سواره خبر از حال پیاده ندارد
۱. دو دنیای متفاوت: سواره و پیاده
این ضربالمثل از قدیم آمده: کسی که سوار بر اسب یا ماشین است، خستگی و گرمای راه پیادهرو را حس نمیکند. پیاده آرام آرام جلو میرود، پاهایش تاول میزند، تشنه میشود و خیلی دیر به مقصد میرسد. اما سواره تند و بیدردسر میرود و فکر میکند همه مثل او هستند. در زندگی مدرسهای ما هم این اتفاق میافتد. مثلاً دانشآموزی که هر روز با ماشین شخصی به مدرسه میآید، شاید سختی دوستش را که مجبور است در گرما و سرما پیاده بیاید، درک نکند.
| سواره (آسوده) | پیاده (گرفتار) |
|---|---|
| نمیداند تشنه شدن چه حسی دارد | زیر آفتاب راه میرود و گلویش خشک میشود |
| زود میرسد و خسته نمیشود | دیر میرسد و کفش و پاهایش درد میکند |
| فکر میکند همه میتوانند مثل او باشند | میداند هر کسی امکانات یکسان ندارد |
۲. مثالهای روزمره در مدرسه و خانه
فرض کن در کلاس درس، معلم میگوید: «این مسئله خیلی آسان است.» بعضی از بچهها که معلم خصوصی دارند، سریع یاد میگیرند. اما دانشآموزی که پدر و مادرش سواد ندارند و کسی نیست به او کمک کند، کلی زحمت میکشد. آن وقت اگر بچهٔ پولدار بگوید: «چرا نمیفهمی؟ خیلی ساده است!» یعنی او «سواره» است و خبر از حال «پیاده» ندارد. مثال دیگر: در زنگ ورزش، دانشآموزی که کفش نو و استاندارد دارد، از دوستش که کفش پاره و کهنه میپوشد، انتظار دویدن سریع دارد. یا در خانه، اگر برادر بزرگتر نمرهٔ بیست گرفته باشد و به خواهر کوچکش که تازه جدول ضرب را یاد گرفته بگوید «این که چیزی نیست!» باز هم همان ماجراست. هر کسی جایگاه و امکانات خودش را دارد.
۳. پرسش و پاسخ های چالشی
پاسخ: چون آنها سالهاست از دوران مدرسه گذشتند و سختیهای امروز را فراموش کردهاند. مثل این میماند که پدرت بگوید: «ما در سن تو کولمان کتاب بود، تو فقط یک کیف داری!» شاید حق با او باشد، اما هر دوره سختی خودش را دارد. مهم این است که بزرگترها سعی کنند با مهربانی گوش بدهند.
پاسخ: میتوانی یک روز «خودت را جای پیاده بگذاری». مثلاً اگر همیشه با ماشین به مدرسه میروی، یک روز پیاده برو و ببین چه حسی دارد. یا اگر پول توجیبی زیادی داری، سعی کن یک هفته مثل دوست کمبضاعت خودت خرج کنی. آن وقت تازه میفهمی معنی «دست تنگی» چیست.
پاسخ: نه، همیشه هم تقصیر او نیست. گاهی «سواره» واقعاً نمیداند که دیگران چه سختی میکشند، چون تجربه نکرده است. اشکال زمانی پیش میآید که او حتی پس از آگاه شدن، باز هم به فکر دیگران نباشد. وظیفهٔ ما این است که آرام و بدون تمسخر، دردمان را به دیگران بگوییم.