خانه
گاما

مالیات در ایران باستان: دریافت نقدی، جنسی یا سرانه از مردم برای تأمین هزینه‌های حکومت.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/04/7
تعداد بازدید94
مالیات در ایران باستان: دریافت نقدی، جنسی یا سرانه از مردم برای تأمین هزینه‌های حکومت.

مالیات در ایران باستان

گرفتن پول، کالا یا کار از مردم برای هزینه‌های حکومت در روزگار گذشته
چکیده: در ایران باستان، شاهان برای ادارهٔ کشور و ساختن راه‌ها و لشکر، از مردم مالیات می‌گرفتند. این مالیات گاهی به شکل نقدی (سکه)، گاهی به شکل جنسی (گندم، جو، دام) و گاهی به شکل سرانه (به ازای هر نفر) بود. در این مقاله با روش‌های گوناگون گرفتن مالیات و کاربردهای آن آشنا می‌شویم.

سه شیوهٔ اصلی دریافت مالیات

در روزگار هخامنشیان و ساسانیان، مالیات به سه روش اصلی گرفته می‌شد که هرکدام برای گروهی از مردم کاربرد داشت:

روش مالیات معنای ساده نمونه در زندگی امروز
نقدی پرداخت با سکه‌های طلا یا نقره مثل وقتی که پدرت برای خرید میوه، پول نقد می‌دهد.
جنسی پرداخت با محصولات کشاورزی یا دام مثل وقتی که به جای پول، به معلم خود یک ظرف عسل هدیه می‌دهی.
سرانه مبلغی ثابت به ازای هر نفر (زن، مرد، کودک) مثل وقتی که در مدرسه، از هر دانش‌آموز مبلغی برابر برای اردو دریافت می‌کنند.

برای نمونه، کشاورزان بیشتر مالیات جنسی می‌دادند، چون گندم و جو داشتند. بازرگانان و شهرنشینان معمولاً مالیات نقدی می‌پرداختند، چون با سکه سر و کار داشتند. مالیات سرانه نیز از همهٔ افراد یک خانواده گرفته می‌شد، حتی از نوزادان!

این پول و کالاها کجا خرج می‌شد؟

شاید بپرسی: «حکومت با این همه پول و گندم چه می‌کرد؟» پاسخ ساده است: هزینهٔ نگهداری لشکر، ساختن جاده‌های بزرگ (مثل راه شاهی)، حقوق کارمندان دولت و حتی برگزاری جشن‌های ملی. درست مثل امروز که پدر و مادرت بخشی از درآمدشان را برای خرج خورد و خوراک، قبض آب و برق و وام خانه کنار می‌گذارند. حکومت باستانی هم برای آبادانی کشور به این درآمد نیاز داشت. جالب اینجاست که اگر کسی مالیات نمی‌داد، مجبور می‌شد برای مدتی در کارهای دولتی بدون مزد کار کند. این کار را بیگاری می‌نامیدند، یعنی کاری اجباری که به جای پول انجام می‌شد.

نکته: داریوش بزرگ، یکی از شاهان هخامنشی، برای هر استان (ساتراپی) مقدار دقیقی مالیات تعیین کرد. مثلاً از بابِل (عراق امروز) سالانه مقدار زیادی گندم و از مصر مقدار زیادی پارچهٔ کتان دریافت می‌شد.

سه پرسش چالشی دربارهٔ مالیات باستان

پرسش ۱: اگر یک خانوادهٔ روستایی محصول کمی داشت، چگونه مالیات می‌داد؟

پاسخ: گاهی به جای محصول، بخشی از دام یا پارچه‌های دست‌بافت خود را می‌دادند. همچنین اگر سالی خشکسالی بود، شاه دستور می‌داد که مالیات آن سال کمتر شود تا مردم از گرسنگی نمیرند.

پرسش ۲: چرا مالیات را به شکل گندم و جو می‌گرفتند، نه فقط سکه؟

پاسخ: چون در آن زمان بسیاری از مردم در روستاها زندگی می‌کردند و سکهٔ طلا نداشتند. گرفتن گندم هم برای حکومت مفید بود، زیرا می‌توانست آن را بین لشکریان و کارگران تقسیم کند. مثل این است که مادرت به جای پول تو، ناهار را برایت بسته‌بندی کند!

پرسش ۳: آیا مالیات سرانه برای همه یکسان بود؟

پاسخ: خیر! گاهی از مردان بیشتر از زنان و از ثروتمندان بیشتر از فقرا می‌گرفتند. این شبیه امروز است که مالیات حقوق بگیران با هم فرق دارد.

برگرفته از کتاب‌های درسی:

در تاریخ ایران باستان، مالیات فقط یک وسیلهٔ تنبیهی نبود، بلکه ابزاری برای آبادانی و نگهداری کشور به شمار می‌رفت. مردم با پرداخت آن، در واقع در ساختن راه‌ها، پل‌ها و نگهداری از مرزها سهیم می‌شدند. امروز هم وقتی پدر یا مادرت مالیات می‌دهند، آن پول صرف ساخت مدرسه، بیمارستان و خیابان‌های شهر می‌شود. پس مالیات، مثل یک همکاری گروهی است؛ همه کمی می‌دهند تا همهٔ جامعه از آن بهره ببرند.

حق و مسئولیت: برخورداری انسان از شایستگی‌های انسانی همراه با انجام وظیفه در برابر خود، دیگران، جامعه، محیط زندگی و خداوند.
کپسول آموزشی

حق و مسئولیت: برخورداری انسان از شایستگی‌های انسانی همراه با انجام وظیفه در برابر خود، دیگران، جامعه، محیط زندگی و خداوند.

حقوق طبیعی انسان: حقوق بنیادینی مانند حیات، کرامت، آزادی و استفادهٔ درست از نعمت‌های الهی که به دلیل انسان بودن وجود دارد.
کپسول آموزشی

حقوق طبیعی انسان: حقوق بنیادینی مانند حیات، کرامت، آزادی و استفادهٔ درست از نعمت‌های الهی که به دلیل انسان بودن وجود دارد.

حقوق اجتماعی: حقوقی که انسان در رابطه با خانواده، مدرسه، جامعه و کشور به دست می‌آورد.
کپسول آموزشی

حقوق اجتماعی: حقوقی که انسان در رابطه با خانواده، مدرسه، جامعه و کشور به دست می‌آورد.

تابعیت و قانون کشور: تعلق قانونی فرد به کشور و برخورداری از حقوق و وظایف بر پایهٔ قواعد رسمی آن کشور.
کپسول آموزشی

تابعیت و قانون کشور: تعلق قانونی فرد به کشور و برخورداری از حقوق و وظایف بر پایهٔ قواعد رسمی آن کشور.

هویت فردی و ملی: شناخت رسمی فرد از راه نام، نام خانوادگی، شناسنامه و تعلق به کشور.
کپسول آموزشی

هویت فردی و ملی: شناخت رسمی فرد از راه نام، نام خانوادگی، شناسنامه و تعلق به کشور.

حقوق خانوادگی: برخورداری فرزند از محبت، توجه، حمایت، مراقبت و زندگی خانوادگی سالم.
کپسول آموزشی

حقوق خانوادگی: برخورداری فرزند از محبت، توجه، حمایت، مراقبت و زندگی خانوادگی سالم.

حقوق پایهٔ زندگی: برخورداری از خوراک، پوشاک، مسکن، درمان، سلامت و امکانات ضروری زندگی.
کپسول آموزشی

حقوق پایهٔ زندگی: برخورداری از خوراک، پوشاک، مسکن، درمان، سلامت و امکانات ضروری زندگی.

حق آموزش و شکوفایی استعداد: برخورداری فرد از یادگیری و فرصت رشد توانایی‌های خود برای زندگی فردی و اجتماعی.
کپسول آموزشی

حق آموزش و شکوفایی استعداد: برخورداری فرد از یادگیری و فرصت رشد توانایی‌های خود برای زندگی فردی و اجتماعی.

عدالت و احترام در مدرسه: برخورد برابر و منصفانه با دانش‌آموزان و دوری از تمسخر، تهدید، تبعیض و تنبیه بدنی.
کپسول آموزشی

عدالت و احترام در مدرسه: برخورد برابر و منصفانه با دانش‌آموزان و دوری از تمسخر، تهدید، تبعیض و تنبیه بدنی.

حق بیان محترمانهٔ نظر: امکان مطرح کردن مؤدبانهٔ دیدگاه دربارهٔ مسائل درسی، آموزشی یا اجتماعی.
کپسول آموزشی

حق بیان محترمانهٔ نظر: امکان مطرح کردن مؤدبانهٔ دیدگاه دربارهٔ مسائل درسی، آموزشی یا اجتماعی.

محیط زندگی سالم: محیطی پاک، ایمن و مناسب برای زندگی فرد و جامعه.
کپسول آموزشی

محیط زندگی سالم: محیطی پاک، ایمن و مناسب برای زندگی فرد و جامعه.

اموال عمومی: دارایی‌های متعلق به همهٔ مردم که باید برای استفادهٔ همگانی حفظ شوند.
کپسول آموزشی

اموال عمومی: دارایی‌های متعلق به همهٔ مردم که باید برای استفادهٔ همگانی حفظ شوند.