گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ضرب‌المثل «سواره خبر از حال پیاده ندارد»: کسی که در آسایش است، حال و دردِ گرفتاران را درک نمی‌کند.

بروزرسانی شده در: 1:33 1405/03/12 مشاهده: 75     دسته بندی: کپسول آموزشی

سواره خبر از حال پیاده ندارد

چرا کسانی که در آسایشند، دردِ گرفتاران را نمی‌فهمند؟ (درس زندگی برای دانش‌آموزان)
چکیده: این ضرب‌المثل یعنی کسی که خودش در موقعیت راحتی است، نمی‌تواند سختی و درد کسانی را که گرفتارند، خوب درک کند. در این مقاله با مفهوم «همدلی»، «فاصلهٔ طبقاتی» و «نادیده گرفتن درد دیگران» آشنا می‌شویم. یاد می‌گیریم چرا گاهی یک دانش‌آموز پرتوقع، حال همکلاسی بی‌پولش را نمی‌فهمد.

۱. دو دنیای متفاوت: سواره و پیاده

این ضرب‌المثل از قدیم آمده: کسی که سوار بر اسب یا ماشین است، خستگی و گرمای راه پیاده‌رو را حس نمی‌کند. پیاده آرام آرام جلو می‌رود، پاهایش تاول می‌زند، تشنه می‌شود و خیلی دیر به مقصد می‌رسد. اما سواره تند و بی‌دردسر می‌رود و فکر می‌کند همه مثل او هستند. در زندگی مدرسه‌ای ما هم این اتفاق می‌افتد. مثلاً دانش‌آموزی که هر روز با ماشین شخصی به مدرسه می‌آید، شاید سختی دوستش را که مجبور است در گرما و سرما پیاده بیاید، درک نکند.

سواره (آسوده)پیاده (گرفتار)
نمی‌داند تشنه شدن چه حسی داردزیر آفتاب راه می‌رود و گلویش خشک می‌شود
زود می‌رسد و خسته نمی‌شوددیر می‌رسد و کفش و پاهایش درد می‌کند
فکر می‌کند همه می‌توانند مثل او باشندمی‌داند هر کسی امکانات یکسان ندارد

۲. مثال‌های روزمره در مدرسه و خانه

فرض کن در کلاس درس، معلم می‌گوید: «این مسئله خیلی آسان است.» بعضی از بچه‌ها که معلم خصوصی دارند، سریع یاد می‌گیرند. اما دانش‌آموزی که پدر و مادرش سواد ندارند و کسی نیست به او کمک کند، کلی زحمت می‌کشد. آن وقت اگر بچهٔ پولدار بگوید: «چرا نمی‌فهمی؟ خیلی ساده است!» یعنی او «سواره» است و خبر از حال «پیاده» ندارد. مثال دیگر: در زنگ ورزش، دانش‌آموزی که کفش نو و استاندارد دارد، از دوستش که کفش پاره و کهنه می‌پوشد، انتظار دویدن سریع دارد. یا در خانه، اگر برادر بزرگتر نمرهٔ بیست گرفته باشد و به خواهر کوچکش که تازه جدول ضرب را یاد گرفته بگوید «این که چیزی نیست!» باز هم همان ماجراست. هر کسی جایگاه و امکانات خودش را دارد.

نکتههمدلی یعنی تلاش کنیم خودمان را جای دیگران بگذاریم. قبل از قضاوت دربارهٔ کسی، فکر کنیم اگر جای او بودیم چه حسی داشتیم.

۳. پرسش و پاسخ های چالشی

پرسش: چرا گاهی معلم یا پدر و مادر هم نمی‌توانند حال ما را بفهمند؟
پاسخ: چون آن‌ها سال‌هاست از دوران مدرسه گذشتند و سختی‌های امروز را فراموش کرده‌اند. مثل این می‌ماند که پدرت بگوید: «ما در سن تو کولمان کتاب بود، تو فقط یک کیف داری!» شاید حق با او باشد، اما هر دوره سختی خودش را دارد. مهم این است که بزرگ‌ترها سعی کنند با مهربانی گوش بدهند.
پرسش: اگر من خودم «سواره» هستم، چطور بفهمم دیگران چه حسی دارند؟
پاسخ: می‌توانی یک روز «خودت را جای پیاده بگذاری». مثلاً اگر همیشه با ماشین به مدرسه می‌روی، یک روز پیاده برو و ببین چه حسی دارد. یا اگر پول توجیبی زیادی داری، سعی کن یک هفته مثل دوست کم‌بضاعت خودت خرج کنی. آن وقت تازه می‌فهمی معنی «دست تنگی» چیست.
پرسش: آیا همیشه «سواره» مقصر است؟
پاسخ: نه، همیشه هم تقصیر او نیست. گاهی «سواره» واقعاً نمی‌داند که دیگران چه سختی می‌کشند، چون تجربه نکرده است. اشکال زمانی پیش می‌آید که او حتی پس از آگاه شدن، باز هم به فکر دیگران نباشد. وظیفهٔ ما این است که آرام و بدون تمسخر، دردمان را به دیگران بگوییم.
حرف آخر: ضرب‌المثل «سواره خبر از حال پیاده ندارد» به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به جای دیگری فکر کند مگر اینکه خودش را جای او بگذارد. وقتی در آسایشیم، نباید دیگران را مسخره کنیم یا نادیده بگیریم. بهترین کار این است که گوش شنوا داشته باشیم و از کسانی که سخت‌تر از ما زندگی می‌کنند، عذرخواهی نکنیم، بلکه به آن‌ها کمک کنیم. حتی یک جملهٔ ساده مثل «می‌فهمم برات سخت است» می‌تواند خیلی چیزها را در مدرسه و خانه تغییر بدهد. یادمان باشد روزی ممکن است خودمان «پیاده» شویم و آن وقت تازه ارزش همدلی را بهتر درک می‌کنیم.