مدیریت بحران: برنامهریزی و هماهنگی برای کاهش آسیب، امدادرسانی و بازگرداندن شرایط عادی
سه گام اصلی در مدیریت بحران
هر بحران، چه کوچک و چه بزرگ، سه مرحلهٔ مشخص دارد. شناخت این مراحل به ما کمک میکند تا گیج نشویم و بهترین تصمیم را بگیریم.
| مرحله | کار اصلی | مثال روزمره |
|---|---|---|
| کاهش آسیب | گرفتن تدابیر پیش از بحران برای کم کردن خسارت | بستن در و پنجره هنگام طوفان |
| امدادرسانی | کمک فوری به آسیبدیدگان در زمان بحران | دادن کیسهٔ آب سرد به دوستی که زمین خورده |
| بازگرداندن شرایط عادی | تلاش برای برگشتن به روال معمول زندگی | جمع کردن وسایل کلاس پس از زلزلهٔ تمرینی |
برنامهریزی یعنی از قبل فکر کنیم که اگر باران سیلآسا یا قطعی برق پیش آمد، چه کارهایی باید انجام دهیم. هماهنگی هم یعنی همه با هم و طبق یک نقشهٔ مشخص حرکت کنیم؛ مثلاً وقتی زنگ خطر آتشسوزی در مدرسه به صدا درمیآید، هر دانشآموزی میداند که از کدام درب خارج شود و کجا جمع شود.
کاربرد در زندگی روزمرهٔ دانشآموزی
بیایید یک موقعیت آشنا را تصور کنیم: روزِ امتحانِ ریاضی، ناگهان برق مدرسه قطع میشود و دستگاههای روشنایی خاموش میشوند. اگر از قبل برای این بحران کوچک برنامه داشته باشیم، چه میشود؟
اولین کار این است که آسیب را کاهش دهیم: معلم چراغقوههای اضطراری را از کشوی میز بیرون میآورد تا بچهها نترسند. دوم، امدادرسانی میکنیم: دانشآموزی که عینکش روی زمین افتاده، با کمک دوستش آن را پیدا میکند. سوم، شرایط را به حالت عادی برمیگردانیم: معلم از بچهها میخواهد که به جای نگرانی، سؤالهای شفاهی بپرسند و درس را بدون نیاز به برق ادامه دهند. پس از چند دقیقه، برق میآید و همه با آرامش بیشتری به حل سؤالها ادامه میدهند.
یا وقتی در حیاط مدرسه، یکی از بچهها از تاب میافتد و زانویش زخمی میشود. بچههای دیگر بدون فریاد و دویدن، یکی به مدیر خبر میدهد، دیگری دستمال تمیز از کیفش درمیآورد و سومی کنار دوستش میماند تا آرامش پیدا کند. این یعنی هماهنگی و مدیریت یک بحران کوچک.