درسنامه آموزشی عربی کلاس هفتم
درس 15: في الْحُدودِ
الْمُعْجَم: واژهنامه
| آلِهَة: خدایان «مفرد: إلٰه» | إلَی الِلّقاءِ: به امید دیدار |
| بارِد: سرد | جَدّ: پدر بزرگ جَدَّة: مادر بزرگ |
| جَلَسَ: نشست جَلَسْنا: نشستیم |
جَوّ: هوا |
| حُدود: مرزها | حَزِنَ: غمگین شد |
| حَفِظَ: حفظ کرد حَفِظَکُمُ اللّهُ: خدا شما را حفظ کند |
شَعَرَ بِـ: احساسِ ... کرد |
| صَعِدَ: بالا رفت | صَنَعَ: ساخت |
| ضَرَبَ: زد ضَربْنا: زدیم |
عَبَرَ: عبور کرد |
| عَرَفَ: شناخت، دانست | عَفْواً: ببخشید |
| عَمِلَ: کار کرد، انجام داد | فاکِهَة: میوه «جمع: فَواکِه» |
| فَرِحَ: خوشحال شد | قَطَعَ: بُرید قَطَعْنا: بُریدیم |
| لَبِسَ: پوشید | نَسِیَ: فراموش کرد |
| نَصَرَ: یاری کرد | والدِ: پدر والِدة: مادر |
| وَقَعَ: افتاد | وَقَفَ: ایستاد |
نَصِّ الدَّرسِ: فِی الْحُدودِ الْإیرانِیَّةِ
در مرز ایران
- الجَدَّة: ألو. السَّلامُ عَلَیکَ یا عَزیزی. مادربزرگ: الو، سلام بر تو عزیز من.
- مُحسِن: عَلَیکَ السَّلامُ. مَنْ أنتِ؟ محسن: سلام بر تو چه کسی هستی؟
- کَیْفَ ما عَرَفْتَ جَدَّتَکَ؟! چطور مادر بزرگت را نشناختی؟
- عَفْواً؛ ما عَرَفْتُ صَوتَکِ. کَیفَ حالُکِ؟ ببخشید، صدایت را نشناختم. حالت چطور است؟
- أنَا بِخَیرٍ وَ کَیْفَ حالُکُم؟ من خوبم حال شما چطور است؟
- کُلُّنا بِخَیْرٍ. همهی ما خوبیم.
- أیْنَ أنتُمُ الْآنَ؟ الان شما کجا هستید؟
- وَصَلْنا إلَی الْحُدودِ؛ فی مَدینةِ مِهْران. به مرز رسیدیم؛ در شهر مهران.
- أیْنَ الْوالِدُ وَ الْوالِدَةُ؟ پدر و مادرت کجا هستند؟
- هُما جالِسانِ عَلَی الْکُرْسیِّ. آنها روی صندلی نشستهاند.
- هَلْ هُما بِخَیْرٍ؟ آیا آن دو خوب هستند؟
- نَعَمْ؛ الْحَمْدُ لِلّهِ. بله خداروشکر
- کَیفَ الْجَوُّ هُناکَ؟ هوا آنجا چه طور است؟
- الْجَوُّ باردٌ قلیلاً. هوا کمی سرد است.
- ماذا لَبِسْتَ یا عَزیزی؟ ماذا لَبِسَ أَبوکَ؟ و لَبِسَتْ أُمُّکَ؟ مادربزرگ: عزیزم چه پوشیدهای؟ پدرت چه پوشیده است؟ و مادرت چه پوشیده؟
- لَبِسْنا مَلابِسَ مُناسِبَةً. لباسهای مناسب پوشیدیم.
- حَفِظَکُمُ اللّهُ! مَعَ السَّلامَةِ. خدا شما را حفظ کند. به سلامت.
- شُکْراً جَزیلاً. إلَی اللِّقاءِ. خیلی ممنون. به امید دیدار.
التَّمارینُ
التَّمْرینُ الْأوَّلُ (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
ترجمه کنید.
1- ﴿...ضَرَبْنا لِلنّاسِ فی هٰذَا الْقُرآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ﴾ اَلرّوم/ 58
در این قرآن برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم. (هر گونه مثالی زدیم.)
2- ﴿أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذا بِآلِهَتِنا یا إبْراهیمُ﴾ الاْنبیاء / 62
ای ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟
3- ﴿ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ﴾ یاسین/ 78
برای ما مثلی زد و آفرینشش را فراموش کرد.
4- قالَ الطِّفلُ: «أنَا ما حَزِنْتُ».
کودک گفت: «من غمگین نیستم».
5- نَحنُ ما عَبَرْنا الْحُدودَ.
ما از مرزها عبور نکردیم.
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
کلمات مرتبط در ردیف «الف» و «ب» را به هم وصل کنید.
الف) اَلْفُسْتانُ / اَلْعِلْمُ / اَلدُّنیا / اَلصَّلاةُ / اَلنِّسْیانُ / اَلسُّؤالُ
ب) مَزرَعَةُ الْآخِرَةِ / کَنْزٌ / مِنْ مَلابِسِ / النِّساءِ / آفَةُ الْعِلْمِ / مِفتاحُ الْعِلْمِ / عَمودُ الدّینِ
اَلْفُسْتانُ مِنْ مَلابِسِ النِّساءِ
الْعِلْمُ کَنْزٌ
الدُّنیا مَزرَعَةُ الْآخِرَةِ
الصَّلاةُ عَمودُ الدّینِ
النِّسْیانُ آفَةُ الْعِلْمِ
السُّؤالُ مِفتاحُ الْعِلْمِ
التَّمْرینُ الثّالث (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
هر جمله را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.
|
من کمی ناراحت بودم. |
تو او را یاری میکنی. زیرا تو شریف هستی. |
|
او روی زمین افتاد. |
تو چادر زیبایی پوشیدی. |
|
او چیزی را فراموش کرد. |
ما احساس افتخار میکنیم. |
|
ما برای گرفتن جایزهها ایستادهایم. |
ما از کوه عبور کردیم. |
|
ما خیلی خوشحال بودیم. |
ما چوب را بریدیم. |
تمرین برای خانه (صفحهٔ 116 کتاب درسی)
در جای خالی، فعل ماضی مناسب بنویسید.
|
صَنَعَ |
حَزِنَ |
ضَرَبَ |
جَلَسَ |
|
خوشحال شد |
کار کرد |
جستجو کرد |
رسید |
|
بُرید |
شُست |
خورد |
گرفت / برداشت |
|
ایستاد |
فراموش کرد |
بالا رفت |
بازی کرد |




























