درسنامه آموزشی هویت اجتماعی (علوم اجتماعی) دوازدهم
درس 10: ابعاد جمعیتی و اقتصادی هویت ایران
جمعیت هر جامعه چه رابطهای با هویت آن دارد؟
در معرفی جوامع به ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی آنها مانند تعداد جمعیت، جوان و پیر، شهری و روستایی، بیکار و شاغل بودن جمعیت و... اشاره میکنند، چرا که جمعیت هر جامعه بخشی از هویت آن محسوب میشود.
اولین شرط بقای هر جامعه، جمعیت آن است. اگر اعضای یک جامعه از بین بروند، آن جامعه نابود میشود. در صورت نبود یا کمبود جمعیت، بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر زمین میماند، اما آیا اندازۀ جمعیت به تنهایی برای بقا و رشد یک جامعه کفایت میکند؟ آیا یک جمعیت غیر مسئول و بیتفاوت میتواند نیازهای جامعه را برطرف سازد؟ به نظر شما جمعیت هر جامعه، بر ثروت، امنیت، قدرت و منزلت آن در میان سایر جوامع چه تأثیری دارد؟ جمعیت یک جامعه چه رابطهای با هویت آن دارد؟
برای پی بردن به رابطهٔ جمعیت و هویت جامعه برخی از مطالب کتاب را مرور کنید. دانستید به مجموعه آگاهیها و معانی مشترکی که جامعه براساس آن ساخته میشود، فرهنگ میگویند و اینکه هویت هر جامعه براساس فرهنگ آن (عقاید و ارزشها) شکل میگیرد. بسط و گسترش یک جامعه از طریق گسترش فرهنگ آن صورت میگیرد. راه گسترش هر فرهنگ، شناختن (اندیشیدن)، پذیرفتن و عمل کردن به آن است. شناخت فرهنگ، پذیرش و عمل به آن صرفاً از عهدۀ افراد و اعضای جامعه برمیآید. اعضای جامعه، حامل فرهنگ و عامل به آن هستند. هرچه حاملان و عاملان یک فرهنگ و معانی آن بیشتر باشند، آن فرهنگ بیشتر گسترش مییابد.
حالتی را تصور کنید که یک جامعه تمام اعضایش را از دست بدهد. آیا اثری از زندگی و بقا برای آن باقی میماند؟ افزایش جمعیت یک جامعه زمینهساز گسترش فرهنگ آن است. کاهش جمعیت یک جامعه نیز به محدود شدن گسترۀ فرهنگ آن منجر میشود و امکان تسلط جوامع و فرهنگهای دیگر بر آن جامعه را فراهم میآورد. از اینرو تأمین جمعیت مناسب برای یک جامعه، مسئلهای هویتی است.

هدف اسلام گسترش فرهنگ اسلامی و توحیدی است. لازمهٔ تحقق این هدف، داشتن جمعیت مناسب است؛ بنابراین اگر فرهنگی که با افزایش جمعیت بسط مییابد، فرهنگ حق باشد نه فرهنگ باطل و همچنین، افراد و اعضای آن فرهنگ حاملان و عاملان فرهنگ حق باشند، افزایش جمعیت ضروری است؛ بدین ترتیب هم کمیت جمعیت (تعداد لازم و کافی) و هم کیفیت جمعیت (حامل و عامل فرهنگ) در بسط و تداوم هویت فرهنگی یک جامعه مؤثرند.
پیامبر اسلام (ص)، روز محشر به کثرت پیروان خود مباهات میکند.
آیا میدانید جوامع مختلف برای تأمین جمعیت مطلوب خود چه میکنند؟ به نظر شما جامعهٔ ما از نظر جمعیتی چه وضعیتی دارد؟
فرزندآوری نیاز فطری انسانها و تأمین جمعیت از کارکردهای مهم خانواده است. ولی ممکن است در مواقعی اختلال در خانواده، جامعه را با کاهش جمعیت مواجه کند. امروزه جوامع غربی به دلایلی مانند بالارفتن سن ازدواج، افزایش بیثباتی، فروپاشی خانوادهها و طلاق، رفاهزدگی، مصرفگرایی و هزینه پنداشتن فرزندان، با مسئلهٔ کاهش جمعیت و عوارضی چون پیری و سالمندی جمعیت مواجهاند.
وقتی یک جامعه با کاهش یا افزایش جمعیت مواجه میشود، نظام سیاسی آن برای حلّ مشکل جمعیت چارهاندیشی میکند و با همراهی و همکاری مردم تدابیر و راهحلهایی را به اجرا در میآورد که «سیاستهای جمعیتی» نامیده میشود. سیاستهای جمعیتی میتواند در جهت افزایش یا کاهش جمعیت باشد.
کشور ما، ایران، در دو برههٔ زمانی سیاستهای کاهش جمعیت را اجرا کرد؛ یک بار پیش از انقلاب اسلامی، از سال 1345 تا زمان پیروزی انقلاب به طول انجامید و میزان رشد جمعیت از حدود 3/1 به 2/7 درصد در سال کاهش یافت و دیگر بار، از سال 1368 تا 1390 سیاست کاهش جمعیت اتخاذ و اجرا شد که در نتیجهٔ آن میزان رشد سالانهٔ جمعیت از 3/9 به 1/3 درصد کاهش یافت.
کاهش بیش از حد و کم سابقهٔ رشد سالانهٔ جمعیت در سالهای اخیر، تغییر و بازنگری در سیاست کاهش جمعیت را ضروری ساخت. در سال 1393 اصول کلی سیاستهای جمعیتی کشور تصویب شد که در آن به ضرورتهایی از جمله افزایش جمعیت، جوانی جمعیت، حمایت از زوجهای جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینههای زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد، ترویج و نهادینه سازی سبک زندگی ایرانی - اسلامی، فرهنگ سازی برای احترام و تکریم سالمندان و بهرهمندی از تجارب و توانمندیهای ایشان، برنامهریزی برای توزیع متعادل جمعیت در نقاط مختلف کشور و... توجه شده است.
گفتوگو کنید (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
مقایسه روند تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور به فاصله دهۀ 60 تا دهۀ 90

همان طور که در هرم سنی جمعیت 1395 ملاحظه مینمایید، قاعده هرم نسبت به سال 1365 کاملاً در حال جمع شدن است از طرفی افزایش فوق العاده جمعیت گروه سنی 34-25 سال نیز کاملاً نمایان است.
- به نظر شما تداوم روند کاهشی رشد سالانه جمعیت، برای کشورمان در آینده چه آثار زیان باری در پی دارد؟
کاهش نیروی کار جوان و در نتیجه کاهش قدرت تولید و رشد اقتصادی / افزایش جمعیت سالمند و سنگینتر شدن بار مالی بر دوش دولت برای بازنشستگی و درمان / کاهش پویایی اجتماعی و نوآوری به دلیل کم شدن نسل جوان / تهدید امنیت ملی و توسعه پایدار، زیرا کشورهای دارای جمعیت پیر، توان دفاعی و اقتصادی کمتری دارند.
- برخی کارشناسان معتقدند کاهش جمعیت و فرزندآوری بیش از آنکه متأثر از عوامل اقتصادی باشد منشأ فرهنگی دارد. نظر شما چیست؟ گفتوگو کنید.
بسیاری از خانوادهها به دلیل تغییر نگرش به سبک زندگی، فردگرایی، راحتطلبی، یا تبلیغ الگوهای غربی خانواده کوچک، تمایل کمتری به فرزندآوری دارند. / اگرچه مشکلات اقتصادی هم تأثیر دارد، اما فرهنگ غالب مصرفگرایی، ضعف باورهای دینی درباره اهمیت خانواده و فرزند، و کاهش حس مسئولیت اجتماعی، از عوامل اصلی این پدیدهاند.
بنابراین برای حل مسئله کاهش جمعیت، باید هم فرهنگسازی عمیق صورت گیرد و هم حمایتهای اقتصادی واقعی از خانوادهها انجام شود.
اقتصاد هر جامعه چه رابطهای با هویت آن دارد؟
افراد خود را کارآفرین، تولیدکننده، کارگر، کارمند، تاجر و... معرفی میکنند. همهٔ ما مصرف کننده یا مالیاتدهنده نیز هستیم ولی به دلیل اینکه ما را از دیگران متمایز نمیکند آن را به زبان نمیآوریم. برخی از افراد، کمفروش، محتکر، دلال و... هستند؛ ولی به دلیل ضدارزش بودن، این کار خود را مخفی میکنند. آیا این عناوین همه، نشاندهندۀ هویت اقتصادی افراد نیست؟
آیا تنها میتوان از هویت اقتصادی افراد سخن گفت؟ یا آنکه گروهها، سازمانها، کشورها و جوامع هم دارای هویت اقتصادی هستند؟ جوامع نیز هویت اقتصادی دارند از اینرو در معرفی جوامع، به ویژگیهای اقتصادی آنها اشاره میکنند؛ مثلاً از اقتصادهای دانشبنیان؛ تکمحصولی (مانند اقتصاد نفتی)؛ مقاوم/ شکننده؛ دستوری/ غیردستوری؛ سرمایهداری/سوسیالیستی/اسلامی؛ و... یاد میکنند. ویژگیهای هویت اقتصادی جامعه ما کداماند؟
اقتصاد امروز ما نتیجهٔ رویدادهای گذشته و عملکرد کنونی ماست. این اقتصاد از سویی دستاوردهایی مانند گسترش بهرهمندی مردم از آب، برق، گاز، ارتباطات و ایجاد زیرساختهایی همچون سدها و نیروگاهها، توسعهٔ ظرفیت تولیدی، ارتقای شاخصهای بهداشت و درمان، پیشرفت در صنایع هستهای و نانو، بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ، جبران برخی عقبماندگیهای تاریخی، مقابله با تحریمها، گسترش روحیهٔ انفاق و توجه به مستضعفان و محرومان را در پی داشته است و از سوی دیگر با معضلاتی مانند تورم، بیکاری، وابستگی به نفت، توزیع نابرابر درآمد و امکانات، تجملگرایی و مصرفگرایی دست به گریبان بوده است.
از جمله عوامل شکلگیری این اقتصاد در طول تاریخ معاصر ایران، کشف نفت و سرمایههای حاصل از فروش نفت به خارجیان بوده است. اگرچه سرمایههای نفتی میتواند به انواع داراییها و ثروتها مانند صنایع و کارخانجات تولیدی مختلف تبدیل شود اما اگر به درستی از آن استفاده نشود، میتواند اقتصادی وابسته ایجاد کند که رشد و افول آن، به قیمت و درآمد نفت وابسته است.
چنین اقتصادی به دلیل آنکه درآمدی هنگفت و بدون زحمت ایجاد میکند، باعث شکلگیری تولید ملی ضعیف و شکنندهای میشود که مستقیم و غیرمستقیم وابسته به نفت است. دولت بزرگی به وجود میآید که میکوشد به کمک درآمدهای نفتی و نه رواج کسب و کار، رفاه اقتصادی را تأمین کند.
این وضعیت میتواند در کوتاهمدت احساس رفاه بیشتری را آن هم با نوسانات زیاد برای مردم به ارمغان آورد؛ اما پایدار نیست. وضعیت شکنندهای را به وجود میآورد که زمینهٔ سوءاستفادۀ قدرتهای جهانی را فراهم میآورد. انواع تحریمهای اقتصادی نفتی و مالی با همین رویکرد علیه کشور ما اتخاذ شده است تا اولاً درآمد نفتی کشور را محدود کنند؛ ثانیاً از انتقال آن به کشور ممانعت ورزند.
غرب، هویت خود را براساس اقتصاد شکل میدهد و سرمایهداری عامل اصلی هویتیابی افراد و جوامع غربی است. هویت انسانها و جوامع بیش از هر چیز به دارایی و توان اقتصادی آنها وابسته است. همچنین آنها هیچ مانعی را بر سر راه اقتصاد خود برنمیتابند و شیوههای اقتصادی ناسازگار با اقتصاد سرمایهداری را در سراسر جهان نابود میکنند.
بنابراین برخی از کشورهای سلطهگر غرب که از سویی اقتصاد را اساس همه چیز میپندارند و از سوی دیگر، تمامی شیوههای اقتصادی غیراقتصادی را نابودشده میبینند، پاشنهٔ آشیل ایران اسلامی را اقتصاد میدانند؛ از اینرو جنگ اقتصادی تمام عیاری را علیه کشور ما به راه انداختهاند.
در چنین موقعیتی، راه نجات اقتصاد ایران و احیای هویت آن چیست؟ ایران اسلامی، آرمان بازسازی هویت اقتصادی خود را با اجرای قانون اساسی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی تعقیب میکند.
اقتصاد مقاومتی الگویی از اقتصاد پیشرفته، مستقل و مستحکم است که با اعتقاد به تعالیم حیاتبخش اسلام و تکیه بر دانش و فناوری و ظرفیتهای مولد مردمی و دولتی، روحیهٔ جهادی، خلاقیت، نوآوری، امید، همبستگی و حضور فعال و مؤثر در تعاملات جهانی، برای مردم ایران امنیت، رفاه و پیشرفت همراه با عدالت؛ و برای جهان اسلام و بشریت الگویی ایرانی-اسلامی از رشد و شکوفایی را به ارمغان میآورد.
تأمل کنید (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
حمایت از تولید ملّی یکی از راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی است. امّا آیا به معنای خرید چشم بسته کالای داخلی با هر کیفیت و قیمتی است؟ نه. حمایت از تولید ملّی یعنی کمک به صنعت کشور برای تولید کالایی با کیفیت و قیمت مناسب. ما، دولت و تولیدکنندگان هر کدام در این زمینه وظایفی داریم.
دولت میتواند با ارائۀ تسهیلات به تولید کننده، ممنوعیت واردات کالاهایی که مشابه داخلی دارند، افزایش تعرفههای گمرکی بر کالاهای وارداتی و ... از تولید ملّی حمایت کند. تولید کننده باید سودجویی و فرصت طلبی را کنار بگذارد و خدمت به مردم و جامعه را هدفی مهم بداند و ... ما چگونه میتوانیم از تولید ملّی حمایت کنیم؟
با خرید کالاهای ایرانی و نیز تشویق دوستان و آشنایان به خرید از کالاهای ایرانی (البته به شرط تولید با کیفیت).
شما تا به حال از کدام کالاهای ایرانی حمایت کردهاید؟ چگونه؟
از طریق خریدن ظروف چینی و بلور، پوشاک و پارچههای تولید داخل و نیز برخی از لوازم خانگی که از نظر کیفیت بسیار ایده آل هستند و با تشویق آشنایان و دوستان برای خرید آنها، از کالاهای ایرانی حمایت کردهام.
به نظر شما چرا بعضی ترجیح میدهند کالای خارجی مصرف کنند؟
زیرا پیشینهٔ تولید کالاهای ایرانی در گذشته خیلی شفاف و روشن نیست زیرا کالاهای که تولید میشوند از نظر کیفیت و استاندارد مناسب نبودند، از سوی دیگر خدمات و گارانتی کالاهای خارجی و امکانات و پیشرفت و به روز شدن آنها و ... باعث میشود که مردم بیشتر طرفدار خرید کالاهای خارجی باشند و تولید کنندهٔ داخلی به جای رقابت در بازار بیشتر به دنبال انحصار و حمایت دولتها بودند.
شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که شما هنوز در انتخاب کالاهای مصرفی در خانوادهتان نقش چندانی ندارید اما اگر کمی بیشتر فکر کنید، میبینید که این طور نیست. به علاوه، شما میتوانید دربارۀ ضرورت حمایت از کالای ایرانی با اعضای خانوادهتان گفتوگو کنید و مطالبی را که در این درس خواندهاید، با آنها در میان بگذارید.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
اقتصاد مقاومتی، گسترش فرهنگ، کشف نفت در ایران، سیاست جمعیتی، اقتصاد غرب
خلاصه کنید (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
- پیش از این کاهش جمعیت از جمله مسائل و مشکلات کشورهای غربی بود اما امروزه جامعۀ ما هم با این مسئله مواجه شده است.
- گسترش فرهنگ با افزایش جمعیت ارتباط دارد.
- یکی از کارکردهای مهم خانواده تأمین جمعیت جامعه است.
- اقتصاد ایران در طول زمان با فراز و نشیبهایی روبهو بوده است.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
- میزان جمعیت در گسترش یا کاهش فرهنگ جامعه مؤثراست، اگر فرهنگ حق باشد با گسترش جمعیت فرهنگ حق توسعه مییابد. عوامل گوناگونی موججب کاهش جمعیت میباشد از جمله رفاهزدگی، عافیتطلبی، مصرفگرایی و... . در کشورهای غربی عواملی چون فردگرایی، اهمیت یافتن لذت و ... موجب کاهش جمعیت شده است.
- سیاست جمعیتی توسط دولتها برای ایجاد توازن در کاهش یا افزایش جمعیت صورت میگیرد.
- فرهنگ غرب هویت خود را براساس اقتصاد شکل میدهد.