خانه
گاما

درسنامه آموزشی هویت اجتماعی (علوم اجتماعی) دوازدهم

درس 7: تحولات هویتی جامعه

بازدید88/3 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/20

تحولات هویتی جامعه چگونه است؟

هویت اجتماعی افراد محصول عضویت گروهی آنهاست؛ برای مثال شهری، روستایی و عشایری بودن ما، نتیجۀ عضویتِ ما در یک شهر، روستا یا ایل است. هر جامعه‌ای هم هویت خاصی دارد که از آن با عنوان هویت فرهنگی آن جامعه یاد می‌شود. هویت فرهنگی جامعه چه تفاوتی با هویت اجتماعی افراد دارد؟ هویت فرهنگی جامعه چگونه متحول می شود؟

هویت فرهنگی هر جامعه براساس عقاید و ارزش‌های اجتماعی آن شکل می‌گیرد؛ یعنی، هرگاه اعضای یک جامعه، عقاید و ارزش‌هایی را بپذیرند و به رسمیت بشناسند، هویت فرهنگی آن جامعه پدید می‌آید.

هویت فرهنگی جامعه، گسترده‌تر از هویت اجتماعی افراد است. هویت اجتماعی افراد در پرتو هویت فرهنگی جامعه و متناسب با آن شکل می‌گیرد. هویت فرهنگی جامعه، فرصت شکل‌گیری هویت‌های اجتماعی متناسب با خود را پدید می‌آورد و در برابر انواع هویت‌های اجتماعی که با عقاید و ارزش‌های آن ناسازگار باشند، مقاومت می‌کند.

هویت فرهنگی جامعه تا زمانی دوام می‌آورد که عقاید و ارزش‌های مربوط به آن مورد پذیرش اعضای جامعه و برای آنها مهم باشد. هرگاه عقاید و ارزش‌ها، اهمیت و اعتبار خود را نزد اعضای یک جامعه از دست بدهند، تداوم و بازتولید هویت فرهنگی آن جامعه با چالش‌هایی مواجه می‌شود. 

آموختید که افراد می‌توانند هویت اجتماعی خود را تغییر دهند. تا زمانی که تغییرات هویتی افراد در چارچوب عقاید و ارزش‌های اجتماعیِ پذیرفته شده در جامعه اتفاق بیفتد و با هویت فرهنگی جامعه سازگار باشد، مورد تشویق و تأیید جامعه قرار می‌گیرد. برای مثال، فردی که با تلاش و پشتکار، موقعیت اجتماعی خود و دیگران را ارتقا می‌بخشد از طرف جامعه، تأیید و تشویق می‌شود. اما همیشه این‌گونه نیست. گاهی تغییرات هویتی افراد مطابق عقاید و ارزش‌های جامعه نیست و شیوه‌‌هایی از زندگی را به دنبال می‌آورد که با عقاید و ارزش‌های جامعه ناسازگار است. این وضعیت اضطراب و نگرانی‌های اجتماعی فراوانی به دنبال دارد. اگر این وضعیت یعنی شیوۀ ناسازگار با عقاید و ارزش‌های جهان اجتماعی ادامه پیدا کند، عقاید و ارزش‌هایی که هویت فرهنگی جامعه را می‌سازند، مورد تردید قرار می‌گیرند و ثبات خود را در زندگی مردم از دست می‌دهند. در نتیجهٔ تداوم چنین وضعیتی، جامعه دیگر نمی‌تواند از عقاید و ارزش‌هایش دفاع کند و آنها را حفظ نماید. در این صورت، راه برای تحول هویت فرهنگی جامعه باز می‌شود و جامعه به جامعه‌ای دیگر تبدیل می‌گردد، در این صورت هویت آن متحول می‌شود.

به نظر شما، تحول فرهنگی مثبت است یا منفی؟ آیا راهی برای ارزیابی تحولات فرهنگی وجود دارد؟

تحولات فرهنگی می‌توانند مثبت یا منفی باشند. اگر فرهنگی که دچار تحول می‌شود، فرهنگی باطل باشد و جهت تغییرات به سوی فرهنگ حق باشد، تحول فرهنگی مثبت است، اما اگر فرهنگی که اعتبار اجتماعی خود را از دست می‌دهد، فرهنگ حق باشد و جهت تغییرات به سوی فرهنگ باطل باشد، تحول فرهنگی منفی است. تحول جامعهٔ جاهلی به جامعهٔ نبوی، تحول فرهنگی مثبت و تحول جامعهٔ نبوی به جامعهٔ اموی، تحول فرهنگی منفی است.

آیا می‌دانید چرا این تحولات رخ می‌دهند و علل بروز آنها چیست؟

علل تحولات فرهنگی به دو دستۀ درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند.

علل درونی یا به ابداعات و نوآوری‌های مثبت و منفیِ افراد جامعه مربوط می‌شود، یا به کاستی‌ها و بن‌بست‌های موجود در فرهنگِ جامعه باز می‌گردد. برای مثال، اگر فرهنگ یک جامعه توان پاسخ‌گویی به نیازهای جسمی یا فطری  و معنوی انسان‌ها را نداشته باشد، آن جامعه نشاط زندگی را از دست می‌دهد و گرفتار یأس و ناامیدی می‌شود. این کاستی‌ها و بن‌بست‌ها، متفکران و مصلحان اجتماعی را به بازاندیشی در فرهنگ جامعه و بنیان‌های عقیدتی و ارزشی آن فرا می‌خواند و زمینه را برای تحولات فرهنگی فراهم می‌کند.

برخی فرهنگ‌ها، نیازهای جسمی انسان را نادیده می‌گیرند.
برخی فرهنگ‌ها، نیازهای جسمی انسان را نادیده می‌گیرند.

علت بیرونی تحولات فرهنگی، روبه‌رو شدن و ارتباط جوامع با یکدیگر است، امّا آیا هر ارتباطی میان جوامع به تحول فرهنگی منجر می‌شود؟

ارتباط جوامع مختلف با یکدیگر متداول و پذیرفته است. این ارتباط می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد. گاهی روابط در محدودۀ نمادها، هنجارها و سبک‌های زندگی و گاهی در سطح عقاید و ارزش‌های اجتماعی است. گاهی ارتباط میان جوامع، زمینۀ گسترش و پیشرفت یک جامعه را فراهم می‌آورد و گاهی به تحولات فرهنگی منجر می‌شود. به نظر شما، چه شکلی از ارتباط میان جوامع، تحولات فرهنگی را به دنبال می‌آورد؟

اگر یک جامعه با حفظ عقاید و ارزش‌های خود با جوامع دیگر ارتباط برقرار کند و در محدودهٔ هنجارها و سبک‌های زندگی، عناصری را از جوامع دیگر بگیرد و در صورت لزوم تغییرات لازم را در آنها پدید آورد، زمینۀ گسترش و پیشرفت خود را فراهم می‌آورد. جوامع اسلامی در سده‌هایِ نخستینِ رویارویی با جوامع دیگر، با حفظ هویت فرهنگی خود به تعامل با آنها پرداختند و به همین سبب، عناصر سازگار با هویت فرهنگی خود را از آنها گرفتند و در موارد مورد نیاز به بازسازی آن عناصر فرهنگی پرداختند. مثلاً به دلیل اهمیت عقل و عقلانیت در اسلام، جوامع اسلامی در مواجهه با امپراتوری‌های یونان و روم، عناصر عقلی فرهنگ آنها را اخذ کردند. به تناسب فرهنگ توحیدی خود، در این دانش‌ها دخل و تصرف نمودند اما عناصر مشرکانۀ این دو فرهنگ را نپذیرفتند؛ مثلاً آثار فلسفی، پزشکی، ریاضی و نجوم آنها را ترجمه کردند ولی آثار تاریخی، ادبی، افسانه‌ها و اسطوره‌های آن را رها کردند.

الهه‌های یونانی، زئوس، آتنا و... در یک اثر نقاشی که داستان تولد آتنا، خدای نگهبان آتن را روایت می‌کند.
الهه‌های یونانی، زئوس، آتنا و... در یک اثر نقاشی که داستان تولد آتنا، خدای نگهبان آتن را روایت می‌کند.
متن سوگندنامۀ بقراط، پزشک یونانی که دانش آموختگان رشتهٔ پزشکی، متعهد می‌شوند، به آن وفادار باشند.
متن سوگندنامۀ بقراط، پزشک یونانی که دانش آموختگان رشتهٔ پزشکی، متعهد می‌شوند، به آن وفادار باشند.

اگر جامعه‌ای در تعامل با جوامع دیگر بر عقاید و ارزش‌های خود پافشاری نکند و به مرور زمان، به عقاید و ارزش‌های خود پشت کند، دچار تحول فرهنگی می‌شود.

اگر این جامعه در مسیر تحول فرهنگی، عقاید و ارزش‌های جامعۀ دیگر را بپذیرد، به آن جامعه ملحق می‌شود، مانند مصر باستان و ایران باستان که در ارتباط با جوامع اسلامی، عقاید و ارزش‌های اسلامی را قبول کردند و به جوامع اسلامی ملحق شدند.

نماز عید قربان در جزیرۀ یوگیا کارتای اندونزی در جنوب شرق آسیا؛ مسلمانان جنوب شرق آسیا از طریق بازرگانان مسلمان با فرهنگ اسلامی آشنا شدند.
نماز عید قربان در جزیرۀ یوگیا کارتای اندونزی در جنوب شرق آسیا؛ مسلمانان جنوب شرق آسیا از طریق بازرگانان مسلمان با فرهنگ اسلامی آشنا شدند.
مدرسهٔ قراویین در شهر فاسِ کشور مراکش در شمال قارهٔ آفریقا؛ قدیمی‌ترین دانشگاه جهان که مدرک دانشگاهی اعطا می‌کرده است. گفته می‌شود که ابن عربی و ابن خلدون از این دانشگاه فارغ التحصیل شده‌اند.
مدرسهٔ قراویین در شهر فاسِ کشور مراکش در شمال قارهٔ آفریقا؛ قدیمی‌ترین دانشگاه جهان که مدرک دانشگاهی اعطا می‌کرده است. گفته می‌شود که ابن عربی و ابن خلدون از این دانشگاه فارغ التحصیل شده‌اند.

اما ممکن است یک جامعه در مواجههٔ با جامعهٔ دیگر، ضمن پذیرش بخش‌هایی از فرهنگ آن جامعه هویت جدیدی به دست آورد؛ بدون اینکه عقاید و ارزش‌های جامعهٔ مقابل را بپذیرد و به آن ملحق شود، مانند جوامع غربی که پس از رویارویی با جوامع اسلامی طی جنگ‌های صلیبی، بدون اینکه به جامعه و فرهنگ اسلام بپیوندند، تحولات هویتی پیدا کردند و از غرب مسیحیِ قرون وسطا به غرب سکولار قرون جدید تبدیل شدند و هویت جدیدی پیدا کردند.

میدان سنت پیترو به شکل کلید طراحی شده و واتیکان را کلید بهشت معرفی می‌کند.
جمهوری خواهان  لائیک  فرانسوی  در  سال   1905م  قانونی  را  به  تصویب  مجلس ملی  فرانسه  رساندند  که  براساس  آن  دین  از  آخرین عرصه های حضور اجتماعی خود حذف شد.
کتابی دربارۀ علم طب از زکریای رازی، که در قرن سیزدهم میلادی به زبان ایتالیایی ترجمه شده است.
نمونه‌ای از کتاب‌های منتشر شده ابن عربی در غرب

در تعامل و دادوستد فرهنگی، اعضای جوامع باید به طور فعّال و خلّاق و با توجه به نیازها و مسائل خود با یکدیگر روبه‌رو شود. امّا اگر اعضای آن، مبهوت و مقهور فرهنگ دیگر شوند و در نتیجه، حالت فعّال و خلّاق خود را در گزینش عناصر فرهنگی آن جامعه از دست بدهند، جامعهٔ آنها دچار «خودباختگی فرهنگی» می‌شود و در این صورت، عناصر فرهنگی جامعۀ دیگر را بدون تحقیق و گزینش می‌پذیرد. چنین جامعه‌ای به روش تقلیدی عمل می‌کند و ارتباطش را با تاریخ و فرهنگ خود از دست می‌دهد؛ بنابراین، نه می‌تواند فرهنگ خود را تداوم ببخشد یا گسترش دهد و نه قادر است به جامعۀ دیگری که شیفته و مبهوت آن شده است، ملحق شود؛ از اینجا رانده و از آنجا مانده.

بسیاری از جوامع غیرغربی در رویارویی با جهان غرب، مبهوت و مرعوب قدرت اقتصادی و سیاسی غرب شدند و به همین سبب، دچار خودباختگی فرهنگی گشتند. خودباختگی جوامع غیرغربی در برابر جهان غرب را «غرب‌زدگی» می‌نامند.

اقدامات  آتاتورک  در  ترکیه:  کشف  حجاب،  تغییر  خط  عربی  به  لاتین،  تبدیل مسجد ایاصوفیا به موزه، لغو تقویم هجری، پخش اذان به زبان ترکی، انتشار اسکناس با نماد پان ترکیسم و...

از خود بیگانگی فرهنگی چیست؟

معلمی برای اینکه دانش‌آموزان را به مطالعۀ جغرافیا تشویق کند، می‌گفت: «اگر می‌خواهید گم نشوید، جغرافی بخوانید!» این عبارت کاملاً درست است؛ ولی انسان صرفاً موجودی مکان‌مند نیست که مکان را گم کند یا در مکان گم شود. انسان موجودی زمان‌مند هم هست و ممکن است زمان را گم کند. برای اینکه زمان را گم نکند، باید تاریخ را بشناسد. انسان بُعد اجتماعی و فرهنگی هم دارد و باید جامعه و فرهنگ را هم به خوبی بشناسد تا آنها را گم نکند یا در آنها گم نشود. مهم‌تر آنکه انسان ممکن است خودش را گم کند. راستی، ما خود را چگونه بیابیم؟ به تعبیر امام علی (ع): «خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، کجاست و به کجا می‌رود».

همۀ این حالت‌های گم‌شدگی، نه تنها برای افراد، بلکه برای گروه‌ها، ملت‌ها، امت‌ها و جوامع نیز ممکن است. جوامع چگونه از خود بیگانه می‌شوند؟

در زبان فارسی «بیگانه» در مقابل «خودی» به کار می‌رود، اما در مواردی ممکن است انسان با خودش بیگانه شود؛ به این وضعیت از خودبیگانگی می‌گویند. نه تنها افراد، بلکه جوامع نیز ممکن است دچار از خودبیگانگی شوند که به آن «از خود بیگانگی فرهنگی» گفته می‌شود؛ به دلیل آنکه هویت جوامع را فرهنگ آنها تعیین می‌کند. از خودبیگانگی فرهنگی چه انواعی دارد؟

از خودبیگانگی فرهنگی دو معنای متفاوت دارد.

- اگر یک جامعه، فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند، دچار «از خود بیگانگی تاریخی» شده است. جامعۀ خودباخته‌ای که در مواجهه با جامعۀ دیگر، هویت فرهنگی خود را از یاد می برد، به این معنای از خودبیگانگی گرفتار شده است.
- اگر عقاید و ارزش‌های یک جامعه مانع آشنایی اعضای آن با حقیقت انسان و جهان شود، آن جامعه دچار «از خود بیگانگی حقیقی (فطری)» شده است.

فرهنگ‌هایی که بر اساس فطرت انسان شکل نگرفته‌اند و از عقاید و ارزش‌های حق برخوردار نیستند، مانع آن می‌شود که انسان‌ها به شناخت صحیح از عالَم و آدم برسند. در جوامعی که چنین فرهنگی دارند، انسان‌ها از حقیقت خود و هستی دور می‌مانند. تصویری که این فرهنگ‌ها از انسان ارائه می‌دهند، نه خودِ حقیقت بلکه سرابی از حقیقت است؛ به همین سبب، آدمی در چنین جامعه‌ای حتی اگر از رفاه مادی برخوردار باشد، به آرامش نمی‌رسد بلکه به اضطراب و تشویش گرفتار می‌شود و در نهایت، سر به عصیان و طغیان برمی‌دارد.

از نظر قرآن کریم، انسان هنگامی می‌تواند حقیقت خود و جهان را بشناسد که به انسان و جهان نگاهی توحیدی داشته باشد. فراموش کردن خداوند سبب می‌شود که انسان خود را نیز فراموش کند.

﴿وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾ [حشر / 19]
همچون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند، سپس خداوند نیز آنها را از یاد خودشان برد.

بر اساس این نگاه، فقط جامعه‌ای که از فرهنگ توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به روی انسان می‌گشاید و او را با حقیقت خود و جهان هستی آشنا می‌کند. فرهنگ اساطیری و فرهنگ دنیوی آدمی را نه‌تنها از حقیقت جهان بلکه از حقیقت خود نیز بیگانه می‌کند.

در تاریخ 25 اسفند 1354 خورشیدی، با تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا، گاه‌شماری شاهنشاهی، تقویم رسمی کشور شد. در این مصوبه مبدأ تقویم خورشیدی از هجرت پیامبر اسلام به تاریخ تقریبی تاج‌گذاری کوروش تغییر یافت.
جشن هنر شیراز، مراسمی خارج از معیارهای اخلاقی بود که از سال 1346 در شیراز و به ریاست فرح پهلوی برگزار می‌شد و یکی از نشانه‌های ابتذال رژیم پهلوی و ترویج سیاست‌های غرب‌گرایانه بود. سفیر وقت انگلستان در ایران در خاطرات خود آورده است که به شاه گفتم اگر چنین نمایشی در شهر منچستر اجرا می‌شد، کارگردانان و هنرپیشگان جان سالم به‌در نمی‌بردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت. (خاطرات دو سفیر، ویلیام سولیوان و سرآنتونی پارسونز)

بخوانیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 61 کتاب درسی)

 

خودباختگی پهلوی دوم
قانون کاپیتولاسیون (به معنای مصونیت همه اتباع امریکایی حاضر در ایران از رسیدگی قضایی و واگذاری این حق به نماینده حقوقی امریکا بود، در حالی که ایرانیان ساکن آمریکا به هیچ وجه از چنین حقی برخوردار نبودند.) که تصویب آن با پشتیبانی محکم شاه صورت گرفت. این قانون کاملاً در تعارض با استقلال و هویت ایرانی بود. در زمان تصویب، سفیر آمریکا که خوشحال به نظر می‌رسید، به ملاقات شاه می‌رود. سند زیر گزارش خیلی محرمانه سفارت از این ملاقات است:

تاریخ: 17 سپتامبر 1964 (26 شهریور 1343)
طبقه بندی: خیلی محرمانه
یادداشت برای ضبط در پرونده

شاه در حین ملاقات با سفیر در تاریخ 16 سپتامبر، به نقل از ارسنجانی گفت لایحه‌ای در مجلس وجود دارد که پرسنل آمریکایی را از کاپیتولاسیون برخوردار خواهد ساخت. ارسنجانی به شاه گفته بود که اگر این قانون توسط مجلسین تصویب شود، شاه تاج و تخت سلطنت را از دست خواهد داد. سفیر فوراً سؤال کرد که آیا این موضوع در شاه ایجاد رعب و وحشت کرده است و شاه در پاسخ گفت: نه به هیچ وجه.

سرلشکر اکهارت، ج. 1.آرمیتاژ

منبع: اسناد لانه جاسوسی آمریکا، جلد 7، سند شماره 8، صفحه 607، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

1- چرا ارسنجانی گفت اگر این قانون تصویب شود، شاه حکومتش را از دست خواهد داد؟
ارسنجانی معتقد بود که تصویب قانون کاپیتولاسیون به شدت با استقلال کشور در تضاد است و باعث تحقیر ملی می‌شود. این قانون در واقع حق حاکمیت ایران را زیر سوال می‌برد و اگر تصویب می‌شد، مردم ایران به شدت نارضایتی پیدا می‌کردند. در چنین شرایطی، شکاف عمیق اجتماعی می‌توانست به براندازی رژیم شاه منجر شود و شاه ممکن بود پادشاهی خود را از دست بدهد.

2- چرا شاه می‌خواهد به سفیر آمریکا نشان دهد با اینکه تصویب این قانون خطرهایی دارد، ولی او حاضر به انجام آن است؟
شاه قصد داشت به سفیر آمریکا نشان دهد که مجبور به انجام این کار است و حاضر است برای حفظ روابط با آمریکا این قانون را تصویب کند. او می‌خواست نشان دهد که علیرغم خطرات سیاسی و نارضایتی‌های اجتماعی، وابستگی به آمریکا و حمایت از منافع غربی برای او بسیار مهم است. این نشان‌دهنده نوعی خودباختگی و ترس از دست دادن حمایت‌های خارجی بود که شاه در آن زمان از آن رنج می‌برد.

هم اندیشی کنید (صفحهٔ 61 کتاب درسی)

 

از خودبیگانگی حقیقی و تاریخی چه رابطه‌ای با هم دارند؟ از خود بیگانگی تاریخی و حیقیقی لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.

آیا اگر جامعه‌ای به یکی از معانی از خودبیگانگی دچار شود، ناگزیر به دیگری هم مبتلا می‌شود؟ یا ممکن است که جامعه‌ای در یک معنا از خود بیگانه نباشد ولی در معنای دیگر از خود بیگانه باشد؟
خیر، ممکن است یک جامعه دارای فرهنگ فطری و معنوی باشد و اعضای آن به این فرهنگ عمل نکنند. همچنین ممکن است فرهنگ جامعه، معنوی و فطری نباشد ولی اعضای آن به ارزش‌ها و عقاید و تاریخ جامعه و فرهنگ خود پایبند باشند که در این صورت از خودبیگانگی فطری صورت گرفته اما از خودبیگانگی تاریخی نه.

مفاهیم اساسی (صفحهٔ 62 کتاب درسی)

 

غرب زدگی، از خود بیگانگی فرهنگی، بحران هویت فرهنگی، از خود بیگانگی فطری (حقیقی)، از خود بیگانگی تاریخی.

خلاصه کنید (صفحهٔ 62 کتاب درسی)

 

- برخی جوامع اسلامی به از خود بیگانگی تاریخی دچار هستند در مقابل جوامع غربی از خود بیگانگی فطری دارند.
- اگر جوامع تغییرات را در سطح هنجارها و نمادها بپذیرند و ارزش‌های خود را حفظ نمایند، می‌توانند زمینه‌ساز گسترش خود گردند.
- فرهنگ حق درهای آسمان و زمین را به روی انسان می‌گشاید و او را با خود و هستی آشنا می‌سازد.

آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 62 کتاب درسی)

 

هویت اجتماعی افراد محصول عضویت گروهی آنهاست. تحولات فرهنگی می‌تواند مثبت یا منفی باشد. در عین حال این تحولات می‌تواند منشأ درونی یا بیرونی داشته باشد. اگر یک فرهنگ نتواند ارزش‌های فرهنگی خود را در برابر سایر فرهنگ حفظ کند دچار خود باختگی فرهنگی می‌شود. پدیده‌ای که امروز بسیاری از کشورهای مسلمان تحت عنوان غرب‌زدگی دچار آن شده‌اند.

درس 7: تحولات هویتی جامعه