گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ناامنی: نبودن امنیت و آسایش

بروزرسانی شده در: 2:22 1405/03/12 مشاهده: 25     دسته بندی: کپسول آموزشی

ناامنی: وقتی امنیت و آسایش را در زندگی روزمره گم می‌کنیم

دلشوره از ناشناخته‌ها، ترس از خطرهای کوچک و بزرگ، و راه‌های ساده برای بیشتر کردن احساس آرامش
چکیده: ناامنی یعنی جایی یا زمانی که احساس خطر، ترس یا ناآرامی داشته باشیم. در این مقاله می‌خوانیم که نبود امنیت چه شکل‌هایی دارد (مثل دعوای خیابانی، تنها ماندن در شب، یا گم شدن کیف مدرسه)، چرا آسایش ما را به هم می‌زند، و چطور با چند کار ساده می‌توانیم آرامش بیشتری در خانه، مدرسه و محله داشته باشیم.

انواع ناامنی در زندگی دانش‌آموزی

گاهی ناامنی جسمی است؛ مثلاً وقتی در مسیر مدرسه یک غریبه با ماشین کنارمان می‌ایستد، یا حیاط خلوت خانه‌مان حصار کوتاهی دارد و غریبه‌ها به راحتی می‌توانند داخل را ببینند. گاهی ناامنی عاطفی است؛ مثل دعوای مداوم پدر و مادر که دل‌مان را می‌لرزاند، یا وقتی معلم سر کلاس داد می‌زند و ما می‌ترسیم نظر بدهیم. نوع دیگر ناامنی اقتصادی است؛ مثلاً وقتی نمی‌دانیم پول خرید دفتر و مداد را داریم یا نه، یا نگران قطع شدن اشتراک اینترنت برای انجام تکالیف هستیم. همه‌ی اینها باعث می‌شود تمرکزمان از درس و بازی و خواب راحت کم شود.

محل زندگی نمونهٔ ناامنی احساس دانش‌آموز
مدرسه دانش‌آموز قلدر هر روز کیف مرا خالی می‌کند ترس و دلهره، دوست ندارم به مدرسه بروم
خانه کلید در را گم کرده‌ام و پدر و مادر سر کار هستند نگرانی، دستپاچگی، گریه کردن

ناامنی در کوچه و مدرسه: مثال‌های روزمره

تصور کن بعد از ظهر توی کوچه مشغول بازی با توپ هستی. ناگهان یک موتورسیکلت با سرعت از کنارت رد می‌شود و نزدیک است به تو بخورد. همین یک اتفاق کوچک حس ناامنی می‌آورد. یا در مدرسه، وقتی دوستت راز تو را جلوی دیگران فاش می‌کند، دیگر احساس نمی‌کنی در یک جای امن هستی. مثال دیگر: پیاده از مدرسه برمی‌گردی و یک سگ بزرگ بدون صاحب به تو نزدیک می‌شود. در همهٔ این لحظه‌ها ضربان قلبت تند می‌زند، عرق می‌کنی و دوست داری فرار کنی. به این حالت «ناامنی» می‌گوییم. حتی گاهی نبود آسایش یعنی صدای بوق ممتد ماشین‌ها زیر پنجره اتاق خوابت، یا این که چراغ راه‌پله‌ها خراب است و می‌ترسی از پله بالا بروی.

نکتهآسایش فقط به معنی مبل راحت نیست! آسایش یعنی شب هنگام بدون ترس بخوابی، کیف مدرسه‌ات را گم نکنی، و مطمئن باشی اگر مشکلی پیش آید یک بزرگ‌تر مهربان به تو کمک می‌کند.

سه پرسش چالشی دربارهٔ ناامنی

پرسش یک: اگر در پارک تنها باشم و یک غریبه از من آدرس بپرسد، آیا همیشه باید بترسم؟

پاسخ: نه هر غریبه‌ای خطرناک نیست. ولی کار درست این است: دو قدم فاصله بگیری، آدرس کلی بدهی (مثلاً «بگو از این خیابان برو راست») و اگر اصرار کرد همراهت بیایی، سریع به سمت جمعیت یا خانهٔ یکی از همسایه‌ها بدوی. ترس منطقی گاهی جان آدم را نجات می‌دهد.

پرسش دو: چرا گاهی با اینکه کسی به من بدی نکرده، باز هم احساس ناامنی می‌کنم؟

پاسخ: چون ناامنی فقط از خطر واقعی نیست؛ گاهی از خاطرات بد می‌آید. مثلاً یک بار در آسانسور گیر کرده‌ای، حالا هر بار که سوار آسانسور می‌شوی دلت می‌لرزد. این واکنش مغزت برای محافظت از توست، ولی گاهی اغراق‌آمیز می‌شود. می‌توانی با کمک یک مشاور مدرسه این ترس را کم‌تر کنی.

پرسش سه: آیا می‌شود یک محله را امن‌تر کرد؟ کارهایی که یک دانش‌آموز می‌تواند انجام بدهد چیست؟

پاسخ: بله! مثلاً با دوستانت گروه همیار مدرسه راه بیندازید و راه‌های امن رفت و آمد را نقشه بکشید. یا از مدیر مدرسه بخواهید دور حیاط نور بیشتری بگذارد. حتی خودت می‌توانی شمارهٔ پلیس و آتش‌نشانی را همیشه همراه داشته باشی و به کوچک‌ترها یاد بدهی. ایجاد امنیت کار همه است، حتی یک تماس ساده.

چند راهکار ساده برای بیشتر شدن امنیت و آسایش:

  • همیشه مسیر ثابتی بین خانه و مدرسه داشته باش و از کوچه‌های خلوت بپرهیز.
  • رمز کیف پول یا دوچرخه‌ات را به هیچ کس جز پدر و مادرت نگو.
  • اگر در خانه احساس ناامنی عاطفی می‌کنی، حتماً با معلم مورد اعتماد یا مشاور مدرسه حرف بزن.
  • آدرس و شماره تلفن اضطراری (پلیس ۱۱۰، آتش‌نشانی ۱۲۵، اورژانس ۱۱۵) را پشت برگهٔ تقویم یا توی دفترچه یادداشت کن.
  • هر شب وسایل فردای مدرسه را آماده کن تا صبح با عجله و استرس بیرون نزنی.