خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه‌های آسمانی کلاس دوم

درس 3: خاطره‌ی ماه

بازدید18/7 K
تاریخ بروزرسانی1400/10/15

شب از نیمه گذشته بود. ماه از بالا نگاه می‌کرد. خانه‌ای روشن و نورانی دید.
در خانه، مادر و پسری بیدار بودند.
مادر دست به‌سوی آسمان بلند کرده بود و زیر نور ماه دعا می‌کرد.
پسر دعاهای مادر را می‌شنید و آهسته آمین می‌گفت.

- خدایا بیماران را شفا بده!
- خدایا به نیازمندان کمک کن!
- خدایا همه را به راه درست راهنمایی کن!

پسر پرسید: مادر! چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟!
مادر دستی بر سر فرزند خود کشید و گفت: عزیزم!
اوّل برای دیگران دعا می‌کنیم و بعد برای خود!
آن شب دختر پیامبر، حضرت فاطمه، برای همسایه‌ها و دوستانش دعا کرد و فرزندش حسن علیه‌السّلام آمین گفت.
ماه با خود گفت: چه خانه‌ی زیبایی و چه دعاهای قشنگی!

فکر می‌کنم (صفحه 20 کتاب درسی)

 

با دعا کردن برای دیگران ... .

دوست دارم (صفحه 20 کتاب درسی)

 

من هم مانند حضرت فاطمه سلام‌اللّه‌علیها باشم؛ پس ... .

امین و مینا (صفحه 20 کتاب درسی)

 

امین برادر مینا است. آن‌ها دوست دارند کنار مادربزرگ بنشینند و دعا کنند.

امین: خدایا به من و دوستانم کمک کن تا .......................................................... .

مینا: ای خدای‌بزرگ، کاری کن تا همه‌ی آدم‌ها .............................................. .

امین: خدایا به مادربزرگم سلامتی بده تا ....................................................... .

مینا: ای خدای مهربان، پدر، مادر و معلّمم را .................................................. .

مادربزرگ گفت: بچّه‌ها! حالا من دعا می‌کنم و شما آمین بگویید.

خدایا! به ما کمک کن کارهای خوب انجام دهیم تا امام زمان از ما راضی باشد و به رهبر عزیز ما سلامتی بده.

امین و مینا: آمین.

درس 3: خاطره‌ی ماه