* «كلّ شيءٍ في السّماوات و الأرض يُسبّح لله و يسجد له بأُسلوب نفسه!»:
هر چیز خدا را در آسمان و زمین تسبیح میکند و برای او از طریق خویش سجده میکند!
همۀ چیزها خدا را در آسمانها و زمین به پاکی یاد میکنند و از طریق خود بر او سجده میکنند!
هر چیزی که در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح میکند و به روش خود برای او سجده میکند!
همۀ آن چیزهایی که در آسمانها و زمین هستند خدا را یاد میکنند و به اسلوب خویش سجده میکنند!
* «بعد أن كثرت أدوات القتل و التخريب، شعر مخترع الدّيناميت بالذّنب و بخيبة الأمل!»:
بعد از اینکه ابزارهای کشتار و خرابی زیاد شد، مخترع دینامیت احساس گناه و ناامیدی کرد!
بعد از افزایش وسیلههای قتل و خونریزی، مخترع دینامیت به احساس پوچی و گناه دچار شد!
وقتی ابزار کشتن و خرابی زیاد شد، کاشف دینامیت دچار احساس گناه و ناامیدی گردید!
ابزارهای کشتن و خرابی زیاد شد و مخترع دینامیت احساس گناه و پوچی نمود!
* «لأكثر البلاد مناطق خلاّبة و تاريخيّة و ثقافيّة، و من أهمّ أعمال منظّمة اليونسكو هو أن تقوم بتسجيلها!»:
کشورهای متعددی وجود دارند که دارای مناطق فرحبخش و تاریخی هستند، و از کارهای مهم سازمان یونسکو ثبت کردن آنهاست!
بسیاری از کشورها دارای منطقههای دلربا و آثار تاریخی و فرهنگیاند، و از مهمترین کارهای مؤسسۀ یونسکو ساماندهی آنهاست!
بیشتر کشورها، مناطقی جذّاب و تاریخی و فرهنگی دارند، و از مهمترین کارهای سازمان یونسکو این است که به ثبت کردن آنها بپردازد!
کشورهای بسیاری هستند که منطقههای زیبا و آثار تاریخی فرهنگی دارند، و کار مهمتر سازمان یونسکو این است که به ثبت آنها اقدام کند!
* «يستخدم بعضُ الحيوانات الحيلَ المتعدّدة لطرد عدوّها، و عندما تتأكّدُ من ابتعاده ترجع إلى بيوتها!»:
برخی از حیوانات هستند که برای دور شدن از درندگان از حیلههای فراوانی استفاده میکنند و زمانی که از دور کردن دشمنان مطمئن شدند به خانههای خود مراجعت میکنند!
بعضی حیوانات، حیلههای متعددی را برای دور کردن دشمن خود بکار میبرند و هنگامی که از دور شدن او مطمئن میشوند به خانههای خود برمیگردند!
حیلههای متعددی را برخی حیوانات برای کنار گذاشتن شکارچیان خود بکار میبرند و پس از اطمینان از دور شدن آنها بسوی خانههای خود برمیگردند!
حیوانات بعضی از آنها برای دور کردن دشمنان خود چارهاندیشیهایی دارند و پس از اطمینان از دور شدن دشمنان به خانۀ خود برمیگردند!
* عيّن الخطأ:
إنّ تبادُل المفردات بين اللّغات يجعلها غنيّة: تبادل کلمات بین زبانها آنها را غنی میسازد!
علينا أن نلينَ للّناس لنحصلَ على قلوبهم: باید با مردم نرم باشیم تا دلهای آنان را بدست آوریم!
يُحاول العلماء دائمًا أن يعرفوا أسرار الظّواهر: سعی دانشمندان همواره اینست که أسرار پدیدهها، شناخته شود!
يحفظ ربّي الكريم بلادي من شرور الحادثات: پروردگار کریم من، کشورم را از پیشامدهای ناگوار حفظ میکند!
* «اهتمام ورزیدن به کاشتن درخت بر هر فردی از ما واجب است!»:
الانتباه بأن نغرس الأشجار لازم على كلّ الأفراد منّا!
الاهتمام بزرع الأشجار من الواجب على كلّ فرد منّا!
الاهتمام بغرس الشجر واجب على كلّ فرد منّا!
الالتفات بأن يُغرس الشجر من اللازم على كلّ الأفراد منّا!
* «پس از اینکه نوبل دینامیت را اختراع کرد جنگها زیاد شد!»:
بعد ما اخترع النوبل ديناميتًا ازدادت الحروب!
بعد اختراع نوبل الديناميت كثرت حروب!
بعد أن أُختُرع الديناميت بواسطة نوبل كثرت الحروب!
بعد أن اخترع نوبل الديناميت ازدادت الحروب!
عيّن غير المناسب في المفهوم:
«لا يوجد أحدٌ كاملاً إلاّ الله»:
همه حمّال عیب خویشتنم / طعنه بر عیب دیگران چه زنیم!
لا شيء أحقُّ بالسّجن من اللّسان:
زبان بند کردن به هر قید و بند / بسی به زگفتار ناسودمند!
الحياة مستمرّةٌ، سواء ضحكتَ أم بكيتَ:
بر آنچه میگذرد دل منه که دجله بسی / پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد!
من لم يؤدّبه الوالدان صغيرًا يؤدّبه الزمنُ:
پرتو نیکان نگیرد هرکه بنیادش بد است / تربیت نا اهل را، چون گردکان برگنبد است!
عيّن الخطأ في ضبط حركات الكلمات:
تُعَدُّ النُّفاياتُ الصِّناعيّةُ تَهديدًا لِنظامِ الطّبيعةِ!
ظَنَّ المُزارَعُ أنَّ البومات هيَ الّتي تَأكُلُ أفراخِ الطّيورِ!
يَتِمُّ التَّوازُنُ في الطّبيعةِ مِن خِلالِ وُجودِ رَوابِط مُتَداخِلةٍ!
إنَّهُ شاهَدَ يَومًا فَلاّحًا عَجوزًا يَغِرسُ فَسيلةَ جَوزٍ فَتَعجَّبَ مِنهُ!
عيّن الخطأ في ضبط حركات الكلمات:
لا فَقرَ أشَدُّ مَن الجَهلِ و لا عِبادةَ مِثلُ التّفکُّر!
هؤلاء يَتَعلَّمونَ و يُفقِّهونَ الجاهلَ، هؤلاءِ أفضَلُ!
كانَتْ مَجموعةٌ كبيرةٍ منَ الفِئرانِ تهجُمُ عَلَى الخَضروَاتَ!
إنَّهُ مَمَرٌّ تَحتَ الأرضِ طولُهُ أكثرُ من عَرضِه و لَه مدَخَلٌ و مَخرَجٌ!
عيّن الصحيح في الإعراب و التحليل الصرفي: «قال أنوشروان: أحسنتَ يا شيخُ!»:
أنوشروان : اسم - مثنى مذكر- معرفة (علم) - معرب/ فاعل لفعل « قال» و مرفوع
شيخ: اسم - مفرد مذکر - معرفة (علم)/ منادی، و «یا» حرفٌ من أدوات النداء
أحسنت: فعل ماضٍ للمخاطب - مزيد ثلاثي (من باب إفعال)/ فعل و مع فاعله جملةٌ فعلية
قال: فعل ماضٍ - للغائب - مجرد ثلاثي - لازم - مبني/ فعل و فاعله «أنوشروان» و الجملة فعلية
عيّن الصحيح في الإعراب و التحليل الصرفي: «يُحصَد القمحُ في فصل الصّيف الحارّ غالبًا!»:
القمح: اسم - جمع مکسّر أو تكسير - معرّف بأل - معرب / نائب فاعل و مرفوع
فصل: اسم - مفرد مذکر(جمعه: فصول) - معرفة (علم) - معرب / مجرور بحرف الجر؛ في فصل: جار و مجرور
الحارّ: مفرد مذكر- نكرة معرب / صفة للموصوف «الصيف» أو «فصل» و مجرور بالتبعية
يحصد: فعل مضارع - للغائب - متعدٍّ - مجهول (= مبني للمجهول)/ فعل و نائب فاعله «القمح» و الجملة فعلية
عيّن الصحيح في الإعراب و التحليل الصرفي: «نَدم الرجل و أخذ يد بنته و قبّلها و أجلسها عنده!»:
يد: اسم - مفرد مؤنث - معرب/ مفعول أو مفعول به لفعل «أخذ» و منصوب
ندم: فعل ماضٍ - للغائب - مجرد ثلاثي- متعدٍّ/ فعل و فاعله «الرجل» و الجملة فعلية
أخذ: للغائب - مجرد ثلاثي - لازم - معلوم (= مبني للمعلوم)/ فعل و مع فاعله جملةٌ فعلية
قبّل: فعل ماضٍ - مزيد ثلاثي (من باب تفعّل) - متعدٍّ - مبني/ فعل و مفعوله ضمير «ها»
+ عيّن حرف اللّام ليس للأمر:
ليستمع التلاميذ إلى المعلم عندما يدرّسهم!
إنّ الامتحان يساعد الطّلاب ليتعلّموا دروسهم!
ليتوكّل المؤمنون على الله في أعمالهم اليوميّة!
فليعمل الإنسان اُموره بنفسه و لا يعتمد على الآخرينَ!
+ عيّن الجملة الإِسميّة:
على الله قد توكّل جميع النّاس!
بالشّكر الكثير تدوم النّعم علينا!
بحُسن الأخلاق تزداد الأرزاق!
هذه النباتات النافعة تفيد للإنسان!
عیّن الفعل المعلوم (= المبنی للمعلوم):
یُستخرج الماءُ و النّفط من الآبار!
الیوم عُرف التلمیذُ السّاعی بعمله الجیّد!
تُشاهد السّفنُ قرُب شّاطئ البحر!
حسُن خلقُ هذا الطفل بتربیة صحیحة!
+ عيّن ما فيه من المفاعيل أكثر:
قرأ الطّالب دروسه قراءةً دقيقة لأنّه كان قد قرّر هذا الأمر من قبل!
استغفر التّائب ربّه استغفارًا صادقًا لن يرجع إلى ذنوبه حتّى إلى قليل منها!
تُعدّ النّفايات الصّناعيّه تهديدًا لنظام الطبيعة و تخريبها و تسبّب أمطارًا حمضيّة!
يستطيع الإنسان أن يحصل على السّكينة و الهدوء و لكنّه إذا صَبر على المشاكل صبرًا!
+ عيّن النعت ليس اسم تفضيل:
ما شاهدتُ طائرًا أكثر جمالًا منه حتّى الآن!
اشترى الوالد قميصًا أخضر من سوق المدينة الكبير!
إِبني الأكبر يسكن في مدينة بعيدة عن اُسرته الصغيرة!
لي تلميذة أذكى من زميلاتها و جاءت إلى المدرسة متأخّرةً!
عیّن اُسلوب الاستثناء یختلف عن الباقی:
لِم ما قبّلتَ إلّا بنتک الصغیرة!
أعلم جیّدًا أنّه لا یَبقی لی إلّا أعمالی!
إنّه أمرنی أن لا اُعطیک إلّا دینارًا واحدًا!
أثمرت فسائلُ الجوز الّتی غُرست إلّا أربع منها!
+ عيّن المنادي يختلف عن الباقی:
يا قاضيَ الحاجات أعطِنا ما نحتاج إليه!
يا مجيبَ الدّعوات ساعِدنا في حياتنا!
اللّهُمّ فضلك علينا أكثر من غضبك!
ربِّ اِجعلني من عبادك الصّالحين في الدّنيا!
* «رأیتُ دلافینَ في فِلم تَضحک کَالإنسان و تَصفُر!»:
دلفینی را در فیلم دیدم که همچون انسان میخندد و سوت میزند!
دلفینهایی را در یک فیلم دیدم که همچون انسان میخندیدند و سوت میزدند!
دلفینها را در فیلمی دیدم که مانند انسان میخندند و سوت میزنند!
در فیلمی دلفینها را دیدم که سوت میزدند و میخندیدند همانطور که انسان میخندد!
* «عندما یأکل التّمساح فریسةً أکبر من فمه ت فرز عیونه سائلاً کأنّه یَبکي!»:
هنگامی که تمساح، طعمهای بزرگتر از دهانش میخورد، چشمانش مایعی را ترشح میکنند که گویی او میگرید!
هنگامی که تمساح، طعمهای بزرگ در دهانش میخورد، چشمانش مایعی را ترشح میکنند که انگار او در حال گریه کردن است!
وقتی تمساح، بزرگتر از دهان خود لقمهای میخورد، چشمش مایعی را ترشح میکند که انگار او گریه میکند!
گویی تمساح هنگام خوردن یک لقمۀ بزرگ، گریه میکند، وقتی چشمانش مایعی را ترشح میکند!
* «هذا شابّ کان مصاباً بِالشَّلل الدّماغيّ و رُغم مشکلِه العظیم أل ف کتابه العجیب!»:
این جوان دچار فلج مغزی شد و بهرغم مشکل بزرگش کتاب عجیبی را تألیف کرد!
این جوان به فلج مغزی مبتلا بود و با وجود مشکل بزرگ خود کتاب عجیبش را نوشت!
این جوانی بود که دچار فلج مغزی شده بود و بهرغم مشکل بزرگی که داشت، کتاب عجیب خود را نوشت!
این جوانی است که به فلج مغزی دچار بود و با وجود مشکل بزرگ خود، کتاب عجیبش را تألیف کرد!
* میّز الخطأ في التّرجمة:
یَهتمّ المُواطن الفهیم بِنظافة البیئة إهتماماً کثیر اً!: شهروند آگاه، بسیار به نظافت محیط زیست اهتمام میورزد!
لِم یقوم الإنسان بِنشاطات تُؤدِّي إلَی الإختلال!: برای چه انسان به فعالیتهایی میپردازد که منجر به اختلال میشود!
المُزارعون لا یُکثِروا في إستخدام المُبیدات و الأسَمِدة!: کشاورزان در به کارگیری حشرهکشها و کودها زیادهروی نمیکنند!
قَرّر المُزارعُ السّماحَ للبومات بِدخول مَزرعته!: کشاورز تصمیم گرفت که به جغدها اجا زۀ وارد شدن به مزرعۀ خود را بدهد!
* عیّن الصّحیح:
زارَ السُّیّاحُ في ثمانیة أیّامٍ تلک المَعالم الأثریّة!: گردشگران در روز هشتم از آن آثار تاریخی دیدار کردند!
کنت أَظنُّ أنّ الطالبات یُمارِسنَ نَشاطاً حُرّاً!: گمان میکردم که دانش آموزان، فعالیت آزادی را انجام میدهند!
أَخبرَت سمیّةُ مدیرةَ المدرسة بما شاهَدَت في الحُجرة!: سمیه از آنچه مدیر مدرسه در اتاق دیده بود، باخبر شد!
هل تَعلم أَنّ ثمانین في المئة مِن موجودات العالَم حشراتٌ!: آیا میدانی همانا هشتاد درصد از موجودات جهان، حشرات هستند!
* میّز الخطأ للفراغ: «أبوها کان رجلاً صالحاً ............... المَساکینَ في مدینته دائماً!»
یُعینُ
یُطعِمُ
یَحمي
یُطلِقُ
* ما هو الخطأ في معنی الکلمة الّتي تحتها خطّ ؟
قد بَلغني أنّ رُجلاً من فِتیة البصرة دعاک إلی مأدُبة! (جوانان)
لا یُترَک الصّدیق بِسبب زَلَّة أو عَیب فیه! (خواری)
أَعینوني بِوَرع و إجتهاد و عِفّة و سَدادٍ ! (درستی)
یَرَی المُتفائل الفرصة في کلّ صُعوبة! (خوشبین)
* ما هو ا لأقرب في مفهوم العبارة؟ «الدّهر یومانِ؛ یوم لک و یوم علیک!»
روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد / چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد
جهد کن جهد که وقت من و تو در گذر است / سعی کن سعی که این عمر بسی مختصر است
الدّهر یخلق الأبدانَ و یُجدّد الآمال!
تَجري الرّیاح بما لا تشتهي السُّفن!
أَکمِل النّصّ التّالی بالمفردات المناسبة
«إنّ ...(*)... الّذینَ ذَهبوا إلی أعماق المحیط لیلاً، شاهَدوا مئات المصابیح الکهربائیّة الّتی ...(**)... ضوؤُها من الأسماک المُضیئة، و تُحوِّل ظلام البحر ...(***)... نهار مُضیءٍ یَستطیع فیه الغوّاصون التقاط صُورٍ فی أضواء هذه الأسماک!»
(*)
الغوّاصونَ
الغوّاصینَ
الغوّاصانِ
الغوّاصَینِ
(**)
یَنبعِثُ
یَبعَثُ
تُعَوِّضُ
یَحتَوِي
(***)
في
علَی
مِن
إلَی
ما هو الصّحیح حول کلمات العبارة التّالیة؟ «دَعْ شاتِمک مُهاناً تُسخِطِ الشَّیطانَ و تُعاقِبْ عَدوَّک!»
شاتم: اسم مفرد مذکّر - اسم الفاعل - معرب
تُسخِط: فعل مزید ثلاثيّ - مجهول - متعدٍّ
الشّیطان: اسم مفرد مذکّر - معرفة - اسم المبالغة
تُعاقِب: فعل مزید بزیادة حرفینِ - معلوم
