آشتی ملی؛ شعار دولت شریف امامی برای آرام کردن اعتراضات
دولت آشتی ملی؛ طرحی برای نجات حکومت
اوایل پاییز سال ۱۳۵۷، موج اعتراضات به حکومت شاه بسیار بالا گرفته بود. مردم در شهرهای مختلف راهپیمایی میکردند و خواستار تغییرات اساسی بودند. در این شرایط، محمدرضا پهلوی تصمیم گرفت چهرهای جدید را روی کار بیاورد تا شاید بتواند خشم مردم را فروبنشاند . انتخاب او، جعفر شریفامامی بود؛ شخصی که سابقه طولانی در کارهای دولتی داشت و حتی رئیس مجلس سنا بود .
شریفامامی پس از گرفتن مقام نخستوزیری، دولت خود را «دولت آشتی ملی» نامید . این نامگذاری به این معنا بود که او قصد دارد بین مردم و حکومت آشتی ایجاد کند و به اختلافات پایان دهد. او در سخنرانیهای خود قولهای زیادی داد: آزادی مطبوعات، احترام به روحانیون، تعطیلی قمارخانهها، تغییر تقویم شاهنشاهی به تقویم هجری شمسی و حتی انحلال حزب رستاخیز (که حزب رسمی حکومت بود) .
اما این اقدامات در نظر بسیاری از مردم، بیشتر شبیه یک نمایش بود تا یک تغییر واقعی. برای مثال، بستن قمارخانهها در حالی انجام میشد که بسیاری از مراکز فساد دیگر همچنان به کار خود ادامه میدادند . مردم احساس میکردند که این کارها فقط برای این است که آنها را از خواسته اصلیشان، یعنی سرنگونی رژیم شاه، منصرف کند.
مقاومت مردم و شکست آشتی
مهمترین دلیلی که باعث شد «دولت آشتی ملی» موفق نشود، بیاعتمادی عمیق مردم به حکومت پهلوی بود. مردم پس از سالها سرکوب، سانسور و فساد، دیگر به حرفهای حکومت اعتماد نداشتند و هر وعدهای را یک نیرنگ میدانستند .
از سوی دیگر، امام خمینی که رهبری مبارزه را بر عهده داشت، به شدت با این دولت مخالفت کرد . ایشان در پیامی به مردم، این دولت را یک «توطئه شیطانی» برای گمراه کردن ملت و به هدر دادن خون شهیدان نامیدند . امام خمینی اعلام کردند که تا برچیده شدن کامل رژیم پهلوی، هیچ سازشی با آن ممکن نیست و مردم را به ادامه مبارزه تشویق کردند. ایشان حتی آشتی با این دولت را «معصیت کبیره» (گناه بزرگ) دانستند . این پیام، انگیزه مردم را برای ادامه اعتراضات چند برابر کرد.
به این ترتیب، با وجود اینکه شریفامامی زندانیان سیاسی را آزاد کرد و وعدههای مختلفی داد، نهضت مردمی نه تنها متوقف نشد، بلکه هر روز گستردهتر شد. راهپیماییها با شکوهتر برگزار میشد و اعتصابات در سراسر کشور، از جمله در صنعت نفت، کار دولت را فلج کرد .
سرانجام، خشونت رژیم در روز ۱۷ شهریور (که به جمعه سیاه معروف شد) در میدان ژاله (شهدا) تهران، پرده از روی ماهیت واقعی این دولت برداشت و نشان داد که «آشتی» فقط یک شعار بوده است . این کشتار وحشتناک، بیاعتمادی مردم را به اوج رساند. در نهایت، دولت «آشتی ملی» شریفامامی در آبانماه همان سال، پس از کمتر از سه ماه، سقوط کرد و جای خود را به یک دولت نظامی داد .
چرا مردم به «آشتی ملی» اعتماد نکردند؟
پاسخ: بله، این اقدامات انجام شد، اما نمایشی و برای فریب افکار عمومی بود . امام خمینی در واکنش خود فرمودند که بستن قمارخانهها در حالی که مراکز فساد دیگر پابرجا هستند، یک نیرنگ است. مردم به دنبال تغییرات اساسی در ریشههای حکومت بودند، نه چند اقدام سطحی.
پاسخ: آزادی زندانیان یک اقدام مثبت بود، اما برای جلب اعتماد کافی نبود. مردم فراموش نکرده بودند که همین حکومت سالها قبل این افراد را زندانی کرده بود. آنها به دنبال برچیده شدن کامل نظامی بودند که چنین ظلمهایی را ممکن میساخت، نه اینکه صرفاً چند نفر را آزاد کند و به کار خود ادامه دهد.
پاسخ: امام خمینی با آگاهی کامل، ماهیت این دولت را برای مردم روشن کردند. ایشان با اعلام اینکه این دولت غیرقانونی است و هدفش «اغفال ملت» است، حلقههای اتصال مردم به این توطئه را پاره کردند . سخنان ایشان به مردم جرأت و ایمان داد تا فریب شعارهای ظاهراً صلحآمیز را نخورند و به مبارزه ادامه دهند.