گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

قیصر امین‌پور: شاعر معاصر، سرایندهٔ شعر «آن روز»

بروزرسانی شده در: 10:26 1405/03/12 مشاهده: 52     دسته بندی: کپسول آموزشی

قیصر امین‌پور؛ شاعری که مثل یک دوست صمیمی با ما حرف زد

مرور زندگی و شعر «آن روز» از زبانی ساده و آشنا برای بچه‌های مدرسه
چکیده: در این مقاله با قیصر امین‌پور، شاعر خوب معاصر ایران آشنا می‌شوی. می‌فهمی که چرا شعرهایش برای بچه‌ها و نوجوانان جذاب است. بعد سراغ شعر زیبای «آن روز» می‌رویم و معنای پشت آن را کشف می‌کنیم. کلماتی مثل امید، طبیعت و مهربانی در شعرهای او مهم هستند.

قیصر امین‌پور کیست و چه شعرهایی دارد؟

قیصر امین‌پور در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در روستایی نزدیک شهر دزفول به دنیا آمد. او از کودکی به خواندن شعر و داستان علاقه داشت. بعدها در دانشگاه تهران درس خواند و استاد دانشگاه شد. اما مهم‌ترین کار او شعر گفتن بود؛ شعرهایی که هم بزرگ‌ها را به فکر فرو می‌برد، هم بچه‌ها از شنیدنشان لذت می‌برند. او برای گروه سنی شما کتاب‌های زیادی نوشته؛ مثل «گل‌ها همه آفتابگردانند» و «تنفس صبح».

شعرهای قیصر امین‌پور پر از تصویرهای ساده و قشنگ است. مثلاً وقتی می‌خواهد از مدرسه بگوید، آن را به یک باغ پر از گل تشبیه می‌کند که هر دانش‌آموز یک غنچه است. یا وقتی از دوستی حرف می‌زند، از مدادی می‌گوید که سرنوشت مشترکی با کاغذ دارد. این شاعر مهربان در سال ۱۳۸۷ از دنیا رفت، اما شعرهایش هنوز میان ما زنده است.

نام کتاب موضوع اصلی مثال از زندگی دانش‌آموز
در کوچه‌های آفتاب امید و تلاش وقتی برای امتحان سخت درس می‌خوانی
طوفان در پرانتز شادی و بازی دوستی و همکاری در گروه‌های مدرسه
آینه‌های ناگهان پرسش‌های نوجوانانه اینکه چرا گاهی دلتنگ می‌شوی

شعر «آن روز» چه حرفی برای تو دارد؟

شعر «آن روز» یکی از زیباترین شعرهای قیصر امین‌پور است. در این شعر، شاعر از روزی حرف می‌زند که همه چیز قشنگ و آرام می‌شود. مثل وقتی که بعد از یک روز پر از مشق و تکلیف، بالاخره وقت بازی می‌رسد. یا مثل وقتی که دعوایت با دوستت تمام می‌شود و دوباره با هم مهربان می‌شوید. شاعر با کلماتی مثل باران، آفتاب، پرنده و کودک، تصویری از دنیایی می‌سازد که در آن هیچ کس تنها و غمگین نیست.

فرض کن روزی را که معلم اعلام می‌کند امتحان سخت تمام شد و همه می‌توانند به حیاط مدرسه بروند. یا روزی را که پدر و مادرت برایت یک سفر ناگهانی و خوش‌حال‌کننده تدارک دیده‌اند. «آن روز» در شعر قیصر امین‌پور، همان روز پر از امید است؛ روزی که حتی برگ درختان هم برایت دست تکان می‌دهند. این شعر به ما یادآوری می‌کند که همیشه بعد از سختی‌ها، روزهای خوبی در راهند.

نکتهٔ دوست‌داشتنی: قیصر امین‌پور در شعرهایش خیلی از چیزهای ساده مثل گلدانِ کلاس، مداد تراش‌خورده یا گِلِ حیاط را به کار می‌گیرد تا احساس عمیق‌تری را به تو بگوید. برای همین خواندن شعرهایش مثل این است که با یک دوست دانا و مهربان گفت‌وگو می‌کنی.

سه سؤال چالشی دربارهٔ قیصر و شعر «آن روز»

پرسش ۱: چرا قیصر امین‌پور برای بچه‌ها شعر می‌گفت؟

چون خودش سال‌های مدرسه را خیلی دوست داشت و به یاد داشت که بچه‌ها چقدر به کلمه‌های ساده و پر از تصویر نیاز دارند. او می‌خواست به جای نصیحت خشک، با زبان شعر حرف دلش را به تو بزند، مثلاً مثل وقتی که مادرت بدون داد زدن، با یک قصه به تو یاد می‌دهد که راست بگویی.

پرسش ۲: «آن روز» چه فرقی با روزهای معمولی دارد؟

«آن روز» روزی نیست که تو فقط مشق می‌نویسی و تلویزیون نگاه می‌کنی. آن روز، روزی است که یک اتفاق خوب و چشمگیر می‌افتد. مثلاً همان حسی که داری وقتی برای اولین بار دوچرخه سواری را یاد می‌گیری، یا وقتی برندهٔ مسابقهٔ نقاشی مدرسه می‌شوی. شاعر می‌خواهد بگوید این روزها را خوب به یاد بسپار.

پرسش ۳: آیا خودت هم می‌توانی مثل قیصر شعر بگویی؟

بله، تو هم می‌توانی! کافی است یک دفتر کوچک برداری و هر روز یک احساس ساده را بنویسی. مثلاً «امروز باران می‌بارید و من به شیشهٔ کلاس نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم کاش کفش نویم خیس نشود». همین جملهٔ ساده می‌تواند اول یک شعر باشد. قیصر هم از همین احساسهای روزمره شعرهای بزرگ ساخته است.

حرف آخر: قیصر امین‌پور به ما یاد داد که شعر فقط برای آدم‌های بزرگ نیست. او با شعر «آن روز» و دیگر سروده‌هایش نشان داد که یک بچهٔ یازده ساله هم می‌تواند از شعر لذت ببرد و حتی خودش شعر بگوید. دفعهٔ بعد که به درخت، آسمان یا حتی نان‌واکنی کوچه نگاه کردی، سعی کن یک جملهٔ شاعرانه درباره‌اش بگویی. شاید تو هم قیصر کوچک مدرسه‌ات باشی.