گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

دِمی: نویسنده‌ی داستان «گلدان خالی»

بروزرسانی شده در: 1:02 1405/03/10 مشاهده: 39     دسته بندی: کپسول آموزشی

دِمی؛ نویسندهٔ قصهٔ پادشاه و گلدان خالی

آشنایی با نویسندهٔ قصهٔ راستی و درستی، همراه با مثال‌های شیرین از زندگی روزمره
چکیده: در این مقاله با «دِمی» نویسندهٔ داستان «گلدان خالی» آشنا می‌شوید. می‌فهمید که این داستان دربارهٔ چیست، چرا راست‌گویی در آن نقش اصلی دارد، و چگونه می‌توانیم از شخصیت اصلی داستان در زندگی خودمان الگو بگیریم. واژه‌های کلیدی: دِمی، گلدان خالی، راستی، درستی، پادشاه چین.

داستان «گلدان خالی» از کیست و دربارهٔ چیست؟

نویسندهٔ داستان «گلدان خالی» یک نویسندهٔ چینی به نام «دِمی» است. او این قصه را سال‌ها پیش نوشته تا به کودکان و نوجوانان یاد بدهد که راستی و درستی از هر چیز دیگری باارزش‌تر است. داستان دربارهٔ پادشاه پیر چین است که می‌خواهد جانشین خود را پیدا کند. او به چند کودک یک دانهٔ گل می‌دهد و می‌گوید: «هر کس بهترین گل را پرورش دهد، پادشاه بعدی می‌شود.»

بیشتر کودکان دانه‌هایشان را در گلدان‌های زیبا می‌کارند و به آنها رسیدگی می‌کنند. اما «چان» که شخصیت اصلی داستان است، هر چه زحمت می‌کشد، دانه‌اش سبز نمی‌شود. روز مسابقه، همه با گلدان‌های پر از گل‌های رنگ‌ارنگ آمده‌اند، اما گلدان چان خالی است. پادشاه به جای اینکه ناراحت شود، چان را تحسین می‌کند و او را جانشین خود انتخاب می‌کند. چرا؟ چون دانه‌هایی که پادشاه داده بود، پخته و بی‌خاصیت بودند و هرگز سبز نمی‌شدند. فقط چان راست گفت و گلدان خالی را آورد.

رفتارهابیشتر کودکان داستانچان (قهرمان داستان)
نتیجهٔ کاشت دانهگل‌های زیبا و رنگارنگهیچ گلی (گلدان خالی)
راستی یا دروغدروغ (دانهٔ دیگری جایگزین کرده‌اند)راستی (همان دانهٔ پادشاه را آورده)
نتیجهٔ نهاییپادشاه نشدندپادشاه بعدی شد

این داستان چه ربطی به زندگی خودمان دارد؟

حتماً برای شما هم پیش آمده که تکلیف خانه را فراموش کرده‌اید یا نمرهٔ خوبی در امتحان نگرفته‌اید. در آن موقعیت، دو راه دارید: یکی این که دروغ بگویید (مثلاً بگویید «تکلیف را خورد کردم!») و راه دیگر این که راست بگویید (مثلاً بگویید «فراموش کردم، متاسفم»). داستان «گلدان خالی» به ما نشان می‌دهد که همیشه گلدان خالی راستگویی از گلدان پر از دروغ زیباتر است.

مثال دیگر: فرض کنید در حیاط مدرسه توپ را به شیشهٔ پنجره زده‌اید. اگر راست بگویید و عذرخواهی کنید، ممکن است بزرگترها اول کمی ناراحت شوند، اما در نهایت به شما اعتماد می‌کنند. اما اگر دروغ بگویید، آن اعتماد از بین می‌رود. درست مثل پادشاه داستان که دنبال کودکی می‌گشت که راست‌گو و درستکار باشد، نه کودکی که بهترین گل را داشته باشد.

سه پرسش و پاسخ چالشی از داستان

پرسش ۱: چرا پادشاه دانه‌های بی‌خاصیت داد؟

پاسخ: پادشاه می‌خواست ببیند کدام کودک راست‌گو و شجاع است. او نمی‌خواست پادشاه بعدی کسی باشد که با دروغ گفتن یا تقلب، گل درست می‌کند. او دنبال کسی می‌گشت که حتی اگر نتیجهٔ کارش خالی است، حقیقت را بگوید.

پرسش ۲: اگر جای چان بودید، چه می‌کردید؟

پاسخ: خیلی از ما ممکن است خجالت بکشیم و گلدان خالی را نبریم. اما داستان به ما یاد می‌دهد که بهتر است با راستی برویم، حتی اگر نتیجه‌مان خالی باشد. چون در پایان، راستگویی همیشه پاداش خوبی دارد، شاید نه یک پادشاهی، اما حداقل آرامش وجدان و اعتماد دیگران.

پرسش ۳: چرا بیشتر کودکان در داستان دروغ گفتند؟

پاسخ: چون آنها می‌ترسیدند که اگر گلدان خالی نشان بدهند، پادشاه ناراحت شود یا دیگران به آنها بخندند. ترس از قضاوت دیگران گاهی باعث می‌شود دست به کارهایی بزنیم که خلاف راستی است. اما نویسنده یعنی «دِمی» می‌خواهد بگوید شجاعت راستگویی از ترس دروغ بزرگ‌تر است.

نکتهٔ پایانی: دِمی در داستان «گلدان خالی» به ما یادآوری می‌کند که همیشه در کلاس، خانه و بازی‌ها راستگو باشیم، حتی اگر نتیجهٔ کارمان مثل گلدان خالی به نظر برسد. چون پاداش راستی، چیزی بهتر از هر گل زیبایی است: اعتماد و احترام دیگران. دفعهٔ بعد که اشتباهی کردید یا نتیجهٔ کارتان خوب نبود، به یاد گلدان خالی چان بیفتید و با شجاعت حقیقت را بگویید.