عين الأصح و الأدقّ في الجواب للتّرجمة أو المفهوم للعبارات التّالية:
« علَينا باكتساب العلومِ النافعةِ و الإهتمام بأداء عزمِ الاُمور حتّي نَكونَ نموذجاً تربوياً للآخَرين.»
ما بايد دانشهای سودمند را بهدست بياوريم و به انجام كارهای مهم اهتمام بورزيم تا نمونههايی تربيتی برای ديگران باشيم.
ما ميتوانيم دانشهای سودمند بهدست بياوريم و به انجام كار مهم اهميت بدهيم تا نمونهای والا برای ديگران بشويم.
بر ما لازم است كسب علوم مفيد و اهتمام به انجام كارهايی بزرگ تا هميشه نمونهای تربيتی برای همه باشيم.
ما بايد دانشهای سودمند را كسب كنيم و به انجام كارهای مهم توجه كنيم تا نمونهای تربيتی برای ديگران بشويم.
عين الخطأ:
«الإقتصاد في استهلاك الماء و الكهرباء أمرٌ ضروري لكلّ مواطن.»: ميانهروی در مصرف آب و برق مسئلهای لازم برای هر شهروندی است.
«تعلُّم المهارات الجديدة تُساعدنا علي العمل الأفضل.»: آموختن مهارتهای جديد به ما بر كار بهتر كمك ميكند.
«حسنُ التغذيةِ و الإهتمامِ به موعظةٌ يؤكِّد عليها الأطباء.»: تغذيه سالم و توجه به آن توصيهای است كه پزشكان هميشه دارند.
«هؤلاء الآباء كانوا يحبون رؤيةَ أولادهم في درجات عاليةٍ من العلمِ.»: اين پدران ديدن فرزندانشان را در رتبههای بالايی از دانش دوست ميداشتند.
عيِّن الصّحيح:
علَينا أن نَتَواضَعَ أمامَ جيرانِنا و أقربائِنا و كلّ من حَولنا.»: ما بايد مقابل همسايگانمان و نزديكانمان و هر كس كه اطرافمان است، فروتنی كنيم.
التقرّب إلي الأفاضل يُرشدنا إلي الصفات الطيّبة.»: نزديك شدن به بهترينها ما را به ويژگيهای خوب رهنمون خواهد كرد.
نَصَحَني الاُستاد بمواعظ قيّمة فعليَّ بالإلتزام بها.»: استاد مرا به اندرزي نيكو نصيحت كرد پس من بايد به آنها پايبند شوم.
علينا بالصَّبر علي ما أصابَنا من الشدائد و المشاكل.»: ما بايد برآنچه از سختی و مصيبت بر ما فرود آمد، صبوری كنيم.
«يٌقَدِّمٌ لُقمانُ الْحَكيمٌ لِابْنِهِ مَواعِظَ قَيِّمَةً، و هذا نَموذجٌ تَرْبويٌّ لِيَهْتدِيَ بِهِ كُلُّ الشَّبابِ!»:
لقمان حكيم به پسرش اندرزهای ارزشمندی تقديم ميكند، و اين يك نمونه تربيتی است تا به وسيلهی آن همه جوانان راهنمايی شوند!
لقمان حكيم به فرزند خويش پندهای ارزشمندی ميدهد، و اين نمونهای تربيتی است تا از طريق آن همه جوانان را راهنمايی كند!
به پسر لقمان حكيم اندرزهای باارزشی تقديم ميشود، و آن يك الگوی پرورشی است تا به وسيلهی آن هر جوانی راهنمايی شود!
تقديم میكند لقمان حكيم به پسر خودش موعظههای گرانبهايی، و اينها شيوههای تربيتی است تا تمام جوانان را با آن ارشاد كند!
«عاشِر مَن يُجالسون العلماء و يُشاورونهم!»:
با دانشمندان همنشينی و معاشرت بنمای و با آنها مشورت كن!
زندگی كن با كسانی كه همنشين دانشمندانند و به آنها مشورت ميدهند!
با كسانی زندگی كن كه با دانشمندان همنشين هستند و با آنها مشورت ميكنند!
با كسانی كه با دانشمندان همنشينی ميكنند و با آنها مشورت ميكنند، معاشرت كن!
عَيِّنِ الْمُناسِب لِمَفهوم الْآية:
«و لا تُصَعِّرْ خَدَكَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ في الْأرْضِ مَرَحاً إنّ اللهَ لا يُحِبُّ كلَّ مُختالٍ فَخورٍ»
آسمان خاک ره مردم بيآزار است / گرگ در گله اين قوم شبان ميگردد
اندازه نگه دار كه اندازه نكوست / هم لايق دشمن است و هم لايق دوست
افتادگی آموز اگر طالب فيضی / هرگز نخورد آب زمينی كه بلند است
دست چو ماند به زير سنگ / جز به نرمی كی توان بيرون كشيد
علينا أن نَكونَ مُشتاقينَ إلي ... و ناهينَ عن المنكر.» عيِّن المناسب للفراغ:
الفنون الحَربيّة
الحیاة
أحبّ عبادالله
الأعمال الصّالحة
عيِّن الخطأ في ترجمة التركيبات التالية:
اُغضُضْ من صوتِكَ :صدايت را پايين بياور
اِقصد في مَشيکَ :در زندگی ميانهرو باش.
أنكَرُ الأصوات: زشتترين صداها
الإبتعاد عَن الأراذلِ: دوری از فرومايگان
عيِّن الخطأ حسب المعني و المفهوم:
یَجب أن لا نَرفَعَ أصواتنا فَوقَ صَوتِ مَن نتكلّمُ مَعَهُ.
عَلَينا أن نُحافِظَ علی أداءِ الصّلاةِ فی وَقتِها.
الإعجابُ بالنّفس عملٌ مقبولٌ عندَ النّاسِ.
لا تَعمُرُ الحكمةُ فی قَلبِ جميعِ النّاسِ.
عّین الأصحّ و الأدقّ في الجواب للتّرجمة أو التّعریب أو المفهوم:
مَن ساءَ خُلقُه عَذِّبَ نفسَه!: هر کس خلق و خویش را بد کند، خودش به عذاب میافتد!
«وَ جادِلُهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ»: و با آنان به شیوهٔ نیکویی جنگ و ستیز کن!
خَیرُ اخوانِکم مَن أَهدّی الَیکم عُیوبکُم!: برادران خوب شما عیب شما را به شما هدیه میکنند!
تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَةً!: ساعتی اندیشیدن بهتر از عبادت هفتاد سال است!
عیّن الصّحیح في التّرجمةِ:
یُحبُ الوالدانِ أنْ یَهتَمَّ أولادُهُم باِکتسابِ الفنونِ وَ الریاضیةِ!: والدین دوست دارند که فرزندانشان برای کسب مهارتها و سختیها تلاش کنند!
مَن لا یُحافِظْ عَلَی صَلاتِه في وَقتِها، لا یُحْبِبْهُ اللهُ!: هر کس ازنمازش در وقتش مراقبت نکند، خدا او را دوست ندارد!
اَلْحِکْمَةُ تَعمُرُ في قَلبِ المُتواضِعِ لا المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ!: حکمت قلب انسان متواضع و فروتن را عمران میکند نه انسان متکبر و ستمگر را!
«قُلْ أَعوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ»: گفت به پروردگار سپیدهدم از بدترین آنچه آفریده پناه بردم!
عیّن الصّحیح في التّرجمة:
اَشجَعُ الناسِ مَن غَلَبَ هواه!: شجاعترین مردم کسی است که هوای نفسش بر او چیره شود!
لا مُصیبَةَّ اَشَدُ مِنَ الجَهِلِ!: نادان دچار شدیدترین بلاست!
(لا یَسْخَرْ قَومٌ مِن قَومٍ عَسی أن یکونوا خَیراً مِنهُم): گروهی دیگران را مسخره نکنند چه بسا از آنان بهتر باشند!
قَد یکونُ بَیْنَ النّاسِ مَنْ هُوَ آَحْسَنُ مِنّا!: : گاهی در میان مردم کسی هست که او از ما بهتر است!
عیّن الأقرب في المفهوم: «قال رسول الله (ص): یأتي علی النّاس زمانٌ مَن لَم یکُنْ ذِئباً أکَلَتْهُ الذِّئابُ»:
في مُواجَهَةِ أَصدِقائک لا تَکُنْ ضَعیفاً فَهُم لا یَرحمونَکَ!
في هذا الزّمانِ الدّنیا کالغابة، فالقويُّ یأکلُ الضّعیف
اذا لَم تکُنْ الأُمُّ مُقتَدِراً، فَالأولادُ لا یسمعون کَلامَها!
السَّباعُ (الذّنابُ) یأکونَ بعضُهُمْ بعضاً!
عیّن الخطأ:
یَجِبُ أنْ لا نَرفَعَ أصواتَنا فوقَ صوتِ من نتکلم معه!
علینا أن نُحافظَ علی أداءِ الصّلاة في وقتها!
لا تعمُرُ الحکمةُ في قلب المُتواضغ!
الاعجابُ بالنّفس عملٌ غیرُ مقبولٍ!
عیّن الخطأ في ترجمة العبارات:
اُنظُر الی الغَیمِ فَمَنْ أنْزَلَ مِنه مَطَره!: به ابر بنگر پس چه کسی بارانش را از آن فرو آورده است!
نَدِمَ أخي الصّغیر مِنْ عَمَلِه فَاعتَذَرَ منّي!: برادر کوچکم از کارش پشیمان شد پس از من غذرخواهی کرد!
مَن سَأَلَ في صِغرِه، أجابَ في کِبَره!: هر کس پاسخ کوچکترها را بدهد، بزرگان پاسخش را میدهند!
عَداوةُ العاقل خیرٌ مِن صَداقةِ الجاهل!: دشمنی عاقل بهتر از دوستی نادان است!
عیّن الصّحیح في التّرجمه: «کانت أُمي تطلُبُ منّي دائماً أنْ اَدْرُسَ و أَعْمَلَ بِواجِباتي الدّراسیّةِ»
مادرم همیشه از من خواسته بود که درس بدهم و تکالیف درسیام را انجام دهم!
مادرم همیشه از من میخواست که درس بخوانم و تکالیف درسیام را انجام دهم!
مادرم همیشه از من میخواهد که درس بخوانم و تکلیف درسیام را انجام دهم!
مادرم همیشه از من میخواست که درس بخوانم و تکلیف درسیام را انجام دهم!
عیّن المناسب عن مفهوم العبارة: «سُکوتُ اللّسانِ سلامةُ الانسانِ!»
تـــــا مـــــرد ســـــخن نگفتـــــه باشـــــد عیــــــب و هــنرش نهفتــــــه باشــــــد
زبـان بریـده بـه کُنجـی نشسـته صـمّ بکـم بـه از کسـی کـه نباشـد زبـانش انـدر حکـم
دو صــد گفتــه چــون نــیم کــردارنیســت
زبــان سرخ سر ســبز مــیدهــد بــر بــاد
عیّن الجوابَ الصّحیح في الحِوار التّالي: «کَمْ سِعرُ هذا القمیصِ الرِّجاليّ؟
السِّروال الرِّجاليّ بتسعینَ ألفَ تومان!
لا تخفیضَ لِهذهِ القیمةِ!
أبیَضُ و أسْوَدُ و أزرَقُ و أَحمَر!
سِتّونَ أَلفَ تومان!
عیّن الخطأ حَسَبَ مَعنَی النَّصِّ:
یَجِبُ عَلینا الاِبتعادُ عَنِ العُجْبِ
اَلإِشارةُ إلَی عُیُوبِ الآخرینَ قَبیحَةٌ
مِن مَصادیقِ الظُّلْمِ التَّجَسُّس عَن عُیُوبِ النّاسِ
لا یُوجَدُ بینَ النّاسِ مَن هُوَ أَحسَنُ مِنّا
«فی القرآن یَهدی لُقمانُ الحَکیمُ ابنَهُ بِمواعِظَ قَیمَةٍ وَ هذا نَموذجٌ تَربَوِیٌ لِیَهتَدیَ بِه شَبابُنا!»:
در قرآن، لقمان حکیم پسرش را با پندهای ارزشمند هدایت میکند و این الگویی تربیتی است برای اینکه جوانان ما با آن هدایت شوند!
در قرآن، فرزند لقمان حکیم با پندهای ارزشمند هدایت میشود و این نمونهای تربیتی است که جوانان ما را به آن هدایت میکند!
در قرآن، لقمان حکیم پندهای ارزشمندی به فرزندش هدیه میدهد و این الگویی اخلاقی است که جوانان ما با آن هدایت میشود!
در قرآن، لقمان حکیم به پسرش پندهای ارزشمندی تقدیم میکند و این نمونهای تربیتی است که با آن جوانان ما را هدایت میکنند!
عیّن الصّحیح فی للتّرجمة:
الموُاطِنُ المُتفکّرُ ینتفع من المکتبة العامّه:هممیهن اندیشمند از کتابخانههای عمومی بهره میبرد!
ینقل العمّالُ البضائع مِن الرّصیف إلی الفُندُوق:کارگران کالاها را از خیابانها به هتل منتقل میکردند!
غَیرتُ عَدُوّی إذا نصحتُهُ بکلامٍ طیّب!:دشمنم را دگرگون کردم وقتی با زبانی خوش او را اندرز دادم!
شررةُ الشَّمسِ ذاتُ حرارةٍ مُستعِدَهٍ کالنّارِ!: اخگر خورشید حرارت فروزان آتشینی دارد!
عیّن الصّحیح فی التّرجمه:
(إنّ رَبَّکَ هُوَ اَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبیلِه): یقیناً خداوند به کسی که از مسیر گمراه شده داناتر است!
مَن غَلَبَت شَهوَتُهُ عَقلَهُ فَهُوَ شَرُ مِنَ البَهائمِ!: کسی که شهوتش مغلوب عقلش شود او بدترین چهارپایان است!
تَرکُ الذَّنبِ اَهوَنُ مِن طَلَبِ التَّوبَهِ!: ترک کردن گناه از درخواست بازگشت آسانتر است!
(إنّ هذا القرآن یَهدِی لِلّتی هِیَ أقوَمُ): قرآن به استوارترین راه هدایت میکند.
عیّن الخطا فیما یلی:
قَد عَلَّمَ لُقمانُ إبنَةُ مَواعظَ قَیمَةّ!(آموزش داده است)
یا بُنَیَّ لا تَنکَسِر أمامَ الصّعوباتِ! (شکسته نشو)
أیُّها الإنسانُ، إستَغفِر لِذّنبِکَ! (آمرزش بخواه)
تَعَلم دَرسَکَ و عَلّمهُ الآخرینَ! (یاد گرفتن)
عیّن التّرجمة الدّقیقة عن العبارة التّالیة: «شَرُّ النّاسِ ذُو الوَجهَینِ!»
مردم بد بر دو وجه هستند!
بدترین مردم بر دو گونه هستند!
بدترین مردم افراد دورو هستند!
مردم بد دورو هستند!
عیّن الصّحیح:
عَلَینا أن نَکونَ نَاهِینَ عَنِ الصبرِ عَلَی المَشاکِلِ وَ الشَّدائِدِ!
وَ مُشتاقینَ أَن یَتَواضَعَ أساتیذُنا وَ أَصدِقاءُنا وَ جیرانُنا أَمامَنا!
وَ أَن لا نُحِبَّ المُتَکبِّرینَ وَ الآمِرینَ بِالمُنکَرِ وَ الجَبّارینَ!
و أَن نَرفَعَ أَصوتَنا فَوقَ صَوتَ المُخاطَبینَ دونَ دَلیلٍ مَنطِقیُّ!
عیّن الخطأ فی جواب هذا السّوال فی الحِوار: « بِکَم تومان هذه الفساتین؟»
تَبدَأُ الأسعارُ مِن خمسةٍ و سبعینَ ألفَ تومان!
یَختَلِفُ السُعرُ حَسَبَ النّوعیّاتِ!
ستُونَ ألفَ تومان!
القمیصُ الرّجالیّ خمسین ألفَ تومان!
عیِّن الصَورةَ ألتی فیها ما یُشَبَهُ اللهُ صوتَ مَن یرفَعُ صوتَهُ دونَ دلیلٍ مَنطقیَّ بِصَوتِهِ فی هذه الآیه: ( اُغضُض مِن صَوتِکَ إنَّ أنکَرَ الأصواتِ لَصَوتُ الحَمیرِ)




عیّن العبارة الّتی لیسَ فیها إسم التَفضیلِ:
أَعلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إلی عِلمِهِ!
فَلَم أَرَ مولاً کریماً أَصبَرَ علی عبدٍ لئیمٍ منک عَلَیَّ!
تَفَکُرُ ساعةٍ خیرٌ مِن عبادةِ سبعینَ سنةٍ!
وَ تَتَوَدَّدُ إلیَّ فلا أَقبَلُ منک کَأَنَّ لی التَطوُل علیک!
فی أَیَ جملة ما جاء إسم التَّفضیلِ؟
یُحِبُّ الوالِدانِ رُویَةَ أَولادِهِما فی أَحسَنِ حالٍ!
یَحِبُ عَلَی الأولادِ الإبتعادُ عَنِ الأراذِلِ و التَقرَبُ إلی الأفاضِلِ!
اَلرّحمنُ و الرَّحیمُ مِن أسماءِ اللهِ الحُسنی!
وَ اصبِر علی ما أَصابَکَ من البلایا و لا تَجزَع!
عیّن الخطأ:
ما أرضیَ المومِنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلمِ!(اسم التَفضیل)
و لا أَسخَطَ الشَّیطانَ بِمِثلِ الصَمتِ!(فعل ماضٍ)
جَبَلُ دماوند أعلی جبالِ إیرانَ!(اسم التَفضیل)
شَرُّ النّاسِ مَن لا یَعتَقِدُ بالأمانَهِ!(اسم التَفضیل)
عیّن الخطأ:
تَعَلَّمُوا: ماضی باب «تَفَعُّل»
تَواضَعُوا: امرباب «مفاعلة»
تَعَلَّمُوا: امر باب «تَفَعُّل»
تَواضَعُوا: ماضی باب «تفاعل»
عیّن ما لیس فی العبارة التَالیه: « عَداوَةَ العاقِلِ خیرٌ مِن صداقَةِ الجاهِلِ!»
مبتدا
حرف جر
اسم تفضیل
صفت
گنجینه عربی (2) انسانی یازدهم
