خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه‌های آسمانی کلاس سوم

درس 6: بانوی قهرمان

بازدید71/0 K
تاریخ بروزرسانی1399/09/2

وارد قصر می‌شویم. جشن بزرگی برپا کرده‌اند. افرادی با لباس‌های رنگارنگ دو طرف تخت یزید ایستاده‌اند و به ما که اسیر هستیم نگاه می‌کنند.

نگاهم به عمّه‌ام زینب است که آرام راه می‌رود.

انگار نه انگار که این همه سختی کشیده است؛ بعد از شهادت بابا دیگر ندیدم که عمّه راحت خوابیده باشد. شب‌ها بیدار می‌ماند و ما را در آغوش می‌گیرد.

اشک چشمان ما را با دستان زخمی‌اش پاک می‌کند و آن‌قدر ما را نوازش می‌کند تا خوابمان ببرد.

سپس در گوشه‌ای به دعا و راز و نیاز با خدا مشغول می‌شود.

امّا امروز در برابر دشمنان، عمّه سرش را بلند کرده است و محکم قدم برمی‌دارد.

نگهبان از ما می‌خواهد بنشینیم. من کنار عمّه می‌نشینم.

همه‌ی بچّه‌ها، ترسان و نگران به کنار عمّه می‌آیند. عمّه زینب همه را در آغوش می‌گیرد و به‌آرامی نوازش می‌کند.

دلش شکسته است، ولی به روی ما لبخند می‌زند.

یزید با صدای بلند می‌خندد. اطرافیان او با خنده‌ی یزید می‌خندند و به ما نگاه می‌کنند.

ناگهان عمّه از جایش بلند می شود و با صدای بلند می‌گوید: «یزید، فکر می‌کنی چون به ما سختگیری کردی و ما را مانند اسیران به اینجا آوردی، ما خوار شدیم و تو عزیز شدی؟»

صدای عمّه در تمام قصر می‌پیچد. در یک لحظه همه ساکت می‌شوند.

اطرافیان یزید با ترس به یزید نگاه می‌کنند. 

امّا عمّه همچنان سخنرانی می کند: «زیاد خوش حال نباش! وقتی پیش خدا حاضر شوی، آرزو می‌کنی که ای کاش، این روز را نمی‌دیدی.»

یزید فقط نگاه می‌کند و مثل مرده‌ها بی‌حرکت مانده است.

***

مردم با ترس و وحشت به یکدیگر نگاه می‌کنند. دیگر کسی به ما نگاه نمی‌کند و نمی‌خندد.

سرم را بلند می‌کنم. به عمّه نگاه می‌کنم.

انگار که دیگر اسیر نیستم.

دوست دارم (صفحه‌ی 43 کتاب درسی)

 

من هم در زندگی مانند حضرت زینب سلام لله علیها، در برابر دشمن و سختی‌ها باید صبور و مقاوم باشم و در مقابل ستمگران بایستم و به بچّه‌های یتیم، محبّت کنم.

کامل کنید (صفحه‌ی 43 کتاب درسی)

 

یزید و اطرافیانش چقدر در اشتباه بودند که...

1- آب را بر روی خانواده و کودکان و یاران امام حسین (ع) بستند.
2- کودک 6 ماهه‌ی امام حسین (ع) را به شهادت رساندند و بقیّه‌ی زنان و کودکان را به اسارت بردند.

گفت‌وگو نیم (صفحه‌ی 43 کتاب درسی)

 

کدام بخش‌های داستان «بانوی قهرمان» به این ویژگی‌های حضرت زینب سلام‌لله‌علیها اشاره می‌کند؟ 

شجاعت - فداکاری - عبادت

شجاعت: وقتی در کاخ یزید، با صدای بلند می‌گوید یزید! فکر می‌کنی چون به ما سخت‌گیری کردی و ما را مانند اسیران به اینجا آوردی، ما خوار شدیم و تو عزیز شدی؟
فداکاری: بعد از شهادت بابا دیگر ندیدم که عمّه راحت خوابیده باشد. شب‌ها بیدار می‌ماند و ما را در آغوش می‌گیرد... .
عبادت: به دعا و راز و نیاز با خدا مشغول می‌شود.

بیندیشیم (صفحه‌ی 44 کتاب درسی)

 

حضرت زینب سلام‌لله‌علیها به پیام این آیه عمل کرده است. می‌توانی بگویی چگونه؟ حضرت زینب (س) در کودکی شهادت مادر و در جوانی شهادت پدر و برادرش امام حسن (ع) و در کربلا شهادت پسران، برادران و عزیزان خود را دید و صبور بود. صبر و تحمّلی که در مقابل ظلم‌هایی که یزید به او و اسیران کربلا می‌کرد.

بگرد و پیدا کن (صفحه‌ی 44 کتاب درسی)

 

نام اعضای خانواده‌ی حضرت زینب سلام‌لله‌علیها را در جاهای خالی بنویس.

پدر: حضرت علی (ع)    مادر: حضرت فاطمه (س)    پدربزرگ: حضرت محمّد (ص)     مادربزرگ: حضرت خدیجه (س)     برادران: امام حسن (ع) ، امام حسین (ع)     پسر برادر: حضرت علی اصغر، حضرت قاسم‌بن حسن، حضرت علی اکبر، امام سجاد        

با خانواده (صفحه‌ی 45 کتاب درسی)

 

با استفاده از این کلمات، متن زیر را کامل کنید.

اسلام - دفاع - فرزندان امام حسین علیه السّلام - دشمنان - فداکاری

من حضرت زینب (س) را خیلی دوست دارم؛ زیرا او با شجاعت در برابر دشمنان اسلام ایستاد و از اسلام دفاع کرد و از فرزندان امام حسین (ع) حمایت کرد. و ایشان به صبر و فداکاری معروف هستند.

درس 6: بانوی قهرمان