درسنامه آموزشی فارسی و نگارش (2) کلاس یازدهم مشترک شاخۀ فنی و حرفهای و کاردانش
درس 6- گسترش محتوا (2): شخصیت
«مردی بود میانه قد، با قیافهای آفتاب سوخته و چروک برداشته و لباس نظامی مرتب و تمیز. تازه ریشش را تراشیده بود. حتما هنوز چهل سالش نشده بود و خیلی به زحمت سعی میکرد فارسی سلیس حرف بزند. تفنگش را وارونه روی دوشش انداخته بود و ما با هم قدم میزدیم…»
سه تار، آل احمد
در نمونۀ بالا با مردی مواجه میشویم که نویسنده توانسته است ظاهر و رفتارش را برای ما به تصویر بکشد. با این کار، هنگام خواندن، تصویری از فرد یا افرادی که در متن حضور دارند، در ذهن ما نقش میبندد؛ به گونهای که تا پایان متن، تمام رفتار و گفتار آنها را در ذهن مجسّم میکنیم. حضور شخصیتها در نوشته باعث میشود متن از یکنواختی خارج شود. از شخصیت پردازی و توصیف شخصیتها میتوان در انواع نوشته استفاده کرد.
توصیف، گسترش دادنِ موضوع با دقّت در ویژگیهای افراد، اشیا و مکانهاست. با توصیف میتوان موضوع مورد بحث را در ذهن مخاطب به تصویر کشید. همچنین میتوان با آوردن وابستهها (صفتها و مضافالیهها)، تشبیهات، توضیحات و مانند آن، به توصیف پرداخت.
در این درس با توجّه به مراحل زیر، به توصیف اشخاص میپردازیم:
مرحلۀ اوّل: موضوعیابی (انتخاب شخصیت)
در این مرحله باید موضوعی را برای نوشتن انتخاب کرد. انتخاب شخصیت، در حقیقت همان انتخاب موضوع است. بهترین کار این است که تصویری از افراد خاص را در جاهای گوناگون تصوّر کنیم. اگر به مسیر روزانۀ خود از خانه تا مدرسه با دقّت نگاه کنیم، شخصیتهای متفاوتی را در جاهای مختلفی میبینیم که با توجّه به ظاهر و رفتار آنها میتوانیم متن زیبایی خلق کنیم. رانندۀ تاکسی یا اتوبوس، فروشندهها، مسافران و مأموران در ایستگاههای مترو و اتوبوس، رانندۀ وانتی که میوه و سبزی میفروشد، دانشآموزانی که در سنین مختلف به مدرسه میروند، تعمیرکاری که مشغول کار است، نانوا و کسانی که در صف نان هستند، خویشاوندان و حتّی افراد خانواده میتوانند شخصیت اصلی یا یکی از شخصیتهای نوشتۀ ما باشند.
پس با دقّت بیشتری به اطراف نگاه کنیم؛ یعنی خوب ببینیم و بشنویم و با زیر نظر گرفتن اشخاص پیرامونمان، ویژگیهای آنان را خوب بررسی کنیم و با تلاش ذهنی، آنها را در قالب شخصیتهایی خلق کنیم؛ مانند وصف برخی از شخصیتهای کتاب فارسی سال پیش، از جمله: شخصیت «چشمه» در درس «چشمه»، «ناصرخسرو» و «گرمابهبان» در درس «سفر به بصره»، «نیما یوشیج» در متن «پیرمرد، چشم ما بود» و بسیاری از شخصیتهای دیگر.
گاه شخصیتها میتوانند حیوان باشند مانند داستان «سپیددندان» که از زبان سگی با همین نام روایت شده است. گاه نیز به اشیا جان میبخشیم و به آنها شخصیت انسانی میدهیم؛ مانند ماجرای «یخی که عاشق خورشید شد» در کتاب نگارش سال گذشته.
در این درس، شخصیتی که موضوع نوشتۀ ماست، یکی از هم کلاسیهایم به نام بهروز است.
فعالیت (1) صفحه 69 کتاب درسی
چند تن از افراد پیرامونتان را به عنوان موضوع نوشته انتخاب کنید و نام آنها را بنویسید.
مرحلۀ دوم: تجسّم و بارش فکری
برای مجسّم کردن یک شخصیت یا یک شیء، کافی است آن را به گونهای معرفی کنیم که دیگران بتوانند تصویری از آن در ذهن خود بسازند. برای این کار، نخست باید افرادی را که میخواهیم در نوشتۀ ما حضور داشته باشند، در ذهن مجسّم کنیم. برای نمونه در موضوع «هم کلاسیام بهروز»، شخصیت اصلی، دانشآموزی است که در مکانی مشخّص مانند مدرسه یا کلاس حضور دارد. نویسنده برای تصویری کردن این شخصیت، به ظاهر و رفتار او در مدرسه توجّه کرده و آنچه را برای خواننده جالب است، بر روی کاغذ میآورد.

فعالیت (2) صفحه 71 کتاب درسی
یکی از موضوعهایی را که در فعّالیت نوشتید، انتخاب کنید و با تجسّم شخصیت، ویژگیهای او را مانند جدول صفحۀ قبل بنویسید.
مرحلۀ سوم: سازماندهی و طرح اولیه
در این مرحله طرح اوّلیۀ نوشته را تنظیم میکنیم. این کار خلق نوشته را آسانتر میکند؛ یعنی باید بدانیم پس از نوشتن بند آغازین، در بندهای میانی، چه مواردی را با چه ترتیبی بیاوریم. با توجه به موضوع انتخاب شده (همکلاسیام بهروز)، طرح را به این ترتیب در ذهن مرتب میکنیم:
بند آغازین
بندهای میانی
معرفی بهروز با توجّه به ظاهر
معرفی بهروز با توجّه به رفتار
بند پایانی
به این ترتیب، با سازماندهی ذهن خود، میدانیم از کجا باید شروع کنیم، بندهای میانی را به چه ترتیبی بیاوریم و نوشته را در کجا به پایان برسانیم.
فعالیت (3) صفحه 72 کتاب درسی
با توجه به طرح اولیۀ نوشتۀ خود، به پرسشهای زیر پاسخ دهید.
- بندهای میانی نوشتۀ شما چند بند موضوعی دارد؟
- در بندهای میانی، دربارۀ چه موضوعاتی میخواهید بنویسید؟
مرحلۀ چهارم: پیش نویس
در این مرحله، مطابق با نقشۀ طرّاحی شده در مرحلۀ پیش، جملههایی میسازیم و آنها را در پی هم میآوریم. این جملهها پیشنویس اوّلیۀ نوشته را شکل میدهد.
فعالیت (4) صفحه 74 کتاب درسی
با توجه به طرح نوشتۀ خود، پیش نویس آن را بنویسید.
مرحلۀ پنجم: بازبینی و گسترش موضوع
در این مرحله، نوشتۀ قبلی خود را بازبینی و اصلاح میکنیم و با استفاده از آنچه تاکنون آموختهایم، آن را گسترش میدهیم.
چنان که دیدید، نویسنده ابتدا متنی ساده نوشته، سپس واژهها و جملههایی را که با رنگ قرمز مشخص شده است، به متن افزوده و آن را زیباتر کرده است؛ به این ترتیب متن، آراسته و گسترده شده است.
فعالیت (5) صفحه 76 کتاب درسی
پیش نویس نوشتۀ خود را بخوانید و آن را گسترش دهید.
مرحلۀ ششم: نوشتن نهایی و پاک نویس
در این مرحله، با ایجاد اصلاحات و تغییرات ایجادشده در مراحل پیش، متن کامل شده را ویرایش و پاکنویس میکنیم.
فعالیت (6) صفحه 76 کتاب درسی
اکنون متن نوشتۀ خود را به طور کامل پاکنویس کنید.
اینک نوشتههایتان را بخوانید یا در اختیار دوستانتان قرار دهید تا با استفاده از معیارهای جدول زیر، آن را ارزیابی کنند.

کارگاه نوشتن
تمرین (1) صفحه 78 کتاب درسی
نوشته زیر را بخوانید و ویژگیهای ظاهری و رفتاری شخصیتهای آن را در متن مشخص کنید.
الف) نوجوان که بود تابستانها سرِکار میرفت. یک روز قرار شد همراه خانواده به باغی در خارج از شهر برویم و استراحتی بکنیم؛ وقتی موضوع را به محمد ابراهیم گفتیم، گفت: «من نمیآیم، کار دارم، من توی یک مغازه کار میکنم.» گفتم: «الان که تابستان است و درس و مشق نداری. زندگی هم که رو به راه است پس چرا کار میکنی؟» گفت: «نمیخواهم دائم دنبال بازی باشم. دوست دارم سرِکار بروم.» پرسیدم: «حالا چه کار میکنی؟» گفت: «توی یک مغازه میوه فروشی کار میکنم.» گفتم: «چرا میوه فروشی؟! میرفتی تو یک بزازی کار میکردی که لااقل کارش تر و تمیزتر است.» گفت: «اتفاقا چون کارش سختتر و بیشتر است آن را انتخاب کردهام. در مغازۀ بزازی همهاش باید یک گوشه بنشینم و چرت بزنم.»
شهید همّت، عربلو
ب) نشستن در گوشهٔ خاکریز و به فکر فرو رفتن، کار همیشهٔ سيّد بود. او به دوردستها خیره میشد و پرواز آرام کبوترها را که از میان دود و غبارِ انفجار میگذشتند، دنبال میکرد؛ درست مثل زمانی که از کنار گنبد حضرت عبدالعظیم پَر میکشیدند.
شهید آوینی، جعفری مطلق
تمرین (2) صفحه 79 کتاب درسی
موضوعی انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن، متنی بنویسید.
تمرین (3) صفحه 80 کتاب درسی
نوشتۀ دوستانتان را براساس معیارهای جدول ارزشیابی درس تحلیل کنید.
حکایت نگاری
حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده باز نویسی کنید.
طاووس و زاغی، در صحنِ باغی به هم رسیدند و عیب و هنر یکدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت: «این موزۀ (کفش) سرخ که در پای توست، لایق دیبای نگارین من است. همان وقت که به وجود میآمدهایم در پوشیدن موزه اشتباه کردهایم. من موزۀ سیاه تو را پوشیدهام و تو موزۀ سرخ مرا.»
زاغ گفت: «برخلاف این است؛ اگر خطایی رفته است، در پوششهای دیگر رفته است. باقی پوششهای زیبای تو مناسب موزۀ من است؛ در آن خوابآلودگی، تو سر از گریبان من درآوردی و من سر از گریبان تو.»
در آن نزدیکی، سنگ پشتی بود و آن مجادله را میشنید؛ سر برآورد که ای یاران عزیز! از این گفتوگوی باطل دست بردارید؛ خدای تعالی همه چیز را به یک کس نداده است. هرکس را به دادۀ خود، خُرسند باید بود و خشنود.
با تصرّف از بهارستان، جامی
پیش از این، به فضاسازی و شخصيّت پردازی پرداخته شده است. شما باید آموزههای این دو درس را به شکلی محدود، در حکایت نویسی اعمال کنند.
شخصيّت: طاووس، زاغ، سنگ پشت
شخصيّتپردازی، توصیف ویژگیهای ظاهری، نامگذاری شخصيّتها:
طاووس: زیبا با پرهای رنگارنگ، پاهایی زشت، خودپسند
زاغ: بال و پر مشکی، پاهای قرمز و خوشرنگ
سنگپ شت: پیر، دانا و باتجربه
مکان: صحن باغ
زمان: نامشخّص
توصیف زمان: صبحی بهاری
پیام: پرهیز از غرور، راضی بودن به داشتهها
گسترش پیام: ناپسند شمردن غرور و خودپسندی، خشنودی از داشتههای خود، پرهیز از مجادله
انتخاب عنوان: بر اساس شخصيّتها یا وقایع عنوان مناسبی انتخاب شود