْرُسُ سَبْعَةَ کُتُبٍ.
چند کتاب درسی می‌خوانی؟ من هفت کتاب درسی می‌خوانم. 

7- کَمْ مِنَ النُّقودِ لَدَیْکَ؟ لَدَیَّ خَمْسونَ أَلْفَ تومانٍ.
چقدر پول داری؟ من پنجاه هزار تومان دارم.

8- کَمْ لَکَ مِنَ الأَصْدِقَاءِ؟ لِی خَمْسَةُ أَصْدِقاءٍ.
چند دوست داری؟ من پنج دوست دارم.

9- بِکَمِ اشْتَرَیْتَ قَلَمَکَ؟ اِشْتَرَیْتُهُ بِعِشْرینَ أَلْفَ تومانٍ.
خودکارت را به چه قیمتی خریدی؟ آن را بیست هزار تومان خریدم.

10- کَمْ عُمُرُکَ؟ عُمری سَبْعَةَ عَشَرَ عامًا.
چند سال داری؟ من هفده ساله هستم.

اَلتَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 16 کتاب درسی)

 

اُکتُبْ فی الْفَراغِ عَدَداً تَرتیبیّاً مُناسِباً.

1- اَلشَّهرُ السّابِعُ مِنْ شُهورِ السَّنَةِ شَهرُ مِهر.
ماه هفتم از ماه‌های سال، ماه مهر است.

2- اَلْیَومُ السّادِسُ مِنْ أَیّامِ الْأُسُبوعِ یَومُ الْخَمیسِ.
روز ششم از روزهای هفته، روز پنجشنبه است.

3- نَحنُ فِی الصَّفِّ الْعاشِرُ فی هٰذِهِ السَّنَةِ الدِّراسیَّةِ.
ما در این سال تحصیلی، کلاس دهم هستیم.

4- اَلْفَصلُ الرّابِعُ فی السَّنَةِ الْإیرانیَّةِ فَصلُ الشِّتاءِ.
فصل چهارم در سال ایرانی، فصل زمستان است.

5- اَلْفَصلُ الثّالثُ فی السَّنَةِ الْإیرانیَّةِ فَصلُ الْخَریفِ.
فصل سوم در سال ایرانی، فصل پاییز است.

6- یَأخُذُ الْفائِزُ الْأَوَّلُ جائِزَةً ذَهَبیَّةً وَ الْفائِزُ الثّانیُّ جائِزَةً فِضّیَّةً.
برنده اول جائزه طلایی و برنده دوم جائزه نقره‌ای می‌گیرد.

اَلتَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 17 کتاب درسی)

 

ضَعْ فِی الْفَراغِ عَدَداً مُناسِباً مِنَ الْأَعدادِ التّالیَةِ؛ ثُمَّ کَمِّلِ التَّرجَمَةَ.

 خَمْسٌ / اِثنانِ / ثَلاثَةٌ

1- اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبرٌ عَنِ الْمَعْصیَةِ. رَسولُ اللّهِ (ص)
صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه.

2- قالَ رَسولُ الله (ص): اِثنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ إلَیْهِما یوَمَ القْیامَةِ: «قاطِعُ الرَّحِمِ وَ جارُ السّوءِ»
فرستادۀ خدا (ص) فرمود: دو نفر خدا، روز رستاخیز به آنها نمی‌نگرد: بُرندۀ پیوندِ خویشان و همسایۀ بد.

3- عَلاماتُ الْمُؤمِنِ خَمْسٌ: اَلْوَرَعُ فِی الْخَلْوَةِ، وَ الصَّدَقةُ فِی الْقِلَّةِ وَ الصَّبْرُ عِندَ الْمُصیبَةِ، وَ الْحِلْمُ عِندَ الْغَضَبِ وَ الصِّدْقُ عِندَ الْخَوفِ. اَلْإمامُ السَّجّادُ (ع)
نشانه‌های مؤمن پنج‌تا است: پرهیزکاری در خلوت و صدقه دادن در تنگدستی و شکیبایی در ناگواری و بردباری در حال خشم و راست گفتن به هنگام ترس.

اَلتَّمْرینُ السّابِعُ (صفحهٔ 18 کتاب درسی)

 

اُکتُبِ السّاعَةَ بِالْأَرقامِ.

1- اَلتّاسِعَةُ و خَمسٌ وَ خَمسونَ دَقیقةً. 9:55
نه و پنجاه‌و‌پنج دقیقه.

2- اَلْحادیَةَ عَشْرَةَ إلّا عَشْرَ دَقائِقَ. 10:50
ده دقیقه مانده به یازده.

3- اَلسّابِعَةُ وَ عِشْرونَ دَقیقَةً. 7:20
هفت و بیست دقیقه.

4- اَلرّابِعَةُ وَ أَربَعونَ دَقیقةً. 4:40
چهار و چهل دقیقه.

5- اَلثّالِثَةُ إلّا خَمسَ دَقائِقَ. 2:55
پنج دقیقه مانده به ساعت سه.

6- اَلثّانیَةَ عَشْرَةَ تَماماً. 12:00
دوازده تمام.

7- اَلسّادِسَةُ إلّا رُبْعاً. 5:45
یک ربع مانده به شش.

8- اَلْخامِسَةُ وَ النِّصفُ. 5:30
پنج و نیم.

9- اَلْواحِدَةُ وَ دَقیقَتانِ. 1:02
یک و دو دقیقه.

10- اَلْعاشِرَةُ وَ الثًّلثُ. 10:20​​​​​​​
ده و بیست دقیقه (ده و یک‌سوم ساعت).

اَلتَّمْرینُ الثّامِنُ (صفحهٔ 19 کتاب درسی)

 

تَرجِمِ الْعِباراتِ التّالیَةَ.

1- هَل تَعلَمُ أَنَّ طولَ قامَةِ الزَّرافَةِ سِتَّةُ أَمتارٍ وَ تَستَطیعُ رُؤیَةَ خَلْفِها دونَ أَنْ تُدیرَ رَأْسَها؟
آیا می‌دانی که طول قد زرافه شش متر است و می‌تواند پشت سرش را ببیند بدون اینکه سرش را بچرخاند؟

2- هَل تَعلَمُ أَنَّ الْکَلبَ یَقدِرُ عَلَی سَماعِ صَوتِ السّاعَةِ مِن مسافَةِ أَربَعینَ قَدَماً؟
آیا می‌دانی که سگ می‌تواند صدای ساعت را از فاصلۀ چهل قدم بشنود؟

3- هَل تَعلَمُ أَنَّ عَدَدَ أَنواعِ الْأَسَماکِ یَزیدُ عَنْ خَمسَةٍ وَ عِشرینَ أَلْفَ نَوعٍ؟
آیا می‌دانی که تعداد انواع ماهی‌ها بیش از 25 هزار نوع است؟

4- هَل تَعلَمُ أَنَّ النَّملَةَ تَقدِرُ عَلَی حَملِ شَیءٍ یفَوقُ وَزنَها خَمسینَ مَرَّةً؟
آیا می‌دانی که مورچه می‌تواند چیزی که وزنش پنجاه برابر وزن خود است را حمل کند؟

5- هَل تَعلَمُ أَنَّ ثَمانینَ بِالْمِئَةِ مِن مَوجوداتِ الْعالَمِ حَشَراتٌ؟
آیا می‌دانی که هشتاد درصد از موجودات جهان حشرات هستند؟

درس 2: یَدُ الْفَلّاحِ