درسنامه آموزشی فارسی و نگارش (2) کلاس یازدهم مشترک شاخۀ فنی و حرفهای و کاردانش
درس 12- کاهش محتوا: خلاصهنویسی
با اطّلاعی که از احوال و افکار یعقوب پسر لیث داریم، میدانیم که او به قصد ایجاد یک دولت مستقلّ ایرانی و برانداختن یا ضعیف کردن حکومت بغداد شروع به فعّالیت کرد. از شعری که او برای معتمدِ خلیفه فرستاده بود، به صراحت برمیآید که میخواست در سایۀ درفش کاویان بر همۀ امتها سیادت جوید و بر سریر ملوک عجم برآید و رسوم کهن را تجدید کند. به همین سبب و نیز از آن روی که با زبان عربی آشنایی نداشت، زبان عربی در دستگاه امارت و حکومت او به کار نمیرفت. به شعر و ادب عربی توجّهی نمیکرد و شاعران تازی گوی را نمینواخت بلکه دوست داشت تا زبانی را که خود میفهمید و بدان سخن میگفت، زبان ادبی کند و شعر شاعران را بدان زبان بشنود و همین علاقۀ اوست که باعث شد تا زبان دری به عنوان زبان رسمی و ادبی در دربار او تلقّی گردد و حتّی به روایتی، بر اثر همین امر است که سرودن شعر به زبان دری معمول گشت.»
تاریخ ادبیات در ایران، صفا
نمونۀ بالا، متنی دربارۀ «یعقوب لیث صفّاری» است و نویسنده آن را به صورت مشروح نوشته است. اگر بخواهیم آن را به عنوان قسمتی از یک درس یا مطلبی در یک کتابِ چندین صفحهای بخوانیم و در کنار مطالب دیگر به ذهن بسپاریم، کاری دشوار در پیش داریم. بهترین راه برای به یاد سپردن مطالب طولانی، خلاصهبرداری و خلاصه نویسی است. خلاصهنویسی شیوههایی دارد:
الف) خلاصه نویسی وابسته به متن (با استفاده از زبان نویسنده)
در این نوع از خلاصه نویسی، ابتدا متن موردنظر را به طور کامل میخوانیم و بر موضوع آن تسلّط مییابیم؛ سپس زیر قسمتهای مهم آن خط میکشیم، همان گونه که در متن صفحۀ قبل این کار را انجام دادهایم؛ به این ترتیب نکتههای زائد، غیرمهم، تکراری و جزئیات را ـ به شرط آنکه حذف آنها به رسایی کلّ مطلب لطمه نزند ـ حذف میکنیم. آنگاه با ایجاد ارتباط میان قسمتهای مشخّص شده و یکسان کردن زمان فعلها، متن خلاصه شدهای خواهیم داشت. این گونه خلاصه نویسی، در موضوع، محتوا و واژهها دقیقاً وابسته به متن اصلی است.
به خلاصۀ متن ابتدای درس توجه کنید:
«یعقوب لیث به قصد ایجاد یک دولت مستقلّ ایرانی و برانداختن حکومت بغداد، شروع به فعّالیت کرد. [او] میخواست بر همۀ امتها سروری کند و رسوم کهن را تجدید کند. به همین سبب، به شعر و ادب عربی توجّهی نمیکرد و شاعران تازیگوی را نمینواخت بلکه دوست داشت زبان خود [را] زبان ادبی کند و همین علاقۀ او باعث شد تا دری به عنوان زبان رسمی و ادبی در دربار او تلقّی گردد و سرودن شعر به زبان دری معمول [شود].»
برای خلاصهنویسی به شیوۀ نخست، مراحل زیر را به ترتیب انجام دادهایم:
- چند بار خواندن متن و تسلطّ بر مطالب آن
- برجسته کردن قسمتهای مهمّ متن
- ایجاد ارتباط میان قسمتهای مشخّص شده؛ مانند افزودن «را» در سطر چهارم
- یکسان کردن زمان فعلها؛ مانند «شود» که به جای «گشت» در جملۀ آخر آمده است.
- تغییر دادن بعضی واژهها و آوردن مترادفهای امروزی برای آنها؛ مانند «یعقوب پسر لیث» : «یعقوب لیث»
- بازخوانی متن و رعایت علائم نگارشی برای اطمینان از تغییر نکردن محتوای متن
- نوشتن دقیق مشخّصات متن خلاصه شده
با خواندن خلاصه باید بتوانیم تمام یا مهمترین مطالب یک متن را در مدّتی کوتاه به یاد بیاوریم. بنابراین خلاصه نویسی باید کوتاه، مفید و گزیده باشد؛ یعنی با خلاصه کردن باید تمامی مطالعات خود را در حجمی اندک حفظ کنیم و در هنگام بازخوانی خلاصۀ خود، بر مطالب مهم تر تمرکز داشته باشیم.
فعاّلیت (1) صفحه 139 کتاب درسی
متن زیر را بخوانید و با حفظ زبان متن اصلی، آن را خلاصه کنید.
... اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بندۀ ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل دربارۀ گذشته است.
عزیزان! نادانستهها را جز با تجربۀ خود یا گوش سپردن به تجربۀ دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزمودهایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیدهایم و شما خواهید دید. دهههای آینده دهههای شما است و شمایید که باید کارآزموده و پرُانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هر چه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ ـ ارواحنا فداه ـ است، نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزهای قوی، تحریف و دروغ پردازی دربارۀ گذشته و حتی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همۀ ابزارها برای آن بهره میگیرند.
رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده نظامش نمیتوان شنید.نکتۀ مهمی که باید آینده سازان در نظر داشته باشند، این است که در کشوری زندگی میکنند که از نظر ظرفیتهای طبیعی و انسانی، کم نظیر است و بسیاری از این ظرفیتها با غفلت دستاندرکاران تاکنون بیاستفاده یا کم استفاده مانده است. همّتهای بلند و انگیزههای جوان و انقلابی، خواهند توانست آنها را فعّال و در پیشرفت مادّی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند.
مهمترین ظرفیت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیت جوان زیر چهل سال که بخش مهمّی از آن نتیجۀ موج جمعیتی ایجاد شده در دهۀ شصت است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. سیوشش میلیون نفر در سنین میانۀ پانزده و چهل سالگی، نزدیک به چهارده میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبۀ دوم جهان در دانش آموختگان علوم و مهندسی، انبوه جوانانی که با روحیۀ انقلابی رشد کرده و آمادۀ تلاش جهادی برای کشورند و جمع چشمگیر جوانان محقق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوختۀ مادی با آن مقایسه نمیتواند شد.
دانش، آشکارترین وسیلۀ عزت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهی دستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب مانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوء استفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، اما مؤکّدا به نیاز کشور به جوشاندن چشمۀ دانش در میان خود اصرار میورزیم.
بخشهایی از بیانیۀ «گام دوم انقلاب»، حضرت آیت الله خامنهای، رهبر معظّم انقلاب اسلامی (به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی)
ب) خلاصه نویسی آزاد (به زبان خود)
گاه به جای روش نخست میتوانیم مطالب را بند به بند بخوانیم و سپس موضوع و محتوای متن اصلی را با زبان، واژهها و با توانایی نوشتاری خودمان خلاصه کنیم. هدف ما از این شیوه، ساده کردن متن برای یادگیری بیشتر است.
در سالهای پیش خواندیم که جملۀ اول یا دوم هر بند، «جملۀ موضوع» است و بقیۀ جملهها در تکمیل «جملات موضوع» آمدهاند که به آنها «جملههای تکمیل کننده» میگویند. با توجّه به این نکته، پس از خوانش اوّلیۀ متن و تسلطّ بر آن، میتوانیم در متون علمی، جملۀ اوّل یا جملۀ اصلی بند را یادداشت کنیم، سپس از خود بپرسیم: این بند قصد گفتن چه مطلبی را دارد؟ آنگاه پاسخی را که متن دربارۀ آن داده است، مطابق با نظر کتاب و به طور خلاصه، ولی از زبان و فکر خودمان، در یک یا چند جملۀ کوتاه بنویسیم؛ به این ترتیب، مراحل «خلاصه کردن به زبان خود» عبارت است از:
- خواندن متن و تسلطّ یافتن بر مطالب آن
- درک مفهوم و مطالب یک بند
- نوشتن جملۀ اصلی هر بند
- پرسیدن این مطلب که: «این بند قصد آموزش یا گفتن چه مطلبی را دارد؟»
- پاسخ به سؤال بالا به زبان خودمان
به نمونۀ زیر توجه کنید:
«دین مبین اسلام اهمّیت فوق العادهای برای نجات جان انسانها قائل است. چنان که در قرآن کریم، سورۀ مبارکۀ مائده، آیۀ 32 به تصریح اشاره شده است که هرگاه کسی باعث بقای نفسی شود مانند آن است که باعث نجات جان تمام انسانها شده است. مرحوم علّامه طباطبایی در تفسیر آیۀ مذکور میفرمایند: «هر کس یکی را زنده نگه دارد، چنان است که همۀ مردم را زنده نگه داشته است.»
مراجع بزرگ دینی دربارۀ پیوند اعضا فتوا دادهاند. حضرت امام خمینی (قدس سره) در پاسخ به استفتای جواز پیوند اعضا از فردی که دچار مرگ مغزی شده است و حیات وی غیرقابل برگشت است، فرمودهاند: «باسمه تعالی. بر فرض مذکور چنانچه حیات انسان دیگری متوقّف بر این باشد، با اجازۀ صاحب قلب یا کبد و امثال آن جایز است.»
حضرت آیت الله خامنهای (مُدّ ظِلهُّ العالی) میفرمایند: «اگر استفاده از اعضای بدن بیماران مذکور برای معالجۀ بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود، جایز نیست؛ در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقّف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.»حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدّ ظلهّ العالی) میفرمایند: «در صورت نیاز و ضرورت با رضایت بستگان و با رعایت شرایط اشکالی ندارد.»
سایت اهدای عضو، www.ehda.center
خلاصه
«دین اسلام به نجات جان انسانها اهمّیت میدهد. آیۀ 32 سورۀ مائده، نجات جان یک انسان را مساوی با نجات جان همۀ انسانها دانسته است.
امام خمینی و آیات عظام (حضرت آیت الله خامنه ای و آیت الله مکارم شیرازی)، دربارۀ پیوند اعضا از فردی که دچار مرگ مغزی شده است، فتوا دادهاند که اگر زنده ماندن کسی وابسته به اهدای عضو باشد و خانوادۀ فردی که دچار مرگِ مغزی شده رضایت بدهند، میتوان اعضای بدن او را به بیمار پیوند زد.»
فعالیت (2) صفحه 143 کتاب درسی
متن زیر را بخوانید و با حفظ زبان نویسنده، آن را خلاصه کنید.
«او با تحقیق دربارۀ نحوۀ بحث کردن در ژاپن و آمریکا، در زمینۀ سبکهای متفاوت تحلیلی ماجرا، به نتایج جالبی دست یافته که حاکی از تأثیر سبک نوشتن بر شیوۀ صحبت کردن است.
دانشجویان ژاپنی هنگامی که میخواهند دلیل و علت را توضیح دهند، ابتدا به یک نقطه یا برهه در زمان گذشته برمیگردند و ماجراهایی را که از آن نقطه به بعد رخ داده است، به ترتیب و پشت سر هم تعریف میکنند؛ در حالی که دانشجویان آمریکایی فقط به ذکر دلیل اصلی و مستقیم یک اتّفاق بسنده میکنند.در روش توضیح و توصیف در بستر زمان (شیوۀ سلسلۀ زمان) که دانشجویان ژاپنی عمدتاً از آن استفاده میکنند، ذکر مهمترین و اصلیترین دلیل ماجرا به آخر صحبت موکول میشود ولی دانشجویان آمریکایی حتّی اگر در ابتدا روش توصیف در بستر زمان را در پیش بگیرند، به محض اینکه متوجّه طولانیشدن صحبتهای خود میشوند، داستان گویی را قطع کرده، شروع به بیان اصل ماجرا و جمع بندی موضوع مورد بحث میکنند.»
پرورش هنر استدلال، واتانابه
دسته بندی مطالب و یادداشت برداری
گاهی در تکمیل خلاصه نویسی از روشهایی استفاده میشود که در دسته بندی مطالب و یادداشتبرداری معمول است. برخی از این روشها عبارتاند از:
الف) نمودار
گاهی برای دسته بندی مطالب و به یاد سپردن آنها به شکل خلاصه، از روش نمودار استفاده میشود. نمودارها براساس متنها و مطالب گوناگون، به شکلهای مختلفی طرّاحی میشوند. برای نمونه میتوان درس خلاصه نویسی را در نموداری با شکل زیر ارائه داد:

ب) جدول
گاه میتوان از جدولهای چندستونی برای خلاصه برداری استفاده کرد. هر ستون را با رنگی متفاوت با ستون قبل، یادداشت کنید؛ مثلاً برای نوشتن خلاصۀ تاریخ ادبیات درسها، جدولی مانند جدول زیر تهیه کنید:

پ) نقشۀ مفهومی (نمودار درختی)
در خلاصه نویسیِ مطالبی که ترتیب زمانی یا روابط علیّ و معلولی دارند یا به زیر شاخههای گوناگون تقسیم بندی میشوند، میتوان از روش «نقشۀ مفهومی» استفاده کرد. در این روش، موضوع اصلی در وسط نوشته میشود و کلیدواژههایی در زیرمجموعۀ آن قرار میگیرند و هر کلیدواژه، شامل زیرمجموعههایی دیگر میشود. در شکل زیر برای اینکه ترتیب پادشاهان و پهلوانان در شاهنامه به یاد بماند، از این شیوه استفاده شده است:

فعالیت (3) صفحه 147 کتاب درسی
یکی از درسهای مندرج در کتابهای درسی خود را خلاصه کنید؛ سپس متن خلاصه شده را با بهرهگیری از روشهای دسته بندی (نمودار، جدول، نقشۀ مفهومی) به یادسپاری آن را افزایش دهید.
اینک نوشتههایتان را بخوانید یا در اختیار دوستانتان قرار دهید تا با استفاده از معیارهای جدول زیر آن را ارزیابی کنند.

کارگاه نوشتن
تمرین (1) صفحه 150 کتاب درسی
متن زیر را بخوانید و مشخص کنید به چه شیوهای خلاصه شده است.
«این جزیره از شمال به جزیرۀ تنب کوچک، از باختر به جزیرۀ سیری و از جنوب و خاور به امارات متّحدۀ عربی محدود است. شهر ابوموسی با مساحتی حدود 2/2 کیلومتر مربع در جنوب خاوری بندر لنگه و در خاور جزیره سیری، بین 26 درجه و 1 دقیقه عرض شمالی و 54 درجه و 59 دقیقۀ طول خاوری قرار دارد. این جزیره تقریباً لوزی شکل است. بلندترین نقطۀ آن، قلۀ کوه است که 110 متر از سطح دریا بلندتر است. این جزیره دارای آب شیرین است. آب آشامیدنی مردم از چاه آب و باران تأمین میشود یا اینکه با لنج و کشتی از بندر لنگه یا بندر عباس به این جزیره حمل میشود.
آبوهوای این جزیره گرم و مرطوب است و چون به خطّ استوا نزدیک است، هوای آن از هوای سایر جزایر ایرانی خلیج فارس گرمتر است. فصل بارندگی آن بیشتر در اواخر زمستان و اوایل بهار بوده، بارش به صورت رگبار لحظهای و موقّت است.
این جزیره به نام های «بوموسی، بن موسی، بوموف، بابا موسی، گپ سُزو و بوم سوز» نامیده شده است. بوموسی از دو پاره «بو» و «موسی» تشکیل شده که بو به معنی رایحه و کوتاه شدۀ بود، باشد، باشم و بوم است، به معنی جا و مقام، منزل و مأوا و سرزمین. موسی هم نام شخص است. مردم بندر لنگه تا 80 سال پیش آن را گپ سزو (سوزو: سبز) یعنی «سبزهزار بزرگ» میخواندهاند.
از نظر تاریخی، خلیج فارس و جزایر آن از جمله بوموسی، در روزگار ایلامیان، به ویژه در زمان پادشاهی شیلهک ابن شوشیناک (1165-1151 ق. م)، در دست این سلسله بوده است. دولت ماد در روزگار پادشاهی هووخشتره، به بزرگی و توانایی رسید و حدود آن از جنوب به کرانههای جنوبی خلیج فارس کشیده شد. جزیرۀ بوموسی با دیگر جزایر خلیج فارس در این دوره، ابتدا جزء یکی از ایالتهای جنوب باختری و سپس جزء ساتراپ (استان) چهاردهم دولت ماد به نام درنگیانه و بخشی از کرمان بود.»
فرهنگ مردم هرمزگان، سعیدی
خلاصۀ متن
«بوموسی از شمال با تنب کوچک، از غرب با سیری و از جنوب غرب کشور با امارات همسایه است. ابوموسی با شکل لوزی 2/2 کیلومتر، در جنوب غربی بندر لنگه قرار دارد و آب آشامیدنی آن از باران و چاه یا از بندرعباس یا بندر لنگه تأمین میشود و آبوهوای آن گرم و مرطوب است.
ابوموسی نامهای مختلفی داشته است مانند: «بن موسی، بوموف، بابا موسی و گپ سُزو و بوم سوز»، که به معانی «بابا موسی، منزل موسی یا سبزهزار بزرگ» است.
این جزیره از هزارۀ دوم قبل از میلاد، یعنی از دوران ایلامیها، مادها و هخامنشیان تا به امروز جزء سرزمین ایران بوده است.»
تمرین (2) صفحه 151 کتاب درسی
متنی از کتابهای درسی خود انتخاب کنید و با یکی از روشهای این درس، خلاصۀ آن را بنویسید.
تمرین (3) صفحه 151 کتاب درسی
نوشتۀ دوستانتان را براساس معیارهای جدول ارزشیابی درس، تحلیل کنید.
حکایت نگاری
حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده بازنویسی کنید.
یکی را شنیدم از پیران مربیّ که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلقّ خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی، به مقام از ملائکه درگذشتی.
گلستان سعدی