عیّن الصحیح:
الفعل الأمر مِن «کَتَبتُنّ» $ \leftarrow $ تَکتُبنَ
الفعل المضارع للنهی مِن «نَصَرتِ» $ \leftarrow $ لاتَنصُرینَ
فعل ماضٍی مِن «نَفتَحانِ» $ \leftarrow $ فَتَحنا
الفعل المستقبل مِن «کَشَفوا» $ \leftarrow $ کشفوا
عین الترجمه الصحیحه:
مَن کانَ یظُنَّ أن تُصَدِّقُ مَطرََ السَّمَکِ؟ چه کسی گمان میکند که تو باران ماهی را باور کنی؟
اَلنّاسُ نیامٌ؛ فَإذا ماتُوا انْتَبَهوا. مردم خفتهاند پس تا نمیرند بیدار نمیشوند.
قَد اِنقَطَعَ رَجائی عَنِ الْخَلقِ. امیدم از خلق قطع شده است.
اَلرِّجالُ عَلَی الْیَمینِ وَ النِّساءُ عَلَی الْیَسارِ. مردان سمت چپ و زنان به سمت راست.
انتخب الصحیحه: «لا تقترحوا علی التَّقاعِدُ قبل خمسِ و عشرینَ سنه من عمرکم»
قبل از ۲۵ سالگی تان پیشنهاد بازنشستگی نمی دهید.
قبل از ۲۵ سال پیشنهاد بازنشستگی ندهید.
۲۵ سال قبل پیشنهاد بازنشستگی نمی دادند.
قبل از ۲۵ سالگی تان پیشنهاد بازنشستگی ندهید.
ما هیَ ترجمةُ الکََلماتِ الَّتی تََحتَها خَط؟ «فَصَیَّرَ الأرضَ بِهِ بَعدَ اغبِرارِ خَضِرَة»
گشت- غبار آلوده- سبز وخرّم
گردانید- غبار آلودگی- تر وتازه
گردانید- تیره رنگی – سر سبز .
گشت- تیره رنگ - سر سبز .
عین عبارةٌ لَیسَ فیها مُتَضادً:
کَأَنَّهُ وَلِّیٌ حَمیمٌ
لاتَستَوی الحَسَنَةُ وَ لا السَّیّئَةُ
أکبرُ الحُمقِ الإغراقُ فی المَدجِ و الدَّم
لا أَملِک لِنفسی نَفعاً و لا ضَرَاً
عیّن الصَّحیح عَن مفهوم العِبارَة «مَن طَلَبَ شیئاً و جَدَّ وَجَدَ»:
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.
عاقبت جوینده ،یابنده است.
هر چه کنی به خود کنی .
عاقبت چاه کن ته چاه است.
ما هِیَ التَّرجُمة الصَّحیحةٌ: «هَل یُمکِنُ أن یَستَعینَ البَشَرُ یوماً بالبَکتیریا المُضیئَةِ لِإنارَةِ المُدُنِ؟»
آیا ممکن است روزی بشر بتواند شهرها را با باکتری نورانی کند؟
چه روزی بشر از باکتری نورانی برای روشنایی شهرها کمک می گیرد؟
آیا ممکن است که بشر روزی برای نورانی کردن شهرها از باکتری نورانی کمک بگیرد؟
ممکن است روزی بشر برای روشنی شهر از باکتری کمک بگیرد؟
ما هُوَ الصَّحیح فی التَّرجُمة؟
«جاءَ أخی المِضیافُ بِالطَّعامِ» : برادر میهمان نوازم با غذا آمد
«کانت فاطمةُ تَذهَبُ لْإغلاقِ حَنَفیَّةِ الماء»": فاطمه برای بستن شیرآب می رفت
«ما أجمَلَ غاباتِ مازندران و طبیعتَها»: جنگل های مازندران و طبیعت آن زیبا است
«أذهَبُ إلََی المَدرسَةِ فِِی السّاعة السّابعةِ إلّا رُبعاً»: درساعت ۷:۱۵ به مدرسه می روم
ما هُوَ الخَطأ حَولَ «الغُراب»؟
لونُهُ أسوَد
یَعیشُ عشرینَ سَنَةً أو ثلاثینَ أو أکثََر
لََُهُ صوتٌ جمیلٌ
هُوَ بِمَنزَلةِ جاسوسٍ مِن جَواسیسِ الغابة
عین جملةً لیسَ فیها جمعُ التکسیر (مکسر):
ذاكَ هُوَ اللهُ الَّذي أنعُمُهُ مُنهَمِرَة
أُنظُر إلی الغَیِم فَمَن أنزَلَ مِنهُ مَطَرَه
تِلكَ الشَّجرة ذاتِ الغُصونِ الَِّضِِرة
زانَهُ بِأنجُمٍ کاَلدُّرَرِ المُنتَشِرَة
أیُّ کََلمَة مُناسبَةٌی لِهذه الجُملَة؟ «طائرٌ یسکُنُ ی فی الأماکن المَتَّوکة یَنامُ فی النَّهار و یََخرُجُ فی اللَّیل»
الحِرباء
البُوم
الطّاووس
البَطّ
ما هُوَ الصَّحیح فی التََّّرجمة؟
دافِع عَن نَفسِک: «از خودش دفاع کرد»
رَجاءً أجلِسوا الْطفالَ: «لطفاً! کودکان بنشینند»
إمتَنَعَ عَنِ العَمل: «از کار منع کرد»
تَعَلَّموا أنتُم: «شما یاد بگیرید»
ما هُوَ الخَطأ فی الضَّمایر؟
أنَا اَستَغفِرُ
هُم نَزَّلوها
هِی ما تسَاقَطَ
لا تَکتُم أنتَ
ما هُوَ الصَّحیح عَن عدد «۶۳ طائراً»؟
ثلاثةٌ ستّونَ
ستّونَ و ثلاثةٌ
الثالث و السِّتّونَ
ثلاثةٌ و ستّونَ
عین الْمَصدرَ الَّذي عََلَی وَزن «استفعال»:
اِستِماع
اِستِخدام
اِستِراق
اِستِلام
عین الجملة الاسمیة:
ماقَسَمَ الله للعِبادِ شیئَاً أفضَلَ مِنَ العَقلِ
و اجعَلْ لی لِسانَ صِدقِ فی الآخرینَ
أحَبُّ عبادِ اللهِ إلََی اللهِ أنفَعُهُم لِعِبادهِ
و اذ قالَ موسی لِقومِهِ یا قومِ...
عین الْمَحَلَّ الِعرابيَّ للکَمات الَّتي تَحتَها خطٌّ عََلَی التَّرتیب: «نَظَرُ الوَلَدِ إلی والِدَیهِ حُبّاً لَهُما عِبادَةً»
الفعل- المضاف إلیه- الخبر .
المُبتَدا - المُضاف إلیه - الخبر
الفاعل - المفعول - الخبر
المبتدا - الفاعل - الخبر
ما هُوَ الخَطأ؟ «کَیفَ وَجَدتُم ایرانَ؟»
إنَّ ایرانَ بلادٌ جمیلَةٌ جِدّاً
إنَّ الشَّعبَ الْیرانيَّ شَعبٌ قَویٌ
وَجَدنا إنَّ غاباتِ مازندرانَ جمیلَةٌ
وَجَدتُم إیرانَ بَلَداً کبیراً .
عین الصحیح: «من یُوجد الغَیمَ و یُنزلُ منه المطَر الّذی یُصیِّرُ الرضَ خضرةً؟»
چه کسی او را به وجود آرود و از آن بارانهایی که زمین را سرسبز گرداند نازل کرد؟!
چه کسی ابر ار پدید میآرود و از آن باران را فرو میفرستد که زمین را سرسبز میگرداند؟!
آن که ابرها را پدید میآورد کیست؟ و از آسمان آبی فرود میآورد که زمین را تر و تازه میکند؟!
کسی که ابر بوجود میآورد و به وسیلۀ آن بارانی فرود آمد که زمین را سر سبز میکرد.
عین الصحیح: «إرحموا مَن فِی الأرضِ یرحَمکم مَن فِی السَّماء»
به کسی که در زمین است رحم کردند تا آن که در آسمان است به تو رحم کند
به کسی که در آسمان است رحم کن تا کسی که در زمین است به شما رحم کند
به کسی که در زمین است رحم کنید تا آن کس که در آسمان است به شما رحم کند
به آسمان رحم کرد تا این که آن که در آسمان است به تو رحم کند
عین الصحیح:
أنّ الأسماکَ متعلقةٌ بمیاه المحیطِ الاطلسی: ماهیها به آبهای اقیانوس اطلس متعلق هستند (تعلق دارند)
فنُلاحظ غَیمةٌ سوداءَ و ریاحاً قویةً: پس ابر سیاه و باد شدیدی را میبینند.
النّاس نیامٌ فاذا ماتوا إنتَبهوا: مردم در خواب هستند پس هر گاه بیدار شوند میمیرند.
انَّکم مسئولونَ حتّی عن البقاع و البَهائم: شما حتی در مقابل بقیه و حیوانات مسؤول هستید.
عین الصحیح:
علینا بالعُبورِ من مَمرِ المُشاةِ: من باید از محل گذر عابر پیاده عبور کنم.
کانت فاطمة تذهب لاغلاق حنفِیةِ الماء: فاطمه برای بستن شیرآب میرفت.
قمتُ باطفاء مکیِّف و مصباح بیتنا: برای خاموش کردن کولر و چراغ خانهمان برخاستم.
سنتعاون جمیعاً علی العملِ بهذا الحدیثِ: همه برای عمل کردن به این حدیث تلاش میکنیم.
عین الخطاء فی ترجمة ما تحته خطٌّ:
«إعمِلوا صالحاً إنّی بما تعملون علیم»: انجام میدهید
«أُنظرالی ما عمل و لا تَنظر الی مَن عمِل»: انجام نداد
«قولُ لااعلمُ نصفٌ العلم»: نمیدانم
«رَبَّنا لاتجعلنا مع القوم الظالمین»: ما را قرار نده
عین الخطأ:
القیامٌ فی صفوفِ المدرسةِ فی الصباحِ: «الاصطفاف الصَّباحی»
نَقولهُ عندَ تشجیعِ الَّذی اَحسنَ عملاً: «اَحسَنتَ»
هی من الاماکن التی تَمتَلکُها الدولة: «المتاحف»
ساعاتُ العمل للموظفین: «الحِصَّة»
عین الخطأ فی ترجمة ما تحته خطّ:
الاقتراح اعطاءُ حَلَّ للقیام بِعَمَلٍ (پیشنهاد)
طلبَ المُعلِّمُ منهم الحضورَ فی الحفلةِ (جشن)
بل لبِثَ مائةَ عامٍ (ماند)
الرِّیاحُ تُثیرُ السّحابَ (به حرکت در آمد)
عین الجملة التی فیها ترکیبٌ وصفیُ:
طَلَبَ صاحبُ المزرعة المساعدةَ
بَدأ بجمعِ المحصولِ بنفسِه
المُجاهدون یَکتُبون رسائلهم
أذهَبُ الی السَّفرِ فی الاسبوعِ القادمِ
عین الخطأ فی الترجمةِ الساعة «ساعت الآن ...»
الساعة الآن الواحدةُ و النصف: (۱:۳۰)
الساعة الآن الخامسةُ الا عشرَ دقئق: (۴:۵۰)
الساعة الآن الثامنة و الربع: (۲:۱۵)
الساعة الآن السادسة صباحاً (۶:۰۰)
عین الخطاء فی ترجمة الافعال:
یَستَرجع: پس میگیرد
إِنتبَهَ: بیدار کن
لا ینقطعُ: قطع نمیشود
لا یَمتنعون: خودداری نمیکند
عین الصحیح عن العَملیات الحسابیة:
ستون ناقص عشر یساوی سبعین
ثلاثةٌ فی سبعةٍ تساوی خمسةً و سِتینَ
احد عشر زائدُ عشرٍ یساوی ثلاثةً و عشرین
ستة و ثلاثون تقسیم علی ستّةٍ یساوی ستّةً
ما هُوَ الْخَطَأ فی ترجمةِ الکَلَمات الّتی أُشیر إلیها بخطٍ؟
المناظِرُ الجَمیلةُ مُناسِبَةٌ لِلبطاقاتِ الْبریدیَّةِ. «کارتهای پستال»
تُستَخدَمُ آلاتٌ لِتَقلیلِ الضَّغظِ عَبْرَ الْمُنحَدَراتِ. «از طریق سرازیریها»
لا تَتَحَرَّکُ عَینُ البومةُ. «حرکت نمیکند»
مَن جاءَ بالْحسنةِ فَلَهُ عَشرَ أَمثالِها «آمد»
ما هِیَ التَّرجمةُ الصحَّیحةُ؟ «الَّذینَ یَدعُونَ إلَی التَّفرِقةِ بَینَ الْمُسلِمینَ، هُمْ عُملاءُ الْعَدوً.»
کسانی که دعوت به تفرقه در بین مسلمانان میکنند، مُزدورند.
دعوت کنندگان به تفرقه بین مسلمانان، دست نشانده دشمن هستند.
کسانی که در بین مسلمانان دعوت به تفرقه میکنند، آنها مزدوران دشمن هستند.
کسانی که به تفرقه دعوت میکنند، دشمن دوست هستند.
ما هُوَ الصَّحیح فی التَرجَمة؟
فَاسْتَغفروا لِذُنوبِهِم: «پس برای گناهانش آمرزش خواستند»
وَإلَی اللهِ تُرجَعُ الْأُمورُ : «و هر کاری به سوی خداوند باز میگردد.»
ذَنَبُ الطّاووسِ الْجَمیلُ : «دُمِ طاووس زیباست.»
أخافُ أَنْ یَأْ کُلَهُ الذَّئبُ: «میترسم، گرگ او را میخورد»
گنجینه عربی (1) دهم
