خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم هنرستان‌های فنی و کاردانش

درس 1: کَدُّ الْیَدِ

بازدید290/4 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/14

کَدُّ الْیَدِ
دسترنج خود

یَشعُرُ الْیَومَ ناصِرٌ بِالتَّعَبِ کَثیراً. فَهُوَ سائِقُ سَیّارَةِ أُجرَةٍ وَ هُوَ یَکسِبُ مَصاریفَ حَیاتِهِ عَن طرَیقِ نَقلِ الْمُسافرِینَ. و قَد حَصَلَ علَیٰ مالٍ جَیِّدٍ وَلکِٰنَّهُ شَعَرَ بِالتَّعَبِ.
ناصر امروز بسیار احساس خستگی می‌کند. او رانندهٔ تاکسی است و هزینه‌های زندگی خود را با جابه‌جایی و رساندن مسافران به دست می‌آورد. او درآمد خوبی کسب کرده است، اما با این حال خسته شده است.

إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذین یَعمَلونَ وَ یَنفَعونَ الْآخَرینَ وَ هُم فی طَلَبِ الرِّزقِ الْحَلالِ.
خداوند کسانی را دوست دارد که کار می‌کنند و به دیگران سود و کمک می‌رسانند و در جست‌وجوی روزی حلال هستند.

قالَ رَسولُ اللّٰهِ (ص): «مَن أَکَلَ مِن کَدِّ یَدِهِ، نَظَرَ اللهُ إلَیهِ بِالرَّحمَةِ ثُمَّ لا یُعَذِّبُهُ أَبَداً».
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «کسی که از دسترنج و تلاش خود روزی به دست آورد، خدا با مهربانی به او می‌نگرد و هرگز او را عذاب نخواهد کرد.»

اَلْمُعْجَم

بِأَیِّ طَریقٍ: از هر راهی تَعَب: خستگی
خَسِرَ: زیان کرد رسالة: پیام، نامه
کَدُّ یَدِهِ: دسترنجش کَسول: تنبل # نَشیط
لا یُعَذِّبُهُ: او را عذاب نمی‌دهد مَصاریف: هزینه‌ها
وَ هُم: در حالی که آنان  

التَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 2 کتاب درسی)

 

أَجِب عَنِ الْأَسئِلَةِ الْآتیَةِ.

1- لِماذا شَعَرَ ناصِرٌ بِالتَّعَبِ؟
چرا ناصر احساس خستگی کرد؟
الف) لِأَنَّهُ کان کَسولاً. / ب) لِأَنَّهُ خَسِرَ مالَهُ. / ج) لِأَنَّهُ عَمِلَ کَثیراً.
چون او تنبل بود. / چون پولش را از دست داده بود. / چون زیاد کار کرده بود.

2- مَن هُوَ سائِقُ سَیّارَةِ أُجرةٍ؟
چه کسی رانندهٔ تاکسی است؟
الف) صادِق / ب) ناصِر / ج) اَلْمُسافِرونَ
صادِق / ناصر / مسافران

3- ماذا یَعمَلُ ناصِرٌ؟
شغل ناصر چیست؟
الف) هُوَ سائِقٌ. / ب) هُوَ مُوَظَّفٌ. / ج) هُوَ کاتِبٌ.
او راننده است. / او کارمند است. / او نویسنده است.

4- إلیٰ مَن یَنظُرُ اللّٰهُ بِالرَّحمَةِ؟
خداوند با مهربانی به چه کسی نگاه می‌کند؟
الف) مَن یَحصُلُ مالاً کثیراً. 
کسی که پول زیادی به دست آورد.
ب) مَن عَمِلَ و أَکَلَ مِن کَدِّ یَدِهِ. 
کسی که کار کند و از دسترنج خود روزی بخورد.
ج) مَن یُحِبُّ السَّفَرَ.
کسی که سفر را دوست داشته باشد.

5- ما هوَ الْعُنوانُ الْمُناسِبُ لِهٰذَا الدَّرسِ؟
عنوان مناسب برای این درس چیست؟
الف) اَلِاهتِمامُ بَکَسبِ مَصاریفِ الْحیاةِ مِنَ الْآخَرینَ.
اهمیت به دست آوردن هزینهٔ زندگی از دیگران.
ب) اَلِاهتِمامُ بِطَلَبِ الْمالِ الْکَثیرِ بِأَیِّ طَریقٍ.
اهمیت به دست آوردن پول زیاد از هر راهی.
ج) اَلِاهتِمامُ بِطَلَبِ الرِّزقِ الْحَلالِ.
اهمیت به دست آوردن روزی حلال.

الَتَّمْرینُ الثّانی (ترجمهٔ 3 کتاب درسی)

 

الف) تَرجِمِ الْحَدیثَ.

قالَ رَسولُ اللّٰهِ: «مَن أَکَلَ مِن کَدِّ یَدِهِ. نَظَرَ اللّٰهُ إلَیهِ بِالرَّحمَةِ. ثُمَّ لا یُعَذِّبُهُ أَبَداً.»
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «هر کسی که از دسترنج و تلاش خودش روزی بخورد، خداوند با مهربانی به او نگاه می‌کند و هرگز او را عذاب نخواهد کرد.»

ب) تَحَدَّثْ عَن مَفهومِ هٰذَا الْحَدیثِ بِاخْتِصارٍ مَعَ زُمَلائِکَ فِی الصَّفِّ.

این حدیث می‌گوید انسان باید با کار کردن و تلاش خود، روزی حلال به دست آورد. خداوند کسی را که با زحمت خودش کار می‌کند و سربار دیگران نیست، دوست دارد و به او پاداش می‌دهد.

اِعلَموا (صِیَغُ الَْأَفعالِ)

مُراجَعَةُ الْقَواعِدِ:

این جدول یادآوری مهم‌ترین آموخته‌های دورۀ اوّل متوسّطه است؛ یادگیریِ مطالب جدول، در یک جلسۀ یک ساعته در کلاس درس امکان‌پذیر نیست. با تکرار و تمرین در منزل، این مطالب را ملکۀ ذهن خود کنید.

حِوارٌ (اَلتَّعارُفُ)

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

اَلْمُسافِرُ
مسافر

مُوَظَّفُ قاعَةِ الْمَطارِ
کارمند سالن فرودگاه

صَباحَ الْخَیرِ یا أَخی.
صبح بخیر، ای برادرم.

صَباحَ النّورِ وَ السُّرورِ.
صبح بخیر و شادی

کَیفَ حالُکَ؟
حالت چطور است؟

أَنَا بِخَیرٍ، وَ کَیفَ أَنتَ؟
من خوبم، تو چطوری؟

بِخَیرٍ وَ الْحَمدُ لِلّٰهِ.
خوبم خدا را شکر.

عَفواً، مِنْ أَینَ أَنتَ؟
ببخشید، تو اهل کجایی؟

أَنا مِنَ إیران.
من از جمهوری اسلامی ایران هستم.

مَا اسْمُکَ الْکَریمُ؟
اسم شریف شما؟

اِسمی حُسَینٌ وَ مَا اسْمُکَ الْکَریمُ؟
اسم من حسین است و اسم شریف شما؟

اِسمی سَعیدٌ.
اسم من عبدالرحمان است.

هَل سافَرْتَ إلَی إیرانَ حَتَّی الْآنَ؟
آیا تاکنون به ایران سفر کرده‌ای؟

لا؛ مَعَ الْأَسَفِ. لٰکِنّی أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ.
نه. متاسفانه. ولی من دوست دارم سفر کنم.

إنْ شاءَاللّٰهُ تُسافِرُ إلَی إیرانَ!
اگر خدا بخواهد به ایران سفر می‌کنی؟

إن شاءَاللّٰهُ؛ إلَی اللِّقاءِ؛ مَعَ السَّلامَةِ.
اگر خدا بخواهد؛ به امید دیدار؛ به سلامت

فی أَمانِ اللّٰهِ.
در امان خدا.

فی أَمانِ اللّٰهِ وَ حِفظِهِ.
در امان و پناه خداوند.

التَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأوَّلُ (صفحهٔ 6 کتاب درسی)

 

أَجِبْ عنَِ الْأَسئِلَةِ الآتیَةِ.

1- مِن أَینَ کانَ الْمُسافِرُ؟ کانَ الْمُسافِرُ مِن إیرانَ.
مسافر اهل کجا بود؟ مسافر از ایران بود.

2- مَتیٰ جَریٰ هٰذَا الْحِوارُ؟ جَریٰ هٰذَا الْحِوارُ فی قاعَةِ الْمَطارِ.
این گفت‌وگو کجا انجام شد؟ این گفت‌وگو در سالن فرودگاه انجام شد.

3- مَعَ مَن تَکَلَّمَ الْمُسافِرُ؟ تَکَلَّمَ الْمُسافِرُ مَعَ مُوَظَّفِ قاعَةِ الْمَطارِ.
مسافر با چه کسی صحبت کرد؟ مسافر با کارمند سالن فرودگاه گفت‌وگو کرد.

4- مَا اسمُ مُوَظَّفِ قاعَةِ الْمَطار؟ اسْمُ مُوَظَّفِ قاعَةِ الْمَطارِ سَعیدٌ.
نام کارمند سالن فرودگاه چیست؟ نام کارمند سالن فرودگاه سعید است.

5- مَن سَأَلَ عَنِ السَّفَرِ إلی إیران؟ سَأَلَ سَعیدٌ عَنِ السَّفَرِ إلی إیران.
چه کسی دربارهٔ سفر به ایران سؤال کرد؟ سعید دربارهٔ سفر به ایران سؤال کرد.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 6 کتاب درسی)

 

أَجرِ الْحِوارَ مَعَ زَمیلِکَ فِی الصَّفِّ.

أحمد: صَباحَ الخَیرِ یا صَدیقی.
(صبح بخیر دوست من.)

رضا: صَباحَ النّورِ وَ السُّرورِ. کَیفَ حالُکَ؟
(صبح بخیر و شادی. حالت چطور است؟)

أحمد: أَنا بِخَیرٍ، وَ الحَمدُ لِلّٰهِ. وَ کَیفَ حالُکَ أَنتَ؟
(من خوبم، خدا را شکر. تو چطوری؟)

رضا: أَنَا أیضاً بِخَیرٍ. عَفواً، مِن أینَ أَنتَ؟
(من هم خوبم. ببخشید، اهل کجا هستی؟)

أحمد: أَنا مِن إیران. وَ أینَ تَسکُنُ أَنتَ؟
(من اهل ایرانم. تو کجا زندگی می‌کنی؟)

رضا: أَسکُنُ فی مَدینَةِ طِهران.
(من در شهر تهران زندگی می‌کنم.)

أحمد: هَل تُحِبُّ السَّفَرَ؟
(آیا سفر کردن را دوست داری؟)

رضا: نَعَم، أُحِبُّ السَّفَرَ کَثیراً.
(بله، سفر را خیلی دوست دارم.)

أحمد: إن شاءَ اللّٰهُ نُسافِرُ مَعاً یَوماً ما.
(اگر خدا بخواهد، روزی با هم سفر می‌رویم.)

رضا: إن شاءَ اللّٰه. إلَی اللِّقاءِ.
(اگر خدا بخواهد. به امید دیدار.)

أحمد: مَعَ السَّلامَةِ.
(خدا نگهدار.)

اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 6 کتاب درسی)

 

أَکْمِلِ الْفَراغَ ثُمَّ أَجرِ الْحِوارَ مَعَ زَمیلِکَ.

ما اسمُکَ؟/ مِن أَینَ أنتَ؟ / إِلَی اللِّقاءِ / کَیفَ حالُکَ؟ / هَل سافَرتَ إِلیٰ إیران؟ / مَساءَ الْخَیرِ

مَساءَ الْخَیرِ. مَساءَ النّورِ وَ السُّرورِ.
عصر بخیر. عصر شما بخیر و همراه با شادی.

ما اسمُکَ؟ اِسمی مَحمود.
نام تو چیست؟ نام من محمود است.

کَیفَ حالُکَ؟ أَنَا بِخَیرٍ وَ الْحَمدُلِلّٰهِ.
حالت چطور است؟ من خوبم، شکر خدا.

مِن أَینَ أنتَ؟ أَنا مِنَ الْهِند.
اهل کجا هستی؟ من اهل هند هستم.

هَل سافَرتَ إِلیٰ إیران؟ لا؛ ما سافَرْتُ.
آیا به ایران سفر کرده‌ای؟ نه؛ سفر نکرده‌ام.

إِلَی اللِّقاءِ. مَعَ السَّلامَةِ.
به امید دیدار. خدا نگهدار / به سلامت.

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 7 کتاب درسی)

 

تَرجِمْ فِعلَ کُلِّ جُملَةٍ، ثُمَّ اکْتُبْ نَوعَهُ.

1- اَلْوَلَدُ کَتَبَ دُروسَهُ. نوشت - فعل ماضی

2- صَدیقی یَکْتُبُ رِسالَةً. می‌نویسید - فعل مضارع

3- رَجاءً، اُکْتُبْ واجِباتِکَ. بنویس - فعل امر

4- زَمیلی ما کَتَبَ التَّمرینَ. ننوشت - فعل ماضی منفی

5- هوَ سَیَکْتُبُ عَلَی اللَّوحِ. خواهد نوشت - فعل مستقبل

6- سَوْفَ یَکْتُبُ الطَّبیبُ وَصفَةً. خواهد نوشت - فعل مستقبل

7- لا یَکْتُبُ الْعاقِلُ عَلَی الشَّجَرَةِ. نمی‌نویسید - فعل مضارع منفی

8- مِن فَضلِکَ لا تَکْتُبْ عَلیٰ کُرسیِّکَ. ننویس - فعل نهی

اَلتَّمْرینُ الخامِسُ (صفحهٔ 7 کتاب درسی)

 

اُکتُبْ وَزنَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ وَ حُروفَهَا الْأَصلیَّةَ.

1- ناصِر، مَنصور، أَنْصار: فاعل، مفعول، افعال (ن ص ر)

2- صَبّار، صَبور، صابِر: فعال، فعول، فاعل (ص ب ر)

تَرتیبُ الْأَفعالِ وَ الضَّمائِرِ فِی اللُّغَةِ الْعَرَبیَّةِ

تَرتیبُ الْأَفعالِ وَ الضَّمائِرِ فِی اللُّغَةِ الْعَرَبیَّةِ

درس 1: کَدُّ الْیَدِ