به نومیدی گرایید: ناامید شد، دل سرد شد
ناامیدی و دلسردی یعنی چه؟
ناامیدی وقتی به سراغمان میآید که فکر میکنیم هیچ راهی برای رسیدن به خواستههایمان نیست. دلسردی هم یعنی دیگر آن شوق و ذوق قبلی را نداریم. فرض کن چندبار تلاش کردهای در مسابقهی نقاشی مدرسه برنده شوی، اما همیشه رد میشوی. کمکم حس میکنی دیگر فایده ندارد و حتی قلم موهایت را هم کنار میگذاری. این همان جایی است که میگوییم «به نومیدی گرایید».
گاهی این حالت فقط چند ساعت طول میکشد، مثلاً وقتی نمرهی ریاضیات خوب نمیشود. گاهی هم چند روز ادامه پیدا میکند، مثل وقتی بهترین دوستت بدون دلیل با تو قهر میکند. در هر صورت، ناامیدی احساس سنگینی است که میتواند همه چیز را برای ما تیره و تار نشان بدهد.
در زندگی روزمره کجا ناامید میشویم؟
حتماً برای تو هم پیش آمده که در یک بازی گروهی تیمت همیشه میبازد و تو دیگر دلت نمیخواهد بازی کنی. یا وقتی برای خرید یک اسباببازی خاص، کلی پول توجیبی پسانداز کردهای اما وقتی به فروشگاه میروی، آن را نمیبینند. اینها نمونههای کوچکی از ناامیدی هستند. حتی گاهی در درس خواندن هم این حالت پیش میآید. مثلاً بعد از چندبار تلاش برای حفظ کردن جدول ضرب، اگر موفق نشوی، ممکن است بگویی «بهدردم نمیخورد، رهایش میکنم».
در مدرسه هم گاهی پیش میآید که معلم از تو تعریف نمیکند، با اینکه خیلی زحمت کشیدهای. آن لحظه دلت سرد میشود و فکر میکنی دیگر زحمت کشیدن فایده ندارد. اما حقیقت این است که هر آدمی در زندگی خود چندین بار این حس را تجربه میکند. مهم این است که بدانیم تنها نیستیم.
| وقتی امیدواریم | وقتی ناامید میشویم |
|---|---|
| بعد از خراب شدن تکلیف، دوباره از نو مینویسم | تکلیف را پاره میکنم و میگویم دیگر نمینویسم |
| در مسابقه بازنده میشوم اما تمرین میکنم | دیگر هیچ مسابقهای را قبول نمیکنم |
| از دوستم دلخور میشوم اما حرف میزنیم | قهر میکنم و دیگر با او حرف نمیزنم |
پرسش و پاسخ برای روشن شدن موضوع
پاسخ: هیچ کس از اول در همه چیز ماهر نبوده است. خیلی از ورزشکاران معروف سالها تمرین کردند تا خوب شدند. میتوانی از مربی یا معلم ورزش کمک بگیری. شاید استعدادت در ورزش دیگری باشد. ناامیدی مثل در بستن به روی خودمان است، در حالی که شاید پشت همان در، راه تازهای منتظر ما باشد.
پاسخ: مسخره شدن واقعاً آزاردهنده است. اول یادت باشد که ارزش تو به حرف دیگران نیست. دوم میتوانی با یک بزرگتر (پدر، مادر یا معلم) حرف بزنی. سوم گاهی آنها هم نمیدانند چقدر ناراحت میشوی. با خونسردی به آنها بگو: «این حرفت به من برمیخورد». اگر باز هم ادامه دادند، از کسی کمک بگیر.
پاسخ: ناراحت شدن اشکال ندارد، ولی رها کردن کار درست نیست. شاید روش درس خواندنت را باید عوض کنی. مثلاً به جای حفظ کردن، مفاهیم را با مثال یاد بگیری. یا از یک دوست یا معلم خصوصی کمک بگیری. هر کسی در یادگیری یک راه مخصوص به خودش را دارد. تو هم راه خودت را پیدا خواهی کرد.
چگونه دوباره امیدوار شویم؟
اولین قدم این است که بپذیری ناامید شدهای. خودت را بابت این حس سرزنش نکن. قدم دوم این است که با کسی که دوستش داری حرف بزنی. گفتن مشکلات به دیگران سنگینی را کم میکند. قدم سوم کارهای کوچک و آسان انجام بده. مثلاً اگر از ریاضی ناامید شدهای، فقط یک مسئلهی ساده را حل کن. موفقیت در همان یک مسئله، جرقهی امید را دوباره روشن میکند. قدم چهارم به خودت بگو: «من قبلاً هم سختی کشیدهام و از آن گذشتم، این بار هم میتوانم».