درسنامه آموزشی هویت اجتماعی (علوم اجتماعی) دوازدهم
درس 4: ارزیابی فرهنگها
منظور از فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی چیست؟
مردمی که در یک جامعه زندگی میکنند، اهداف، آرمانها و ارزشهای مشترکی دارند؛ اهدافی مانند رفع نیازهای اولیه، آزادی، عدالت، امنیت، عزت و پیشرفت، دفاع از مظلومان و...
وقتی مردم مطابق آرمانها عمل کنند، آرمانها به واقعیت تبدیل میشوند، ولی آیا مردم همواره مطابق آرمانهای جامعۀ خود عمل میکنند؟
انسانها اغلب خدمت به همنوعان، رعایت مقررات، احترام به پدر و مادر، راستگویی و امانتداری را خوب و پسندیده میدانند و خیانت، دروغگویی، ظلم، رشوه و دزدی را ناپسند و ناروا میشمارند. به نظر شما، آیا مردم همواره مطابق آنچه خوب میدانند، عمل میکنند یا گاهی برخی رفتارهایشان برخلاف ارزشها و هنجارهایی است که از آنها طرفداری میکنند؟
ارزشهایی که مردم یک جامعه از آن جانبداری میکنند و رعایت آن را لازم میدانند اما در عمل ممکن است آن را نادیده بگیرند، «فرهنگ آرمانی» نامیده میشود. آن بخش از فرهنگ که مردم به آن عمل میکنند، «فرهنگ واقعی» نام دارد.
مرز و محدودهٔ فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی بر اساس عمل مردم تغییر میکند. هر اندازه مردم مطابق آرمانها و ارزشها عمل کنند، به همان اندازه، آرمانها وارد فرهنگ واقعی میشوند اما اگر مردم به آرمانها و ارزشهایی که رعایت آنها در فرهنگ آرمانی لازم دانسته میشود عمل نکنند، فرهنگ واقعی از فرهنگ آرمانی فاصله میگیرد.
برنامهریزان فرهنگی در هر جامعه تلاش میکنند که از طریق تعلیم و تربیت، زمینهٔ تحقق هر چه بیشتر فرهنگ آرمانی و ورود آن به قلمرو فرهنگ واقعی را فراهم کنند.

نمونه بیاورید (صفحهٔ 25 کتاب درسی)
در جدول زیر، سه نمونه از آرمانهای جامعۀ خود را که کمابیش بیرون از فرهنگ واقعی یا درون آن قرار گرفتهاند، بنویسید.
|
بیرون از فرهنگ واقعی |
درون فرهنگ واقعی |
|---|---|
|
ساده زیستی |
احترام به پدر و مادر |
|
ناپسند بودن اسراف و تبذیر |
استکبارستیزی |
|
ناپسند بودن غیبت، دروغ و ریا |
ایثار - عبادت خدا |
منظور از فرهنگ حق و فرهنگ باطل چیست؟
واقعیتهای هر جامعه را میتوان بر اساس آرمانهای آن ارزیابی کرد؛ اگر مردمی مطابق آرمانهای خود عمل کنند، فاصله میان فرهنگ واقعی و آرمانی جامعۀ خود را کاهش میدهند. ولی آیا همۀ آرمانها و ارزشها درستاند تا واقعیات را بر اساس آنها ارزیابی کنیم؟ آیا راهی برای ارزیابی آرمانها و ارزشها وجود دارد؟ آیا آرمانها و ارزشها همواره حقاند؟ یا ممکن است برخی از آنها باطل باشند؟
عقایدی که مردم دربارهٔ انسان و جهان دارند، ارزشهایی که محترم میشمارند، هنجارها و سنّتهایی که با توجه به آنها عمل میکنند، سبکها و شیوههایی که برای زندگی انتخاب میکنند و تکنیکها و مهارتهایی که به کار میگیرند، گاهی درست و گاهی نادرستاند.
بخشهایی از فرهنگ که از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان باشد، «فرهنگ حق» و بخشهایی که از نظر علمی قابل دفاع نباشد و بر اساس خرافات شکل گرفته باشد، «فرهنگ باطل» است.
عقیده به توحید، وفای به عهد، عدالت، تحمل دیگران و مدارا با کسانی که از شناخت حقیقت محروم ماندهاند، حمایت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از حقوق انسانها و مهربانی با یکدیگر از جمله عقاید و ارزشهای حقاند.
شرک، ظلم، بیعدالتی، تجاوز به حقوق دیگران و دنیاپرستی از جمله عقاید و ارزشهای باطلاند. آیا میتوانید نمونههای دیگری از عقاید و ارزشهای حق و باطل را بیان کنید؟

حق یا باطل بودن هر بخش از فرهنگ، با علم متناسب با همان بخش شناخته میشود. علوم تجربی میتوانند دربارهٔ فنون و روشهای اجرایی داوری کنند؛ مثلاً درست یا نادرست بودن شیوهٔ مداوای بیماران را با روشهای تجربی میتوان شناخت.
حق یا باطل بودن عقاید و ارزشها را نمیتوان با روشها و علوم تجربی شناخت. عقل و وحی دو ابزار مهم شناخت عقاید و ارزشها هستند و علومی که از این دو ابزار بهره میگیرند، میتوانند دربارهٔ حق یا باطل بودن فرهنگهای مختلف داوری کنند.
برخی حق یا باطل بودن پدیدهها را به خواست و عمل افراد در موقعیتها، زمانها و مکانهای مختلف وابسته میدانند. آیا به راستی حق و باطل بودن پدیدهها به تمایلات افراد وابسته است؟ آیا در زمانها و مکانهای مختلف جابهجا و دچار تغییر میشوند؟
میدانیم فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی هر جامعهای تغییر میکند (مثلاً استقلال سیاسی در ایران پیش از انقلاب اسلامی یک آرمان بود که با انقلاب اسلامی به یک واقعیت تبدیل شد) و همچنین از یک جامعه به جامعهای دیگر متفاوت است. آیا حق و باطل نیز اینگونه هستند؟
حق یا باطل بودن عقاید، ارزشها، هنجارها و کنشها، بر اساس آگاهی یا جهل، و توجه یا بیتوجهی مردم جوامع مختلف نسبت به آنها تعیین نمیشود.
نژاد پرستی و برتر دانستن یک قوم یا گروه خاص، پول پرستی و شرک از عقاید و ارزشهای باطلاند و باطل بودن آنها با نظر جوامع مختلف، دگرگون نمیشود.
توحید، آزادی انسانها از همۀ بندها و موانعی که بر سر راه سعادت آنها وجود دارد، عدالت و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و تعالی همۀ انسانها، از عقاید و ارزشهای حقاند و درستی آنها با موافقت یا مخالفت آدمیان تغییر نمیکند.
جوامع مختلف با ایمان به حق، حقیقت را به فرهنگ آرمانی خود وارد میکنند و با عمل کردن بر اساس این عقاید و ارزشها، آنها را به فرهنگ واقعیشان وارد مینمایند. اگر جوامع مختلف به حق ایمان نیاورند و مطابق با آن عمل نکنند، به سوی باطل گام برمیدارند.
بنابراین، حقایق ثابتاند ولی از نظر وارد شدن به فرهنگ آرمانی و واقعی جوامع، تغییر پذیرند؛ یعنی برای جوامع امکان انحراف از حق و پذیرش باطل وجود دارد. همانگونه که امکان خروج از باطل و روی آوردن به حق نیز وجود دارد. جوامع میتوانند بر مدار حق یا باطل بچرخند اما حق و باطل بر مدار گزینش آنها تغییر نمیکنند.
نمونه بیاورید (صفحهٔ 33 کتاب درسی)
سه نمونه از آرمانهای حق را که در اغلب یا همۀ فرهنگها حضور دارند، نام ببرید. به نظر شما به چه دلیل این آرمانها در اکثر فرهنگها حضور دارند؟
وفای به عهد - راستگویی - عدالت
این آرمانها به دلیل تأثیرات انسانی مشترک و نیازهای اجتماعی برای برقراری روابط متقابل، صلح و همبستگی در جوامع مختلف وجود دارند. از آنجا که جوامع انسانی همواره به اصول اخلاقی برای حفظ هماهنگی اجتماعی نیاز داشتهاند، این ارزشها در فرهنگهای مختلف شکل گرفتهاند و به طور طبیعی در جوامع مختلف حضور دارند.
آیا میتوانید برخی پدیدههای باطلی را که در قلمرو آرمانی و واقعی بعضی فرهنگها وجود دارد، شناسایی کنید؟
تکاثر (مالاندوزی) - قبیله گرایی - قدرتپرستی
این پدیدهها اغلب به دلیل فشارهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی در جوامع مختلف رشد میکنند. گاهی فرهنگها به اشتباه این آرمانها را به عنوان اهداف عالی در نظر میگیرند، در حالی که در واقع میتوانند به مشکلات و بحرانهای اجتماعی و اخلاقی منجر شوند.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 34 کتاب درسی)
فرهنگ حق، فرهنگ آرمانی، فرهنگ واقعی، فرهنگ باطل، فرهنگ حق، ابزار شناخت فرهنگها، عقل، وحی، ارزیابی فرهنگها
خلاصه کنید (صفحهٔ 34 کتاب درسی)
فرهنگ حق معیار ارزیابی همهٔ فرهنگهاست.
فرهنگ آرمانی، فرهنگی است که مردم از آن حمایت میکنند اما در عمل ممکن است آن را نادیده بگیرند.
فرهنگ واقعی، فرهنگی است که مردم به آن عمل میکنند.
فرهنگ حق، از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان است.
فرهنگ باطل، از نظر علمی قابل دفاع نیست.
عقل وحی، دو ابزار مهم برای شناخت عقاید و ارزشهاست.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 34 کتاب درسی)
در فرهنگ آرمانی مردم از آن طرفداری میکنند ولی در عمل ممکن است نادیده گرفته شود. اما در فرهنگ واقعی مردم خود را لازم میدانند که به آن عمل کنند.
بخشهایی از فرهنگ که از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان باشد فرهنگ حق و بخشهای خرافی فرهنگ باطل است.
دو ابزار شناخت و تفکیک فرهنگ حق از باطل عبارتاند از عقل و وحی.
علوم اجتماعی اگر علم را به معنای تجربی آن محدود نکنند، میتوانند دربارهٔ حق یا باطل بودن فرهنگهای مختلف قضاوت کنند.