آیتالله سید حسن مدرس؛ عالمی که در برابر زور ایستاد
مدرس که بود و چه کرد؟
سید حسن مدرس در خانوادهای اهل علم به دنیا آمد. او از همان جوانی درس خواند و به درجهٔ اجتهاد رسید. اما مدرس فقط یک عالم دینی نبود؛ او به مسائل روز جامعه هم توجه داشت. وقتی به مجلس شورای ملی راه یافت، صدای اعتراضش را به گوش همه رساند. او با قراردادهای استعماری مخالفت میکرد؛ مثلاً وقتی میدید نمایندگان خارجی میخواهند منابع ایران را غارت کنند، فریاد برمیآورد که «ما باید روی پای خودمان بایستیم». مدرس معتقد بود که نفت، راهآهن و معادن کشور باید در دست خود ایرانیان باشد، نه در اختیار بیگانگان.
| خطر | مثال از زندگی مدرس |
|---|---|
| استبداد داخلی | وقتی رضاخان (که بعدها رضاشاه شد) قدرت را در دست گرفت، مدرس در مجلس به او گفت که «تو سربازی بیش نیستی و حق دخالت در سیاست نداری». او از زورگویی به مردم و بسته شدن روزنامهها جلوگیری میکرد. |
| نفوذ بیگانگان | مدرس مخالف قرارداد ۱۹۱۹ بود که به انگلیسیها اجازه میداد در تمام امور ایران دخالت کنند. او میگفت: «ما میتوانیم خودمان کشور را اداره کنیم و نیاز به قیم نداریم». |
مدرس در زندگی روزمرهٔ ما
شاید بپرسید: «مدرس چه ربطی به منِ دانشآموز دارد؟» خب، مدرس به ما میآموزد که نباید در برابر بیعدالتی سکوت کنیم. مثلاً وقتی در مدرسه میبینید که دانشآموز ضعیفی را اذیت میکنند، اگر مثل مدرس بگویید «این کار اشتباه است»، یعنی شما هم ایستادهاید. یا وقتی میبینید دوستانتان از کالاهای خارجی استفاده میکنند در حالی که مشابه ایرانی آن وجود دارد، مدرس به شما میگوید که «حمایت از تولید داخلی، وابستگی را کم میکند». او همیشه تأکید داشت که استقلال یعنی اینکه ما بتوانیم خودمان تصمیم بگیریم، درست مثل وقتی که خودتان تکالیفتان را بدون کمک دیگران انجام میدهید و به خودتان افتخار میکنید.
پرسشهای چالشی دربارهٔ مدرس
چرا مدرس با رضاشاه مخالف بود؟
رضاشاه میخواست قدرت را یکدست در دست خود بگیرد و به مجلس و علما اجازهٔ اظهارنظر نمیداد. مدرس معتقد بود که کشور باید با رأی مردم و قانون اداره شود، نه با زور و تهدید. او میدید که رضاشاه دارد ایران را به سمت دیکتاتوری میبرد، پس ایستادگی کرد.
چطور یک عالم دینی نمایندهٔ مجلس شد؟
در آن زمان، علما نقش مهمی در سیاست داشتند چون مردم به آنها اعتماد داشتند. مدرس هم با سواد بود و هم شجاع؛ بنابراین مردم او را به مجلس فرستادند تا از حقوقشان دفاع کند. او نشان داد که یک عالم میتواند هم نماز بخواند و هم در قوانین کشور نظر بدهد.
آیا مدرس تنها بود یا دوستانی داشت؟
مدرس دوستان و همراهانی داشت، اما خیلیها از ترس حکومت، کنارش نایستادند. با این حال، او تنها نبود؛ بسیاری از بازاریان، روحانیون و روشنفکران با او همعقیده بودند. حتی وقتی او را تبعید کردند، مردم در شهرهای مختلف به احترامش راهپیمایی کردند.
نکتهٔ پایانی: آیتالله مدرس سرانجام در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در شهر کاشمر به شهادت رسید. حکومت رضاشاه او را خفه کرد تا صدای مخالفش را خاموش کند، اما تاریخ نشان داد که حرف حق هرگز نمیمیرد. مدرس به ما یاد داد که ایستادگی در برابر ظلم، حتی اگر جانمان را بگیرد، ارزشمند است. او یک قهرمان ملی بود که بیگانگی را نمیپذیرفت و آزادی را با تمام وجود دوست داشت. امروز وقتی نام مدرس را میشنویم، یاد میشویم که باید وابسته نباشیم، شجاع باشیم و از حق خود و کشورمان دفاع کنیم.