بافت؛ ردِّ انگشتان بر رویِ نقشِ جهان
دو رویِ یک سکه: بافتِ دیداری و بافتِ لامسهای
بافتها را میتوان بر اساسِ راهی که با آن آشنا میشوند به دو گروه بزرگ تقسیم کرد. نخست، بافتِ دیداری است که فقط با چشم دیده میشود. برای نمونه، عکسِ یک تکهپارچهٔ مخمل را در نظر بگیرید. چشمِ شما خطوطِ ریز و سایهروشنهای روی عکس را میبیند و به مغز پیام میدهد که این سطح نرم است، اما اگر دستتان را روی کاغذِ عکس بکشید، هیچ نرمیای حس نمیکنید. در مقابل، بافتِ لامسهای را با انگشتانِ خود لمس میکنیم. مثلاً وقتی دستتان را روی یک کیسهٔ پلاستیکیِ برجستهدار یا روی یک سنگِ زبر میکشید، احساسِ زبری یا نرمیِ واقعی به شما منتقل میشود. در زندگیِ روزمره، خیلی از سطوح هر دو نوعِ بافت را دارند؛ مثل رویِ جلدِ کتابهای برجسته یا کفپوشِ کلاسِ درس که هم دیده و هم لمس میشوند.
جالب است بدانید که هنرمندان و طراحان با استفاده از تکرارِ عناصر بصری، بافتهای دیداریِ جذابی میسازند. برای ساختِ بافتِ یک سطحِ شنزار، نقطههای ریز و درشت را کنار هم میچینند. یا برای نشان دادنِ یک دیوارِ آجری، مستطیلهای کوچک را با فاصلهٔ منظم تکرار میکنند. این تکرار میتواند کاملاً منظم باشد، مثل طرحِ کاشیهای حمام، یا کاملاً نامنظم، مثل لکههای روی برگِ یک درخت. در هر دو صورت، چشمِ ما این نظم یا بینظمی را تشخیص میدهد و آن را به عنوانِ یک بافتِ خاص میپذیرد.
| ویژگی | بافتِ دیداری | بافتِ لامسهای |
|---|---|---|
| ابزارِ تشخیص | چشم | انگشتان و پوستِ دست |
| نوعِ دریافت | توهمِ سطح (واقعی نیست) | احساسِ واقعیِ سطح |
| مثال | عکسِ آجر یا پوستِ پرتقال | سطحِ واقعیِ آجر یا پوستِ پرتقال |
| کاربرد | در نقاشی، طراحی و چاپ | در صنایعِ نساجی، مجسمهسازی و بستهبندی |
بافتِ منظم و نامنظم؛ نظم در دلِ بینظمی
یکی از جذابترین بخشهای شناختِ بافت، توجه به نظم یا بینظمی در تکرارِ عناصر است. اگر به یک شانهٔ عسل یا به یک صفحهٔ شطرنجی نگاه کنید، یک الگوی کاملاً منظم میبینید. در این بافتها، فاصلهها و اندازهها دقیقاً مشخص و قابلپیشبینی هستند. این نوعِ بافت حسِّ آرامش و ترتیب را به بیننده منتقل میکند. از سویِ دیگر، بافتهای نامنظم مثل سطحِ یک تختهسنگِ قدیمی یا پوستِ یک صخره را در نظر بگیرید. هیچ دو نقطه یا خطی در آنها شبیه به هم نیست و این بینظمی، حسِّ طبیعی بودن و پویایی را به ما القا میکند.
در هنرهای تجسمی، هنرمندان از هر دو نوعِ بافت برای بیانِ مقاصدِ خود استفاده میکنند. مثلاً یک نقاش ممکن است برای کشیدنِ یک میزِ چوبیِ کهنه از تکرارِ خطوطِ شکسته و نامنظم استفاده کند تا کهنهبودنِ چوب را نشان دهد. در مقابل، برای کشیدنِ یک پارچهٔ چهارخانه، از خطوطِ کاملاً منظم و عمود بر هم بهره میبرد. تضادِ میانِ بافتِ منظم و نامنظم یکی از ابزارهای قدرتمند در طراحیِ گرافیک و معماری است. به عنوانِ مثال، دیوارِ آجریِ یک ساختمانِ قدیمی (بافتِ نسبتاً منظم) در کنارِ شاخ و برگِ درختانِ حیاط (بافتِ کاملاً نامنظم) جلوهٔ زیبایی خلق میکند.
پرسشهایی برای عمیقتر شدن
پرسش ۱: آیا بافتِ دیداری میتواند جایگزینِ بافتِ لامسهای شود؟
پاسخ: خیر، این دو مکملِ هم هستند، نه جایگزین. بافتِ دیداری به ما میگوید که سطح چگونه به نظر میرسد، اما نمیتواند زبری، نرمی، سردی یا گرمی را به ما منتقل کند. برای نمونه، یک عکس از یک فرشِ پشمی ممکن است خیلی نرم به نظر برسد، اما لمسِ واقعیِ آن حسِّ دیگری دارد. به همین دلیل، در طراحیِ محصولات، هر دو جنبهٔ دیداری و لامسهای با هم در نظر گرفته میشوند.
پرسش ۲: چرا بعضی بافتها را زشت و بعضی را زیبا میبینیم؟
پاسخ: زیباییِ بافت به عواملِ زیادی بستگی دارد؛ از جملهٔ تجربهٔ شخصی، فرهنگ، و حتی کاربردی که از آن شیء داریم. مثلاً ممکن است بافتِ خشنِ یک دیوارِ سیمانی برای یک نقاش جذاب باشد، اما برای کسی که به دنبالِ راحتی است، زشت به نظر برسد. همچنین، بافتهایی که تکرارِ بیش از حدِ منظم دارند ممکن است خستهکننده و بافتهای بسیار نامنظم ممکن است آشفته به نظر برسند. تعادلِ میانِ این دو، چیزی است که چشمِ ما به دنبالِ آن است.
پرسش ۳: آیا بافت فقط برای سطوحِ جامد است؟
پاسخ: نه، بافت میتواند برای سطوحِ مایع یا حتی گازها هم تعریف شود، اما در آنها بیشتر به صورتِ دیداری مطرح است. مثلاً سطحِ آبِ یک دریاچه که با باد موج میزند، بافتی از خطوطِ منحنی و نامنظم دارد. یا سطحِ آسمان که با ابرهای پفکی پوشیده شده، بافتی نرم و کرکی به نظر میرسد. البته در این موارد، حسِ لامسهایِ ما به طورِ مستقیم درگیر نیست، اما چشمِ ما آنها را به عنوانِ بافت میشناسد.
یادآور بافت، یکی از کلیدهای ورود به دنیایِ هنر و طراحی است. با شناختِ دو نوعِ دیداری و لامسهای، و تفاوتِ بافتِ منظم و نامنظم، میتوانیم نگاهِ عمیقتری به اشیایِ اطرافِ خود داشته باشیم. هر سطحی، از رویِ کفِ کفش تا دیوارِ اتاقِ خواب، داستانی برای گفتن دارد. به یاد داشته باشید که بافتها نه تنها به چشم، بلکه به انگشتانِ ما نیز سخن میگویند و دنیایِ ما را غنیتر و پرمعنیتر میسازند. پس از امروز، وقتی به یک سطح نگاه میکنید، از خود بپرسید که این سطح چه بافتی دارد و این بافت چه حسی به شما منتقل میکند.