خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی و نگارش (3) کلاس دوازدهم هنرستان

ستایش: ملکا ذکر تو گوییم

بازدید16/8 K
تاریخ بروزرسانی1400/04/7

ملکا، ذکر تو گویم که تو پاکّی و خدایی

نروم جز به همان ره که تواَم راه نمایی

قلمرو زبانی: «الف» در ملکا ندا است / ملکا: پادشاه، صاحب ملک، جمع ملوک / مَلَک: فرشته / مُلک: قلمرو / مِلک: آنچه در تصرف کسی است. / «ی» در پاکی و خدایی «ی» اسنادی است / «و» ربط است نه عطف
قلمرو ادبی: تلمیح (بیت یادآور سورهٔ حمد است.)
قلمرو فکری: خداوندا، تو را ستایش می‌کنم که پاک و منزه هستی و بارالهایی. جز راهی که تو به من نشان می‌دهی، راه دیگری نمی‌روم. 

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

قلمرو زبانی: فضل: بخشش، احسان، نیکویی، کمال / پوی: از مصدر «پوییدن»: دویدن به شتاب رفتن، به هر سو رفتن و جست‌وجو کردن / جویم و پویم: فعل مضار / واژه «همه» در هر دو مصرع قید است.
قلمرو ادبی: گاهی شاعر برای غنی‌تر کردن موسیقی شعر، علاوه بر قافیه‌های پایانی از قافیه‌های میانی استفاده می‌کند. جویم، پویم، گویم / تلمیح: همه درگاه تو جویم (ایاک نعبد و ایاک نستعین) / همه توحید تو گویم (قل هو الله احد)
قلمرو فکری: فقط به درگاه تو روی می‌آورم و فقط در جست‌وجوی احسان و نیکویی تو هستم. فقط تو را به یگانگی می‌ستایم، زیرا تنها تو شایسهٔ یگانگی هستی.
با بیت «تنها تویی که هستی و غیر تو هیچ نیست / ای هر چه هست و نیست به تنهاییت گوا» از شهریار ارتباط معنایی دارد.

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

قلمرو زبانی: حکیم: صاحب حکمت، دانا / کریم: صاحب کرم، بخشنده / رحیم: در زبان عربی، صیغه مبالغه است و بر بسیاری دلالت می‌کند / ثنا: ستایش، حمد، درود، سپاس / نماینده: نشان دهنده، نشانه، نماد
قلمرو ادبی: واج آرایی مصوت «ی» / مفهوم بیت در آیهٔ «الحمدالله رب العالمین و الرحمن الرحیم» آمده است.
قلمرو فکری: تو دانا، بزرگ، بخشنده و مهربان هستی، تو آشکار کننده و عامل فضل و بخششی. تو شایسته ستایش هستی.

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شِبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

قلمرو زبانی: شبه: مانند، شبیه، نظیر / وهم: تصور، گمان، پندار، خیال
قلمرو ادبی: تلمیح به حدیثی از حضرت علی (کسی که همت‌های دور پرواز او را درک نکنند و عقل‌های زیرک به کُنه آن نرسند.) / تلمیح به آیهٔ «الله الذی لیس کمثله شی» / فهم و وهم: جناس ناهمسان اختلافی / بیت آرایهٔ موازنه نیز دارد.
قلمرو فکری: تو را نمی‌توان توصیف کرد؛ زیرا در فهم ما انسان‌ها نمی‌گنجی و نمی‌توانی کسی را به تو مانند کرد؛ زیرا تو از خیال و تصور ما بیرون هستی.

همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

قلمرو زبانی: عِزّ: عزیز شدن، ارجمندی مقابل ذُل. / عزیز از صفات خداوند / جلال: بزرگواری، شکوه - از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد / علم: در اصطلاح حکما حصول صورت شیء است در عقل / یقین: بی‌شبهه و شک بودن. امری که واضح و ثابت شده باشد. / سرور شادی، شاد گردانیدن / جلال: بزرگی، عزت، شکوه، بزرگواری / یقین: امری که واضح و ثابت باشد / سرور: شادی، خوشحالی / جود: بخشش، عطا، جوانمرد / جزا: پاداش، سزا، مزد / همه نوری: الله نور السموات و الارض / واج آرایی مصوت «ی»
قلمرو ادبی: تلمیح: همه عزی (ذوالجلال و الاکرام).
قلمرو فکری: خدایا، تو سراسر بزرگی، ارجمندی، دانایی و حقیقت هستی. تو سراسر نور و شادی هستی و بخشنده و پاداش دهنده هستی. به قدرت مطلق خداوند اشاره دارد.

همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی

قلمرو زبانی: بکاهی: از «مصدر کاستن»: کم کنی / فزایی: بیفزایی، افزون نمایی
قلمرو ادبی: تلمیح: همه غیبی تو بدانی (الله عالم الغیب و الشهادة = علام الغیوب) / همه عیبی تو بپوشی: ستار العیوب / مصراع دوم: تلمیح به آیهٔ (تعز من تشاء و تذل من تشاء) هرکس را که بخواهد عزت می‌دهد و هرکس را که بخواهد، خوار می‌گرداند و نیز (علی کل شیء قدیر) / جناس ناهمسان اختلافی: غیب و عیب / تضاد: بکاهی و افزایی - کمی و بیشی
قلمرو فکری: خدایا، تو همهٔ عیب‌ها را می‌دانی و همهٔ عیب‌ها را می‌پوشانی و همهٔ کم و زیاد شدن‌ها به دست توست. 

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بُوَدش روی رهایی

قلمرو زبانی: «همه» در نقش قیدی است. / مگر: دو معنی دارد 1- امید است. (قید آرزو و تمنا) 2- شاید (قید تردید)
قلمرو ادبی: لب و دندان مجاز از کل وجود / آتش و دوزخ: تناسب / روی: ایهام تناسب: 1- روی، چهره 2- امکان یافتن
قلمرو فکری: تمام وجود سنایی تو را به یگانگی می‌‌ستاید. امید است یا شاید برای او (سنایی) از آتش دوزخ رهایی باشد.
مفهوم بیت: بیانگر دل سپردگی و نهایت عشق سنایی به خداوند. ارتباط معنایی با بیت: خود نه زبان در دهان عارف مدهوش / حمد و ثنا می‌کند که موی بر اعضا

حکیم سنایی غزنوی

ستایش: ملکا ذکر تو گوییم