خانه
گاما

به نومیدی گرایید: ناامید شد، دل سرد شد.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/03/14
تعداد بازدید80
به نومیدی گرایید: ناامید شد، دل سرد شد.

به نومیدی گرایید: ناامید شد، دل سرد شد

چرا گاهی امیدمان را از دست می‌دهیم و چگونه دوباره آن را پیدا کنیم؟
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که ناامیدی چه حسی است، چرا گاهی دل انسان سرد می‌شود و چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم تا دوباره به زندگی امیدوار شویم. کلمه‌های کلیدی: ناامیدیدل‌سردیامید تازه

ناامیدی و دل‌سردی یعنی چه؟

ناامیدی وقتی به سراغمان می‌آید که فکر می‌کنیم هیچ راهی برای رسیدن به خواسته‌هایمان نیست. دل‌سردی هم یعنی دیگر آن شوق و ذوق قبلی را نداریم. فرض کن چندبار تلاش کرده‌ای در مسابقه‌ی نقاشی مدرسه برنده شوی، اما همیشه رد می‌شوی. کم‌کم حس می‌کنی دیگر فایده ندارد و حتی قلم موهایت را هم کنار می‌گذاری. این همان جایی است که می‌گوییم «به نومیدی گرایید».

گاهی این حالت فقط چند ساعت طول می‌کشد، مثلاً وقتی نمره‌ی ریاضی‌ات خوب نمی‌شود. گاهی هم چند روز ادامه پیدا می‌کند، مثل وقتی بهترین دوستت بدون دلیل با تو قهر می‌کند. در هر صورت، ناامیدی احساس سنگینی است که می‌تواند همه چیز را برای ما تیره و تار نشان بدهد.

نکته: ناامیدی مثل یک ابر سیاه بالای سر ماست، اما یادمان باشد هیچ ابری تا ابد آسمان را نمی‌پوشاند. حتی در تاریک‌ترین روزها هم خورشید پشت ابرهاست.

در زندگی روزمره کجا ناامید می‌شویم؟

حتماً برای تو هم پیش آمده که در یک بازی گروهی تیمت همیشه می‌بازد و تو دیگر دلت نمی‌خواهد بازی کنی. یا وقتی برای خرید یک اسباب‌بازی خاص، کلی پول توجیبی پس‌انداز کرده‌ای اما وقتی به فروشگاه می‌روی، آن را نمی‌بینند. این‌ها نمونه‌های کوچکی از ناامیدی هستند. حتی گاهی در درس خواندن هم این حالت پیش می‌آید. مثلاً بعد از چندبار تلاش برای حفظ کردن جدول ضرب، اگر موفق نشوی، ممکن است بگویی «به‌دردم نمی‌خورد، رهایش می‌کنم».

در مدرسه هم گاهی پیش می‌آید که معلم از تو تعریف نمی‌کند، با اینکه خیلی زحمت کشیده‌ای. آن لحظه دلت سرد می‌شود و فکر می‌کنی دیگر زحمت کشیدن فایده ندارد. اما حقیقت این است که هر آدمی در زندگی خود چندین بار این حس را تجربه می‌کند. مهم این است که بدانیم تنها نیستیم.

وقتی امیدواریم وقتی ناامید می‌شویم
بعد از خراب شدن تکلیف، دوباره از نو می‌نویسم تکلیف را پاره می‌کنم و می‌گویم دیگر نمی‌نویسم
در مسابقه بازنده می‌شوم اما تمرین می‌کنم دیگر هیچ مسابقه‌ای را قبول نمی‌کنم
از دوستم دلخور می‌شوم اما حرف می‌زنیم قهر می‌کنم و دیگر با او حرف نمی‌زنم

پرسش و پاسخ برای روشن شدن موضوع

پرسش: اگر در کاری خیلی ضعیف باشم، مثلاً در ورزش، چرا نباید ناامید شوم؟
پاسخ: هیچ کس از اول در همه چیز ماهر نبوده است. خیلی از ورزشکاران معروف سال‌ها تمرین کردند تا خوب شدند. می‌توانی از مربی یا معلم ورزش کمک بگیری. شاید استعدادت در ورزش دیگری باشد. ناامیدی مثل در بستن به روی خودمان است، در حالی که شاید پشت همان در، راه تازه‌ای منتظر ما باشد.
پرسش: وقتی دوستانم مرا مسخره می‌کنند، دلم سرد می‌شود. چه کار کنم؟
پاسخ: مسخره شدن واقعاً آزاردهنده است. اول یادت باشد که ارزش تو به حرف دیگران نیست. دوم می‌توانی با یک بزرگ‌تر (پدر، مادر یا معلم) حرف بزنی. سوم گاهی آن‌ها هم نمی‌دانند چقدر ناراحت می‌شوی. با خونسردی به آنها بگو: «این حرفت به من برمی‌خورد». اگر باز هم ادامه دادند، از کسی کمک بگیر.
پرسش: چند بار امتحان دادم ولی قبول نشدم. دیگر حوصله‌ی درس خواندن ندارم. آیا اشکال دارد؟
پاسخ: ناراحت شدن اشکال ندارد، ولی رها کردن کار درست نیست. شاید روش درس خواندنت را باید عوض کنی. مثلاً به جای حفظ کردن، مفاهیم را با مثال یاد بگیری. یا از یک دوست یا معلم خصوصی کمک بگیری. هر کسی در یادگیری یک راه مخصوص به خودش را دارد. تو هم راه خودت را پیدا خواهی کرد.

چگونه دوباره امیدوار شویم؟

اولین قدم این است که بپذیری ناامید شده‌ای. خودت را بابت این حس سرزنش نکن. قدم دوم این است که با کسی که دوستش داری حرف بزنی. گفتن مشکلات به دیگران سنگینی را کم می‌کند. قدم سوم کارهای کوچک و آسان انجام بده. مثلاً اگر از ریاضی ناامید شده‌ای، فقط یک مسئله‌ی ساده را حل کن. موفقیت در همان یک مسئله، جرقه‌ی امید را دوباره روشن می‌کند. قدم چهارم به خودت بگو: «من قبلاً هم سختی کشیده‌ام و از آن گذشتم، این بار هم می‌توانم».

آنچه در این مقاله خواندیم: ناامیدی و دل‌سردی احساسی طبیعی و انسانی است که همه‌ی ما گاهی آن را تجربه می‌کنیم. مهم این است که بدانیم این حالت همیشگی نیست. با کمک گرفتن از دیگران، انجام قدم‌های کوچک و یادآوری موفقیت‌های گذشته می‌توانیم دوباره به زندگی امیدوار شویم. یادمان باشد شکست‌ها پایان راه نیستند، فقط به ما یاد می‌دهند چه راهی را نباید برویم. تو می‌توانی از تاریکی ناامیدی بیرون بیایی، چون درون تو نیروی بزرگی به نام «امید» همیشه زنده است.