مهدی مرادحاصل؛ استادِ بازنویسی قصه برای کودکان و نوجوانان
چگونه یک قصهی قدیمی را با زبان امروزی برای بچههای مدرسه جذاب کنیم؟
چکیده: مهدی مرادحاصل نویسنده و بازنویسیکنندهی قصههای کودک و نوجوان است. او قصههای کهن و فراموششده را با زبانی ساده و روان برای بچههای امروزی مینویسد. در این مقاله با سه مفهوم بازآفرینی، مخاطبشناسی و امانتداری به اصل قصه آشنا میشوید.
سه کار اصلی مهدی مرادحاصل در بازنویسی قصه
مهدی مرادحاصل مثل یک آشپز ماهر است که غذاهای قدیمی را با مواد تازه و خوشمزه میپزد. او به جای اینکه قصه را عین به عین از کتابهای خیلی قدیمی بردارد، آن را برای بچههای امروزی آماده میکند. سه کار مهم او عبارت است از:
| مهارت | یعنی چه؟ | مثال در زندگی دانشآموز |
|---|---|---|
| سادهسازی زبان | به جای واژههای دشوار و قدیمی، از کلمههای روزمره استفاده میکند. | مثل وقتی که معلم میخواهد یک مطلب سخت را با مثال بازی یا خوراکی برای شما توضیح دهد. |
| کوتاه کردن بخشهای تکراری | بعضی قصههای قدیمی خیلی بلند و تکراری هستند. او آنها را چکیدهتر میکند. | مثل وقتی که خلاصهی یک فیلم طولانی را برای دوستت تعریف میکنی تا خسته نشود. |
| نزدیک کردن فضا به دنیای امروز | اتفاقات را طوری تعریف میکند که انگار در همسایگی شما رخ میدهد. | مثل اینکه در قصه به جای «چراغ دودزده» از چراغقوه یا موبایل استفاده کند. |
کاربرد بازنویسی در مدرسه و مشقهای روزانه
حتماً برایت پیش آمده که معلم بگوید: «خلاصهی این داستان را با زبان خودت بنویس». همین کار ساده، یک نوع بازنویسی است. مهدی مرادحاصل این کار را در سطح حرفهای انجام میدهد. مثلاً فرض کن یک قصهی قدیمی دربارهی «پسر دانایی» که جواب معمای پادشاه را میدهد، خیلی سخت و طولانی است. مرادحاصل همان قصه را طوری مینویسد که انگار همکلاسی تو دارد ماجرا را برای بقیه تعریف میکند. حتی گاهی اسم شخصیتها را تغییر میدهد تا راحتتر تلفظ شوند. او مثل یک مترجمِ ماهر است؛ اما نه از زبانی به زبان دیگر، بلکه از زبان قدیمی به زبان امروزی.
نکته: مرادحاصل معتقد است یک بازنویس خوب نباید اصل پیام قصه را عوض کند. اگر قصه دربارهی «راستگویی» است، نمیتواند آن را به قصهی «زرنگی» تبدیل کند.
سه پرسش چالشی دربارهٔ بازنویسی قصه
پرسش ۱: آیا بازنویسی یعنی تقلب کردن و کپیکاری؟
پاسخ: نه، اصلاً. بازنویسی مثل این است که یک نقاشی زیبا را با مداد روی کاغذ دیگری بکشی ولی جزئیات را بهتر کنی. بازنویس به نویسندهی اصلی احترام میگذارد و نام او را ذکر میکند.
پاسخ: نه، اصلاً. بازنویسی مثل این است که یک نقاشی زیبا را با مداد روی کاغذ دیگری بکشی ولی جزئیات را بهتر کنی. بازنویس به نویسندهی اصلی احترام میگذارد و نام او را ذکر میکند.
پرسش ۲: چرا نمیتوانیم همان متن قدیمی را بدون تغییر بخوانیم؟
پاسخ: چون بسیاری از واژههای قدیمی مثل «باری»، «الا ای مردمان»، «چنین گفت» و ... برای بچههای امروزی سنگین و خستهکننده است. بازنویسی کمک میکند لذت قصه را بچشی بدون اینکه از کلمههای سخت فرار کنی.
پاسخ: چون بسیاری از واژههای قدیمی مثل «باری»، «الا ای مردمان»، «چنین گفت» و ... برای بچههای امروزی سنگین و خستهکننده است. بازنویسی کمک میکند لذت قصه را بچشی بدون اینکه از کلمههای سخت فرار کنی.
پرسش ۳: آیا همهی قصهها قابلیت بازنویسی دارند؟
پاسخ: بیشتر قصههای پندآموز و افسانههای قدیمی بله. اما بعضی قصهها که کاملاً به فضای تاریخی خود وابستهاند (مثل وقایع خاص باستانی) سختتر بازنویسی میشوند.
پاسخ: بیشتر قصههای پندآموز و افسانههای قدیمی بله. اما بعضی قصهها که کاملاً به فضای تاریخی خود وابستهاند (مثل وقایع خاص باستانی) سختتر بازنویسی میشوند.
✨ بریم برای جمعبندی: مهدی مرادحاصل به ما یاد میدهد که قصههای خوب هیچوقت کهنه نمیشوند، فقط زبانشان عوض میشود. تو هم اگر قصهای از پدربزرگ یا مادربزرگ شنیدهای که برای همسنهایت سخت است، میتوانی مثل یک بازنویس کوچک آن را سادهتر کنی. فقط یادت باشد: به اصل ماجرا خیانت نکن، شخصیتها را حفظ کن و از کلمههای امروزی استفاده کن. این هنری است که مهدی مرادحاصل سالها روی آن کار کرده و کتابهای زیادی برای کودکان و نوجوانان ساخته است.