حکومت وابسته؛ آیا تصمیمهای کشورمان واقعاً مال خودمان است؟
حکومت وابسته چه شکلهایی دارد؟
وابستگی حکومتها به قدرتهای خارجی، مانند یک زنجیر نامرئی است که میتواند در بخشهای مختلف زندگی یک کشور خودش را نشان دهد. این وابستگی را میتوان به سه دستهٔ اصلی تقسیم کرد:
| نوع وابستگی | توضیح ساده | نمونهٔ روزمره |
|---|---|---|
| اقتصادی | وقتی کشور برای تأمین پول یا کالاهای اساسی به کشور دیگری وابسته شود. | مثل مدرسهای که برای خرید تختهسفید و گچ، فقط به یک فروشگاه خاص وابسته باشد و ناچار باشد هر قیمتی که آن فروشگاه میگوید را بپذیرد. |
| نظامی و امنیتی | وقتی برای تأمین امنیت کشور، به تجهیزات یا نیروهای خارجی نیاز داشته باشیم. | مثل تیمی که برای بازی فوتبال، توپ و دروازهاش را از تیم حریف قرض میگیرد و ناچار است طبق قوانین آنها بازی کند. |
| فرهنگی و سیاسی | وقتی الگوهای رفتاری، سبک زندگی یا حتی قوانین کشور، از روی کشورهای دیگر کپیبرداری شود. | مثل این که گروههای مدرسه، بدون نظر خودشان، جشنهای کشور دیگر را دقیقاً به همان شکل برگزار کنند، حتی اگر با فرهنگ خودشان هماهنگ نباشد. |
این موضوع چه ربطی به زندگی روزمرهٔ ما دارد؟
شاید فکر کنید تصمیمهای بزرگ سیاسی با زندگی روزمرهٔ شما فاصله زیادی دارد، اما این طور نیست. برای درک بهتر، به تصمیمگیری در مورد ساعت شروع مدرسه فکر کنید. اگر مدیر مدرسه، بدون توجه به نظر دانشآموزان و معلمان، ساعت شروع مدرسه را صرفاً به خاطر فشار یک شرکت بزرگ تولیدکنندهٔ کیف و کفش تغییر دهد، در واقع مدرسه به آن شرکت وابسته شده است. حالا این مثال را در سطح بزرگتری تصور کنید: وقتی یک حکومت، سیاست فروش نفت خود را بر اساس دستور کشوری دیگر تنظیم کند، یا برای تصویب یک قانون مهم، ابتدا نظر سفارت کشورهای خارجی را بپرسد، یعنی استقلال خود را تا حد زیادی از دست داده است.
نکته حکومت وابسته مانند کسی است که در یک گروهبازی، همیشه نظر بازیکن قویتر را میپذیرد، حتی اگر به ضرر خودش و بقیهٔ گروه باشد.
سؤالهای چالشی برای عمیقتر شدن در موضوع
نه لزوماً. کمک میتواند موقت و بیچشمداشت باشد، مثل کمکهای بشر دوستانه پس از زلزله. اما اگر این کمکها با شرطهایی همراه باشد، مثل این که بگویند در ازای این دارو، باید فلان قرارداد نفتی را امضا کنی، آن وقت کمک تبدیل به ابزاری برای وابستگی میشود. مثل این است که دوستی به شما یک خودکار قرض بدهد، اما شرط کند که تمام دفترچهٔ مشقهایتان را با آن بنویسید و اگر روزی نخواستید، باید جریمه بپردازید!
گاهی وابستگی بهتدریج و مثل یک عادت بد شکل میگیرد. یک حکومت ممکن است در شرایط سخت اقتصادی، از یک کشور قدرتمند وام بگیرد و برای گرفتن وامهای بعدی، ناچار شود سیاستهای خود را تغییر دهد. این شبیه کسی است که برای خرید تنقلات، از دوست خود پول قرض کند و هر بار برای قرض گرفتن، مجبور باشد یک کار کوچک برای او انجام دهد. کمکم این کارهای کوچک تبدیل به یک عادت وابستگی میشود.
اولین قدم، آگاهی و پرسشگری است. ما به عنوان نسل آینده، باید بدانیم که تصمیمهای امروز، فردای ما را میسازد. اگر متوجه شدیم که یک تصمیم بزرگ کشور، بیشتر به نفع کشوری دیگر است تا به نفع مردم خودمان، باید با روشهای درست و قانونی، خواست خود را به گوش مسئولان برسانیم. این مسئولیت اجتماعی، مانند این است که در کلاس، اگر ببینیم گروهبندی تیمها به نفع یک تیم خاص است، بتوانیم با دلیل و منطق، پیشنهاد بهتری بدهیم.