خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس ششم

درس 6: ای وطن

بازدید156/6 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/23

ای سلامم، ای سرودم
ای نگهبان وجودم
ای غمم تو، شادی‌ام تو
مایه آزادی‌ام تو ... ای وطن!
ای وطن، تو سلام من سرود من و نگهبان وجود من هستی، تو غم و شادی من و سبب آزادی من هستی.

ای دلیل زنده بودن
ای سرودی صادقانه
ای دلیل زنده ماندن
جان‌پناهی جاودانه ... ای وطن!
تو دلیل زنده بودن من هستی توهمچون سرود ترانه‌ی صادقانه هستی تو دیلی زنده ماندن من و پناهگاه همیشگی من هستی

همچو رویش در بهاران
همچو جان در هر بدن
مثل بوی عطر گل‌ها
مثل سبزی چمن ... ای وطن!
تو مانند روییدن گیاهان در بهاران و مانند روح در هر بدن هستی، ای وطن تو مانند بوی خوش گل‌ها و سبزی چمن هستی

مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناری
همچو یاد خوشترین‌ها
همچو باران بهاری ... ای وطن!
ای وطن تو مانند رمز و راز شعر حافظ و مانند آواز قناری هستی تو مانند یادآوری خوشی‌ها و لذت‌ها و مانند باران بهاری نرم و لطیف هستی

مثل غم در مرگ مادر
مثل کوهِ غصّه‌هایی
مثل سربازان عاشق
قهرمان قصه‌هایی ... ای وطن!
ای وطن تو مانند غم و غصه هنگام مرگ مادر و مانند کوه غصه‌ها هستی، تو مانند سربازان عاشق قهرمان غصه‌ها و داستان‌ها هستی.

همچو آواز بلندی
از بلندی‌های پاک
باغروری، با گذشتی
با وفایی همچو خاک ... ای وطن! ای وطن! ای وطن!
ای وطن تو مانند آواز بلند، از بلندی‌های پاک هستی، ای وطن تو با غروری و هم با گذشت و بخشنده‌ای، ای وطن تو مانند خاک با وفا هستی

نادر ابراهیمی

 

درک مطلب (صفحهٔ 52 کتاب درسی)

 

1- شاعر در این شعر، «وطن» را به چه چیزهایی مانند کرده است؟
رویش در بهاران، جان در هر بدن، بوی عطر گل‌ها، سبزی چمن، راز شعر حافظ، آواز قناری، یاد خوشترین‌ها، باران بهاری، غم در مرگ مادر، کوه غصه‌ها، سربازان عاشق، قهرمان قصه‌ها، آواز بلند، خاک.

2- وطن چگونه می‌تواند نگهبان وجود ما باشد؟
وطن مثل خانه‌ای امن از وجود ما نگهبانی می‌کند و به ما امنیت، آسایش، هویت و فرهنگ می‌دهد.

3- شما وطن را به چه چیزهایی مانند می‌کنید؟
مادر، پدر، گهواره، خانه.

گوش کن و بگو (صفحهٔ 52 کتاب درسی)

 

قصّه‌ی «حماسه‌ی هُرمُز» را با دقّت گوش دهید و سپس درباره‌ی پرسش‌های زیر گفت‌وگو کنید.

پرسش‌ها

1- داستان با چه واقعه‌ای شروع می‌شود؟ حمله‌ی لشکر مغول.
2- شخصیت اصلی داستان که بود و چند پسر داشت؟ هرمز، دهقانی شجاع بود و او سه پسر جوان داشت.
3- اوّلین سواری که به کلبه نزدیک شد، که بود؟ دیده بان شهر بود
4- لشکریان مغول چه زمانی به کلبه رسیدند؟ هنگام غروب
5- نام فرمانده‌ی مغولان چه بود؟ قاجان
6- مغولان برای بیرون کشیدن پیرمرد و پسرانش از کلبه به چه کاری دست زدند؟ کلبه را آتش زدند
7- پیرمرد در آخرین لحظه‌ی زندگی چه گفت؟ پیروز باد ایران

درس 6: ای وطن