خانه
گاما

درسنامه فرهنگ و هنر هفتم

بخش 4: هنرهای آوایی

بازدید17/5 K
تاریخ بروزرسانی1405/04/22

درس اول: وزن

در پایان این درس از شما انتظار می‌رود:
- مفهوم وزن (مصوب فرهنگستان ریتم rhythm) را تعریف کنید.
- اصوات ضربی (ریتمی، موزون، مصوب فرهنگستان ریتمیک rhythmic) را از اصوات غیرضربی (غیر ریتمی، ناموزون) بازشناسی کنید و هماهنگ با ضرب آهنگ آنها ضربه‌هایی بزنید.
- توانایی انجام دادن کار گروهی را به‌دست آورید.

فکر کنید (صفحه‌ی 100 کتاب درسی)

 

به این تصاویر دقّت کنید. چه چیزی توجّه شما را جلب می‌کند؟

آیا در این عکس‌ها هم مثل تصاویر بالا، تکرار منظّم می‌بینید؟

به نحوه‌ی قرارگیری این دو شکل کنار هم توجّه کنید؛ این الگو را سه بار تکرار کنید.

در ادامه برای ایجاد جذابیت بیشتر، شکل‌ها را دو بار پشت هم تکرار کنید و بار سوم در رنگ یا شکل آنها تغییر ایجاد کنید.

نتیجه را با نتایجی که هم‌کلاسی‌هایتان به‌دست آورده‌اند، مقایسه کنید. چه کسی در سومین تکرار، تغییرات بیشتری ایجاد کرده است؟ الگویی که بیشترین تغییر را داشته روی تخته بنویسید و با نمونه‌ی خود مقایسه کنید.

هنگامی‌که شکل‌ها به‌صورت منظّم در کنار هم تکرار می‌شوند، می‌گوییم وزن (مصوب فرهنگستان ریتم) بصری به‌وجود آمده است. حالا بیایید این کار را با اصوات انجام دهیم.

تجربه کنید (صفحه‌ی 103 کتاب درسی)

 

با دست خود به میز ضربه بزنید. این ضربه‌ها می‌توانند با هر شکل و فاصله‌ای نواخته شوند. آیا فکر می‌کنید شنیدن این ضربه‌ها جذابیت خاصی دارد؟

آیا می‌دانید چه عاملی در صوت و ضربه‌ها هست که شما را به دنبال کردن یک صدا برمی‌انگیزد؟

برای درک این مطلب، فعّالیت زیر را با هم‌کلاسی‌هایتان انجام بدهید.

مصراع «اای ساربان آهسته ران کارام جانم می‌رود ...» را که از شعر زیبای سعدی گرفته شده است در کلاس با معلم خود چند بار تکرار کنید: ای ساربان، ای ساربان

حالا همراه با تکرار عبارت، ای ساربان  ای / سا/ رِ/ بان  به‌ازای هر هجا یک ضربه آهسته روی میز بزنید و بعد از چند دور کلام را حذف کنید و به نظم موجود در ضربات دقت کنید. آیا الگوی خاصی را که در حال تکرار است می‌شنوید؟

مصرعی را انتخاب کرده و همان فعّالیت بالا را انجام دهید. آیا می‌توانید در قسمتی دیگر از این شعر همین الگو را پیدا کنید؟

الگوهای ریتمیک

هجاهای کلمات، ضربه‌هایی ایجاد می‌کنند که تکرار آنها وزن (ریتم) را به‌وجود می‌آورد. الگوهای این چنین می‌توانند به شکل‌های بی‌شماری تغییر کنند و کنار هم چیده شوند؛ درست مانند شکل‌های هندسی که در صفحه قبل تجربه کردید. تکرار پی‌درپی یک الگوی صوتی در زمان مشخص را وزن یا ریتم می‌نامند.

درست همان‌طور که در عبارت ای ساربان مشاهده کردید.

وزن در واقع، جزءِ اوّلین عناصر آوایی است که انسان قادر به شناختن آن است. مراجعه به نقش‌های باقیمانده از دوران قدیم نیز این را تأیید می‌کند که انسان‌های اوّلیه هم از ابزار موسیقی برای ایجاد وزن استفاده می‌کرده‌اند.

ضرب

یکی از مسائل مهم در مورد وزن، سرعت و همچنین منظم یا نامنظم بودن آن در فاصله‌های زمانی است.

نمونه‌ی بسیار بارز وزن آوایی را می‌توانید در مراسم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی عاشورا ملاحظه کنید که در آن عزاداران با ضربه‌های منظم سینه‌زنی می‌کنند. سرعت ضربات سینه‌زنی با توجّه به شدت و هیجان آن بیشتر و کمتر می‌شود.

به هر ضربه‌ای که مطابق با آوای کلامی موزون زده می‌شود و دارای نظم و ترتیب ثابتی است، ضرب می‌گویند. سینه زنان وقتی با دست به سینه‌ی خود می‌زنند، ضرب موسیقی را مشخّص می‌کنند.

لازم است بدانید که در آواهای موزون، الگوهای وزن در فاصله‌ی هر ضرب تا ضرب دیگر نمود پیدا می‌کنند؛ برای مثال به عکس نرده‌ها دقت کنید. در این عکس هر کمان نرده به نرده‌هایی ضخیم‌تر تقسیم می‌شود؛ به این ترتیب، می‌توان نرده‌های ضخیم را معادل ضرب‌ها و نرده‌های کمانی را معادل الگوی موزون در نظر گرفت.

در ادبیات قدیم ایران الگوهای مشخص و تعریف شده‌ای وجود داشت که به آن بَحْر شعری می‌گفتند که درباره شکل و نوع کاربرد آن در سال‌های بعد بیشتر خواهیم دانست.

خودارزیابی (صفحه‌ی 104 کتاب درسی)

 

- به نمونه‌های صوتی که در کلاس ارائه می‌شوند، گوش دهید و مشخّص کنید در کدام نمونه‌ها ضرب خاصی وجود دارد.
- کدام بخش از این نمونه، ضرب‌های تندتر و کدام ضرب‌های آهسته‌تری دارد؟

درس دوم: نوا (ملودی)

فکر کنید (صفحه‌ی 105 تا 107 کتاب درسی)

 

به صداهای اطراف خود گوش کنید؛ چه صداهایی می‌شنوید؟

در جدول زیر نمونه‌ای از صداهایی را که ممکن است در محیط پیرامون خود بشنوید، می‌بینید. به صداهای اطراف خود دقت کنید؛ کدام‌یک از صداهای جدول صفحه‌ی بعد را می‌شنوید؟ در مقابل آن علامت بزنید.

صدای ماشین  
صدای بچه‌ها در حیاط مدرسه  
صدای صحبت کردن هم‌کلاسی‌ها  
صدای معلم  

حالا در جدول زیر، صداهایی را که امروز شنیده‌اید، علامت بزنید.

موذن زاده اردبیلی
صدای اذان  
صدای تلاوت قرآن  
سرودی که از رادیو و تلویزیون شنیده‌ام.  
صدای دیگری که شنیده‌ام و می‌توانم نوای آن‌را زمزمه کنم.  

دسته‌بندی اصوات

با مقایسه‌ی صداهای دو جدول بالا، آیا می‌توانید دو نوع تقسیم‌بندی از انواع صداها را تشخیص دهید؟

کدام گروه را می‌توان صداهای موسیقایی دانست و کدام گروه را غیرموسیقایی؟

به صداهایی که زیر و بم مشخص دارند و قابل خواندن و زمزمه کردن هستند، اصوات موسیقایی می‌گویند. چند نمونه از این اصوات را نام ببرید. چه صداهای دیگری را می‌توانید به جدول‌های بالا اضافه کنید؟

ملودی

اگر این صداها طوری کنار هم چیده شوند که دارای شکلی قابل شناخت باشند و ما با شنیدنشان بتوانیم آنها را دنبال یا زمزمه کنیم، می‌گوییم که در حال شنیدن یک لحن یا ملودی هستیم؛ برای مثال، همه‌ی ما لحن سرود ملّی کشور خود را می‌شناسیم و می‌توانیم آن‌را زمزمه کنیم یا بلند بخوانیم. این موضوع، درست مانند کشیدن خطوط در طرّاحی است. به محض دیدن این خطوط می‌توانید تشخیص دهید که تصویر چه چیزی را می‌بینید؛ بدون اینکه به رنگ‌آمیزی یا عوامل دیگر نیاز باشد.

به نظر شما آیا برای خواندن یک لحن، حتماً به شعر نیازمندیم؟ چرا؟

فراموش نکنید همان‌گونه که نقّاشی بدون رنگ هم می‌تواند زیبا و قابل تشخیص باشد برای خواندن یک لحن لزوماً به شعر نیاز نداریم. شاید بتوانیم زیباترین لحن‌ها را در آواهای نواحی بومی کشورمان بشنویم که هم به‌صورتِ باکلام و هم بدون کلام در فرهنگ هر منطقه وجود دارد. یکی از این لحن‌ها لالایی‌هایی است که مادران در نواحی مختلف کشور برای فرزندان خود می‌خوانند و روی آنها اشعار گوناگونی خوانده می‌شود یا اذانِ مؤذن‌زاده اردبیلی که از جمله‌ی زیباترین لحن‌هایی است که در خاطره‌ی شنیداری ما جا گرفته است. چه نمونه‌های دیگری از نوا یا ملودی را می‌توانید به خاطر آورید؟

لحن‌ها گاهی نشاط‌آور و گاهی غم‌انگیزند. نمونه‌های جالبی از لحن‌ها در آواهای نواحی کشورمان وجود دارد که برای بازی‌ها، جشن‌ها، عزاداری‌ها و مراسم دیگر اجرا می‌شوند.

اثر پابلو پیکاسو که می‌توان آن‌را معادل یک خط لحن فرض کرد.

تجربه کنید (صفحه‌ی 107 کتاب درسی)

 

- چند نمونه از ملودی‌هایی را که می‌شناسید در کلاس بخوانید و به موارد زیر در آنها دقت کنید:
1- سرود ملی را بخوانید. در طول خواندن آن دقت کنید که بعضی صداها زیرتر و بعضی بم‌تر هستند، با کمک معلم خود زیرترین و بم‌ترین صدا در ملودی را تشخیص بدهید.
2- همراه با خواندن ملودی تلاش کنید که با دست زدن یا ضربات آهسته روی میز تشخیص بدهید که سرعت ضرب‌های آن تند است یا کند.
3- یک ملودی دیگر با پیشنهاد معلم خود بخوانید و توجه کنید که در کجاهای ملودی یک مکث یا ایست می‌توانید تشخیص بدهید.

عناصر کلیدی در ملودی‌ها

در سال‌های قبل با لیوان‌های آب که به نسبت پر یا خالی بودنشان می‌توانستند اصوات زیر و بم درست کنند، آشنا شده‌اید.

1- زیرایی

در هنرهای آوایی صداهای بم را صدای پایین (صدای مردان) و صداهای زیر را صداهای بالا (صدای کودکان) می‌نامند. توجه به اینکه زیراییِ صدا یا همان زیر و بمی آن به چه صورت طراحی می‌شود از مهم‌ترین عوامل در ایجاد احساسات مختلف در یک نوا یا ملودی است.

2- ریتم

همان‌طور که گفتیم، لحن در واقع چیده شدن صداهای بالا و پایین با زمان‌ها و الگوهای موزون مشخصی است که قابل دنبال کردن و یا زمزمه کردن باشد. بنابراین چیدمان اصوات بدون در نظر گرفتن مسئله ریتم منجر به خلق یک ملودی نخواهد شد.

3- سکوت

از عناصر کلیدی که در همه ملودی‌ها می‌توان یافت، عنصر سکوت است. معمولاً در میانه هر ملودی بخش‌هایی وجود دارد که در جریانِ زمزمه کردن و خواندنِ آن به یک مکث می رسد، گاهی مکث‌ها کوتاه و گاهی طولانی هستند. این مکث‌های کوتاه را در هنرهای آوایی تحت عنوان سکوت می‌شناسیم.
به لحن سرود ملّی «ایران» توجّه کنید که چگونه در نمودار زیر کشیده می‌شود.
هر سطر از سرود با یک خط ملودی می‌آید و هر عبارت با صدای بالاتر به‌دنبال دیگری روانه می‌شود.

لحن‌ها دارای جهت‌های متفاوتی هستند؛ برای مثال یک لحن ممکن است بالا رونده، پایین رونده یا کمانی باشد.

خودارزیابی (صفحه‌ی 108 کتاب درسی)

 

- با توجّه به نمونه‌ی شنیداری‌ای که معلم در اختیارتان قرار می‌دهد، مشخص کنید کدام صداها، صدای بالا و کدام‌یک صدای پایین است.

درس سوم: رنگ صورتی

فکر کنید (صفحه‌ی 109 کتاب درسی)

 

رنگ‌ها در زندگی به شما چه کمکی می‌کنند؟
برای مثال، آیا می‌توانید به‌وسیله‌ی رنگ‌ها محیط اطراف خود را بهتر بشناسید؟
در تصویر زیر از کدام رنگ‌ها بیشتر استفاده شده است؟
با دیدن این رنگ‌ها، کدام فصل سال برای شما تداعی می‌شود؟

رنگ صوتی

ابتدا به صدای آدم‌هایی که در زندگی خود شنیده‌اید، فکر کنید. اگر با چشمان بسته به صدای کسی گوش کنید، کدام یک از موارد مطرح شده را می‌توانید تشخیص دهید؟ مرد یا زن بودن، کودک یا بزرگسال بودن، آشنا و ناآشنا بودن، سن دقیق کسی که صحبت می‌کند.

به نظر شما چه چیزی باعث می‌شود بتوانید همه‌‌ی موارد بالا یا بعضی از آنها را تشخیص دهید؟ عاملی را که به‌کمک آن می‌توانیم صدای افراد را تشخیص دهیم، رنگ صدا می‌نامیم. بعضی از افراد رنگ‌های صوتیِ شبیه به هم دارند و همین امر تشخیص صداهای آنها را از یکدیگر برای ما کمی دشوار می‌کند.

آیا کسانی را به یاد می‌آورید که دارای صداهایی شبیه به یکدیگر باشند؟ از بین این صداها، صدای چه کسانی برایتان دلنشین و دلچسب است؟ صداهایی که دوست دارید، چه شباهت‌هایی با هم دارند و صداهایی که دوست ندارید، چه شباهت‌هایی دارند؟ تفاوت این صداها در چیست؟

کیفیت رنگ صوتی

در آغاز درس از رنگ‌ها و احساسی که می‌توانند در ما ایجاد کنند، صحبت کردیم. این موضوع در مورد رنگ‌های صوتی نیز صادق است؛ برای مثال، صدای گوینده‌ی خاصی در رادیو دارای کیفیتی است که آن‌را دوست دارید و می‌توانید به مدّت طولانی با لذّت به آن گوش دهید. در واقع، می‌توانیم بگوییم، این گوینده صدای به اصطلاح گرمی دارد. به عکس، صدای کسی می‌تواند تودماغی یا تیز باشد؛ به گونه ای که انسان تمایل زیادی به شنیدن آن برای مدت طولانی نداشته باشد. 

این مثال در مورد آلات موسیقی نیز صادق است؛ برای نمونه، ترومپت دارای رنگی تیز و برنده است و با شنیدن صدای آن، احساس هیجان در افراد ایجاد می‌شود. بنابراین برای مواردی همچون جنگ و شکار مناسب است. در موسیقی تعزیه نیز، که جنبه‌ی حماسی دارد از شیپور استفاده می‌شود. در مقابل، صدای نی دارای رنگی حزن‌آلود و غم‌انگیز است. 

روح الله خالقی از اولین هنرمندانی بود که از رنگ‌های جدیدتر در ساخت آثار ملی بهره جست. سرود ای ایران از ساخته‌های این هنرمند بزرگ است. 

روح الله خالقی موسیقی شناس و آهنگساز ایرانی (تولد 1285 ، وفات 1344).

تجربه کنید (صفحه‌ی 110 کتاب درسی)

 

به نمونه‌هایی که معلّم برایتان پخش می‌کند، گوش کنید. بنویسید رنگ هر یک از اصواتی که می‌شنوید چه احساسی را در شما ایجاد می‌کند. این کلمه‌ها شاید بتوانند به شما کمک کنند: خشن، آرام، مهربان، عصبانی، مضحک.

خودارزیابی (صفحه‌ی 110 کتاب درسی)

 

- چرا در دسته‌ی موسیقی نظامی از شیپور و طبل استفاده می‌شود؟
- تفاوت رنگ صداهای مختلف در طبیعت مثل صداهای جنگل و دریا و صدای ابزارهای مختلف موسیقی را احساس کنید و در برابر هر صدا، رنگ خاصی را پیشنهاد کنید؟

درس چهارم: شکل فرم

فکر کنید (صفحه‌ی 111 تا 112 کتاب درسی)

 

برای شناخت هر شیء به چه چیز یا چیزهایی نیاز داریم؟

به این عکس نگاه کنید؛ آیا می‌توانید یک تکه سنگ را، که هیچ نشانه‌ای ندارد از میان صدها تکه سنگ دیگر جدا کنید؛ بر چه اساس؟

با نگاه کردن به تصویر زیر، نشانه‌ها و تفاوت سنگ‌ها را بیان کنید.

شکلی که در تصویر زیر می‌بینید، چه نشانه‌ی مهمّی دارد؟ شما این نشانه‌ی برجسته را چه می‌نامید؟

به نظر شما مهم‌ترین ویژگی آن به شکلش مربوط است یا رنگش؟

فرم یا شکل

باید بدانیم که مهم‌ترین نشانه در بازشناسی هر جسم، شکل یا صورت آن است. اگر چشم ما به راحتی می‌تواند اجسام را بازشناسد، تنها و تنها به‌کمک شکل آنهاست.

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چگونه به اصوات هم می‌توان شکل داد؟

چگونه می‌توان صوتی را که به محض تولید شدن از بین می‌رود، نگه داشت و در قالب یک شکل به شنونده ارائه کرد؟
برای اینکه بتوان به اصوات شکل داد، باید از یک ویژگی مهم مغز استفاده کرد و آن حافظه است.
با استفاده از آنچه در فصول قبل آموخته‌اید به یاد می‌آورید چگونه اصوات شکل پیدا می‌کردند؟

تکرار و شکل

مغز ما می‌تواند الگوهای ضربی و لحنی را راحت به‌خاطر بسپارد. اینجاست که حافظه به‌کار می‌آید! شاید به همین دلیل برای ما شناختن یک لحن که الگوهای مشخص ضربی دارد، ساده‌تر است؛ چرا که با تکرار این الگوها مغز به‌راحتی آنها را به‌خاطر می‌سپارد و می‌شناسد؛ درست مانند عکس حلزونی صفحه قبل که در ترسیم آن از الگوهای بسیار مشخصی استفاده شده است. اما تنها داشتن الگوهای ضربی یا ملودیک برای بازشناسی و درک نوا کافی نیست. یک عامل مهم دیگر وجود دارد که به مغز ما کمک می‌کند تا به شکل اصوات پی ببریم. آن عامل مهم، تکرار است. در واقع، اگر ما الگویی داشته باشیم ولی تکرار نشود، خیلی سریع از ذهنمان پاک می‌شود اما به محض اینکه تکرار این الگو را می شنویم، آن‌را باز می‌شناسیم و از شنیدن دوباره‌ی آن لذّت می‌بریم. بر همین اساس، آواها می‌توانند شکل‌های بسیار ساده و یا بسیار پیچیده داشته باشند. بیایید از ساده‌ترین شکل‌ها آغاز کنیم.

همه‌ی ما اثر زیبای محلی خراسانی، نوایی نوایی را می‌شناسیم.
در این نمونه، کدام‌یک دائماً تکرار می‌شود و کدام‌یک تغییر می‌کند؟ علامت بزنید. ملودی / متن یا شعر

ملاحظه می‌کنید که می‌توان با تکرار یک نوا آن را شناخت. اگر متن را از این آواز حذف، و ملودی آن‌را زمزمه کنیم، می‌توانیم بفهمیم که دائماً در حال تکرار یک خط ملودیک هستیم. همین امر باعث می‌شود که شنونده بتواند این نغمه‌ی محلی را با وجود تغییر دائم شعر بشناسد. همین کار را با ملودی نوایی انجام دهید و بدون اینکه متن آن‌را بخوانید، لحن آن‌را زمزمه کنید.

تجربه کنید (صفحه‌ی 112 کتاب درسی)

 

بیایید یک مورد جالب دیگر را هم در این لحن پیدا کنیم. وزن عبارت «نوایی نوایی» را به‌آرامی روی پای خود بزنید. نَـ/ وا/ یی/نَـ/ وا/ یی/ در برابر هر بخش یک ضربه به میز یا پای خود بزنید. آیا الگویی را که تکرار می‌شود، می‌شنوید؟

نام‌گذاری در شکل یا فرم

حالا برای درک بیشتر موضوع به نمونه‌هایی از آثار گوش کنید و هرجا که تکرارِ یک ملودی می‌شنوید، آن‌را مشخص کنید.

گاهی یک ملودی بیان می‌شود و پس از آن ملودی متفاوتی می‌آید و ملودی اوّل دوباره تکرار می‌شود. برای اینکه بتوانیم این شکل‌ها را بشناسیم، می‌توانیم هر ملودی را با یکی از حروف الفبا نام‌گذاری کنیم. به‌کمک این روش می‌توان شکل‌های موسیقی (مصوب فرهنگستان فرم form) را نام‌گذاری کرد.

خودارزیابی (صفحه‌ی 113 کتاب درسی)

 

فرم قطعه نوایی نوایی را با توجه به دستورالعمل زیر نام‌گذاری کنید و کنار هر بند از شعر بنویسید.
در ملودی نوایی نوایی دو لحنِ تکرار شونده وجود دارد.

لحن 1 یا A به همراه این بند خوانده می‌شود:

[نوایی نوایی، نوایی نوایی

همه باوفایند تو گل بی‌وفایی] A

و لحن دوم یا B به همراه این بند خوانده می‌شود:

[غمت در نهانخانه دل نشیند

بنازی که لیلی به محمل نشیند] B

حالا به این اثر گوش کنید و در کنار هر بند از شعر آن که در زیر آمده بنویسید که کدام لحن آمده است. A یا B 

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست مشکل نشیند

نوایی نوایی نوایی نوایی

جوانی بگذرد تو قدرش ندانی

غمت در نهان‌خانه‌ی دل نشیند

بنازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال مَحمِل سبک تو قدم زن

مبادا غباری به محمل نشیند

جاهای خالی را برای تکمیل شکل نهایی اثر پر کنید.

       

درس پنجم: بافت

فکر کنید (صفحه‌ی 114 کتاب درسی)

 

تصور کنید برق خانه‌تان رفته است و شما مجبورید در تاریکی، لباسی را برای رفتن به مدرسه انتخاب کنید.

برای انتخاب لباس مورد نظر از کدام‌یک از حواس خود استفاده می‌کنید؟

به نظر می‌آید تنها حسی که می‌تواند به شما کمک کند، حسّ لامسه است؛ برای مثال، ممکن است در نظر داشته باشید لباسی ضخیم  مانند یک ژاکت را بردارید. در این صورت، کافی است با لمس لباس‌هایتان آن را پیدا کنید. البته این کار همیشه ساده نیست.

آیا می‌دانید چه کیفیتی از لباس به شما کمک می‌کند تا آن‌را فقط با حس لامسه بشناسید؟

اگر کلمه‌ی بافت را برای پاسخ انتخاب کرده‌اید، باید گفت که درست فهمیده‌اید اما شاید بد نباشد، بافت تعریف شود تا بتوانیم مفهوم آن را دقیق‌تر درک کنیم.

تار و پود در هنرهای آوایی

همان‌طور که می‌دانید، پارچه از ردیف نخ‌هایی درست می‌شود که به‌صورت عمودی و افقی در هم تنیده شده‌اند. به ردیف نخ‌هایی که به صورت عمودی قرار گرفته‌اند، تار و به آنهایی که به‌صورت افقی هستند، پود گفته می‌شود.

حالا بیایید به بحث اصلی خودمان، یعنی هنرهای آوایی، بازگردیم. آیا می‌توانید برای صداهای موزون (آواها) هم بافت در نظر بگیرید؟ اگر قرار است آواها هم بافت داشته باشند، تار و پود آنها چیست و از چه جنسی است؟

باید گفت که در آواها هم بافت هست؛ هم تار و پود. البته جنس آنها از جنس صدا و زمان است.

تجربه کنید (صفحه‌ی 115 کتاب درسی)

 

با توجه به نمودارهای مطرح شده، نموداری رسم کرده و اصواتی را که در طول روز می‌شنوید روی نمودار ترسیم کنید.

مثلاً برای صدای ماشین‌ها چه خطّی می‌توان ترسیم کرد؟

اگر ممتدند، یک خط ممتد بکشید. برای صدای پرنده چطور؟ اگر صدای پرنده‌ای که می‌شنوید مقطّع است، خطوط مقطّع و برای صدای هم‌کلاسی‌تان هر نوع خط دیگری که به نظرتان مناسب است، رسم کنید؛ مثلاً خطوط منحنی یا دایره‌ای!

حالا به نمودار خود نگاه کنید؛ آیا می‌توانید صداهای دیگری هم به آن اضافه کنید؟
اگر در دشتی آرام باشید برای آن در این نمودار چند نوع خط می‌توانید ترسیم کنید؟
اگر در شهری شلوغ باشید چطور؟
کدام نمودار، پرتر و شلوغ تر است؟

بی‌شک نمودار شهر خطوط بیشتری خواهد داشت. به‌علاوه، اگر قرار باشد برای صداهای بلندتر خط‌های ضخیم‌تری بکشیم، احتمالاً نمودار صدای شهرهای شلوغ بسیار تیره و پر از خط خواهد بود.

بافت تک‌صدایی و چند صدایی

اگر به یک اثر آوایی، مانند سرود یا تواشیح، که تنها یک آواز دارد گوش کنیم، می‌توانیم تنها یک خطّ صوتی بشنویم و نمودار صدای ما یک خط نازک خواهد بود اما اگر همان آواز را چند نفر بخوانند، خطّ این نمودار ضخیم‌تر می‌شود؛ چون صدا بلندتر و پرتر می‌شود؛ به این ترتیب، بافت ما همچنان تک‌صدایی خواهد بود.

بعضی از آثار موسیقایی را چند نفر با هم اجرا می‌کنند؛ در حالی‌که هیچ‌کدامشان خط مشابه دیگری ندارند. درست مثل نموداری که کشیده‌اید و نشان‌دهنده‌ی چند صدای مختلف است که هم زمان شنیده می‌شوند ولی یکی نیستند.
در این صورت، ما بافت تک‌خطی یا تک‌صدایی نداریم؛ زیرا خط‌ها با هم متفاوت‌اند و به همین دلیل بافت را چندصدایی می‌نامیم. در نمونه‌های شنیداری می‌توانید این مطلب را عملا درک کنید.

امروزه در کشور ما بسیاری از تواشیح‌خوانی‌ها به‌صورت چند صدایی اجرا می‌شوند؛ به این صورت که گروهی در حال خواندن یک صوت ثابت و بدون تحرک‌اند و گروه دیگر، آیات دیگری را تلاوت می‌کنند. از سوی دیگر، ممکن است در بعضی از سرودهای مدرسه‌ای چندین دانش‌آموز هم‌خوانی کنند ولی همه درست مثل هم و یک لحن را بخوانند؛ در این صورت، آوا تک‌صدایی خواهد بود.

برای اینکه مفهوم بافت و تار و پود را در موسیقی درک کنیم کافی است به نمودارهای زیر توجه کنیم.

تصور کنید هر ثانیه ما یک تار از بافت یک پارچه باشد. از منابع مختلف در ثانیه‌های مختلف صداهایی تولید می‌شوند که روی تارهای ما قرار می‌گیرند و نقش پود را در بافت ایفا می‌کنند.

نمونه اول: صدای یک ماشین در 5 ثانیه

در نمونه دوم هم‌زمان با شنیده شدن صدای ماشین ولی زمان کوتاه‌تر، صدای پرنده شنیده می‌شود.

و در طول تمام این مدت صدای باد جاری باشد. نمودار نخست بافت تک‌صدایی و دو نمودار دیگر بافت چندصدایی را نشان می‌دهند.

خودارزیابی (صفحه‌ی 116 کتاب درسی)

 

در نمونه‌های شنیداری که معلم در اختیارتان قرار می‌دهد، آیا می‌توانید نمونه‌هایی از بافت تک‌صدایی یا چندصدایی را به یاد آورید؟

بخش 4: هنرهای آوایی