درسنامه آموزشی عربی کلاس هفتم
درس 13: في السّوقِ
الْمُعْجَم: واژهنامه
| أَخَذَ: گرفت، برداشت | اِشْتَرَی: خرید |
| اِشْتَرَیْتُ: خریدم | اِشْتَرَیْتَ: خریدی «مذکّر» |
| اِشْتَرَیْتِ: خریدی «مؤنّث» | أَکَلَ: خورد |
| أَکَلْتِ: خوردی «مؤنّث» | أَکَلْتُ: خوردم |
| ألْف: هزار | أَمْ: یا |
| بَقِیَ: ماند | بَقیتَ: ماندی |
| تُفّاح، تُفّاحة: سیب | ذَکَرَ: یاد کرد |
| ذَهَبَ: رفت | رِسالَة: نامه |
| رَفَعَ: بالا بُرد، برداشت | سوق: بازار |
| شُرطی: مأمورِ پلیس | شُکْراً جَزیلاً: بسیار متشکّرم |
| عَباءَة: چادر | عَلَم: پرچم |
| غَسَلَ: شُست | فُسْتان: پیراهنِ زنانه |
| قَرَأَ: خواند | کانَ، کانَتْ: بود |
| کَتَبَ: نوشت | لا فَرْقَ: فرقی نیست |
| مَلابِس: لباسها | وَحْدَکَ: تو به تنهایی «مذکّر» وَحْدَکِ: تو به تنهایی «مؤنّث» |
نَصِّ الدَّرسِ: فی السّوقِ
در بازار
- أیْنَ ذَهَبْتِ یا أُمَّ حَمیدٍ؟ ای مادر حمید کجا رفتی؟
- ذَهَبْتُ إلَی سوقِ النَّجَفِ. به بازار نجف رفتم.
- هَلِ اشْتَرَیْتِ شَیئاً؟ آیا چیزی خریدی؟
- نَعَمْ؛ اِشْتَرَیْتُ مَلابِسَ نِسائیَّةً. بله. لباسهای زنانه خریدم.
- أَ ذَهَبْتِ وَحْدَکِ؟ آیا تو به تنهایی رفتی؟
- لا؛ ذَهَبْتُ مَعَ صَدیقاتی. نه. با دوستانم رفتم.
- کَیفَ کانَتْ قیمَةُ الْمَلابِسِ؛ رَخیصَةً أَمْ غالیَةً؟ قیمت لباسها چطور بود؟ ارزان بود یا گران؟
- مِثلَ إیران؛ لا فَرقَ؛ لٰکِنِ اشْتَرَیْتُ. مثل ایران فرقی نیست. ولی خریدم.
- فَلِماذَا اشْتَرَیْتِ؟ پس چرا خریدی؟
- اِشْتَرَیْتُ لِلْهَدیَّةِ. برای هدیه خریدم
- ماذَا اشْتَرَیْتِ؟ چه چیزی خریدی؟
- فُسْتاناً وَ عَباءَةً. پیراهن زنانه و چادر
- مَلابِسُ جَمیلةٌ! فی أمانِ اللّهِ. لباسهای زیبایی است! (در پناه خدا)
- شُکْراً جَزیلاً؛ مَعَ السَّلامَةِ. بسیار متشکرم. به سلامت

- أیْنَ ذَهَبْتَ یا أَبا حمیدٍ؟ ای پدر حمید کجا رفتی؟
- ذَهَبْتُ إلَی سوقِ النَّجفِ. به بازار نجف رفتم.
- هَلِ اشْتَرَیتَ شَیْئاً؟ آیا چیزی خریدی؟
- نَعَمْ؛ اِشْتَرَیْتُ مَلابِسَ رِجالیَّةً. بله. لباسهای مردانه خریدم.
- أَ ذَهَبْتَ وَحْدَکَ؟ آیا تو به تنهایی رفتی؟
- لا؛ ذَهَبْتُ مَعَ أَصْدِقائی. نه. با دوستانم رفتم.
- کَیْفَ کانَتْ قیمَةُ الْمَلابِسِ؛ رَخیصَةً أَمْ غالیَةً؟ لباسها چطور بود؟ ارزان بود یا گران؟
- مِثلَ إیران؛ لا فَرقَ؛ لٰکِنِ اشْتَرَیْتُ. مثل ایران فرقی نیست. ولی خریدم.
- فَلِماذَا اشتَرَیْتَ؟ پس چرا خریدی؟
- اِشْتَرَیْتُ لِلْهَدیَّةِ. برای هدیه خریدم
- ماذَا اشْتَرَیْتَ؟ چه چیزی خریدی؟
- قَمیصاً و سِرْوالاً. پیراهن و شلوار
- مَلابِسُ جَمیلةٌ! فی أمانِ اللّهِ. لباسهای زیبایی است! خداحافظ
- شُکْراً جَزیلاً؛ مَعَ السَّلامَةِ. بسیار متشکرم. به سلامت
التَّمارینُ
التَّمْرینُ الْأوَّلُ (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
جملههای زیر را ترجمه کنید؛ سپس زیر فعلهای ماضی خط بکشید.
1- أَیُّها الْمُسافِرُ أ ذَهَبْتَ إلَی الْفُنْدُقِ؟ - لا؛ ذَهَبْتُ إلَی السّوقِ.
ای مسافر آیا به هتل رفتی؟ - نه؛ به بازار رفتم.
فعلهای ماضی: ذَهَبْتَ، ذَهَبْتُ
2- مِنْ أیْنَ أخَذْتَ قَمیصَکَ؟ - أَخَذْتُهُ مِنْ هُناکَ.
پیراهنت را از کجا خریدی؟ - از آن جا خریدمش.
فعلهای ماضی: أخَذْتَ، أَخَذْتُ
3- ماذا غَسَلْتِ؟ - غَسَلْتُ وَجْهی وَ یَدی لِلْوُضوءِ.
چه چیزی شستی؟ - صورتم و دستم را برای وضو شستم.
فعلهای ماضی: غَسَلْتِ، غَسَلْتُ
4- ماذَا اشْتَرَیْتِ؟ - اِشْتَرَیْتُ فُسْتاناً وَ عَباءَةً.
چه چیزی خریدی؟ - پیراهن زنانه و چادر خریدم.
فعلهای ماضی: اشْتَرَیْتِ، اِشْتَرَیْتُ
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
گزینۀ درست را انتخاب کنید.
1- کَم تُفّاحةً أکَلْتَ؟ ...................... تُفّاحَتَینِ. (أکَلْتِ / أکَلْتُ)
چند سیب خوردی؟ دو سیب خوردم. (خوردی / خوردم)
2- أ أنتَ ...................... هَدیَّتَکَ؟ (أخَذْتَ / أخَذْتُ)
آیا تو هدیهات را گرفتی؟ (گرفتی / گرفتم)
3- أنتِ ..................... صَدیقَتَکِ. (ذَکَرْتُ / ذَکَرْتِ)
تو دوستت را یاد کردی. (یاد میکنم / یاد کردی)
4- أ أنتَ ........................... الْعَلَمَ؟ (رَفَعْتُ / رَفَعْتَ)
آیا تو پرچم را بالا بردی؟ (بالا بردم / بالا بردی)
5- أنا .................... مَلابسِی. (غَسَلْتُ / غَسَلْتَ)
من لباسهایم را شستم. (شستم / شستی)









