گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

دولت بختیار: آخرین دولت حکومت پهلوی که برای جلوگیری از سقوط نظام شاهنشاهی تشکیل شد.

بروزرسانی شده در: 0:17 1405/04/18 مشاهده: 41     دسته بندی: کپسول آموزشی

دولت بختیار؛ آخرین دولت پهلوی

تشکیل شده برای جلوگیری از سقوط نظام شاهنشاهی، اما با سرنوشتی پر از چالش و ابهام
در روزهای پایانی زمستان 1357، در حالی که انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده بود و اعتراضات سراسر کشور را فرا گرفته بود، محمدرضا پهلوی برای مهار بحران، آخرین نخست‌وزیر خود را منصوب کرد. شاپور بختیار، که از چهره‌های شناخته‌شدهٔ جبههٔ ملی و سابقهٔ مبارزه با رژیم پهلوی را داشت، مأمور شد دولتی وفادار به شاه تشکیل دهد تا از فروپاشی کامل نظام جلوگیری کند. این دولت اما تنها ۳۷ روز دوام آورد و با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، عملاً منحل شد. در این مقاله، نگاهی دقیق به چرایی، چگونگی و سرانجام این دولت کوتاه‌عمر خواهیم داشت.

چرا و چگونه دولت بختیار روی کار آمد؟

اواخر سال ۱۳۵۷، اوضاع ایران بسیار آشفته بود. شاه که پس از مدتی بیماری و تردید، کشور را ترک کرده بود، می‌خواست با دادن امتیازاتی، از برچیده شدن کامل نظام پهلوی جلوگیری کند. اما مخالفان، به رهبری امام خمینی، بر برکناری کامل شاه و ایجاد نظام جمهوری اسلامی تأکید داشتند. در این میان، شاپور بختیار که سال‌ها از اعضای جبههٔ ملی (گروهی از ملی‌گرایان مخالف شاه) بود، با شرط «خروج شاه از کشور»، پذیرفت که دولت تشکیل دهد. او فکر می‌کرد می‌تواند میان شاه و انقلابیون پل بزند و کشور را به سمت یک دموکراسی غیرسلطنتی هدایت کند.

اما نقطه‌ضعف اصلی دولت بختیار از همان ابتدا روشن بود: او بدون حمایت مردم و نیروهای اصلی انقلاب روی کار آمد. بسیاری او را «خائن» می‌دانستند، چون با وجود سابقهٔ مخالفت با شاه، حالا با او همکاری می‌کرد. از سوی دیگر، شاه نیز در عمل، قدرت را به طور کامل به او نسپرده بود و ارتش هنوز زیر نفوذ فرماندهان شاه‌دوست بود. بنابراین دولت بختیار از دو سو بی‌پناه بود.

کارنامهٔ کوتاه اما پرتنش؛ تصمیم‌ها و واکنش‌ها

دولت بختیار در مدت کوتاه خود، چند کار مهم انجام داد: او اجازهٔ بازگشت امام خمینی به ایران را صادر کرد، حکومت نظامی را لغو نمود، و تلاش کرد تا فضای باز سیاسی را ایجاد کند. اما در عمل، این تصمیم‌ها به نفع او تمام نشد. بازگشت امام خمینی در ۱۲ بهمن، نقطهٔ عطفی بود که هیجان انقلابی را دوچندان کرد. مردم در خیابان‌ها به استقبال امام رفتند و دیگر کسی به دولت موقت اعتنایی نداشت.

مهم‌ترین چالش، رویارویی با شورای انقلاب و نیروهای مردمی بود که دولت خود را «موقت» و «انقلابی» می‌دانستند. درگیری میان طرفداران بختیار و انقلابیون در پشت بام‌ها و خیابان‌ها بالا گرفت. سرانجام، در ۲۲ بهمن، با اعلام بی‌طرفی ارتش و دستور امام خمینی برای سرنگونی دولت، فرمانداری نظامی از هم پاشید و دولت بختیار سقوط کرد. بختیار خود از کشور گریخت و سال‌ها بعد در پاریس به قتل رسید.

مورد مقایسه دولت بختیار دولت موقت (مهندس بازرگان)
حمایت مردمی بسیار کم؛ متهم به خیانت بالا؛ مورد تأیید امام و انقلابیون
رابطه با شاه همکاری با شاه (هرچند با شرط خروج او) کاملاً مخالف شاه و نظام سلطنتی
هدف اصلی حفظ نهادهای پهلوی و جلوگیری از فروپاشی انتقال قدرت به جمهوری اسلامی و ادارهٔ کشور
مدت زمان حدود ۳۷ روز (کوتاه‌ترین دولت) حدود ۹ ماه (تا استعفا)

پرسش‌های کلیدی برای درک بهتر

آیا دولت بختیار می‌توانست موفق شود؟

به نظر نمی‌رسید. زیرا نه شاه کاملاً او را قبول داشت و نه انقلابیون. او در میان دو آتش گیر کرده بود و هیچ پایگاه اجتماعی محکمی نداشت. تنها راه موفقیت او، جلب اعتماد مردم بود که با سابقهٔ همکاری با شاه، ممکن نبود.

چرا امام خمینی با دولت بختیار مخالف بود؟

امام معتقد بود که هر دولتی که با شاه همکاری کند، غیرقانونی است و مشروعیت ندارد. از نظر ایشان، انقلاب به معنای برچیدن کامل نظام سلطنتی بود و دولت بختیار تلاش می‌کرد تا قالبی از سلطنت را حفظ کند.

آیا شاپور بختیار یک شخصیت دوپهلو بود؟

بسیاری او را مردی با نیات صادقانه اما در موقعیت اشتباه می‌دانند. او می‌خواست میانه‌روی کند، اما در آن شرایط، میانه‌روی به معنای خیانت به هر دو طرف تلقی می‌شد. انتخابش میان دو راهی سخت، او را به چهره‌ای جنجالی تبدیل کرد.

چه شد که ارتش در ۲۲ بهمن بی‌طرفی کرد؟

فرماندهان ارتش که از حمایت مردمی برخوردار نبودند و از سوی دیگر، از شاه دستور مشخصی نداشتند، ترجیح دادند دخالت نکنند. این بی‌طرفی، عملاً پشت دولت بختیار را خالی کرد و راه را برای پیروزی انقلاب هموار ساخت.

نکتهٔ پایانی

دولت بختیار، آخرین نفس نظام پهلوی بود. این دولت نشان داد که چگونه یک تصمیم سیاسی در شرایط بحرانی، اگر پشتوانهٔ مردمی نداشته باشد، محکوم به شکست است. درس مهمی که از این برههٔ تاریخی می‌گیریم این است که مشروعیت و حمایت مردم دو رکن اساسی هر حکومت هستند. دولت بختیار با وجود تلاش‌هایش، از هر دو بی‌بهره بود و به همین دلیل، عمری کوتاه و سرنوشتی تلخ یافت. این واقعه، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.