خانه
گاما

استعاره: تشبیهی که در آن یکی از دو طرف تشبیه حذف می‌شود و طرف دیگر به جای آن به کار می‌رود.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/07/30
تعداد بازدید49
استعاره: تشبیهی که در آن یکی از دو طرف تشبیه حذف می‌شود و طرف دیگر به جای آن به کار می‌رود.

استعاره: وقتی یک طرف تشبیه پنهان می‌شود

از تشبیه تا استعاره؛ چگونه یک طرف مقایسه حذف می‌شود و معنایی تازه می‌سازد
استعاره یکی از مهم‌ترین آرایه‌های ادبی است که بر پایهٔ تشبیه ساخته می‌شود؛ با این تفاوت که در آن یکی از دو طرف مقایسه حذف می‌شود و طرف دیگر به جای آن به کار می‌رود. همین حذف ظریف باعث می‌شود جمله کوتاه‌تر، تصویری‌تر و گاه عمیق‌تر شود. شناخت استعاره به ما کمک می‌کند پشت ظاهر جمله‌ها، مقایسه‌های پنهان را ببینیم و معنای دقیق‌تری از متن ادبی به دست آوریم. در این مقاله، ساختار استعاره، تفاوت آن با تشبیه و نکته‌های ظریفی که در فهم آن اشتباه رخ می‌دهد بررسی می‌شود.

ساختار استعاره و انواع آن

برای فهم استعاره، بهتر است ابتدا تشبیه را یادآوری کنیم. در تشبیه، دو چیز به هم مانند می‌شوند و هر دو طرف حاضرند؛ مثل «دل او مانند سنگ است». در استعاره، یکی از این دو طرف حذف می‌شود و طرف دیگر جای آن می‌نشیند. اگر بگوییم «دل او سنگ است»، دیگر واژهٔ «مانند» و طرف دوم تشبیه حذف شده و سنگ به جای دلِ سخت به کار رفته است. به همین دلیل می‌گوییم استعاره، تشبیهی فشرده است.

استعاره دو گونهٔ اصلی دارد. در استعارهٔ مصرحه، واژهٔ مشبه به جای مشبه می‌آید؛ مانند «سرو» در جملهٔ «سرو قامت را دیدم» که سرو به جای انسان بلندقامت نشسته است. در استعارهٔ مکنیه، یکی از ویژگی‌های مشبه به را به مشبه نسبت می‌دهیم؛ مانند «دیوارِ خانه لبخند می‌زند» که لبخند زدن ویژگی انسان است و به دیوار نسبت داده شده است. هر دو گونه یک هدف دارند: ایجاد تصویری تازه و کوتاه‌تر کردن بیان.

ویژگی تشبیه استعاره
حضور دو طرف مقایسه هر دو طرف حاضرند یک طرف حذف می‌شود
واژه‌های نشانهٔ مقایسه مانند، مثل، همچون هیچ واژهٔ نشانه‌ای ندارد
درازای بیان بلندتر و صریح‌تر کوتاه‌تر و تصویری‌تر
نمونه دل او مانند سنگ است دل او سنگ است

کارکرد استعاره در متن و گفتار روزمره

استعاره فقط ویژهٔ شعر نیست؛ در گفتار روزمره هم فراوان است. وقتی می‌گوییم «وقت طلاست»، طلا به جای وقت ارزشمند نشسته است. وقتی می‌گوییم «او شیر است»، شیر به جای انسان شجاع به کار رفته است. این جمله‌ها کوتاه‌اند، اما تصویری روشن در ذهن می‌سازند و همان مقایسهٔ پنهان را انتقال می‌دهند.

کارکرد اصلی استعاره، فشرده‌سازی معنا و برجسته‌کردن یک ویژگی است. در تشبیه، خواننده هر دو طرف را می‌بیند و خودش وجه شباهت را می‌فهمد؛ اما در استعاره، خواننده باید کمی فعال‌تر باشد و رابطهٔ پنهان را کشف کند. همین کوشش ذهنی، لذت فهم متن را بیشتر می‌کند. به همین دلیل استعاره در شعر، داستان و حتی تبلیغات کاربرد زیادی دارد.

پرسش‌هایی که فهم استعاره را دقیق‌تر می‌کند

آیا هر جملهٔ بدون «مانند» استعاره است؟

نه. حذف واژهٔ نشانهٔ تشبیه به‌تنهایی کافی نیست؛ باید یکی از دو طرف مقایسه هم حذف شده و طرف دیگر جای آن نشسته باشد. جملهٔ «او آمد» هیچ مقایسه‌ای ندارد و استعاره نیست.

تفاوت استعارهٔ مصرحه و مکنیه در چیست؟

در مصرحه، واژهٔ مشبه به صریحاً به جای مشبه می‌آید؛ مانند «شیر» به جای انسان شجاع. در مکنیه، ویژگی‌های مشبه به به مشبه نسبت داده می‌شود؛ مانند «دیوار لبخند می‌زند» که لبخند زدن ویژگی انسان است.

چرا تشخیص استعاره گاهی دشوار است؟

چون برخی جمله‌ها کاربرد عادی پیدا کرده‌اند و دیگر مقایسه را حس نمی‌کنیم؛ مثل «وقت طلاست». برای تشخیص، باید بپرسیم آیا واژه‌ای به جای چیزی دیگر و بر پایهٔ شباهت به کار رفته است یا نه.

استعاره، تشبیهی فشرده است که در آن یک طرف مقایسه حذف می‌شود و طرف دیگر جای آن می‌نشیند. این حذف، جمله را کوتاه‌تر و تصویری‌تر می‌کند و خواننده را به کشف رابطهٔ پنهان وا می‌دارد. با شناخت دو گونهٔ مصرحه و مکنیه و توجه به تفاوت آن با تشبیه، می‌توانیم استعاره را در شعر و گفتار روزمره درست تشخیص دهیم و معنای متن را دقیق‌تر بفهمیم.
شفق: سرخی آسمان هنگام غروب خورشید.
کپسول آموزشی

شفق: سرخی آسمان هنگام غروب خورشید.

محراب: جایگاه مقدس در مسجد که امام جماعت در آن به نماز می‌ایستد؛ در لغت، محل جنگ و مبارزه نیز معنا شده است.
کپسول آموزشی

محراب: جایگاه مقدس در مسجد که امام جماعت در آن به نماز می‌ایستد؛ در لغت، محل جنگ و مبارزه نیز معنا شده است.

گزاردن: به‌جا آوردن و اقامه کردن.
کپسول آموزشی

گزاردن: به‌جا آوردن و اقامه کردن.

سرخگون: به‌رنگ سرخ.
کپسول آموزشی

سرخگون: به‌رنگ سرخ.

خون‌بها: بهای تعیین‌شده در برابر خون یا جان فرد کشته‌شده؛ در کاربرد ادبی، ارزش و بهای شهادت نیز می‌تواند مراد باشد.
کپسول آموزشی

خون‌بها: بهای تعیین‌شده در برابر خون یا جان فرد کشته‌شده؛ در کاربرد ادبی، ارزش و بهای شهادت نیز می‌تواند مراد باشد.

غرّش: فریاد بلند یا صدای سهمگین جانوران درنده.
کپسول آموزشی

غرّش: فریاد بلند یا صدای سهمگین جانوران درنده.

عوعو: صدای سگ.
کپسول آموزشی

عوعو: صدای سگ.

چراغدان: جایگاه چراغ.
کپسول آموزشی

چراغدان: جایگاه چراغ.

کاروانسرا: محل اقامت کوتاه‌مدت مسافران.
کپسول آموزشی

کاروانسرا: محل اقامت کوتاه‌مدت مسافران.

مُفتخر: سربلند و صاحب افتخار.
کپسول آموزشی

مُفتخر: سربلند و صاحب افتخار.

قافیه و ردیف: قافیه واژه یا بخش پایانی مصراع‌هاست که پیش از ردیف از نظر آوا و حروف پایانی هماهنگ است؛ ردیف واژه یا مجموعهٔ واژه‌های یکسانی است که پس از قافیه تکرار می‌شود
کپسول آموزشی

قافیه و ردیف: قافیه واژه یا بخش پایانی مصراع‌هاست که پیش از ردیف از نظر آوا و حروف پایانی هماهنگ است؛ ردیف واژه یا مجموعهٔ واژه‌های یکسانی است که پس از قافیه تکرار می‌شود

مشبّه: چیزی که در تشبیه به چیز دیگری مانند می‌شود.
کپسول آموزشی

مشبّه: چیزی که در تشبیه به چیز دیگری مانند می‌شود.