درسنامه آموزشی فارسی کلاس پنجم
درس 14: شجاعت
شجاعت، نترسیدن نیست بلکه آن است که انسان، بتواند در برابر حوادث و رنجها و دشواریها ایستادگی کند. از مشکلات نهراسد و راههای مناسب پیروزی بر آنها را جستوجو کند.
ترس، گاه نه تنها ناپسند نیست که بسیار پسندیده است. کسی که در هنگام رانندگی از سرعت بیش از اندازه میپرهیزد، کسی که از دوستی و همراهی با بَدان خودداری میکند، آن که خود را از مکانهای ناامن و خطرناک، دور میکند، نه تنها ترسو نیست که شجاع و دلیر، خوانده میشود.
شجاع، کسی است که از خطر و عاقبت کارهای بد بترسد؛ ولی دست و پای خود را گم نکند و با کمال متانت و آرامش، برای رویارویی با خطر، چارهجویی کند.
سربازی که در صحنهی نبرد، وظیفهی خود را انجام میدهد، شجاع است. انسان شریفی که در شعلههای آتش فرو میرود تا جان همنوع خود را نجات دهد، شجاع است. سردار لشکری که با تدبیر و مهارت، فرمان عقبنشینی میدهد و سپاه خود را از خطر میرهاند، شجاع است.
آنچه ناپسند و نکوهیده است، این است که انسان، بیدلیل بترسد یا از ترس، قدرت تصمیم گیری و تفکّر را از دست بدهد.
همه از زلزله، تصادف، غرق شدن، آتش سوزی، بیماری و میکروب میترسند؛ اما این ترس آنگاه نکوهیده است که مثلاً شخص از خانه بیرون نرود تا مبادا حادثهای برایش رخ دهد و...
این گونه افراد، ترسو هستند و هرگز در زندگی به موفّقیت نمیرسند. برای رسیدن به موفّقیتها، همه به شجاعت نیازمندیم. گاه کاری را آغاز میکنیم و تا رسیدن به موفّقیت چند بار شکست میخوریم. آن که از شکست نترسد و دلیل شکست خود را بیابد و راه را برای رسیدن به پیروزی ادامه دهد، شجاع است.
ریشهی اصلی ترسهای نادرست، در جهل و نادانی است. بعضی از تاریکی میترسند و شب و تاریکی را پُر از پدیدههای ترسناک میدانند.
آیا برای شما اتفاق افتاده است که از چیزی در تاریکی بترسید، اما وقتی چراغ را روشن کنید، به ترس خودتان بخندید؟
برخی، از پزشک و درمان میترسند، در حالی که نمیدانند تلخیِ دارو و رنج جراحی، سلامت آنها را تضمین میکند. خنده بر ترسهای دروغین، گام اول به سمت شجاعت است.
انسانها، افزون بر شجاعت و قدرت بدنی، به شجاعت دیگری هم نیازمند هستند؛ شجاعتی که به آن «شجاعت اخلاقی» میگویند.
شجاعت اخلاقی، آن است که حرف راست و درست بگوییم و در دفاع از آن، فداکار و نترس باشیم و اگر به چیزی آگاهی نداریم، بگوییم نمیدانیم.
نوشتهٔ استاد احمد بهمنیار، با کاهش و اندک تغییر
درست و نادرست (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
1- کسی که از عاقبت کارها نترسد، شجاع است. نادرست
2- در این روزگار به شجاعت و قدرت بدنی نیازمندیم. درست
3- شجاعت نترسیدن از تمام حوادث و رنجهاست. نادرست، شجاعت ایستادگی در برابر حوادث و رنجها و دشواریها است.
درک مطلب (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
1- دو نمونه از ترسهای پسندیده را بیان کنید. ترس از سرعت زیاد در رانندگی، ترس از همراهی با دوستان بد
2- شجاع به چه کسی میگویند؟ شجاع کسی است که از خطر و عاقبت کارهای بد بترسد؛ ولی دست و پای خود را گم نکند و با کمال متانت و آرامش برای رویارویی با خطر چارهجویی کند.
3- مردم روزگار ما به چه شجاعتی نیاز دارند؟ چرا؟ شجاعت اخلاقی، تا بتوانند همیشه و همه جا حرف راست و درست را بگویند و در دفاع از حق و خوبی و درستی، فداکار و نترس باشند.
4- گام اوّل به سمت شجاعت چیست؟ خنده بر ترسهای دروغین، گام اول در شجاعت است.
گوش کن و بگو (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
قصهٔ «صدای سکّه» را با دقت گوش دهید و سپس دربارهٔ پرسشهای زیر، گفتوگو کنید.
پرسشها
1- داستان با چه جملههایی آغاز شده بود؟
2- این داستان در چه مکانهایی اتّفاق افتاده است؟
3- هنگام شکستن هیزمها توسط هیزمشکن، مردی که به دنبال او بود، چه میگفت؟
4- هیزمشکن چه تصوّری دربارهٔ مرد بیکار داشت؟
5- چرا مرد بیکار از هیزمشکن تقاضای مزد کرد؟
6- چرا مرد بیکار، هیزمشکن را نزد قاضی برد؟
7- قاضی پس از شنیدن سخنان آن مرد، از هیزم شکن خواست تا چه چیزی را به او بدهد؟
8- پس از آنکه قاضی سکّهها را بر زمین ریخت، مرد بیکار چه گفت؟
9- قاضی در پاسخ به پرسش مرد بیکار، که چرا به جای سکّه باید صدای سکّه نصیب او شود، چه گفت؟
10- محتوای این داستان، با کدام ضربالمثل، تناسب ندارد؟
الف) برو کار میکن، مگو چیست کار.
ب) مُزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
ج) از کوزه همان بُرون تَراود که در اوست.
د) نابرده رنج، گنج میسّر نمیشود.