لحن داستانی: چگونه با شیوهٔ خواندن، شخصیتها را زنده کنیم؟
سه رکن اصلی لحن: روایت، شخصیت و گفتوگو
| نوع داستان | ویژگی لحن | مثال از کتاب درسی |
|---|---|---|
| داستان ماجراجویانه | تند، پرانرژی و با مکثهای کوتاه | ماجراهای هاکلبری فین |
| داستان خیالانگیز | آرام، رویایی و با کشیدگی در کلمات | شهرزاد قصهگو |
| داستان واقعگرایانه | معمولی، نزدیک به گفتوگوی روزمره | داستانهای کوتاه جمالزاده |
چگونه لحن مناسب را برای هر بخش پیدا کنیم؟
پرسشهای چالشی دربارهٔ لحن داستانی
بله، حتی در بخشهای توصیفی و روایی هم لحن مهم است. اگر راوی دارد هوای تاریک و ترسناک را توصیف میکند، لحن باید آهسته و مرموز باشد تا حس وحشت به خواننده منتقل شود. حتی اگر در آن بخش گفتوگویی نباشد، لحن میتواند فضاسازی کند.
به دلیل اینکه تفسیر مخاطب از متن میتواند متفاوت باشد. مثلاً جملهٔ «چقدر قشنگ است» را میتوان با لحن تحسین، تعجب یا حتی طعنه خواند. اینکه کدام لحن درست است، به بافت داستان و شخصیتی که جمله را بر زبان میآورد بستگی دارد.
به رفتار و ویژگیهای آن شخصیت در داستان نگاه کنید. اگر شخصیتی ترسو و محتاط است، لحن باید آرام و لرزان باشد. اگر شخصیتی پرخاشگر است، لحن باید محکم و تند باشد. با تمرین، بهمرور میتوانید این هماهنگی را بهتر حس کنید.
بله، چون فرهنگها و سبکهای نویسندگی متفاوت است. در داستانهای ترجمهشده، معمولاً جملهها طولانیتر و توصیفها مفصلتر است، بنابراین لحن باید شمردهتر و با مکثهای بیشتری خوانده شود. اما در داستانهای ایرانی، جملهها معمولاً کوتاهتر و خودمانیتر هستند و لحن میتواند سریعتر و صمیمیتر باشد.