اضطراب نوجوانی: نگرانی و بیقراری ناشی از ناآشنایی با تجربهها و موقعیتهای زندگی
اضطراب چه شکلی دارد و از کجا میآید؟
اضطراب یک حالت روانی و بدنی است که با نگرانی از آینده و موقعیتهای ناشناخته همراه است. در نوجوانی، مغز در حال تغییر و رشد است و بخشی که مسئول تصمیمگیری و کنترل هیجان است، هنوز کامل نشده است. به همین دلیل، نوجوان زودتر از بزرگسالان دچار دلشوره و بیقراری میشود. اضطراب میتواند نشانههای بدنی داشته باشد؛ مانند تپش قلب، عرق کردن دستها، لرزش صدا، دلدرد یا بیاشتهایی. نشانههای فکری آن هم شامل نگرانی زیاد دربارهٔ آینده، تصور بدترین اتفاقها، دشواری در تمرکز و فراموشی مطالب است. نشانههای رفتاری نیز میتواند به شکل پرهیز از موقعیتها، بهانه آوردن برای نرفتن به مهمانی، یا پرخاشگری و بیقراری ظاهر شود. ریشهٔ اصلی اضطراب نوجوانی، ناآشنایی با تجربههای تازه است. وقتی نوجوان کاری را برای نخستین بار انجام میدهد، ذهن او نمیداند چه اتفاقی میافتد و همین ناشناخته بودن، دلشوره میسازد. برای نمونه، دانشآموزی که باید در کلاس پشت تریبون برود، ممکن است از ترس قضاوت شدن، شب قبل خوابش نبرد. یا نوجوانی که برای نخستین بار به اردوی مدرسه میرود، ممکن است نگران دوری از خانواده و هماتاقیهای ناشناس باشد.
تفاوت اضطراب با ترس و استرس
بسیاری از نوجوانان اضطراب، ترس و استرس را یکی میدانند، در حالی که این سه با هم تفاوت دارند. ترس واکنشی به یک خطر روشن و همین لحظه است؛ مثل دیدن یک سگ بزرگ در کوچه. استرس فشار روانی ناشی از یک موقعیت دشوار و زماندار است؛ مثل شب امتحان. اضطراب اما بیشتر به آینده و احتمالها مربوط است؛ حتی وقتی خطر روشنی وجود ندارد. جدول زیر این تفاوتها را سادهتر نشان میدهد.
| حالت | منبع | زمان | نمونه در زندگی نوجوان |
|---|---|---|---|
| ترس | خطر روشن و همین لحظه | اکنون | دیدن یک صحنهٔ تصادف در خیابان |
| استرس | فشار یک موقعیت زماندار | نزدیک یک رویداد | شب امتحان ریاضی یا تحویل پروژه |
| اضطراب | احتمال و ناشناخته بودن | آیندهٔ نزدیک یا دور | نگرانی از قضاوت همکلاسیها در یک ارائه |
وقتی نوجوان تفاوت این سه را بداند، بهتر میتواند تشخیص دهد چه چیزی او را نگران کرده و بر اساس آن، راهحل مناسب را انتخاب کند. برای نمونه، اگر ترس از یک خطر روشن باشد، دوری از خطر کافی است؛ اما اگر اضطراب از ناشناخته بودن موقعیت باشد، آشنایی تدریجی با آن موقعیت کمککنندهتر است.
پرسشهای کلیدی دربارهٔ اضطراب نوجوانی
آیا اضطراب همیشه بد است؟
نه. اضطراب در اندازهٔ کم میتواند مانند یک زنگ هشدار عمل کند و نوجوان را به آماده شدن، مطالعهٔ بیشتر و مراقبت از خود تشویق کند. مشکل زمانی آغاز میشود که اضطراب شدید، پیوسته و فلجکننده شود و مانع انجام کارهای روزمره گردد.
چرا برخی نوجوانان اضطراب بیشتری دارند؟
عوامل گوناگونی اثر دارند؛ مانند ویژگیهای سرشتی، الگوی خانواده، تجربههای تلخ گذشته، فشار درسی و انتظارهای اجتماعی. اما داشتن اضطراب بیشتر به معنای ضعف یا مشکل حلنشدنی نیست. مهارتآموزی و حمایت اطرافیان میتواند اثر آن را کم کند.
آیا اجتناب از موقعیت اضطرابآور راهحل خوبی است؟
اجتناب در کوتاهمدت آرامش میآورد، اما در بلندمدت اضطراب را تقویت میکند؛ زیرا به ذهن ثابت میکند که آن موقعیت واقعاً خطرناک است. روبهرو شدن تدریجی و آمادهسازی قبلی، مانند تمرین ارائه در اتاق خود یا پرسیدن سؤال در کلاس کوچک، راه بهتری است.
چه زمانی باید از یک بزرگسال کمک گرفت؟
اگر اضطراب چند هفته پیوسته ادامه داشت، خواب و خوراک را به هم ریخت، باعث افت تحصیلی شد، یا به حملهٔ شدید تنفسی و گریههای بیدلیل انجامید، بهتر است نوجوان با یک بزرگسال مورد اعتماد مانند والدین، مشاور مدرسه یا روانشناس صحبت کند. کمک خواستن نشانهٔ شجاعت است، نه ضعف.