گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

انتقال حکومت از قاجاریه به پهلوی: فرایند برکناری قاجار و واگذاری قدرت به رضاخان در پی ضعف داخلی، دخالت انگلستان و کودتای 1299.

بروزرسانی شده در: 11:23 1405/04/13 مشاهده: 23     دسته بندی: کپسول آموزشی

انتقال حکومت از قاجاریه به پهلوی

برکناری قاجار و واگذاری قدرت به رضاخان؛ از ناتوانی تا کودتا
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که چگونه پادشاهان قاجار به دلیل ضعف داخلی و ناتوانی در ادارهٔ کشور، کمکم محبوبیت خود را از دست دادند. در همین زمان، انگلیس به دنبال منافع خود در ایران بود و با دخالت‌هایش، زمینه را برای تغییرات بزرگ فراهم کرد. سرانجام، کودتای سال ۱۲۹۹ خورشیدی، با کمک نظامیان و سیاستمداران، قدرت را از قاجار به رضاخان منتقل کرد. این رویداد، آغازگر دوره‌ی تازه‌ای در تاریخ ایران شد.

سه عامل مهم در برکناری قاجار

برای اینکه بفهمیم چرا حکومت قاجار به پایان رسید، باید به سه موضوع اصلی نگاه کنیم. این سه موضوع مثل سه پایه‌ی یک میز هستند که اگر یکی لق شود، همه‌چیز به هم می‌ریزد.

عامل توضیح ساده مثال روزمره
ضعف داخلی پادشاهان قاجار نتوانستند کشور را پیش ببرند. راه‌ها خراب بود، مدرسه نبود و مردم فقیر بودند. مثل سرگروهی که در پروژه‌ی گروهی، کاری انجام ندهد و بقیه اعضا ناراضی شوند.
دخالت انگلیس انگلیس می‌خواست بر ایران کنترل داشته باشد، پس به دنبال یک پادشاه قوی‌تر و هم‌فکر با خودش بود. مثل وقتی که یک تیم خارجی برای برنده شدن، به دنبال تغییر کاپیتان تیم حریف است.
کودتای ۱۲۹۹ رضاخان با کمک نظامیان و سیاستمداران، در یک کودتای نظامی، کنترل تهران را به دست گرفت. مثل وقتی که در یک بازی گروهی، یک نفر با نظر بقیه، نقش رهبر را بر عهده می‌گیرد.
نکته: ضعف قاجارها مانند دانش‌آموزی بود که تکالیفش را به موقع انجام نمی‌داد و نمراتش روزبه‌روز بدتر می‌شد. انگلیس هم مثل معلمی بود که از این موقعیت استفاده می‌کرد تا دانش‌آموز دیگری را جای او بنشاند.

واگذاری قدرت به رضاخان؛ مانند تغییر نوبت در مدرسه

در مدرسه، وقتی نوبت یک گروه تمام می‌شود، گروه دیگری مسئولیت را بر عهده می‌گیرد. در تاریخ ایران نیز، وقتی قاجارها نتوانستند کشور را خوب اداره کنند، زمینه برای یک گروه تازه فراهم شد. رضاخان که یک نظامی بود، با حمایت بعضی از سیاستمداران و با چراغ سبز انگلیس، توانست قدرت را به دست گیرد. او ابتدا به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد و سپس با فشار بر مجلس و احمدشاه قاجار، خود را به تخت پادشاهی رساند. این تغییر، مانند این بود که یک تیم جدید، سکان هدایت کلاس را به دست گیرد و قوانین تازه‌ای وضع کند. اما این تغییر بدون دردسر نبود و بسیاری از مردم، هنوز خاطرات دوره‌ی قبل را در ذهن داشتند.

مثال عینی: فرض کن تویی که در گروه نمایش مدرسه، نقش کارگردان را بر عهده داری. اما تمرین‌ها را خوب انجام نمی‌دهی و بازیگران ناراضی‌اند. یک روز، معلم نمایش به یکی از بازیگران بااستعداد پیشنهاد می‌دهد که کارگردان جدید شود. آن بازیگر هم با کمک چند نفر دیگر، نقش تو را می‌گیرد و نمایش را به موفقیت می‌رساند. این دقیقاً همان کاری است که رضاخان با کمک نظامیان و حمایت انگلیس، در برابر قاجارها انجام داد.

سه پرسش و پاسخ چالشی دربارهٔ این انتقال

پرسش: آیا احمدشاه قاجار می‌توانست جلوی این تغییر را بگیرد؟

احمدشاه در آن زمان جوان بود و تجربهٔ کافی برای مدیریت بحران‌ها را نداشت. از طرفی، ارتش و بسیاری از مقامات به رضاخان تمایل داشتند، بنابراین او عملاً اختیار چندانی نداشت. مثل کاپیتان تیمی که بازیکنانش به او اعتماد ندارند و به دنبال رهبر جدیدی می‌گردند.

پرسش: چرا انگلستان خواهان تغییر حکومت در ایران بود؟

انگلیس می‌خواست امنیت منافع خود را در ایران حفظ کند، مخصوصاً در مورد نفت و راه‌های ارتباطی. به نظر آنها، یک پادشاه قوی‌تر و طرفدار انگلیس، می‌توانست نظم بهتری برقرار کند. درست مثل گروهی که برای پیشرفت پروژه‌ی خود، به دنبال یک همکار تواناتر می‌گردد.

پرسش: کودتای ۱۲۹۹ چگونه باعث واگذاری قدرت شد؟

در آن کودتا، رضاخان با نیروهای نظامی خود، شهر تهران را تصرف کرد و احمدشاه را مجبور به قبول نخست‌وزیری خود نمود. سپس با کنار گذاشتن مخالفان و جلب نظر مجلس، تدریجاً قدرت را به دست گرفت و سرانجام با انحلال سلسله‌ی قاجار، خود را به عنوان شاه جدید معرفی کرد.

در پایان، باید بدانیم که انتقال حکومت از قاجاریه به پهلوی، نتیجهٔ مجموعه‌ای از ضعف‌های داخلی، دخالت‌های خارجی و یک اقدام نظامی بود. این رویداد نشان می‌دهد که وقتی یک حکومت نتواند نیازهای مردم را برآورده کند و در برابر بیگانگان ضعیف عمل نماید، امکان تغییرات بزرگ و ناگهانی در ساختار قدرت وجود دارد. این تغییر، سرآغاز دوره‌ی نوینی در تاریخ ایران شد که ویژگی‌های خاص خود را داشت.