خانه
گاما

شناسه: بخشی از فعل که شخص و شمار انجام‌دهندهٔ کار را مشخص می‌کند.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/06/29
تعداد بازدید12
شناسه: بخشی از فعل که شخص و شمار انجام‌دهندهٔ کار را مشخص می‌کند.

شناسه؛ نشانهٔ شخص و شمار در فعل

شناسه بخشی از ساختمان فعل است که نشان می‌دهد انجام‌دهندهٔ کار یا دارندهٔ حالت چه کسی است و مفرد یا جمع بودن او را مشخص می‌کند.
در زبان فارسی، فعل افزون بر بیان کار یا حالت و زمان آن، اطلاعاتی دربارهٔ شخص و شمار نیز در اختیار ما قرار می‌دهد. بخشی از فعل که این اطلاعات را نشان می‌دهد، شناسه نام دارد. با توجه به شناسه می‌توان فهمید فاعل فعل اول‌شخص، دوم‌شخص یا سوم‌شخص است و به یک نفر یا چند نفر اشاره دارد. شناخت شناسه در تشخیص ساختمان فعل، یافتن فاعل، صرف فعل و بررسی هماهنگی میان فاعل و فعل اهمیت دارد.

شخص، شمار و شکل شناسه

برای شناخت شناسه ابتدا باید با مفهوم شخص و شمار آشنا باشیم. در فعل فارسی سه شخص داریم: اول‌شخص به گوینده، دوم‌شخص به مخاطب و سوم‌شخص به فرد یا چیزی غیر از گوینده و مخاطب اشاره می‌کند. هر یک از این سه شخص نیز می‌تواند مفرد یا جمع باشد. بنابراین، فعل از نظر شخص و شمار در ۶ حالت به کار می‌رود.
برای نمونه، در «می‌خوانم»، شناسهٔ «ـم» نشان می‌دهد گوینده دربارهٔ خودش سخن می‌گوید؛ پس فعل اول‌شخص مفرد است. در «می‌خوانید»، شناسهٔ «ـید» نشان‌دهندهٔ دوم‌شخص جمع است. همچنین در «می‌خوانند»، «ـند» سوم‌شخص جمع را مشخص می‌کند. به این ترتیب، حتی اگر ضمیر از جمله حذف شود، شناسه معمولاً به ما کمک می‌کند شخص و شمار فاعل را تشخیص دهیم.
شخص و شمار ضمیر نمونهٔ فعل شناسه
اول‌شخص مفرد من می‌خوانم ـم
دوم‌شخص مفرد تو می‌خوانی ـی
سوم‌شخص مفرد او می‌خواند ـد
اول‌شخص جمع ما می‌خوانیم ـیم
دوم‌شخص جمع شما می‌خوانید ـید
سوم‌شخص جمع آنان می‌خوانند ـند
نکته: شکل شناسه در همهٔ زمان‌ها کاملاً یکسان نیست. برای مثال، در گذشتهٔ سادهٔ سوم‌شخص مفرد، فعل معمولاً شناسهٔ آشکار ندارد؛ مانند «او رفت». با این حال، از ساختمان فعل و جمله می‌فهمیم که فعل سوم‌شخص مفرد است.

نقش شناسه در شناخت فاعل

یکی از کاربردهای مهم شناسه این است که به یافتن فاعل جمله کمک می‌کند. در فارسی همیشه لازم نیست ضمیر به‌صورت جداگانه در جمله بیاید. مثلاً وقتی دانش‌آموزی می‌گوید «امروز برای آزمون مطالعه کردم»، شناسهٔ «ـم» در «کردم» نشان می‌دهد انجام‌دهندهٔ کار «من» است. بنابراین، حتی بدون حضور واژهٔ «من»، شخص فعل مشخص است.
شناسه همچنین باید با فاعل از نظر شخص و شمار هماهنگ باشد. در جملهٔ «ما تمرین‌ها را حل کردیم»، فاعل «ما» اول‌شخص جمع است و «ـیم» نیز همین ویژگی را نشان می‌دهد. اگر بگوییم «ما تمرین‌ها را حل کردم»، میان فاعل و فعل هماهنگی وجود ندارد و جمله از نظر دستوری نادرست است. به همین دلیل، توجه به شناسه هنگام نوشتن پاسخ تشریحی، گزارش آزمایش، انشا و دیگر نوشته‌های مدرسه‌ای به درست‌نویسی کمک می‌کند.
شناسه را نباید با همهٔ بخش‌های پایانی فعل یکی دانست. برای تشخیص آن بهتر است فعل را در شخص‌های گوناگون صرف کنیم. مثلاً «نوشتم، نوشتی، نوشت، نوشتیم، نوشتید، نوشتند» را مقایسه کنید. بخش «نوشت» در همهٔ این صورت‌ها پایهٔ مشترک است، اما پایان فعل با تغییر شخص و شمار تغییر می‌کند. این مقایسه راهی ساده برای شناخت شناسه‌هاست.
روش تشخیص اگر در تشخیص شناسه تردید داشتید، فعل را با «من، تو، او، ما، شما، آنان» صرف کنید و بخش‌هایی را که همراه با تغییر شخص و شمار عوض می‌شوند، بررسی کنید.

ابهام‌ها و اشتباهات رایج

آیا شناسه همان ضمیر است؟
خیر. ضمیر می‌تواند واژه‌ای مستقل مانند «من»، «تو» یا «ما» باشد، اما شناسه بخشی از فعل است. در «من نوشتم»، «من» ضمیر و «ـم» شناسهٔ فعل است. هر دو به اول‌شخص مفرد اشاره می‌کنند، اما نقش و جایگاه یکسانی ندارند.
اگر ضمیر در جمله نیاید، چگونه فاعل را تشخیص دهیم؟
در بسیاری از جمله‌ها شناسه این اطلاعات را در اختیار ما می‌گذارد. مثلاً در «فردا زودتر می‌آییم»، «ـیم» نشان می‌دهد فاعل اول‌شخص جمع، یعنی «ما»، است؛ هرچند «ما» در جمله نوشته نشده است.
چرا در «او رفت» شناسه‌ای در پایان فعل دیده نمی‌شود؟
در گذشتهٔ ساده، سوم‌شخص مفرد معمولاً شناسهٔ آشکار ندارد. مقایسهٔ «رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند» این تفاوت را روشن می‌کند. نبودن بخش افزوده در «رفت» به معنی نامشخص بودن شخص فعل نیست.
آیا فقط با دیدن آخر فعل می‌توان شناسه را تشخیص داد؟
همیشه نه. بهتر است ساختمان فعل، زمان آن و صورت‌های دیگر همان فعل را نیز بررسی کنیم. مقایسهٔ صرف فعل باعث می‌شود بخش ثابت و بخش وابسته به شخص و شمار را دقیق‌تر از هم جدا کنیم.
شناسه بخشی مهم از فعل فارسی است که شخص و شمار را مشخص می‌کند. با شناخت شناسه می‌توان تشخیص داد انجام‌دهندهٔ کار گوینده، مخاطب یا شخص دیگری است و یک نفر یا چند نفر در انجام کار نقش دارند. مقایسهٔ صورت‌های مختلف یک فعل، توجه به هماهنگی فاعل و فعل و بررسی نمونه‌هایی مانند «خواندم، خواندی، خواند، خواندیم، خواندید، خواندند» از ساده‌ترین راه‌ها برای تسلط بر این مبحث است. شناخت درست شناسه نه‌تنها در تحلیل فعل، بلکه در یافتن فاعل و درست‌نویسی جمله‌های فارسی نیز کاربرد دارد.
لحن روایی: شیوهٔ بیان داستانی که در آن رویدادها و ماجراها به ترتیب برای مخاطب بازگو می‌شوند.
کپسول آموزشی

لحن روایی: شیوهٔ بیان داستانی که در آن رویدادها و ماجراها به ترتیب برای مخاطب بازگو می‌شوند.

لحن حماسی: شیوهٔ بیان و خوانش متن با شور، قدرت و استواری برای انتقال احساس دلاوری و شجاعت
کپسول آموزشی

لحن حماسی: شیوهٔ بیان و خوانش متن با شور، قدرت و استواری برای انتقال احساس دلاوری و شجاعت

حاسب: لقب احمد بن عبدالله مروی، ریاضی‌دان و منجمی که به دلیل مهارت در محاسبات به این نام شناخته شد.
کپسول آموزشی

حاسب: لقب احمد بن عبدالله مروی، ریاضی‌دان و منجمی که به دلیل مهارت در محاسبات به این نام شناخته شد.

التفهیم: کتاب علمی ابوریحان بیرونی دربارهٔ ریاضیات و نجوم
کپسول آموزشی

التفهیم: کتاب علمی ابوریحان بیرونی دربارهٔ ریاضیات و نجوم

تحقیق ماللهند: اثر ابوریحان بیرونی دربارهٔ فرهنگ، علوم و باورهای مردم هند
کپسول آموزشی

تحقیق ماللهند: اثر ابوریحان بیرونی دربارهٔ فرهنگ، علوم و باورهای مردم هند

آثارالباقیه: کتاب ابوریحان بیرونی دربارهٔ تاریخ، گاه‌شماری و باورهای ملت‌های مختلف
کپسول آموزشی

آثارالباقیه: کتاب ابوریحان بیرونی دربارهٔ تاریخ، گاه‌شماری و باورهای ملت‌های مختلف

ابوریحان بیرونی: دانشمند ایرانی قرن چهارم و پنجم هجری در زمینهٔ ریاضیات، فلسفه و علوم تجربی
کپسول آموزشی

ابوریحان بیرونی: دانشمند ایرانی قرن چهارم و پنجم هجری در زمینهٔ ریاضیات، فلسفه و علوم تجربی

علم‌آموزی مادام‌العمر: مفهوم یادگیری پیوسته در تمام مراحل زندگی
کپسول آموزشی

علم‌آموزی مادام‌العمر: مفهوم یادگیری پیوسته در تمام مراحل زندگی

نفس به شماره افتادن: کنایه از نزدیک شدن زمان مرگ یا ناتوانی شدید جسمی
کپسول آموزشی

نفس به شماره افتادن: کنایه از نزدیک شدن زمان مرگ یا ناتوانی شدید جسمی

دیده از جهان فرو بستن: کنایه از مردن و پایان یافتن زندگی
کپسول آموزشی

دیده از جهان فرو بستن: کنایه از مردن و پایان یافتن زندگی

شمع وجود: ترکیب تشبیهی که وجود انسان را به شمعی تشبیه می‌کند که خاموش شدن آن نماد پایان زندگی است.
کپسول آموزشی

شمع وجود: ترکیب تشبیهی که وجود انسان را به شمعی تشبیه می‌کند که خاموش شدن آن نماد پایان زندگی است.

بن گذشته: بخشی از فعل که برای ساخت برخی زمان‌های گذشته به کار می‌رود.
کپسول آموزشی

بن گذشته: بخشی از فعل که برای ساخت برخی زمان‌های گذشته به کار می‌رود.