این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است، آفریدگار را بباید پرستیدن و بر نعمت او سپاسداری باید کردن.
اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق، روشنایی افزاید اندر دل، و غفلت از این و نااندیشیدن، تاریکی افزاید اندر دل و نادانی، گمراهی است.
ابوعلی بلعمی، تاریخ بلعمی
باد بهاری وزید از طرف مَرغزار
باز به گردون رسید، نالهی هر مُرغِ زار
از طرف سبزهزار نسیم بهاری شروع به وزیدن کرد و آواز هر پرندهی عاشقی دوباره به آسمان رفت.
خیز و غنیمت شمار، جُنبشِ بادِ رَبیع
نالهی موزون مرغ، بوی خوشِ لالهزار
بلند شو و وزش باد بهاری و صدای زیبای پرندگان و بوی خوش لالهزار را غنیمت بشمار و از آنها لذت ببر.
هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند
بلبل و قُمری چه خواند؟ یادِ خداوندگار
همهی موجودات هستی از جمله گلهای زیبا و برگهای سبز به یاد خداوند هستند، بلبل و قمری با آوازشان خدا را یاد میکنند.
برگِ درختانِ سبز در نظرِ هوشیار
هر ورقش دفتریست، معرفت کردگار
از نظر انسان دانا، هر کدام از برگهای درختان سبز، دفتری است که با آن میتوان خداوند را شناخت
1- در شعری که خواندید، « بلبل» و « قمری» چه میخوانند؟
یاد خداوندگار بلبل و قمری در آواز های خود ستایش و ذکر پروردگار را میخوانند.
2- برداشت شما از بیت «برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار» چیست؟
گل ها و گیاهان و همهی جهان مانند کتاب است و انسانهای دانا و عاقل با مشاهدهی دقیق و تفکر در مورد هر کدام از آنها خود را میشناسند و به بزرگی و عظمت خدا پی میبرند.
3- به نظر شما بلعمی بر چه چیزی تأکید دارد؟ دلیل خود را بیان کنید.
شناخت و پرستش پروردگار، شکر گذاری نعمت هایی که به ما داده است و فکر کردن درمورد آفرینش هستی.
برای این که بلمعی، خواند را خالق و آفرینندهی جهان و همهی نعمتها معرفی کرده است. او وظیفهی ما را در برابر خداوند، پرستش او و سپاس گزاری از نعمت هایش میداند و یاد آور شده، برای اینکه دلمان روشن و ایمانمان قوی شود، باید در مورد آفرینش هستی فکر کنیم.
4- چه تفاوتی بین عبادت انسانها با دیگر موجودات است؟
عبادت انسان ها آگاهانه است و انواع و اشکال گوناگونی دارد؛ اما عبادت دیگر موجودات از روی غریزه است و شکل یکسانی دارد (مثل نغمهسرایی و آواز خواندن پرندگان).
دانش زبانی
الف) گاهی برای زیبا و موزون شدن شعر، جای اجزای جمله تغییر میکند؛ از جمله اینکه فعل به جای اینکه در آخر جمله قرار گیرد در وسط و حتی گاهی در ابتدای جمله قرار میگیرد؛ مانند: (باز به گردون رسید نالهی هر مرغِ زار)
خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع
نالهی موزون مرغ، بوی خوش لاله زار
ب) ما مقصود خود را به صورت جمله بیان میکنیم. «جمله»، یک یا مجموع چند کلمه است که پیام کاملی را از گوینده به شنونده برساند.
انواع جمله
جملهی خبری: جملهای است که خبری را بیان میکند؛ مانند باد بهاری وزید.
جملهی پرسشی: جملهای است که در آن پرسشی وجود دارد؛ مانند بلبل و قمری چه خواند؟
جملهی امری: جملهای است که در آن خواهشی یا فرمانی، بیان میشود؛ مانند خیز و غنیمت شمار.
جملهی عاطفی: جملهای است که بیانگر احساس و عاطفه باشد؛ مانند چه گل زیبایی!
حکایت (مبحت)
دو دوست، پیاده از جادهای در بیابان عبور میکردند. بین راه بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم بر چهرهی دیگری سیلی زد.
دوستی که سیلی خورده بود، سخت آزرده شد ولی بدون اینکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت: «امروز بهترین دوست من بر چهرهام سیلی زد.»
آن دوکنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار رودخانه استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود، لغزید و در رودخانه افتاد. دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از اینکه از غرق شدن نجات یافت، روی صخرهای سنگی، این جمله را حک کرد: «امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد.»
دوستش با تعجب از او پرسید: «بعد از اینکه من با سیلی تو را آزردم، تو آن جمله را روی شنهای صحرا نوشتی، ولی حالا این جمله را روی صخره حک میکنی؟»
او لبخندی زد و گفت: «وقتی از تو رنجیدم، روی شنهای صحرا نوشتم تا باد، آن را پاک کند ولی وقتی تو به من محبت کردی، آن را روی سنگ حک کردم تا هیچ تندبادی هم آن را پاک نکند و محبت تو از یادم نرود».
واژه نامه
حک: خراشیدن، تراشیدن
خَلق: آفریده، مردم
ربیع: بهار، هنگام بهار
زار: ناتوان، ضعیف، نحیف
سپاسداری: شکرگزاری، سپاسگزاری
سپاسگزار: شکرگزار، قدردان
صخره: سنگ بزرگ و سخت
غرق: زیر آب رفتن و خفه شدن، فرو رفتن
غفلت: بیخبری، نادانی
غنیمت: آنچه به دست آید، سود، فرصت مناسب
قمری: پرندهای خاکستری رنگ و کوچکتر از کبوتر
مَرغزار: چمنزار، سبزهوار
مشاجره: با هم نزاع و دعوا کردن
معرفت: شناخت به علم و دانش
موزون: دارای وزن و آهنگ، سنجیده
نغمه: آواز، سرود، آهنگ
اعلام
بلعمی، ابوعلی (قرن چهارم هجری): وی از بزرگان و نویسندگان تاریخ زبان و ادب فارسی بود. بلعمی روزگاری را به وزارت سامانیان سپری کرد. ترجمهی تاریخ طبری و تألیف آن به زبان فارسی از آثار اوست.
سعدی، شیخ مصلح الدّین (قرن هفتم هجری قمری): از بزرگترین شاعران و نویسندگان ایران در قرن هفتم است. بوستان (به شعر) و گلستان (به نثر همراه شعر) و دیوان اشعار از او برجای مانده است. مجموعهی این آثار «کلیات سعدی» نامیده میشود. او آموزشهای مقدّماتی را در زادگاه خود شیراز فرا گرفت و برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. سعدی پس از 35 سال به شیراز برگشت. کتاب گلستان او که نظم و نثر میباشد، حاصل تجربیات او در این سفرها است. از آثار دیگر او میتوان بوستان را نام برد که در نوع خود بینظیر است. موضوع این کتاب، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات است که به شعر میباشد.