درسنامه آموزشی مطالعات اجتماعی کلاس نهم
درس 11: تلاش برای حفظ استقلال و اتحاد سیاسی و سرزمینی ایران
در پی تسلط افغانها بر اصفهان و برکناری و قتل شاه سلطان حسین صفوی، ایران گرفتار تجزیه و تفرقه شد. افغانها توان حکومت بر سراسر ایران را نداشتند. به همین دلیل، در گوشه و کنار کشور افرادی مدعی حکومت شدند. روسیه و عثمانی نیز با استفاده از آشفتگی اوضاع، قسمتهایی از شمال و غرب ایران را اشغال کردند.
افشاریه: حکومت ناپایدار
در چنین شرایطی، نادر که سرداری از ایل افشار بود با سپاهیانش، نخست افغانها را سرکوب و تار و مار کرد و سپس نیروهای روسیه و عثمانی را از ایران بیرون راند. نادر پس از این پیروزیها، بر تخت شاهی نشست. بدین ترتیب، سلسلهٔ افشاریه پایهگذاری شد.
بیشتر دوره دوازده سالهٔ پادشاهی نادر به نبرد با بیگانگان و فرونشاندن شورشهای داخلی گذشت. نادرشاه در تعقیب گروهی از افغانهای شورشی که به هندوستان گریخته بودند، به آن کشور لشکر کشید. او تا دهلی پیش رفت و با غنیمتهای بسیار که با تجاوز و تصرف آنجا به دست آورده بود، به کشور بازگشت.
نادرشاه کوشید ایران را به کشوری یکپارچه و قدرتمند تبدیل کند، وی از موقعیت حساس خلیج فارس و اهمیت نیروی دریایی آگاه بود؛ از اینرو، برای تأسیس نیروی دریایی ایران در خلیج فارس، کارهایی انجام داد اما این کارها با مرگ او متوقف شد.
در سالهای پایانی حکومت نادر، نافرمانیها و شورشهای پیاپی تأثیر روانی نامطلوبی بر او گذاشت. او که به اطرافیان و سرداران خود بدگمان شده بود، به رفتارهای خشونت آمیز و بیرحمانه روی آورد. در نتیجه، فرماندهان سپاه نادرشاه که از جان خود میترسیدند، او را به قتل رساندند. به دنبال قتل نادرشاه، ایران بار دیگر به صحنهٔ جنگ حاکمان محلی و سران ایلها تبدیل شد.
فعالیت (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
1- با مطالعهٔ درس و راهنمایی دبیر خود، دلایل و عوامل مهم نابسامانی اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در دوران افشاریه را بررسی و تحلیل کنید. چند دلیل عمده همچون 1) نبرد با دشمنان داخلی و بیگانگان خارجی 2) نافرمانی و وجود شورشهای داخلی 3) بد گمانی نادر به اطرافیان و سرداران خود و انجام رفتارهای خشونت آمیز 4) عدم توجه به معشیت و اشتغال مردم
زندیه: آرامش و آسایش گذرا
سرانجام، کریمخان از ایل زندیه، با پیروزی بر دیگر مدعیان حکومت، برای مدتی به درگیریها و نزاعهای داخلی پایان بخشید. او حکومتِ بخش بزرگی از ایران به جز خراسان را به دست گرفت و سلسلهٔ زندیه را بنیان گذاشت. کریم خان به جای عنوان شاه، لقب وکیل الرُّعایا، یعنی نمایندهٔ مردم، را برای خود برگزید. او به رفاه عمومی مردم توجه میکرد و به صلح، آسایش و آرامش آنها اهمیت میداد و میکوشید از بروز ناامنی و شورشهای داخلی جلوگیری کند.
دوران فرمانروایی کریم خان سی سال طول کشید. در این دوران، ثبات و آرامش نسبی در سراسر کشور به وجود آمد و در نتیجه، اوضاع اجتماعی و اقتصادی بهتر شد. بناهای مهمی مانند بازار وکیل، مسجد وکیل، حمام وکیل و ارگ کریم خان در شیراز، پایتخت زندیه، ساخته شد و فعّالیتهای علمی و فرهنگی در آن شهر رونق گرفت. قدرت گرفتن خاندان زند در ایران، تقریباً مصادف با تسلط انلگستان بر هندوستان بود. این اتفاق سبب شد انگلیسیها بتوانند بر اقیانوس هند و دریاهای جنوبی ایران دسترسی بیشتری داشته باشند. به این ترتیب نفوذ تجاری آنها در ایران بیشتر شد. با مرگ کریم خان زند، افراد خاندان او برای کسب قدرت با یکدیگر درگیر شدند و بار دیگر، مردم نظارهگر جنگ داخلی کشور شدند.
قاجاریه: گسترش نفوذ و دخالت کشورهای استعمارگر
ایل قاجار یکی از ایلهای ترک تبار ایران بود. آقامحمدخان، پسر یکی از رؤسای این ایل، پس از مرگ کریم خان تلاش برای رسیدن به حکومت را آغاز کرد. او پس از مدتی جنگ و گریز، لطفعلیخان زند، آخرین فرمانروای زندیه را شکست داد و به قتل رساند. همچنین، مردم کرمان را به دلیل پناه دادن به لطفعلی خان، بیرحمانه مجازات کرد.
آقامحمدخان با لشکرکشیهای پیاپی بر سراسر ایران مسلط شد و حکومت قاجار را بنیان گذاشت و تهران را به پایتختی خود انتخاب کرد.
فعالیت (صفحهٔ 70 کتاب درسی)
2- شیوهٔ به قدرت رسیدن سلسلههای افشاریه، زندیه و قاجاریه چه شباهتی به هم دارد؟ هر سه در شرایطی به قدرت رسیدند که کشور دچار آشفتگی و نابسمانی شدید بود و حکومت واحدی بر سراسر ایران وجود نداشت، همچنین هجوم همسایگان ایران (روسیه - عثمانی) تهدیدی جدی برای مرزها به شمار میرفت و به ویژه اروپاییان با توجه به وقوع انقلاب صنعتی بیشتر از گذشته متوجه ایران بودند و هر سه، سلسله از قبایل بزرگ زمان خود بودند و با تکیه بر نیروی قبایل و ایل خود قدرت را در اختیار گرفتند.
3- به نظر شما، آقا محمدخان در انتخاب تهران به پایتخت به چه نکتههایی توجه داشته است؟
آقامحمدخان مردی تندخو و بیرحم بود و سرانجام به دست خدمتکارانش کشته شد. پس از او برادرزادهاش فتحعلیشاه، به قدرت رسید.
دوره حکومت فتحعلی شاه، هم زمان با آغاز نفوذ و دخالت گسترده کشورهای روسیه، انگلستان و فرانسه در ایران بود.
اوضاع اروپا
در فاصلهٔ سقوط صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، اوضاع کشورهای اروپایی تغییر کرده بود. یکی از دلایل عمدهٔ این تغییر، انقلاب صنعتی بود که از انگلستان آغاز شد و در دیگر کشورهای اروپایی گسترش یافت. سرازیر شدن ثروت افسانهای سرزمینهای استعمار شده مانند هند و قاره آمریکا توسط اروپاییان و همچنین نظام گستردهٔ بردهداریِ آفریقاییان و تجارت پرسود آن به شکلگیری انقلاب صنعتی در اروپا، کمک کرد.
در نتیجهٔ این انقلاب، نیروی ماشین و ابزارهای صنعتی جای نیروی انسان و ابزارهای دستی را در تولید گرفت. از اینرو، سرعت و میزان تولید افزایش یافت. انقلاب صنعتی موجب شکوفایی اقتصادی و افزایش قدرت نظامی و سیاسی کشورهای اروپایی شد و در نتیجه، طغیانگری آنها شد و توجه آنها را به کشورهایی که نیروی کار انسانی، مواد اوّلیه یا بازار مصرف مناسبی داشتند، جلب کرد. به این ترتیب، بیشتر این کشورها فعّالیتها و رقابتهای استعماری خود را افزایش دادند و نابرابری در سطح جهان بیشتر و بیشتر شد.
فعالیت (صفحهٔ 72 کتاب درسی)
4- در باره چگونگی تأثیر انقلاب صنعتی بر افزایش قدرت نظامی و سیاسی کشورهای اروپایی، در کلاس بحث و گفتوگو کنید. وقوع انقلاب صنعتی موجب شد که کارگاهها به کارخانهها تبدیل شوند و میزان تولید آنها افزایش یابد. کارخانهها نیاز به مواد اولیه داشتند و از آنجایی که اروپائیان منابع کافی در اختیار نداشت مجبور بودند از سایر کشورها تهیه کنند. پس از تهیه مواد اولیه و افزایش تولید، نیاز بود که کالاهای تولید شده در بازارهایی به فروش برسد در نتیجه به بازار سایر کشورها صادر شدند افزایش تولید و افزایش فروش سود زیادی نصیب اروپایان کرد که موجب افزایش قدرت نظامی و سیاسی آنان شد.
حملهٔ روسیه به ایران
روسیه تا پیش از فرمانروایی پترکبیر کشوری ضعیف و عقب مانده بود اما در نتیجهٔ برنامهها و فعّالیتهای او به کشوری قدرتمند و استعمارگر تبدیل شد. پس از آن نیز با حمله به کشورهای همسایه، قلمرو خود را گسترش داد. یکی از اهداف استعماری این کشور، رسیدن به آبهای خلیج فارس و اقیانوس هند بود.
در زمان فتحعلیشاه، روسیه با ارتشی مجهز به سلاحهای جدید و آشنا با فنون جنگی تازه به قلمرو ایران در قفقاز حمله کرد. سپاه ایران که از جنگاوران ایلهای مختلف تشکیل شده بود، با سلاحهای ابتدایی به مقابله با نیروهای متجاوز روس پرداخت. سرانجام پس از ده سال جنگ نابرابر، روسیه پیروز شد و عهدنامۀ گلستان را به ایران تحمیل کرد. به موجب این عهدنامه، ایالتهای گرجستان و داغستان و شهرهای باکو و گنجه از حاکمیت ایران خارج شدند و تحت حاکمیت روسیه قرار گرفتند.

مردم ایران که از عهدنامهٔ گلستان ناخشنود بودند، با فتوای علما برای آزاد کردن سرزمینهای اشغالی بسیج شدند. سپاه ایران که از جنگاوران ایلها و نیروهای داوطلب مردمی تشکیل شده بود، به سرعت مناطق اشغال شده را آزاد کرد. روسیه با تمام قوا و تجهیزات خود وارد جنگ شد و با شکست دادن سپاه ایران، عهدنامۀ ترکمانچای را -که ننگینتر از قرارداد گلستان بود- به کشور ما تحمیل کرد. بر اساس این قرارداد، سرزمینهای ایرانیِ شمال رود ارس به تصرف روسیه درآمد و همچون معاهدهٔ گلستان، ایران از داشتن کشتی جنگی در دریای مازندران محروم گردید و مجبور به پرداخت غرامت شد.
شکست ایران و معاهدات خسارتبار گلستان و ترکمانچای تحت تأثیر علل مختلفی رخ داد؛ از جمله: ضعف در فرماندهی و بخشی از لشکر، خیانت برخی از درباریان، انزوای برخی شخصیتهای کارآمد مانند قائممقام، فریب کاری روسها و میانجیگری خائنانهٔ انگلیس.

اهداف و برنامههای استعماری انگلستان در ایران
در اوایل دورهٔ قاجار، مهمترین مستعمرهٔ انگلستان یعنی هندوستان، با ایران همسایه بود. حفظ این مستعمره برای انگلستان اهمیت حیاتی داشت؛ بنابراین، یکی از هدفهای اصلی انگلستان از برقراری ارتباط با حکومت قاجار این بود که نگذارد کشورهای رقیب از طریق ایران به هندوستان دسترسی پیدا کنند.
در زمان فتحعلی شاه، چند عهدنامه میان ایران و انگلستان بسته شد و در آنها حکومت قاجار تعهد کرد که به هیچ کشوری اجازه ندهد از خاک ایران به هندوستان لشکرکشی کند. در عوض، انگلیسیها نیز متعهد شدند که در صورت حملهٔ کشورهای دیگر به ایران، به حکومت قاجار کمکهای مالی و نظامی کنند. البته، انگلستان در طول جنگهای روسیه با ایران، به تعهدات خود عمل نکرد. حتی در دوران محمدشاه و ناصرالدین شاه با لشکرکشی به خلیج فارس و حمله به جزایر و بنادر ایران، حکومت قاجار را مجبور کرد که به جدایی افغانستان از ایران رضایت دهد. انگلیسیها ناصرالدین شاه را نیز وادار کردند که با جدایی قسمت شرقی سیستان و بلوچستان از ایران موافقت کند. علاوه بر اینها، تعدادی از جزایر ایرانی خلیج فارس را اشغال و به پایگاه نظامی خود تبدیل کردند.
فعالیت (صفحهٔ 73 کتاب درسی)
5- هدف دولت انگلستان از جداکردن افغانستان و بخش شرقی سیستان و بلوچستان از ایران چه بود؟ هدف این بود که اولاً جلوی حملهٔ ایران به هند را که مستعمره انگلیس بود بگیرد. ثانیاً کشوری دیگر با ایران رابطهٔ دوستی برقرار نکند و از این طریق به هند حمله کند.
6- کاربرگهٔ شمارهٔ (9) را انجام دهید.
پاسخ در لینک زیر
https://gama.ir/test/detail/5814




